﻿1
00:00:02,683 --> 00:00:05,483
<font color="#ff2030">سرمووی مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم</font>
Sermovie

2
00:00:07,007 --> 00:00:09,258
‫- اگه اون اتفاقا بیفته...
‫- قراره که بیفته.

3
00:00:09,259 --> 00:00:12,344
‫- خب، چیکار کنیم؟
‫- گودالِ هر چی بزرگتر که میتونی رو بِکَن

4
00:00:12,345 --> 00:00:14,179
‫و برو توش.

5
00:00:16,599 --> 00:00:19,309
‫ما داریم خودمون رو برای
‫یه فاجعه ی خیلی بزرگ

6
00:00:19,310 --> 00:00:21,020
‫آماده می کنیم که میتونه باعث یه انقراض

7
00:00:21,021 --> 00:00:22,438
‫برای بشریت تو آینده ی خیلی نزدیک بشه.

8
00:00:22,439 --> 00:00:25,649
‫وایلدکت سقوط کرده. وضعیت قرمزِ.

9
00:00:25,650 --> 00:00:28,402
‫خیلی اوضاع خیطه، و من پنج دقیقه
‫پیش بهت نیاز داشتم.

10
00:00:28,403 --> 00:00:30,029
‫گرفتم، دارم میام.

11
00:00:30,030 --> 00:00:31,989
‫همه ی دوربین های امنیتی خاموش بودن

12
00:00:31,990 --> 00:00:35,034
‫روی آخرین تصویر فریز شده بودن،
‫ولی کسی نفهمید چون...

13
00:00:35,035 --> 00:00:36,785
‫هیچ کس دیگه تو خونه نبود به جز بیلی،

14
00:00:36,786 --> 00:00:38,537
‫و اون رو اون مبل، مثل
‫یه تیکه سنگ، خوابیده بود.

15
00:00:38,538 --> 00:00:42,249
‫جین، از این به بعد همه چی بررسی میشه.

16
00:00:42,250 --> 00:00:43,585
‫می خوام بهم اعتماد کنی.

17
00:00:44,294 --> 00:00:46,545
‫مامور کالینز، لازمه که با من بیای.

18
00:00:46,546 --> 00:00:48,881
‫من فقط نمی فهمم چرا از بین این همه آدم

19
00:00:48,882 --> 00:00:50,799
‫که می تونستن مسئول این کار باشن،
‫کسی رو انتخاب کردن

20
00:00:50,800 --> 00:00:53,260
‫که با مقتول رابطه داشته؟

21
00:00:53,261 --> 00:00:55,054
‫ایشون دکتر گابریلا تورابی هستن.

22
00:00:55,055 --> 00:00:57,681
‫ایشون یه روان درمانگرِ طراز جهانی
‫و متخصصِ سوگ هستن.

23
00:00:57,682 --> 00:00:59,308
‫منو یادتون میاد؟

24
00:00:59,309 --> 00:01:00,851
‫شما روان درمانگر رئیس جمهور بودین.

25
00:01:00,852 --> 00:01:02,227
‫مال منم بودین.

26
00:01:02,228 --> 00:01:06,900
‫یه جلسه با هم داشتیم، خیلی وقت پیش.

27
00:01:07,901 --> 00:01:10,195
‫یه سوال دیگه ازتون دارم، اگه اجازه بدین.

28
00:01:11,196 --> 00:01:13,489
‫یه بخش از وجودتون خوشحال نیست که کَل مرده؟

29
00:01:18,453 --> 00:01:19,829
بله.

30
00:01:19,853 --> 00:01:21,753


31
00:02:24,561 --> 00:02:25,853
‫یواش تر، داداش.

32
00:02:26,938 --> 00:02:28,605
‫داداش، یواش تر. دارم... دارم از حال میرم.

33
00:02:28,606 --> 00:02:30,441
‫- از حال نمیری.
‫- چرا، میرم.

34
00:02:30,442 --> 00:02:32,444
‫قراره بالا بیارم و دِقّیقا از حال برم.

35
00:02:33,653 --> 00:02:35,070
‫یادآوری کن ببینم چرا دوباره
‫داریم این کارو می کنیم.

36
00:02:35,071 --> 00:02:37,281
‫بیلی، اگه قراره چشم و گوش من
‫تو این ماجرا باشی

37
00:02:37,282 --> 00:02:39,533
‫وقتی همدیگه رو می بینیم،
‫باید یه چیزِ عادی به نظر بیاد.

38
00:02:39,534 --> 00:02:42,244
‫ما که داریم تو یه بار آبجو می خوریم،
‫یه چیزِ عادیه.

39
00:02:42,245 --> 00:02:44,538
‫آدمای زیادی تو بار هستن.

40
00:02:44,539 --> 00:02:46,165
‫- یا حضرت مسیح.
‫- باشه، بیا، بیا.

41
00:02:46,166 --> 00:02:47,875
‫فقط راه برو.

42
00:02:53,048 --> 00:02:55,507
‫تو باید مسئول این تحقیقات باشی، ایکس.

43
00:02:55,508 --> 00:02:56,925
‫کار از کار گذشته.

44
00:02:56,926 --> 00:02:59,219
‫آره، ولی چرا تو دشمن شماره یکِ مردمی؟

45
00:02:59,220 --> 00:03:00,512
‫رو مبل خوابم برد.

46
00:03:00,513 --> 00:03:02,514
‫بروکس و رینی و جین هم اونجا بودن،

47
00:03:02,515 --> 00:03:04,683
‫بد نیست اشاره کنم که رابینسون داشت
‫با یارو حال می کرد.

48
00:03:04,684 --> 00:03:08,270
‫رئیس جمهور مورد حمله قرار گرفت
‫و من تا بیشتر از ۳۰ دقیقه خبر ندادم.

49
00:03:08,271 --> 00:03:10,273
‫به علاوه، من آخرین کسی بودم که زنده دیدمش.

50
00:03:11,441 --> 00:03:13,193
‫خیلی عجیبه که رفته.

51
00:03:14,486 --> 00:03:17,086
‫منظورم اینه که، حرومزاده بود،
‫ولی حرومزاده ی خودمون بود، درسته؟

52
00:03:19,949 --> 00:03:22,493
‫- منظورم اینه که، می دونم ازش متنفر بودی.
‫- ازش متنفر نبودم.

53
00:03:22,494 --> 00:03:25,205
‫- پیچیده ست.
‫- آره.

54
00:03:27,165 --> 00:03:28,916
‫چرا به همه حقیقت رو نگیم؟

55
00:03:28,917 --> 00:03:30,751
‫چی، اینکه رئیس جمهور به قتل رسیده؟

56
00:03:30,752 --> 00:03:32,252
‫و تبلتش که پر از اسرار دولتی بود

57
00:03:32,253 --> 00:03:34,004
‫و خدا می دونه چی دیگه، گم شده،

58
00:03:34,005 --> 00:03:37,926
‫و فکر می کنیم کسایی که اینجارو ساختن
‫دارن روش سرپوش میذارن؟

59
00:03:38,968 --> 00:03:40,594
‫به نظر من که خیلی جذاب میشه.

60
00:03:40,595 --> 00:03:42,680
‫بیلی، باید خیلی مراقب باشی.

61
00:03:42,681 --> 00:03:45,183
‫- خیلی تو کارم نیست، ولی...
‫- می دونم، رفیق.

62
00:03:46,184 --> 00:03:48,144
‫- ولی سعی کن.
‫- باشه.

63
00:03:49,604 --> 00:03:51,397
‫اِ...

64
00:03:51,398 --> 00:03:53,774
‫مایل رو تو ۷:۱۵ دقیقه رفتی،
‫مامور پیس. بد نیست.

65
00:03:53,775 --> 00:03:56,402
‫همینطوری ادامه بدی، ممکنه
‫اون سینه هات رو از دست بدی.

66
00:03:56,403 --> 00:03:58,070
‫منظورت این عضله های قوی سینمه؟

67
00:03:58,071 --> 00:04:00,781
‫نمی دونم، رفیق، به نظر من که
‫بیشتر شبیه دو تا سینه ی گنده میاد.

68
00:04:00,782 --> 00:04:03,326
‫کجا داری میری؟

69
00:04:04,327 --> 00:04:06,830
‫- دارم میرم پیش یه روان درمانگر.
‫- باشه.

70
00:04:11,254 --> 00:04:15,654
.::: مترجم مرتضی راکی :::.
کانال تلگرام :  @nestedsub

71
00:04:41,906 --> 00:04:43,116
‫یه لحظه.

72
00:04:46,161 --> 00:04:47,870
‫دکتر تورابی.

73
00:04:47,871 --> 00:04:50,164
‫- مامور کالینز.
‫- مزاحم شدم؟

74
00:04:50,165 --> 00:04:53,293
‫اِ، نه. نه، اصلا.

75
00:04:54,294 --> 00:04:58,548
‫او، من، داشتم یه
‫بازی کوچیکِ ۵۲ پیکاپ می کردم.

76
00:04:59,549 --> 00:05:00,925
‫به هم ریخته به نظر میاد.

77
00:05:02,594 --> 00:05:04,094
‫فکر می کنم حدس می زنم چرا اینجایی.

78
00:05:04,095 --> 00:05:06,014
‫چرا بهم گفتین که بگم آره؟

79
00:05:07,640 --> 00:05:09,683
‫مامور کالینز، اگه می خواین
‫یه وقت ملاقات بذارین،

80
00:05:09,684 --> 00:05:11,643
‫خیلی خوشحال میشم یه زمانی رو
‫براتون هماهنگ کنم...

81
00:05:11,644 --> 00:05:13,271
‫دکتر، سوالِ ساده ایه.

82
00:05:20,653 --> 00:05:22,030
‫من دارم میرم.

83
00:05:24,115 --> 00:05:25,575
‫مایلید تو پیاده روی همراهم باشید؟

84
00:05:27,494 --> 00:05:28,620
‫حتما.

85
00:05:29,704 --> 00:05:30,955
‫عالیه.

86
00:05:53,478 --> 00:05:55,437
‫مرحوم یه مرد سفیدپوستِ.

87
00:05:55,438 --> 00:05:59,484
‫یه شکستگی ZMC سمت راست با
‫یه شکستگی شدید کاسه چشم داره.

88
00:06:01,027 --> 00:06:04,823
‫ببخشید، یکم از تمرین دور شدم.

89
00:06:06,700 --> 00:06:08,409
‫در ادامه به آسیب دیدگی دوم می پردازیم.

90
00:06:08,410 --> 00:06:11,745
‫خردشدگی استخوان های
‫آهیانه ای کاسه چشم وجود داره...

91
00:06:11,746 --> 00:06:14,164
‫سینوس ساجیتال مغزی،

92
00:06:14,165 --> 00:06:16,084
‫شواهدی از ضربه ی جسم سخت.

93
00:06:17,293 --> 00:06:19,336
‫تجزیه و تحلیل اولیه ی زخم
‫نشون میده که سلاح قتل

94
00:06:19,337 --> 00:06:22,840
‫یه جور جسم سنگین بوده، یه چیزی ناصاف.

95
00:06:22,841 --> 00:06:25,634
‫نمونه هایی از چیزی که به نظر خاک میاد

96
00:06:25,635 --> 00:06:29,514
‫از یه منطقه اطراف زخم سر،
‫احتمالا نشون دهنده ی یه سنگ بزرگ.

97
00:06:31,099 --> 00:06:33,601
‫اول از سمت راست،
‫وقتی ایستاده بود، ضربه خورده.

98
00:06:34,269 --> 00:06:37,271
‫شکستگی فاجعه بار بالای جمجمه اش

99
00:06:37,272 --> 00:06:39,148
‫احتمالا وقتی رو زمین بوده اتفاق افتاده،

100
00:06:39,149 --> 00:06:40,983
‫خیلی احتمالا بی دفاع.

101
00:06:40,984 --> 00:06:43,485
‫با این حال، نشونه هایی از
‫خون مردگی روی دستاش هست.

102
00:06:43,486 --> 00:06:47,031
‫کبودی، آثار کبودی، نشونه های یه درگیری.

103
00:06:47,032 --> 00:06:49,992
‫و شما از ناخن هاش برای
‫بررسی DNA نمونه برداری کردین؟

104
00:06:49,993 --> 00:06:51,702
‫انجام دادم.

105
00:06:51,703 --> 00:06:54,621
‫چقدر طول میکشه تا جواب DNA بیاد؟

106
00:06:54,622 --> 00:06:56,123
‫تجهیزات ما اینجا محدوده

107
00:06:56,124 --> 00:06:57,833
‫و همونطور که گفتم، از تمرین دوریم، ولی...

108
00:06:57,834 --> 00:06:59,002
‫چقدر طول میکشه؟

109
00:07:00,420 --> 00:07:01,670
‫یه روز یا دو روز.

110
00:07:56,184 --> 00:07:59,979
‫هنوزم برام عجیبه که آدما
‫چقدر می تونن مقاوم باشن.

111
00:08:01,022 --> 00:08:05,734
‫سه سال گذشته، و این مکان، عادیِ ما شده.

112
00:08:05,735 --> 00:08:08,278
‫و باور کنین، خیلی کار برد
‫تا این حس رو پیدا کنه.

113
00:08:09,823 --> 00:08:12,741
‫صداهای حشرات.

114
00:08:12,742 --> 00:08:15,452
‫اینا یه جورایی خیلی خوب کار شده.

115
00:08:15,453 --> 00:08:18,622
‫صداها تو پارک های ملی سراسر کشور ضبط شدن.

116
00:08:18,623 --> 00:08:22,084
‫چرا داریم راه میریم؟ فکر می کنی
‫کسی دفترت رو شنود گذاشته؟

117
00:08:22,085 --> 00:08:24,545
‫اونا هر حشره ای که تونستن
‫پیدا کردن رو ضبط کردن.

118
00:08:24,546 --> 00:08:28,048
‫هزاران ساعت. روز، شب، اِ، هنگام غروب.

119
00:08:28,049 --> 00:08:29,842
‫- دکتر تورابی.
‫- آره، شاید.

120
00:08:29,843 --> 00:08:32,721
‫- کی؟
‫- فکر می کنی کی؟

121
00:08:34,180 --> 00:08:35,640
‫سیناترا و میلیاردرها.

122
00:08:36,808 --> 00:08:38,685
‫مثل یه گروه راک میمونه، نه؟

123
00:08:40,145 --> 00:08:45,065
‫مامور کالینز، اولین ملاقاتمون رو
‫چقدر خوب یادتون میاد؟

124
00:08:45,066 --> 00:08:47,277
‫- راستش، خیلی نه.
‫- هوم.

125
00:08:48,278 --> 00:08:52,656
‫مامور زاویر کالینز، اولین
‫بیماری که تا حالا دیده بودم

126
00:08:52,657 --> 00:08:55,076
‫تو جلسه ی درمانی از
‫حق سکوتش استفاده می کرد.

127
00:08:56,119 --> 00:08:58,454
‫یادمه از پیشینه تون پرسیدم،

128
00:08:58,455 --> 00:09:01,457
‫و بعد، دقیقا یادمه که گفتین،

129
00:09:01,458 --> 00:09:03,667
‫"من از حق سکوتم استفاده می کنم"،
‫اونم شوخی نمی کردین.

130
00:09:03,668 --> 00:09:07,296
‫من تو این سال ها چیزای زیادی دیدم،
‫ولی هیچوقت همچین چیزی ندیده بودم.

131
00:09:07,297 --> 00:09:10,759
‫ببخشید، می خوایم بازی کنیم یا حرف بزنیم؟

132
00:09:12,886 --> 00:09:16,181
‫تنها کسی که تو جلسه ی درمانی
‫کمتر از شما حرف می زد...

133
00:09:17,390 --> 00:09:18,641
‫رئیس جمهور بردفورد بود.

134
00:09:20,435 --> 00:09:23,563
‫حداقل اوایلش. ولی بالاخره،
‫سر صحبت رو باز کرد.

135
00:09:25,065 --> 00:09:26,483
‫باهاش نشستم...

136
00:09:28,318 --> 00:09:31,695
‫یه روز قبل از مرگش، ولی شما اینو می دونین.

137
00:09:31,696 --> 00:09:33,031
‫به نظر شما چطور بود؟

138
00:09:36,451 --> 00:09:38,328
‫یه اتفاقی تو اون هفته ی آخر افتاده بود.

139
00:09:39,746 --> 00:09:42,999
‫به نظر... خسته میومد.

140
00:09:44,125 --> 00:09:45,668
‫- سنگین.
‫- اون رئیس جمهور بود.

141
00:09:45,669 --> 00:09:49,506
‫و اون تو دفتر من، مست و با لباس خوابش،
‫اینور اونور می رفت.

142
00:09:53,551 --> 00:09:55,594
‫می خوام بدونم چرا اون روز دخالت کردین.

143
00:09:55,595 --> 00:09:57,013
‫یه بار دیگه پرونده‌ات رو نگاه کردم.

144
00:09:59,140 --> 00:10:02,685
‫در مورد رابطه‌ات با پدرت بهم بگو.

145
00:10:10,151 --> 00:10:11,986
‫چرا دیگه با هم حرف نمی زدین؟

146
00:10:13,863 --> 00:10:17,032
‫ببخشید دیر کردم. ترافیک خیلی بد بود.

147
00:10:17,033 --> 00:10:20,327
‫او، سلام، من ازت خواستم که
‫تو اون ترافیکِ شلوغ بیای

148
00:10:20,328 --> 00:10:21,954
‫تا بتونیم چند دقیقه ای رو با هم بگذرونیم.

149
00:10:21,955 --> 00:10:24,790
‫- و من اینجام.
‫- و شمام اینجایین.

150
00:10:24,791 --> 00:10:26,417
‫- پسر خوب.
‫- من بهترین پسرم.

151
00:10:26,418 --> 00:10:28,753
‫زیاد دیگه خودتو لوس نکن.

152
00:10:29,754 --> 00:10:31,255
‫شطرنج تکی.

153
00:10:31,256 --> 00:10:34,174
‫آره. به تمرکز ذهن کمک می کنه.

154
00:10:34,175 --> 00:10:35,843
‫یه چرت هم همینطوره.

155
00:10:35,844 --> 00:10:38,638
‫- منو ریلکس می کنه.
‫- می دونی، چرت هم همین کارو می کنه.

156
00:10:40,473 --> 00:10:43,267
‫این باید اوضاع رو جالب تر کنه.

157
00:10:43,268 --> 00:10:45,228
‫- آهان.
‫- آره.

158
00:10:46,396 --> 00:10:48,981
‫همه چی تو آکادمی خوبه؟

159
00:10:48,982 --> 00:10:50,442
‫همه چی خوبه.

160
00:10:53,653 --> 00:10:55,488
‫خلبان خیلی خوبی می شدی.

161
00:10:56,906 --> 00:10:58,991
‫چی دارم میگم؟ هنوزم می تونی
‫با بهترین هاشون پرواز کنی،

162
00:10:58,992 --> 00:11:01,618
‫حتی اگه نذارن این کارو
‫به عنوان یه شغل انجام بدی.

163
00:11:05,331 --> 00:11:07,750
‫فقط کاش می تونستم، می دونی،
‫من... می تونستم یه کاری کنم.

164
00:11:07,751 --> 00:11:10,461
‫من به خاطر چیزایی که تو و مامان بهم دادین،
‫همینی که هستم.

165
00:11:10,462 --> 00:11:12,630
‫ضعف بینایی فقط بخشی از ماجراست.

166
00:11:14,507 --> 00:11:17,676
‫- حالِ تری چطوره؟
‫- این یه دلیل دیگه ست که دیر کردم.

167
00:11:17,677 --> 00:11:20,262
‫اِ، روزای بهتری داشته.

168
00:11:20,263 --> 00:11:23,015
‫منظورت از روزای بهتر چیه؟ نمی فهمم.

169
00:11:23,016 --> 00:11:24,516
‫اتفاقی افتاده؟

170
00:11:24,517 --> 00:11:27,770
‫اِ، صبح ها خیلی حالت تهوع داره.

171
00:11:27,771 --> 00:11:30,189
‫- هوم.
‫- مثل یه مریضیه.

172
00:11:30,190 --> 00:11:33,026
‫- هوم.
‫- مثل تهوع صبحگاهی.

173
00:11:33,485 --> 00:11:35,236
‫- هوم.
‫- بابا.

174
00:11:41,576 --> 00:11:45,412
‫من قراره پدربزرگ بشم.

175
00:11:45,413 --> 00:11:47,247
‫- حالا فهمید.
‫- آخ!

176
00:11:49,334 --> 00:11:51,418
‫می دونی که من خیلی جذاب تر
‫از اونم که پدربزرگ بشم.

177
00:11:51,419 --> 00:11:54,422
‫همین بود!

178
00:11:58,343 --> 00:12:00,719
‫- ممنونم آقا.
‫- خواهش می کنم.

179
00:12:00,720 --> 00:12:02,221
‫اسمی انتخاب کردین؟

180
00:12:02,222 --> 00:12:04,890
‫می دونی تری چقدر
‫به الویس علاقه داره، درسته؟

181
00:12:04,891 --> 00:12:09,436
‫- مطمئنی که اونم مثل خودمونه؟
‫- اِ، اون پریسلی رو دوست داره.

182
00:12:09,437 --> 00:12:11,146
‫من فریتوز رو دوست دارم،
‫ولی این به این معنی نیست

183
00:12:11,147 --> 00:12:13,273
‫که می خوام اسم نوه‌ام رو از روشون بذارم.

184
00:12:15,985 --> 00:12:19,864
‫حدس می زنم قراره بیشتر از
‫قبل از دالس پرواز کنم، ها؟

185
00:12:21,199 --> 00:12:22,450
‫فکر کنم.

186
00:12:26,663 --> 00:12:28,832
‫چیزی نیست که بخوام تعریف کنم، واقعا.

187
00:12:30,041 --> 00:12:31,042
‫ببین...

188
00:12:32,752 --> 00:12:34,712
‫من هر چی در مورد کَل بردفورد بدونم بهت میگم،

189
00:12:34,713 --> 00:12:37,673
‫ولی تو داری ازم می خوای که بهت اعتماد کنم.

190
00:12:37,674 --> 00:12:41,594
‫و من باید بیشتر از چیزایی که تو پروندشه،

191
00:12:42,429 --> 00:12:45,114
‫در مورد مردی که دارم
‫بهش اعتماد می کنم، بدونم.

192
00:12:45,432 --> 00:12:47,808
‫چی میگی، معامله کنیم؟

193
00:13:01,197 --> 00:13:02,907
‫تو تو شورتِ من خیلی خوب به نظر میای.

194
00:13:03,950 --> 00:13:05,367
‫- واقعا؟
‫- آره.

195
00:13:05,368 --> 00:13:07,119
‫آره.

196
00:13:09,205 --> 00:13:12,958
‫امروز صبح یه گزارش ریاست جمهوری می خوای؟

197
00:13:16,588 --> 00:13:20,341
‫- تو یه احمقی.
‫- آهنگمون رو گذاشتم.

198
00:13:44,949 --> 00:13:46,493
‫مامور رابینسون.

199
00:13:58,421 --> 00:14:01,215
‫من... انتظار نداشتم اینجا ببینمت. من فقط...

200
00:14:01,216 --> 00:14:03,301
‫مردی که ۲۰ سال می شناختم به قتل رسیده.

201
00:14:04,386 --> 00:14:06,345
‫یه نفر به این خونه دسترسی
‫پیدا کرده و اونو کشته.

202
00:14:06,346 --> 00:14:08,764
‫دو روز دیگه خاکش می کنیم.

203
00:14:08,765 --> 00:14:11,558
‫می خوام بدونم کی این کارو کرده،
‫قبل از اینکه این کارو بکنیم.

204
00:14:11,559 --> 00:14:14,562
‫خانم، من...

205
00:14:15,689 --> 00:14:17,148
‫می دونم که شما ناراحتین.

206
00:14:18,149 --> 00:14:19,817
‫می دونم که خیلی بهش اهمیت می دادین.

207
00:14:19,818 --> 00:14:22,028
‫مزخرفات رو تموم کن، رابینسون.

208
00:14:23,571 --> 00:14:26,091
‫یه نفر تبلت رو دزدیده، و
‫من می خوام برش گردونم، فهمیدی؟

209
00:14:28,576 --> 00:14:29,661
‫حواسم هست.

210
00:14:30,745 --> 00:14:34,374
‫مطمئنی؟ چون یه چیزی هست
‫که نمی تونم تحمل کنم.

211
00:14:35,750 --> 00:14:37,626
‫نمی تونم یه معشوقه ی دلباخته داشته باشم

212
00:14:37,627 --> 00:14:39,879
‫که خواب و خیال یه رابطه ی مخفی
‫تو محل کارش رو ببینه.

213
00:14:40,922 --> 00:14:44,383
‫اگه خیلی نزدیک و خیلی تازه ست،
‫یه نفر دیگه رو پیدا می کنم.

214
00:14:44,384 --> 00:14:46,343
‫گفتم حواسم هست.

215
00:14:46,344 --> 00:14:48,054
‫بهم فضا بده کارمو انجام بدم.

216
00:14:49,389 --> 00:14:51,473
‫بهم اعتماد کن تا بهت فضا بدم.

217
00:14:59,941 --> 00:15:02,359
‫میگن به بچه های بیشتری
‫تو پناهگاه نیاز داریم.

218
00:15:02,360 --> 00:15:05,195
‫- کی میگه؟
‫- می دونی، اونا.

219
00:15:06,489 --> 00:15:08,741
‫واقعا فکر می کنی همه
‫اون تروما رو پشت سر گذاشتن؟

220
00:15:08,742 --> 00:15:10,159
‫خدا، نه. نه.

221
00:15:10,160 --> 00:15:13,871
‫منظورم اینه که، قرار نیست
‫هممون دوباره مثل قبل بشیم.

222
00:15:13,872 --> 00:15:16,373
‫ولی با ساخت این مکان،
‫ما به مردم ابزار دادیم

223
00:15:16,374 --> 00:15:18,667
‫تا شروع به حرکت کنن.

224
00:15:18,668 --> 00:15:21,587
‫یه نگاهی بنداز دور و برت. چی می بینی؟

225
00:15:23,673 --> 00:15:26,383
‫اجتماعی شدن بیشتر از خرید کردن توش هست.

226
00:15:26,384 --> 00:15:29,553
‫یونانی های باستان معتقد بودن 
‫که یه زندگی اجتماعی سالم

227
00:15:29,554 --> 00:15:31,972
‫کلید یه زندگی پر رونقه.

228
00:15:31,973 --> 00:15:35,559
‫و آگورا، که اصطلاح یونانی برای بازاره،

229
00:15:35,560 --> 00:15:37,269
‫یه جزء مهم بود.

230
00:15:37,270 --> 00:15:39,188
‫به همین دلیله که جمعیت اینجا خیلی محدوده.

231
00:15:39,189 --> 00:15:40,939
‫این... دقیقا به اندازه ی کافی کوچیکه

232
00:15:40,940 --> 00:15:43,192
‫تا اون حس اجتماعی بودن حفظ بشه.

233
00:15:43,193 --> 00:15:45,652
‫منظورم اینه که، این همچنین 
‫اندازه ی ایده آل جمعیت

234
00:15:45,653 --> 00:15:47,446
‫برای سیستم تصفیه ی اکسیژن ماست.

235
00:15:47,447 --> 00:15:49,866
‫ولی می دونی، هیچ کلمه ی 
‫یونانی خوشگلی برای این وجود نداره.

236
00:15:51,117 --> 00:15:52,993
‫خیلی خب، می خوای من یه چیزی بگم؟ میگم.

237
00:15:52,994 --> 00:15:56,163
‫چرا تو اینقدر در مورد این مکان می دونی؟

238
00:15:56,164 --> 00:15:57,665
‫چون من تو طراحیش کمک کردم.

239
00:15:58,750 --> 00:16:00,627
‫جنبه های روانشناختیش رو، یعنی.

240
00:16:01,670 --> 00:16:07,633
‫من استخدام شده بودم تا به ساخت 
‫یه جامعه از افراد داغدار و آواره کمک کنم

241
00:16:07,634 --> 00:16:09,260
‫که یه زندگی پر رونق داشته باشن.

242
00:16:10,762 --> 00:16:13,430
‫یه جامعه با فروشگاه های 
‫مواد غذایی، و پارک ها،

243
00:16:13,431 --> 00:16:17,726
‫و یه رستوران با بهترین 
‫سیب زمینی سرخ کرده های پنیری تاریخ.

244
00:16:17,727 --> 00:16:22,356
‫دوست دارم خودم رو، امم، 
‫یه معمار رفاه اجتماعی بدونم.

245
00:16:22,357 --> 00:16:23,941
‫چون سیب زمینی سرخ کرده ی پنیری آوردی؟

246
00:16:23,942 --> 00:16:26,735
‫اِ، بهترین سیب زمینی سرخ کرده های پنیری تاریخ.

247
00:16:26,736 --> 00:16:27,821
‫هوم.

248
00:16:33,785 --> 00:16:35,286
‫فکر می کنی اونا چیزی دارن؟

249
00:16:39,332 --> 00:16:42,918
‫- خدا ملکه رو حفظ کنه.
‫- بس کن، پیس.

250
00:16:42,919 --> 00:16:45,088
‫خیلی خب، اوضاع از این قراره.

251
00:16:46,089 --> 00:16:48,425
‫جنایی هیچ اثر انگشت 
‫یا مدرک فیبری پیدا نکرد.

252
00:16:49,426 --> 00:16:51,593
‫به نظر میاد هر کسی که 
‫بهش نزدیک بوده، یه علیبی داره.

253
00:16:51,594 --> 00:16:55,055
‫ما هیچ انگیزه ای، هیچ سلاح قتلی نداریم.

254
00:16:55,056 --> 00:16:56,306
‫در مورد DNA چی؟

255
00:16:56,307 --> 00:16:58,267
‫از جسد رئیس جمهور نمونه برداری شده.

256
00:16:58,268 --> 00:16:59,768
‫چند روز طول می کشه.

257
00:16:59,769 --> 00:17:02,312
‫پزشک قانونی میگه که زمان مرگ

258
00:17:02,313 --> 00:17:05,649
‫با زمانی که دوربین هامون خاموش بودن، یکیه.

259
00:17:05,650 --> 00:17:07,943
‫و گزارش کالبد شکافی اولیه

260
00:17:07,944 --> 00:17:12,948
‫نشون میده که علت مرگ ضربه ی جسم سخت

261
00:17:12,949 --> 00:17:15,952
‫از یه جسم سنگین با شکل نامنظم بوده.

262
00:17:17,787 --> 00:17:20,372
‫سوال دیگه ای هست؟

263
00:17:20,373 --> 00:17:22,333
‫نه از من.

264
00:17:22,334 --> 00:17:24,585
‫اوه، می دونی چی؟ صبر کن، من یه سوال دارم.

265
00:17:24,586 --> 00:17:27,589
‫چرا به حضرت فاک زاویه اینجا نیست؟

266
00:17:28,923 --> 00:17:31,008
‫مامور کالینز پروتکل رو نادیده گرفت.

267
00:17:31,009 --> 00:17:33,093
‫اقداماتش اون صبح برعکسِ...

268
00:17:33,094 --> 00:17:35,637
‫از کلمات بزرگ استفاده نکن که 
‫منو گیج کنی، رابینسون.

269
00:17:35,638 --> 00:17:37,932
‫اون بهترین مامور ماست، باید اینجا باشه.

270
00:17:58,995 --> 00:18:00,163
‫اوه، به من توجه نکنید.

271
00:18:05,210 --> 00:18:07,002
‫دوربین های ما شب قتل خاموش بودن،

272
00:18:07,003 --> 00:18:08,796
‫به همین دلیل روی همین موضوع تمرکز داریم.

273
00:18:08,797 --> 00:18:12,508
‫شانس گرفتن چیزی از سیستم نظارتی چقدره؟

274
00:18:12,509 --> 00:18:15,636
‫شانسش خیلی کمه، ولی خب، 
‫شاید بتونم یه چیزی مثل

275
00:18:15,637 --> 00:18:17,388
‫اثر انگشت دیجیتالی از شبکه بکشم بیرون.

276
00:18:17,389 --> 00:18:19,139
‫حدود ده درصد شانس هست که بتونم هویت

277
00:18:19,140 --> 00:18:20,767
‫کسی که خاموششون کرده رو پیدا کنم.

278
00:18:21,851 --> 00:18:22,935
‫چقدر طول می‌کشه؟

279
00:18:22,936 --> 00:18:25,313
‫من که شعبده‌باز نیستم. آخر روز، شاید.

280
00:18:26,898 --> 00:18:29,149
‫خیلی خب، دیگه بسه.

281
00:18:29,150 --> 00:18:30,235
‫ممنون.

282
00:18:37,075 --> 00:18:38,243
‫مطمئنم که...

283
00:18:42,706 --> 00:18:45,416
‫من دارم میرم رئیس‌جمهور عصبی‌ترین و

284
00:18:45,417 --> 00:18:47,002
‫روانی‌ترین رئیس‌جمهور تاریخ رو آروم کنم.

285
00:18:48,294 --> 00:18:49,921
‫وقتی برگردم، یه سری جواب می‌خوام.

286
00:18:55,301 --> 00:18:56,593
‫<i>شما رو سیناترا استخدام کرده؟</i>

287
00:18:56,594 --> 00:19:00,139
‫آه. سامانتا. شما بهش می‌گید سیناترا.

288
00:19:00,140 --> 00:19:03,642
‫ما همدیگه رو دیدیم، 
‫وقتی که اون کاملا داغون بود.

289
00:19:03,643 --> 00:19:05,519
‫من یه متخصص تو غم و اندوه بودم.

290
00:19:05,520 --> 00:19:08,814
‫اون فکر می‌کرد من می‌تونم کمکش کنم، 
‫و بهم یه فرصت داد.

291
00:19:08,815 --> 00:19:11,985
‫- و حالا، شما اینجایید. 
‫- و حالا، ما اینجاییم.

292
00:19:12,986 --> 00:19:14,279
‫میشه بهش اعتماد کرد؟

293
00:19:16,406 --> 00:19:19,659
‫من دیگه حرف نمی‌زنم. 
‫در مورد پدرت بگو ببینم،

294
00:19:21,202 --> 00:19:22,745
‫چه اتفاقی افتاد؟

295
00:19:22,746 --> 00:19:24,789
‫<i>توجه، مسافرین...</i>

296
00:19:25,874 --> 00:19:29,209
‫نکنه از این حرکت جدید نگران شدی؟

297
00:19:33,715 --> 00:19:35,633
‫منو گذاشتن تو تیم حفاظت معاون رئیس‌جمهور.

298
00:19:36,885 --> 00:19:38,178
‫اوه، چه عالی.

299
00:19:39,596 --> 00:19:42,181
‫- تبریک می‌گم پسرم. 
‫- خیلی ممنون.

300
00:19:42,182 --> 00:19:43,682
‫اوه، چه عالی.

301
00:19:43,683 --> 00:19:47,436
‫حالا بگو ببینم، کار کیه که 
‫اسم رمزها رو انتخاب می‌کنه؟

302
00:19:47,437 --> 00:19:49,188
‫نه، جدی می‌گم.

303
00:19:49,189 --> 00:19:50,981
‫- خب... 
‫- سرویس مخفیه؟

304
00:19:50,982 --> 00:19:53,400
‫آخه من یه سری ایده برای اون احمق دارم.

305
00:19:53,401 --> 00:19:55,944
‫خب، متاسفم که به اطلاعتون برسونم، 
‫ولی کاخ سفید

306
00:19:55,945 --> 00:19:59,406
‫اسم رمزها رو با مشورت با کسایی که 
‫قراره محافظت بشن، انتخاب می‌کنه.

307
00:19:59,407 --> 00:20:01,367
‫یه جایی خوندم که

308
00:20:01,368 --> 00:20:07,368
‫جی‌اف‌کی و جکی "لنسر" و "لیس" بودن.

309
00:20:07,374 --> 00:20:08,999
‫- ها.
‫- آره.

310
00:20:09,000 --> 00:20:10,417
‫خیلی هم مناسب، اینطور فکر نمی‌کنی؟

311
00:20:10,418 --> 00:20:12,018
‫- آره، آره، آره.
‫- مردم اینو یادشون رفته.

312
00:20:19,552 --> 00:20:21,303
‫هی، بابا، اونجا چی شده؟

313
00:20:21,304 --> 00:20:22,888
‫ها؟

314
00:20:22,889 --> 00:20:25,265
‫- یه لرزش داشتی، همین الان دیدم. 
‫- نه، چیزی نیست.

315
00:20:25,266 --> 00:20:27,726
‫- باهام حرف بزن. 
‫- چیزی نیست، چیزی نیست.

316
00:20:27,727 --> 00:20:30,271
‫اصلا چیزی نیست. فراموشش کن.

317
00:20:32,482 --> 00:20:34,192
‫چیزی هست که بهم نمی‌گی؟

318
00:20:37,696 --> 00:20:39,197
‫من پارکینسون دارم.

319
00:20:43,201 --> 00:20:44,785
‫اوه، نه. بابا، نه دیگه...

320
00:20:44,786 --> 00:20:48,330
‫اگه شروع به گریه کنی، 
‫من، من، یه تهدید بمب‌گذاری گزارش می‌دم.

321
00:20:48,331 --> 00:20:50,625
‫بابا، من فقط...

322
00:20:52,002 --> 00:20:53,461
‫از کی... درسته.

323
00:20:57,924 --> 00:20:59,091
‫خیلی متاسفم.

324
00:20:59,092 --> 00:21:01,301
‫خب...

325
00:21:01,302 --> 00:21:02,761
‫دارم باهاش کنار میام.

326
00:21:02,762 --> 00:21:05,764
‫می‌دونی، دارم همه علائم رو 
‫با دارو کنترل می‌کنم.

327
00:21:05,765 --> 00:21:08,100
‫غذای سالم می‌خورم، ورزش می‌کنم.

328
00:21:08,101 --> 00:21:10,811
‫مادرت خیلی روم فشار آورده.

329
00:21:10,812 --> 00:21:12,229
‫به شرکت گفتی؟

330
00:21:12,230 --> 00:21:14,149
‫نه، معلومه که نه.

331
00:21:15,150 --> 00:21:17,860
‫چی؟ داری پنهونش می‌کنی؟

332
00:21:17,861 --> 00:21:19,987
‫- ها... 
‫- بقیه خدمه پرواز چی؟

333
00:21:19,988 --> 00:21:21,155
‫خب، یه سری از بچه‌ها می‌دونن.

334
00:21:21,156 --> 00:21:23,532
‫می‌دونن که فقط باید یه کم بیشتر 
‫حواسشون جمع باشه

335
00:21:23,533 --> 00:21:25,284
‫وقتی با هم کار می‌کنیم.

336
00:21:25,285 --> 00:21:26,828
‫من حواسم هست.

337
00:21:28,663 --> 00:21:30,373
‫باورم نمیشه چی دارم می‌شنوم.

338
00:21:31,416 --> 00:21:34,168
‫داری قوانین اخلاقی اتحادیه‌ات رو 
‫زیر پا می‌ذاری.

339
00:21:34,169 --> 00:21:37,004
‫هی، ممکنه بری زندان، بابا.

340
00:21:37,005 --> 00:21:39,299
‫اوه، بیخیال. بیخیال.

341
00:21:42,427 --> 00:21:44,887
‫- خب، می‌خوای چیکار کنم؟ - بازنشسته شو.

342
00:21:44,888 --> 00:21:48,724
‫و بعدش، نمی‌دونم، برو گلف بازی کن.

343
00:21:48,725 --> 00:21:50,642
‫مامان رو ببر ایتالیا، همونطور که می‌خواد.

344
00:21:50,643 --> 00:21:54,272
‫ولی باید همین الان پرواز رو متوقف کنی.

345
00:21:56,858 --> 00:21:59,943
‫خب، من از نگرانیت ممنونم، 
‫ولی این تصمیمیِ که خودم باید بگیرم.

346
00:21:59,944 --> 00:22:02,197
‫- بابا، این... 
‫- خا...

347
00:22:04,032 --> 00:22:05,367
‫من یه خلبانم، پسرم.

348
00:22:06,701 --> 00:22:08,620
‫این چیزیه که من هستم.

349
00:22:11,122 --> 00:22:14,583
‫و، فقط به یه کم وقت بیشتر نیاز دارم.

350
00:22:14,584 --> 00:22:15,669
‫همین.

351
00:22:16,961 --> 00:22:19,171
‫من یه پرواز دارم که باید انجامش بدم.

352
00:22:31,810 --> 00:22:35,270
‫من و پدرم یه دعوایی داشتیم، پیش میاد دیگه.

353
00:22:35,271 --> 00:22:38,732
‫اون می‌خواست من خلبان بشم، 
‫راه اونو ادامه بدم.

354
00:22:38,733 --> 00:22:41,026
‫معلوم شد که نمی‌تونستم این کارو بکنم، 
‫برای همین به سرویس مخفی پیوستم.

355
00:22:41,027 --> 00:22:43,070
‫من ترتیب اتفاقات رو می‌دونم، باشه؟ 
‫تو پروفایل خوندم.

356
00:22:43,071 --> 00:22:44,655
‫- چیز دیگه ای نیست. 
‫- خب، من فکر می‌کنم هست.

357
00:22:44,656 --> 00:22:46,824
‫- بهت می‌گم، نیست. 
‫- در مورد آخرین پروازش بگو.

358
00:22:46,825 --> 00:22:48,034
‫نه.

359
00:22:51,621 --> 00:22:52,871
‫- کلافه‌ای. 
‫- آره.

360
00:22:52,872 --> 00:22:56,208
‫- خب، از سوال پرسیدن من و... 
‫- از همه‌چی، باشه؟!

361
00:22:56,209 --> 00:22:59,586
‫ولی خب، معلومه که آدم خیلی باهوشی هستی، 
‫و معلومه که خیلی سخت تلاش کردی

362
00:22:59,587 --> 00:23:02,339
‫- که به یه، معمار چی بشی... 
‫- رفاه اجتماعی.

363
00:23:02,340 --> 00:23:05,384
‫ولی هیچ چیز نرمالی 
‫در مورد هیچ کدوم از اینا نیست.

364
00:23:05,385 --> 00:23:07,428
‫می‌خوام بدونم تو چی در مورد کال می‌دونی،

365
00:23:07,429 --> 00:23:10,806
‫و نمی‌خوام در مورد زندگی قبلیم حرف بزنم، 
‫چون زندگی قبلیم تموم شده.

366
00:23:10,807 --> 00:23:12,433
‫دنیا تموم شده،

367
00:23:12,434 --> 00:23:15,228
‫و همه و هر چیزی توش از بین رفته.

368
00:23:16,438 --> 00:23:19,982
‫و هیچ مقدار خواربار، 
‫یا صداهای ضبط شده حشرات،

369
00:23:19,983 --> 00:23:22,651
‫یا مخصوصا، اون سیب‌زمینی سرخ کرده‌های لعنتی و کوفتی

370
00:23:22,652 --> 00:23:24,404
‫هیچی رو تغییر نمیده.

371
00:23:30,285 --> 00:23:31,661
‫واو.

372
00:23:33,913 --> 00:23:35,248
‫آره، خیلی زیاد بود.

373
00:23:40,337 --> 00:23:41,421
‫خب، حالا چی؟

374
00:23:43,548 --> 00:23:48,635
‫خب، یه ایده‌ای دارم، 
‫ولی فکر نمی‌کنم خوشت بیاد.

375
00:23:48,636 --> 00:23:49,721
‫امتحان کن.

376
00:23:52,682 --> 00:23:54,884
‫داشتم فکر می‌کردم بریم 
‫یه کم سیب‌زمینی سرخ کرده بگیریم.

377
00:24:12,160 --> 00:24:13,244
‫این بده.

378
00:24:14,371 --> 00:24:16,163
‫اگه گارسیا بفهمه، چی کار کنیم؟

379
00:24:16,164 --> 00:24:18,832
‫آروم باش. اون فقط گفت ۹۰ درصد احتمال داره

380
00:24:18,833 --> 00:24:20,417
‫نتونه بفهمه کی سیستم رو دستکاری کرده.

381
00:24:20,418 --> 00:24:21,835
‫آره، و ۱۰ درصد احتمال داره که بتونه.

382
00:24:26,216 --> 00:24:28,592
‫چه خبره، بروکس؟

383
00:24:28,593 --> 00:24:30,594
‫این قسمت خونه ممنوعه.

384
00:24:30,595 --> 00:24:33,306
‫- به دستور کی؟ 
‫- رابینسون.

385
00:24:36,685 --> 00:24:37,686
‫ممنون.

386
00:24:42,107 --> 00:24:43,482
‫- فکر می‌کنی صدامون رو شنید؟ 
‫- نه.

387
00:24:43,483 --> 00:24:46,276
‫- ممکنه به رابینسون بگه. 
‫- بیا اینجا.

388
00:24:46,277 --> 00:24:48,278
‫زیاد نگران نباش.

389
00:24:48,279 --> 00:24:52,200
‫اگه کار به اونجا برسه، 
‫من با رابینسون طرف می‌شم، باشه؟

390
00:24:55,203 --> 00:24:56,871
‫برو. تو برو.

391
00:25:10,260 --> 00:25:12,344
‫هنری، باید آروم باشی.

392
00:25:12,345 --> 00:25:14,905
‫یادت باشه دکترا چی بهت گفتن.

393
00:25:17,267 --> 00:25:21,145
‫جناب رئیس‌جمهور، من می‌تونم شما رو تو خونه 
‫و مکان‌های عمومی محافظت کنم.

394
00:25:21,146 --> 00:25:23,689
‫ولی اگه یه رگ خونی تو مغزتون بترکه

395
00:25:23,690 --> 00:25:27,277
‫یا سکته کنید، خب، قربان، 
‫من اونقدر خوب نیستم.

396
00:25:28,445 --> 00:25:31,071
‫کال بهترین امکانات امنیتی رو داشت، 
‫ببین چی سرش اومد.

397
00:25:31,072 --> 00:25:32,323
‫کال مرده.

398
00:25:33,408 --> 00:25:36,161
‫اون دوست من بود، 
‫و ما همینطوری داریم میریم جلو.

399
00:25:37,328 --> 00:25:39,789
‫جوری به زندگیمون ادامه می‌دیم 
‫که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

400
00:25:41,374 --> 00:25:43,376
‫اونا هنوز دارن یه جشن لعنتی 
‫فردا برگزار می‌کنن!

401
00:25:48,757 --> 00:25:51,176
‫کال یه مرد درست و شرافتمند بود.

402
00:25:57,098 --> 00:25:58,433
‫اون دوست منم بود.

403
00:26:01,686 --> 00:26:05,940
‫و ما بهش احترام می‌ذاریم 
‫با جدی گرفتن تلاش‌مون برای عدالت.

404
00:26:07,067 --> 00:26:11,195
‫و آیا می‌دونیم این تلاش 
‫ما رو به کجا می‌بره؟

405
00:26:11,196 --> 00:26:12,572
‫شما هیچ سرنخی ندارید.

406
00:26:13,948 --> 00:26:16,241
‫فکر می‌کردم دوربین‌های مداربسته 
‫همه‌جا دارید.

407
00:26:16,242 --> 00:26:18,077
‫خب، برخلاف چیزی که ممکنه شنیده باشید،

408
00:26:18,078 --> 00:26:20,663
‫من همه‌چیزی که تو این شهر 
‫اتفاق می‌افته رو ضبط نمی‌کنم.

409
00:26:31,341 --> 00:26:33,760
‫هنری، خیلی چیزا رو اینجا دیدی، می‌فهمم.

410
00:26:35,011 --> 00:26:37,805
‫بی انصافیه که اینقدر ازت انتظار دارن.

411
00:26:37,806 --> 00:26:40,392
‫جناب رئیس‌جمهور. منظورم اینه که...

412
00:26:41,476 --> 00:26:42,518
‫خیلی زیاده.

413
00:26:45,605 --> 00:26:46,690
‫خیلی زیاده.

414
00:26:48,149 --> 00:26:50,401
‫ولی شما فوق‌العاده کار می‌کنید.

415
00:26:50,402 --> 00:26:53,613
‫واقعا، منظورم اینه که، خیلی ازتون راضی‌ام.

416
00:26:55,073 --> 00:26:57,116
‫شما مرد آرومی هستید، ولی خیلی ثابت قدم،

417
00:26:57,117 --> 00:26:59,201
‫و خیلی خوب کار خودتون رو انجام دادید.

418
00:26:59,202 --> 00:27:01,829
‫تنها کسی که بهتر از شما کار می‌کنه، 
‫همسر دوست‌داشتنی‌تونه.

419
00:27:01,830 --> 00:27:03,956
‫- اوه، خواهش می‌کنم. بسه دیگه. 
‫- واقعیته.

420
00:27:03,957 --> 00:27:06,000
‫شما خیلی خوب کار می‌کنید، نانس!

421
00:27:06,001 --> 00:27:09,420
‫لباس شما تو مراسم تحلیف؟ خیلی خفن بود.

422
00:27:09,421 --> 00:27:12,297
‫منظورم اینه که، زن‌ها دیوونه شده بودن.

423
00:27:12,298 --> 00:27:14,458
‫باید یه فروشگاه باز کنیم.

424
00:27:16,219 --> 00:27:20,432
‫سامانتا، قول بده هر کی 
‫این کارو کرده رو می‌گیری.

425
00:27:21,433 --> 00:27:22,559
‫حتما، قربان.

426
00:27:24,936 --> 00:27:26,438
‫خیلی خب، دیگه بسه.

427
00:27:30,817 --> 00:27:32,318
‫این دفتر منه، قربان.

428
00:27:33,987 --> 00:27:36,197
‫بله. البته.

429
00:27:45,874 --> 00:27:48,334
‫باورم نمیشه که داری با 
‫اون بهم خیانت می‌کنی.

430
00:27:48,335 --> 00:27:50,544
‫می‌دونم، متاسفم. من معمولا میام اینجا

431
00:27:50,545 --> 00:27:52,546
‫و یه بشقاب سیب‌زمینی سرخ کرده رو 
‫با مگی شریک می‌شم.

432
00:27:52,547 --> 00:27:55,758
‫خب، معلومه، این پایین، ما 
‫از پنیر گیاهی استفاده می‌کنیم.

433
00:27:55,759 --> 00:27:57,968
‫- هوم.
‫- که می‌دونم تو یه همچین حجم زیادی

434
00:27:57,969 --> 00:28:00,179
‫خیلی چندش و عجیب به نظر میاد.

435
00:28:00,180 --> 00:28:01,930
‫ولی قسم می‌خورم، اصلا متوجه نمیشی.

436
00:28:01,931 --> 00:28:04,725
‫- من از اون پنیر بادوم هندی مزخرف متنفرم. 
‫- اوه نه، اینجا فرق داره.

437
00:28:04,726 --> 00:28:06,894
‫مشکل بادوم هندی نیست، مشکل مواد شیمیاییه.

438
00:28:06,895 --> 00:28:08,103
‫خب، رسیدیم.

439
00:28:08,104 --> 00:28:09,897
‫ممنون.

440
00:28:09,898 --> 00:28:11,815
‫یه سفارش، پنیر اضافه، داره میاد.

441
00:28:11,816 --> 00:28:13,025
‫هوم.

442
00:28:18,156 --> 00:28:19,656
‫واو.

443
00:28:19,657 --> 00:28:22,368
‫فکر می‌کردم می‌دونم هوشیاری یعنی چی، 
‫ولی عجب چیزی بود.

444
00:28:22,369 --> 00:28:24,729
‫شما از لحظه‌ای که وارد شدیم، 
‫این اتاق رو اسکن می‌کردید.

445
00:28:25,997 --> 00:28:27,456
‫- بفرمایید. 
‫- ممنون.

446
00:28:27,457 --> 00:28:30,668
‫همیشه صندلی رو روبروی در انتخاب می‌کنید؟

447
00:28:30,669 --> 00:28:32,837
‫- عادت‌های قدیمی به سختی ترک می‌شن. 
‫- هوم.

448
00:28:36,383 --> 00:28:38,676
‫الان به چی زل زدی؟

449
00:28:38,677 --> 00:28:40,719
‫داری همه خروجی‌ها رو 
‫شناسایی می‌کنی، نه؟

450
00:28:40,720 --> 00:28:43,430
‫نه، این کارو همون لحظه‌ای 
‫که وارد شدیم انجام دادم.

451
00:28:43,431 --> 00:28:46,518
‫چیزی که دارم بهش زل می‌زنم، 
‫زنیه که تو اون غرفه نشسته.

452
00:28:48,687 --> 00:28:51,898
‫تو یه زمان و مکان دیگه، 
‫اونو یه تهدید بالقوه در نظر می‌گرفتم.

453
00:28:54,442 --> 00:28:55,777
‫چرا؟ چون گرسنه است؟

454
00:28:57,654 --> 00:29:00,865
‫چاقو. اون می‌تونه از هر 
‫دو تا دستش استفاده کنه.

455
00:29:01,866 --> 00:29:02,867
‫هوم.

456
00:29:04,911 --> 00:29:06,537
‫باید سخت باشه.

457
00:29:06,538 --> 00:29:08,289
‫منظورت چیه؟

458
00:29:09,124 --> 00:29:11,793
‫همین که دنیا رو فقط به عنوان 
‫یه سری تهدید می‌بینی.

459
00:29:12,836 --> 00:29:14,462
‫تو یه چیز دیگه می‌بینی؟

460
00:29:16,256 --> 00:29:18,215
‫خب، جایی که تو یه تهدید می‌بینی، خاویر،

461
00:29:18,216 --> 00:29:21,845
‫من یه مادری رو می‌بینم که یاد گرفته 
‫بچه‌اش رو از هر دو طرفش غذا بده.

462
00:29:23,388 --> 00:29:24,472
‫خیلی خب.

463
00:29:25,598 --> 00:29:27,183
‫خب، بچه‌ها کجان؟

464
00:29:30,729 --> 00:29:33,022
‫همه ما یه چیزایی رو تو راهمون 
‫به اینجا از دست دادیم.

465
00:29:33,023 --> 00:29:35,358
‫شما هم به اندازه هر کسی این رو می‌دونید.

466
00:29:36,401 --> 00:29:38,987
‫من همسرم رو از دست ندادم، 
‫دقیقا می‌دونم کجا بود.

467
00:29:40,030 --> 00:29:41,989
‫اون تو یه شهر دیگه بود 
‫وقتی این اتفاق افتاد،

468
00:29:41,990 --> 00:29:45,243
‫و اون مرد بخاطر این مرد که اونو به 
‫یه هواپیمای لعنتی نرسوند، مرد.

469
00:29:53,710 --> 00:29:56,545
‫- لطفا یادت باشه که بجوی، گابریلا. 
‫- دستت رو تکون بده وگرنه می‌خورمش.

470
00:29:56,546 --> 00:29:58,380
‫فقط بذار...

471
00:29:58,381 --> 00:29:59,757
‫هوم!

472
00:29:59,758 --> 00:30:01,425
‫خیلی خوبه.

473
00:30:01,426 --> 00:30:05,262
‫- بعد از شما. - نه، نه، لطفا. شما اول.

474
00:30:06,598 --> 00:30:08,016
‫یه خوبشو انتخاب کن.

475
00:30:12,187 --> 00:30:16,941
‫<i>♪ من راه طولانی رو انتخاب می‌کنم ♪</i>

476
00:30:18,026 --> 00:30:19,652
‫- لعنتی، خیلی خوبه. - هوم.

477
00:30:22,155 --> 00:30:23,239
‫هوم.

478
00:30:24,991 --> 00:30:27,368
‫خدایا. می‌دونی چی رو واقعا دلم تنگ شده؟

479
00:30:27,369 --> 00:30:28,453
‫هوم؟

480
00:30:30,747 --> 00:30:33,248
‫- می‌دونی، احمقانه است، بیخیال. 
‫- هوم. اوه، نه، نه، خوبه.

481
00:30:33,249 --> 00:30:36,878
‫خوبه که چیزهایی که باعث 
‫شادی‌تون می‌شد رو به یاد بیارید.

482
00:30:39,464 --> 00:30:40,757
‫خرچنگ نرم پوست.

483
00:30:43,968 --> 00:30:45,178
‫هلوهای تابستونی.

484
00:30:48,723 --> 00:30:50,182
‫بوی آتش اردو.

485
00:30:50,183 --> 00:30:52,852
‫هوم. برف آروم.

486
00:30:53,520 --> 00:30:56,564
‫گرمای خورشید. خورشید واقعی.

487
00:30:58,566 --> 00:31:03,488
‫<i>♪ من راه طولانی رو انتخاب می‌کنم ♪</i>

488
00:31:03,780 --> 00:31:05,407
‫شن بین انگشتای پام.

489
00:31:16,084 --> 00:31:20,005
‫تو دومین قرارمون، تری و من 
‫رفتیم ساحل سندی پوینت.

490
00:31:21,548 --> 00:31:25,634
‫تری عاشق اقیانوس بود. و منم همینطور، واقعا.

491
00:31:25,635 --> 00:31:28,304
‫ولی، ام، شن؟

492
00:31:29,347 --> 00:31:31,640
‫نه خیلی.

493
00:31:31,641 --> 00:31:34,101
‫خب، یه سفر به ساحل 
‫یه کم مثل یه ماموریت جنگیه.

494
00:31:34,102 --> 00:31:36,229
‫این منم علیه این شن لعنتی.

495
00:31:37,480 --> 00:31:40,274
‫باید جای درست رو پیدا کنم.

496
00:31:40,275 --> 00:31:42,317
‫صندلی‌ها رو باز کنم، چتر رو بذارم،

497
00:31:42,318 --> 00:31:44,362
‫حوله‌ها رو دقیقا همونطور که باید پهن کنم.

498
00:31:46,239 --> 00:31:49,492
‫نفهمیدم تری تمام مدت داشتم نگام می‌کرد.

499
00:31:50,660 --> 00:31:55,040
‫خب، اینجام، همه چی آماده، بالاخره.

500
00:31:56,082 --> 00:31:58,584
‫و اون فقط میاد و همه چی رو خراب می‌کنه.

501
00:31:58,585 --> 00:32:00,086
‫اوه.

502
00:32:01,421 --> 00:32:04,049
‫اون کسی بود که می‌تونست یه کم شن روم بریزه.

503
00:32:07,093 --> 00:32:09,137
‫اون تنها کسی بود که می‌تونست این کارو بکنه.

504
00:32:11,681 --> 00:32:13,515
‫به نظر دوست‌داشتنی میاد.

505
00:32:13,516 --> 00:32:18,063
‫<i>♪ من راه طولانی رو انتخاب می‌کنم ♪</i>

506
00:32:19,481 --> 00:32:23,025
‫<i>♪ من راه طولانی رو انتخاب می‌کنم، 
‫آره، آره ♪</i>

507
00:32:23,026 --> 00:32:24,736
‫<i>♪ من... ♪</i>

508
00:32:26,613 --> 00:32:29,491
‫گفتی می‌خوای در مورد 
‫آخرین پرواز پدرم بدونی.

509
00:32:38,625 --> 00:32:40,376
‫- بفرمایید. 
‫- ممنون.

510
00:32:40,377 --> 00:32:43,212
‫- هوم. - نوبت کیه؟

511
00:32:43,213 --> 00:32:44,381
‫نوبت منه.

512
00:32:46,132 --> 00:32:50,344
‫اوه، مثل اینکه شروع بازی اسکاچ باشه.

513
00:32:50,345 --> 00:32:53,055
‫آها، این خیلی تهاجمیه برای تو، پسرم.

514
00:32:53,056 --> 00:32:55,642
‫- یه چیزی متفاوت برای تنوع. 
‫- هوم.

515
00:32:58,436 --> 00:33:01,773
‫اوه، داروها لرزش‌ها رو کنترل می‌کنن، 
‫من خوبم.

516
00:33:03,400 --> 00:33:08,238
‫هوم. دیدی که یه سنجاق سینه متفاوت زدی.

517
00:33:10,824 --> 00:33:12,659
‫من عضو تیم حفاظت رئیس‌جمهور شدم.

518
00:33:15,662 --> 00:33:18,248
‫منظورم اینه که، من یکی از 
‫حدود ۵۰ تا مامورم، ولی بازم مهمه.

519
00:33:19,249 --> 00:33:20,667
‫می‌خواستم شخصا بهت بگم.

520
00:33:26,506 --> 00:33:28,717
‫می‌تونی سوار ایر فورس وان بشی؟

521
00:33:29,718 --> 00:33:30,927
‫بله، قربان.

522
00:33:33,680 --> 00:33:34,973
‫خدای من.

523
00:33:37,475 --> 00:33:38,768
‫دوست داری ببینیش؟

524
00:33:42,647 --> 00:33:43,939
‫<i>معلومه که آره</i>

525
00:33:50,613 --> 00:33:53,532
‫اون می‌تونه با سرعتی بیش از
‫ ۶۰۰ مایل در ساعت پرواز کنه،

526
00:33:53,533 --> 00:33:56,869
‫به ۸۵ خط تلفن مجهز شده،

527
00:33:56,870 --> 00:34:01,540
‫و گوش کن، برای دفاع 
‫در برابر حملات موشکی شراره داره

528
00:34:01,541 --> 00:34:04,502
‫و می‌تونه یه انفجار هسته‌ای رو 
‫روی زمین تحمل کنه.

529
00:34:12,927 --> 00:34:14,054
‫خوبی؟

530
00:34:15,388 --> 00:34:16,931
‫نمی‌فهمی، پسرم.

531
00:34:19,142 --> 00:34:24,981
‫تا وقتی بچه‌هات بزرگ‌تر نشن، نمی‌فهمی.

532
00:34:26,191 --> 00:34:28,068
‫نگاه کن کجایی.

533
00:34:32,113 --> 00:34:33,989
‫نگاه کن چی کار کردی، پسرم.

534
00:34:33,990 --> 00:34:36,785
‫نگاه کن چی کار کردی، بابا.

535
00:34:37,994 --> 00:34:39,995
‫پسر یه خلبان Tuskegee

536
00:34:39,996 --> 00:34:43,207
‫که تبدیل به یکی از 
‫معدود کاپیتان‌های سیاهپوست

537
00:34:43,208 --> 00:34:44,792
‫یه خطوط هواپیمایی تجاری شد،

538
00:34:44,793 --> 00:34:49,421
‫و پسرش حالا از رئیس‌جمهور 
‫ایالات متحده محافظت می‌کنه.

539
00:34:49,422 --> 00:34:51,424
‫آره، آره، آره.

540
00:34:52,884 --> 00:34:54,135
‫نگاه کن کجاییم.

541
00:34:57,055 --> 00:35:01,601
‫و بابا، ما با انجام کارها 
‫به روش درست به اینجا رسیدیم.

542
00:35:02,394 --> 00:35:03,395
‫آره.

543
00:35:04,187 --> 00:35:05,438
‫آره.

544
00:35:07,148 --> 00:35:08,358
‫وقتشه، بابا.

545
00:35:10,777 --> 00:35:12,112
‫دیگه نمی‌تونی پرواز کنی.

546
00:35:14,114 --> 00:35:15,448
‫باید بازنشسته بشی.

547
00:35:17,826 --> 00:35:20,244
‫این تصمیمی نیست که تو بگیری.

548
00:35:20,245 --> 00:35:23,665
‫نباید باشه، ولی تو این تصمیم رو 
‫به تصمیم من تبدیل کردی.

549
00:35:26,001 --> 00:35:27,836
‫چه کار کردی؟

550
00:35:34,926 --> 00:35:37,637
‫این کاغذا سال‌ها خدمت رو از بین نمی‌برن.

551
00:35:38,930 --> 00:35:41,599
‫اونا می‌گن، "آفرین، بابا."

552
00:35:42,726 --> 00:35:45,061
‫این چیزیه که این کاغذا می‌گن، 
‫همه‌چیزی که می‌گن.

553
00:35:46,688 --> 00:35:48,106
‫من اونا رو برات ثبت کردم، بابا.

554
00:35:49,733 --> 00:35:52,694
‫من اونا رو ثبت کردم چون 
‫می‌دونستم تو این کارو نمی‌کنی.

555
00:36:02,954 --> 00:36:08,084
‫من اونو تو تعطیلات می‌دیدم، 
‫ولی بدون جلسات فرودگاه، اوضاع عوض شد.

556
00:36:10,211 --> 00:36:12,172
‫رابطه‌مون دیگه مثل قبل نشد.

557
00:36:14,215 --> 00:36:17,719
‫بیماری خیلی سریع پیشرفت کرد، 
‫و خیلی زود بعدش اونو از دست دادیم.

558
00:36:20,347 --> 00:36:23,016
‫باید خیلی سخت بوده باشه کاری که کردی.

559
00:36:26,394 --> 00:36:28,021
‫موضوع همینه، نبود.

560
00:36:29,439 --> 00:36:31,149
‫این طوری که اون منو ساخته، اوم...

561
00:36:33,151 --> 00:36:34,319
‫فقط نبود.

562
00:36:37,781 --> 00:36:39,365
‫شما یه وجدان اخلاقی قوی دارید.

563
00:36:39,366 --> 00:36:41,701
‫و خیلی به من کمک کرد.

564
00:36:45,038 --> 00:36:46,623
‫خب، فکر می‌کنم الان هم ممکنه کمک کنه.

565
00:36:49,334 --> 00:36:51,628
‫وقتشه که کارت‌هامو بهت نشون بدم.

566
00:37:07,811 --> 00:37:09,187
‫چی برام داری؟

567
00:37:10,271 --> 00:37:11,439
‫یه چیز خوب.

568
00:37:13,942 --> 00:37:17,278
‫به نظر من شما آدمی هستید 
‫که یه نمایش رو دوست داره.

569
00:37:18,488 --> 00:37:21,199
‫بشین. می‌خوام بهت یه نمایش بدم.

570
00:37:21,950 --> 00:37:23,034
‫بیاریدشون تو.

571
00:37:35,171 --> 00:37:37,215
‫چرا این کارو کردن؟

572
00:37:38,883 --> 00:37:40,552
‫این سوالی هست که همش از خودم می‌پرسم.

573
00:37:45,765 --> 00:37:48,684
‫داری با من حرف می‌زنی؟ من... متوجه نمی‌شم.

574
00:37:48,685 --> 00:37:50,854
‫در مورد تحقیقات حرف می‌زنیم؟

575
00:37:51,896 --> 00:37:53,397
‫شومینه.

576
00:37:53,398 --> 00:37:56,192
‫خب، چرا یه شومینه این پایین ساختن؟

577
00:37:58,069 --> 00:37:59,320
‫من... من نمی‌دونم، خانم.

578
00:38:00,613 --> 00:38:02,906
‫ما... ما تو یه غاریم،

579
00:38:02,907 --> 00:38:07,954
‫و آتش برای کیستی ما ضروریه؟

580
00:38:09,414 --> 00:38:11,374
‫قصه‌گوها یا یه سری مزخرفات؟

581
00:38:13,209 --> 00:38:14,877
‫چرا شما دو تا دوربین‌ها رو خاموش کردید

582
00:38:14,878 --> 00:38:16,087
‫شب قتل؟

583
00:38:18,882 --> 00:38:19,924
‫بهش بگو.

584
00:38:23,845 --> 00:38:25,472
‫اون فیلم نداره.

585
00:38:26,765 --> 00:38:28,057
‫درسته، بیلی.

586
00:38:28,058 --> 00:38:30,602
‫خیلی درسته.

587
00:38:31,936 --> 00:38:34,021
‫ولی ما ردپای دیجیتالی شما رو داریم.

588
00:38:34,022 --> 00:38:38,276
‫می‌دونیم که شما به سیستم دسترسی داشتید 
‫تا دوربین‌ها رو خاموش کنید.

589
00:38:39,110 --> 00:38:40,652
‫و فقط شب قتل نبود.

590
00:38:40,653 --> 00:38:42,196
‫شب‌های دیگه هم این کارو کردید.

591
00:38:42,197 --> 00:38:45,449
‫- در واقع، شما ماه‌هاست که این کارو می‌کنید. 
‫- لطفا.

592
00:38:45,450 --> 00:38:49,119
‫همه اینا به معنا و فرصت اضافه می‌شه.

593
00:38:49,120 --> 00:38:52,165
‫- حالا، فقط به یه انگیزه نیاز داریم. 
‫- ما Wii بازی می‌کردیم.

594
00:38:56,127 --> 00:38:57,128
‫چی؟

595
00:38:58,963 --> 00:39:00,548
‫<i>تنیس Wii،</i> در واقع.

596
00:39:02,342 --> 00:39:04,176
‫- <i>Wii Tennis</i> دیگه چیه؟ - یه بازیه.

597
00:39:04,177 --> 00:39:06,221
‫یه بازی ویدیویی.

598
00:39:07,430 --> 00:39:09,848
‫همچنین، گاهی اوقات ما آب نبات‌هاشو 
‫از کشوی آشغال‌هاش می‌خوردیم.

599
00:39:09,849 --> 00:39:12,352
‫همچنین، یه بار تو تختش خوابیدم.

600
00:39:14,312 --> 00:39:15,647
‫بیلی جوراب‌هاشو پوشید.

601
00:39:18,316 --> 00:39:19,442
‫حقیقته.

602
00:39:20,485 --> 00:39:22,486
‫احمقانه و غیرحرفه‌ای به نظر میاد.

603
00:39:22,487 --> 00:39:24,571
‫ما از یه رئیس‌جمهور محافظت می‌کردیم

604
00:39:24,572 --> 00:39:26,865
‫داخل یه پناهگاه امن که 
‫هیچ وقت هیچ اتفاقی نمی‌افته.

605
00:39:26,866 --> 00:39:28,992
‫تا اینکه یه اتفاقی افتاد.

606
00:39:28,993 --> 00:39:31,829
‫متوجه شدیم که اگه 
‫سیستم امنیتی رو خاموش کنیم،

607
00:39:31,830 --> 00:39:35,666
‫می‌تونیم... می‌تونیم بازی‌های ویدیویی‌شو بازی کنیم 
‫و از وسایل باحالشو استفاده کنیم،

608
00:39:35,667 --> 00:39:37,334
‫و هیچ کس واقعا بدترین وضعیت رو نخواهد داشت.

609
00:39:37,335 --> 00:39:40,130
‫خدای من، شما احمق‌های مطلق.

610
00:39:43,633 --> 00:39:45,300
‫همه تون گمشید از اینجا.

611
00:39:49,723 --> 00:39:50,724
‫خیلی خب.

612
00:39:57,981 --> 00:40:01,026
‫شروع کنید به پیدا کردن جواب برام، 
‫وگرنه کسی رو پیدا می‌کنم که این کارو بکنه.

613
00:40:04,571 --> 00:40:07,406
‫امروز، ام، جالب بود.

614
00:40:07,407 --> 00:40:10,951
‫هوم، فکر کردم می‌خوای اعتراف کنی 
‫که بهت خوش گذشته.

615
00:40:10,952 --> 00:40:12,286
‫- هرگز، نه. 
‫- خب...

616
00:40:12,287 --> 00:40:14,789
‫من... من خسته‌ام.

617
00:40:18,168 --> 00:40:22,756
‫هی، اعداد ۸-۱-۲-۰-۹-۲ چیزی رو 
‫برات معنی می‌ده؟

618
00:40:25,008 --> 00:40:27,886
‫نه. نه، چرا؟

619
00:40:28,970 --> 00:40:30,305
‫فقط یه چیزیه که دارم بررسی می‌کنم.

620
00:40:34,726 --> 00:40:36,770
‫آدم‌های خیلی کمی تو دنیا هستن.

621
00:40:38,855 --> 00:40:40,982
‫فکر می‌کنم من یکی از خوش‌شانس‌ها باشم.

622
00:40:42,650 --> 00:40:44,277
‫ولی این حس رو ندارم.

623
00:40:46,654 --> 00:40:48,239
‫ازش قدردانی نمی‌کنم.

624
00:40:52,494 --> 00:40:55,288
‫مطمئن نیستم که باید 
‫برای اینجا انتخاب می‌شدم.

625
00:40:57,874 --> 00:40:59,668
‫راستش، نمی‌دونم چرا انتخاب شدم.

626
00:41:04,881 --> 00:41:06,508
‫پوکر بازی می‌کنی؟

627
00:41:07,884 --> 00:41:09,302
‫کار من نیست.

628
00:41:11,888 --> 00:41:14,515
‫من پدر و مادرم رو وقتی 
‫نسبتا جوان بودم از دست دادم.

629
00:41:14,516 --> 00:41:18,185
‫ام، مادرم رو بچه که بودم، 
‫و پدرم رو نوجوون که بودم.

630
00:41:18,186 --> 00:41:20,605
‫به همین دلیله که به بخش 
‫مراقبت‌های تسکینی رفتم.

631
00:41:23,108 --> 00:41:27,195
‫پدرم وقتی راهنمایی بودم بهم پوکر یاد داد.

632
00:41:29,322 --> 00:41:31,533
‫وقت ما با هم بود، عاشقش بودم.

633
00:41:32,826 --> 00:41:36,078
‫ما با کلی کارت جایزه بازی می‌کردیم،

634
00:41:36,079 --> 00:41:38,872
‫و این کارتا می‌تونست هر چیزی باشه،

635
00:41:38,873 --> 00:41:40,416
‫که حتی باعث می‌شد جالب‌تر 
‫هم بشه چون معنی می‌داد

636
00:41:40,417 --> 00:41:43,253
‫که همیشه یه شانسی داری.

637
00:41:47,507 --> 00:41:49,342
‫خاویر، شما اینجایید...

638
00:41:50,719 --> 00:41:52,345
‫چون من شما رو انتخاب کردم.

639
00:41:55,849 --> 00:41:58,309
‫همه اینجا هستن چون من انتخابشون کردم.

640
00:41:59,394 --> 00:42:01,186
‫<i>ما به شما نیاز داریم که 
‫مسئول جدیدتون رو انتخاب کنید</i>

641
00:42:01,187 --> 00:42:04,064
‫اوه، بهت گفتم که بهت اعتماد دارم 
‫که انتخاب‌ها رو انجام بدی.

642
00:42:04,065 --> 00:42:06,233
‫و ما هم همین کارو کردیم.

643
00:42:06,234 --> 00:42:08,277
‫کال، دنیا داره به گند کشیده می‌شه.

644
00:42:08,278 --> 00:42:10,738
‫شما کسی هستید که وقتی تموم می‌شه مسئول خواهید بود، و خیلی وحشتناک خواهد بود.

645
00:42:10,739 --> 00:42:13,282
‫این شخص تمام مدت کنار شما خواهد بود.

646
00:42:13,283 --> 00:42:15,993
‫می‌خوام کسی باشه که باهاش راحتی.

647
00:42:15,994 --> 00:42:18,495
‫- اون کیه؟ 
‫- اون تو تیمه.

648
00:42:18,496 --> 00:42:21,248
‫داره کاندیداها رو ارزیابی و توصیه می‌کنه.

649
00:42:21,249 --> 00:42:22,875
‫- نگهبان. 
‫- من گابریلا هستم.

650
00:42:22,876 --> 00:42:26,045
‫- اوه، هر دو با G شروع می‌شن. 
‫- درسته.

651
00:42:26,046 --> 00:42:28,748
‫- من تو املا کردن خیلی خوبم. 
‫- به همین دلیل به شما رای دادم، جناب.

652
00:42:30,508 --> 00:42:32,427
‫- ازش خوشم میاد. 
‫- جناب رئیس‌جمهور...

653
00:42:33,553 --> 00:42:36,472
‫اینا همه‌شون کاندیداهای تایید شده 
‫و مورد اعتماد برای مسئول جدید شماست.

654
00:42:36,473 --> 00:42:38,641
‫یه عالمه ازشون هست.

655
00:42:43,730 --> 00:42:45,397
‫اون یکی رو برای خودت نگه داشتی؟

656
00:42:45,398 --> 00:42:48,400
‫اه، نه، جناب. در واقع امیدوار بودم 
‫که شما اول این یکی رو بخونید.

657
00:42:48,401 --> 00:42:49,818
‫اون از قبل تو تیم شماست،

658
00:42:49,819 --> 00:42:52,280
‫ولی من یه حس خیلی خوب در موردش دارم، جناب.

659
00:42:57,952 --> 00:42:59,704
‫پس بیا به حست اعتماد کنیم.

660
00:43:02,248 --> 00:43:04,041
‫کی باهاش ملاقات کنم؟

661
00:43:04,042 --> 00:43:05,834
‫تو راهرو منتظره، جناب رئیس‌جمهور.

662
00:43:05,835 --> 00:43:07,212
‫خیلی خب.

663
00:43:09,047 --> 00:43:10,298
‫ما اتاق رو به شما می‌دیم.

664
00:43:14,135 --> 00:43:15,887
‫مامور کالینز، بفرمایید تو.

665
00:43:20,517 --> 00:43:21,768
‫اوه، کفش‌ها رو دربیارید، لطفا.

666
00:43:23,395 --> 00:43:24,938
‫<i>این کار اصلی من بود</i>

667
00:43:25,939 --> 00:43:28,983
‫نه خواربار فروشی‌ها 
‫و نه سیب‌زمینی سرخ کرده.

668
00:43:30,819 --> 00:43:33,446
‫انتخاب هزاران نفری بود که

669
00:43:35,031 --> 00:43:36,199
‫زنده می‌موندن

670
00:43:37,659 --> 00:43:39,119
‫وقتی همه می‌مردن.

671
00:43:42,580 --> 00:43:46,083
‫و هر روز، چهره‌های هزاران نفری رو می‌بینم

672
00:43:46,084 --> 00:43:47,919
‫که برای نجات انتخاب نکردم.

673
00:43:51,006 --> 00:43:52,590
‫ولی شما...

674
00:43:54,384 --> 00:43:55,927
‫شما کارت جایزه من بودید.

675
00:43:57,679 --> 00:43:59,722
‫اگه یه اتفاقی می‌افتاد، به کسی نیاز داشتم

676
00:43:59,723 --> 00:44:02,767
‫که کار درست رو انجام بده، مهم نیست چی بشه.

677
00:44:07,522 --> 00:44:10,108
‫پس، این همه یه جور امتحان بود؟

678
00:44:11,818 --> 00:44:16,531
‫باید مرد پشت پرونده رو می‌شناختم.

679
00:44:20,952 --> 00:44:23,580
‫بگو چرا اون پیام رو روی دستت نوشتی.

680
00:44:24,706 --> 00:44:25,874
‫اون موضوع چی بود؟

681
00:44:38,345 --> 00:44:39,596
‫من متاهلم.

682
00:44:46,227 --> 00:44:47,312
‫می‌دونم.

683
00:45:03,703 --> 00:45:07,165
‫<i>♪ فکر می‌کنم الان ما تنهاییم ♪</i>

684
00:45:08,166 --> 00:45:14,166
‫<i>♪ به نظر نمیاد کسی اطراف باشه ♪</i>

685
00:45:15,340 --> 00:45:17,550
‫- داری چی کار می‌کنی... - هیس.

686
00:45:19,052 --> 00:45:25,052
‫<i>♪ تپش قلب‌هامون تنها صداییه که هست ♪</i>

687
00:45:29,270 --> 00:45:33,650
‫<i>♪ بچه‌ها رفتار می‌کنن ♪</i>

688
00:45:35,443 --> 00:45:39,572
‫<i>♪ این چیزیه که وقتی با هم باشیم می‌گن ♪</i>

689
00:45:40,782 --> 00:45:43,617
‫<i>♪ حواست باشه چطور بازی می‌کنی ♪</i>

690
00:45:46,621 --> 00:45:50,582
‫<i>♪ اونا نمی‌فهمن و برای همین ما ♪</i>

691
00:45:50,583 --> 00:45:54,295
‫<i>♪ داریم همونقدر سریع که می‌تونیم می‌دویم ♪</i>

692
00:45:56,131 --> 00:45:59,676
‫<i>♪ دست همدیگه رو گرفتیم ♪</i>

693
00:46:01,720 --> 00:46:06,724
‫<i>♪ داریم سعی می‌کنیم تو شب فرار کنیم ♪</i>

694
00:46:06,725 --> 00:46:09,977
‫<i>♪ بعد دستات رو دورو برم می‌پیچی ♪</i>

695
00:46:09,978 --> 00:46:13,772
‫<i>♪ و روی زمین می‌افتیم و تو می‌گی ♪</i>

696
00:46:13,773 --> 00:46:15,533
‫یه پیام از رئیس‌جمهور دارم.

697
00:46:17,819 --> 00:46:21,114
‫<i>♪ فکر می‌کنم الان ما تنهاییم ♪</i>

698
00:46:22,449 --> 00:46:25,159
‫گفت اگه یه اتفاقی براش بیفته، 
‫باید شما رو پیدا کنم.

699
00:46:25,160 --> 00:46:27,912
‫<i>♪ کسی اطراف نیست ♪</i>

700
00:46:29,247 --> 00:46:32,791
‫<i>♪ فکر می‌کنم الان ما تنهاییم ♪</i>

701
00:46:32,792 --> 00:46:35,211
‫گفت بیلی پیس خطرناکه.

702
00:46:36,212 --> 00:46:39,174
‫<i>♪ تنها صداییه که هست ♪</i>

703
00:46:40,759 --> 00:46:43,094
‫<i>♪ فکر می‌کنم الان ما تنهاییم ♪</i>

704
00:46:44,929 --> 00:46:50,477
‫<i>♪ تپش قلب‌هامون تنها صداییه که هست ♪</i>

705
00:46:55,607 --> 00:46:59,467
‫<i> پس از تیتراژ ادامه دارد</i>

706
00:47:01,071 --> 00:47:05,950
‫<i>♪ ما تنهاییم ♪</i>

707
00:47:07,118 --> 00:47:11,623
‫<i>♪ ما تنهاییم ♪</i>

708
00:47:12,665 --> 00:47:17,462
‫<i>♪ ما تنهاییم ♪</i>

709
00:47:36,606 --> 00:47:40,610
.::: مترجم مرتضی راکی :::.
کانال تلگرام :  @nestedsub

710
00:48:41,838 --> 00:48:44,424
‫من مرد مسئول خواهم بود وقتی دنیا تموم بشه.

711
00:48:45,550 --> 00:48:47,676
‫شما می‌گید همه چی تموم شده، تموم شده.

712
00:48:47,677 --> 00:48:48,761
‫وقت تغییر آب و هواست.

713
00:48:48,762 --> 00:48:50,930
‫همه ما یه چیزایی رو تو راهمون 
‫به اینجا از دست دادیم.

714
00:48:51,681 --> 00:48:53,725
‫من همسرم رو از دست ندادم. 
‫دقیقا می‌دونم کجا بود.

715
00:48:54,392 --> 00:48:56,101
‫<i>ما همه‌مون الان رو رادار سیناترا هستیم</i>

716
00:48:56,102 --> 00:48:57,770
‫<i>این راداری نیست که بخوای روش باشی</i>

717
00:48:57,771 --> 00:48:59,605
‫<i>ولی تو و من، در مورد</i>

718
00:48:59,606 --> 00:49:00,814
‫به اندازه دایره اعتماد من در حال حاضره.

719
00:49:00,815 --> 00:49:03,192
‫<i>ولی شما با قربانی قتل قرار داشتید</i>

720
00:49:03,193 --> 00:49:05,236
‫دایره اعتماد من فعلا همونجا ثابته.

721
00:49:06,529 --> 00:49:08,739
‫مردم باید بدونن. من حقیقت رو بهشون می‌گم.

722
00:49:08,740 --> 00:49:10,741
‫- نه، نمی‌گی. - من رئیس‌جمهورم!

723
00:49:10,742 --> 00:49:11,825
‫<i>جلو روم بگو.</i>

724
00:49:11,826 --> 00:49:14,329
‫می‌خوام ببینم وقتی توپ داری چه شکلی می‌شه.

725
00:49:15,789 --> 00:49:16,790
‫جناب.

726
00:49:17,624 --> 00:49:20,919
‫شما یکی از ۲۵۰۰۰ نفری هستید که به اندازه کافی 
‫خوش‌شانس بودن که نجات پیدا کنن.

727
00:49:21,419 --> 00:49:23,337
‫<i>همه‌شو از شما می‌گیرم</i>

728
00:49:23,338 --> 00:49:26,383
‫بدون اینکه حتی یه پلک بزنم.

729
00:49:27,008 --> 00:49:28,175
‫باید بریم!

730
00:49:28,176 --> 00:49:29,719
‫میای یا نه؟

731
00:49:31,262 --> 00:49:33,806
‫<i>خاموشش کنید. همه‌شو خاموش کنید</i>

732
00:49:33,807 --> 00:49:35,307
‫رئیس‌جمهور اون روز یه کاری کرد.

733
00:49:35,308 --> 00:49:36,684
‫یه کاری که شما در موردش نمی‌دونید.

734
00:49:36,708 --> 00:49:40,108
