﻿1
00:00:01,430 --> 00:00:03,140
‫هفته آخر یه اتفاقی افتاده

2
00:00:03,230 --> 00:00:05,560
‫- انگار ذهنش مشغول بود
‫- رئیس‌جمهور بود خب

3
00:00:05,650 --> 00:00:07,020
‫و تو دفتر من داشت مست

4
00:00:07,110 --> 00:00:09,480
‫و با تن‌پوش حموم تلو تلو می‌خورد

5
00:00:13,860 --> 00:00:15,910
‫وقایع روز وایلدکت رو بهم نشون بده.
‫چیز غیرعادی‌ای بود؟

6
00:00:15,990 --> 00:00:17,070
‫بعد از یه هفته

7
00:00:17,160 --> 00:00:18,280
‫بالاخره تن‌پوش حمومش رو درآورد

8
00:00:18,370 --> 00:00:19,450
‫صبح رو به پاستا درست کردن گذروند

9
00:00:19,540 --> 00:00:20,750
‫همین؟

10
00:00:20,830 --> 00:00:22,750
‫بعدظهر هم با سیناترا قهوه خورد

11
00:00:22,830 --> 00:00:25,830
‫اونی که می‌دونی هم مثل هرروز
‫اومد و خوشحالش کرد

12
00:00:25,920 --> 00:00:27,460
‫بچه‌ش شام رو نیومد پیشش

13
00:00:27,540 --> 00:00:29,300
‫دیروز پیچوندمش

14
00:00:29,380 --> 00:00:32,920
‫بهش گفتم کاش مردی بودی

15
00:00:33,010 --> 00:00:36,220
‫- بابات چطوره؟
‫- هنوز یه زوال عقل ریزی داره

16
00:00:36,300 --> 00:00:38,550
‫کال! پسرم کجاست؟

17
00:00:38,640 --> 00:00:40,970
‫برای همین این چهار جستجوگر
‫شجاع رو می‌فرستیم

18
00:00:41,060 --> 00:00:42,060
‫به دنیای ناشناخته

19
00:00:42,640 --> 00:00:44,520
‫اونطور که فکر می‌کردیم نیست.
‫حیات هست

20
00:00:46,350 --> 00:00:48,730
‫و یه کارایی کردم که بنظرم مربوطه به

21
00:00:48,810 --> 00:00:50,780
‫- اتفاقی که برای رئیس افتاده
‫- چه کارایی رفیق؟

22
00:00:50,860 --> 00:00:53,440
‫ببین، فردا همه‌چی رو بهت میگم.
‫به خدا قسم میگم

23
00:00:53,530 --> 00:00:55,030
‫فکر کردی تو تنها آدمکشی هستی

24
00:00:55,110 --> 00:00:56,740
‫که محض احتیاط آوردم این پایین؟

25
00:00:56,820 --> 00:00:58,530
‫می‌خوای کسی رو بفرستی سراغ من؟

26
00:00:59,160 --> 00:01:01,660
‫پس به نفعته گنده‌ترین مادرقحبه‌ای
‫که داری رو بفرستی

27
00:01:03,810 --> 00:01:09,810


28
00:01:09,811 --> 00:01:15,811


29
00:01:17,010 --> 00:01:22,520
‫«من رویایی داشتم،
‫رویایی که رویای محض نبود

30
00:01:23,930 --> 00:01:26,310
‫خورشید درخشان خاموش شده بود

31
00:01:26,390 --> 00:01:31,190
‫و ستارگان در فضای بی‌نهایت
‫سرگردان بودند

32
00:01:32,270 --> 00:01:34,860
‫و تمام دل‌ها سرد بودند

33
00:01:34,940 --> 00:01:38,740
‫و خودخواهانه برای دیدن نور دعا می‌کردند»

34
00:01:47,741 --> 00:01:55,741
‫ترجمه از حسین رضایی
<font color=Red>‫  H o s s e i n T L </font>

35
00:01:59,180 --> 00:02:00,390
‫میکستون رو می‌خواین قربان؟

36
00:02:00,470 --> 00:02:02,720
‫نه، مال خودت.
‫من فقط درست کردنشون رو دوست دارم

37
00:02:05,020 --> 00:02:06,020
‫ممنون

38
00:02:14,980 --> 00:02:16,690
‫سلام!

39
00:02:16,780 --> 00:02:17,950
‫چرا انقدر لفتش دادی؟

40
00:02:18,860 --> 00:02:20,530
‫خلبان و جت مال خودت بودن. خودت بگو

41
00:02:26,540 --> 00:02:29,000
‫بازیِ این یارو رو دیدی؟

42
00:02:30,040 --> 00:02:31,920
‫- تایگر وودز؟
‫- آره

43
00:02:32,000 --> 00:02:33,380
‫همه بازیش رو نگاه می‌کنن

44
00:02:34,550 --> 00:02:36,800
‫پدرش چه شاهکاری بار آورده

45
00:02:37,800 --> 00:02:40,220
‫شاید پسره هم استعداد ذاتی داشته

46
00:02:42,390 --> 00:02:44,560
‫هرچیزی ممکنه

47
00:02:44,640 --> 00:02:47,680
‫- نوشیدنی می‌زنی؟
‫- ساعت یازده صبحه

48
00:02:47,770 --> 00:02:49,270
‫حتما یه جایی سرشبه

49
00:02:52,400 --> 00:02:55,900
‫پروژه اوکلاهما یه قطره نفت هم پیدا نکرد

50
00:02:55,980 --> 00:02:57,480
‫پیش میاد

51
00:02:58,070 --> 00:03:01,950
‫من بیشتر روی داکوتای شمالی

52
00:03:02,030 --> 00:03:03,530
‫و باکن شیل اصرار دارم

53
00:03:05,910 --> 00:03:09,410
‫به گوشم رسیده که خیلی کم رفتی تو زمین‌ها

54
00:03:10,620 --> 00:03:12,670
‫آنتن‌هات بهت آمار میدن، ها؟

55
00:03:19,760 --> 00:03:21,470
‫می‌خوام از این کار خارج شم بابا

56
00:03:24,010 --> 00:03:26,600
‫هیچوقت اهل حفاری و شکاف هیدرولیکی نبودم

57
00:03:26,680 --> 00:03:28,020
‫یه چیز ساده‌تر می‌خوام

58
00:03:30,140 --> 00:03:31,350
‫می‌خوام دبیر دبیرستان بشم

59
00:03:33,020 --> 00:03:34,270
‫هوم

60
00:03:36,940 --> 00:03:39,780
‫اوه! وای پسر

61
00:03:41,700 --> 00:03:42,700
‫نه

62
00:03:43,700 --> 00:03:45,820
‫نه، نه، نه

63
00:03:45,910 --> 00:03:48,330
‫مگه از نعش من رد بشی کال

64
00:03:50,250 --> 00:03:53,370
‫یه چیز رو قبول دارم،
‫نفت‌‌یابیت خیلی تخمیه

65
00:03:53,460 --> 00:03:55,710
‫و برای همین قراره بری تو سیاست

66
00:03:55,790 --> 00:03:58,550
‫البته که از کنتاکی شروع می‌کنی

67
00:03:58,630 --> 00:04:00,970
‫حتی یه اسب لکنت‌زبون‌دار هم

68
00:04:01,050 --> 00:04:02,840
‫می‌تونه با نام خانوادگی ما تو کنتاکی انتخاب بشه

69
00:04:02,930 --> 00:04:05,930
‫یا می‌تونی بعنوان دموکرات
‫برای سنا اقدام کنی

70
00:04:06,010 --> 00:04:07,430
‫یا بعنوان جمهوری‌خواه برای فرمانداری

71
00:04:07,510 --> 00:04:09,970
‫در هر صورت، بعد از چند دوره خدمت

72
00:04:10,060 --> 00:04:12,770
‫کم کم می‌بریمت سمت مقام‌های بهتر

73
00:04:15,600 --> 00:04:17,270
‫من دیگه نوجوون نیستم

74
00:04:17,980 --> 00:04:19,820
‫- نمی‌تونی منو کنترل...
‫- بسه!

75
00:04:22,070 --> 00:04:24,110
‫رو حرفم حرف نزن کال

76
00:04:24,780 --> 00:04:28,410
‫تو قراره یه زندگی داشته باشی،
‫یه زندگی بزرگ

77
00:04:28,990 --> 00:04:32,330
‫زندگی‌ای که توش قرار نیست هر سال
‫«ناطور دشت» رو...

78
00:04:32,410 --> 00:04:35,420
‫برای کلاس نهمی‌های لندهور تدریس کنی

79
00:04:36,210 --> 00:04:38,000
‫تو از نسل مردانی هستی

80
00:04:38,090 --> 00:04:40,090
‫که زندگی‌های بزرگی داشتن

81
00:04:40,750 --> 00:04:42,340
‫مردانی که کم و بیش با دست خالی

82
00:04:42,420 --> 00:04:44,300
‫دنیا رو ساختن

83
00:04:44,380 --> 00:04:46,930
‫و نمی‌ذارم این بشاشی به این شجره!

84
00:04:48,470 --> 00:04:52,390
‫وقتی این زندگی رو ترک کنی،
‫قراره با افتخار

85
00:04:52,470 --> 00:04:54,480
‫به دستاوردهات ترکش کنی

86
00:04:54,560 --> 00:04:56,310
‫حتی اگه پاش بیفته که

87
00:04:56,400 --> 00:04:59,400
‫اون دستاوردها رو به زور بکنم تو حلقت!

88
00:05:01,070 --> 00:05:02,820
‫یه روز ازم تشکر می‌کنی

89
00:05:04,110 --> 00:05:07,110
‫و حتی اگه نکنی،
‫بچه‌های آینده‌ت قطعا می‌کنن

90
00:05:09,280 --> 00:05:11,330
‫برخلاف تو، اونا شاید قدردانِ

91
00:05:11,410 --> 00:05:12,830
‫اسم بردفورد باشن

92
00:05:19,171 --> 00:05:22,151
‫[ مراسم ترحیم رئیس‌جمهور تا یک ساعت دیگر ]

93
00:05:36,941 --> 00:05:41,032
‫« بـهـشـت »

94
00:05:41,433 --> 00:05:45,583
‫[ قسمت پنج: در کاخ‌های پادشاهان تاج‌برسر ]

95
00:06:02,463 --> 00:06:06,173
‫[ به بیلی: تو مراسم همدیگه رو ببینیم؟
‫باید صحبت دیشب رو ادامه بدیم ]

96
00:06:13,890 --> 00:06:16,140
‫خوشگل شدی. بزرگ شدی

97
00:06:16,730 --> 00:06:19,190
‫تو هم انگار داری تظاهر می‌کنی که مأموری

98
00:06:19,770 --> 00:06:22,770
‫فقط بهم مرخصی دادن.
‫هنوزم مامورم

99
00:06:22,860 --> 00:06:26,190
‫- برادرت کو؟
‫- رفته همین بغل خونه کارل با همون که می‌دونی

100
00:06:45,250 --> 00:06:46,300
‫حاضری؟ برو!

101
00:06:46,380 --> 00:06:48,590
‫- آره
‫- آفرین. اینجا

102
00:06:48,670 --> 00:06:49,760
‫خوبه، خوبه

103
00:06:49,840 --> 00:06:52,220
‫- واقعا به حرفت گوش میده
‫- جیمز

104
00:06:52,300 --> 00:06:55,260
‫زیویر، جیمز می‌خواست بیاد
‫با لوسی بازی کنه

105
00:06:55,350 --> 00:06:56,520
‫- فقط یکم دیگه
‫- همین الان پسرم

106
00:06:56,600 --> 00:06:58,680
‫- کتت رو بردار، یالا
‫- اشکالی نداره جیمز

107
00:06:58,770 --> 00:07:00,310
‫امروز تو برج خیلی سرمون شلوغه

108
00:07:00,390 --> 00:07:01,770
‫خودمم باید دیگه برم

109
00:07:05,150 --> 00:07:07,190
‫- باید بیشتر مراقب باشی کارل
‫- بیا!

110
00:07:07,280 --> 00:07:08,900
‫قانون میگه حیوون خونگی ممنوعه

111
00:07:08,990 --> 00:07:10,700
‫می‌دونم. می‌دونم. فقط...

112
00:07:10,780 --> 00:07:12,490
‫یالا! برش گردون. یالا!

113
00:07:12,570 --> 00:07:14,700
‫ببین چقدر همدیگه رو دوست دارن

114
00:07:16,580 --> 00:07:18,410
‫خیلی دل داری که انتظار داری

115
00:07:18,500 --> 00:07:20,250
‫یه بچه ده‌ساله رازت رو نگه داره

116
00:07:20,330 --> 00:07:21,870
‫اون لامپ خیابونی که دارن
‫روش کار می‌کنن رو ببین

117
00:07:21,960 --> 00:07:23,460
‫لامپش دیشب خاموش نبود

118
00:07:23,540 --> 00:07:26,250
‫چقدر راحته که یه دوربین بذارن توش؟

119
00:07:26,340 --> 00:07:28,380
‫بیخیال زیویر، دیگه یکم بدبین شدی، نه؟

120
00:07:29,300 --> 00:07:30,300
‫مطمئنی؟

121
00:07:33,010 --> 00:07:34,260
‫فقط بیشتر مراقب باش

122
00:07:34,850 --> 00:07:36,140
‫راست میگی. باشه

123
00:07:37,390 --> 00:07:39,730
‫بهت مدیونم زیویر.
‫هر چی نیاز داشتی بهم بگو

124
00:07:39,810 --> 00:07:41,810
‫می‌تونم چمنت رو کوتاه کنم،
‫پرچینت رو تمیز کنم

125
00:07:41,890 --> 00:07:43,060
‫تا ابد بهت خمیرترش مولد بدم

126
00:07:43,150 --> 00:07:44,810
‫تو فقط لب تر کن

127
00:07:44,900 --> 00:07:46,190
‫دمت گرم کارل

128
00:07:51,740 --> 00:07:53,320
‫برج؟

129
00:07:53,410 --> 00:07:55,450
‫ایوا هستم از بخش آماده‌سازی رویدادها

130
00:07:55,530 --> 00:07:57,740
‫امکانش هست یه پوشش ابری بیارین؟

131
00:07:57,830 --> 00:07:59,910
‫تعطیلات بهاری که نیست.
‫باید دلگیر باشه

132
00:08:00,830 --> 00:08:01,910
‫دریافت شد

133
00:08:02,830 --> 00:08:04,080
‫این یکی رو امتحان کن

134
00:08:06,170 --> 00:08:07,670
‫بفرما

135
00:08:07,750 --> 00:08:09,590
‫- ممنون
‫- تمام

136
00:08:11,920 --> 00:08:14,890
‫وقتی بچه بودم، بابام همیشه

137
00:08:14,970 --> 00:08:17,010
‫آخر روز دعوتم می‌کرد به دفترش که...

138
00:08:17,100 --> 00:08:18,850
‫یکم گلف بازی کنیم

139
00:08:20,520 --> 00:08:23,270
‫خیلی ناراحت شد وقتی فهمید

140
00:08:23,350 --> 00:08:26,190
‫که من تایگر وودز بعدی نیستم

141
00:08:26,270 --> 00:08:28,270
‫عه...

142
00:08:29,690 --> 00:08:33,070
‫همیشه می‌گفت پاتینگ
‫خوشحالش می‌کنه

143
00:08:33,150 --> 00:08:36,030
‫و ذهنش آزاد میشه و تمام استرس

144
00:08:36,110 --> 00:08:38,740
‫و فشارها محو میشن

145
00:08:40,450 --> 00:08:44,580
‫و مطمئنم این پایین بیشتر از همیشه
‫به گلف نیاز داشته

146
00:08:46,080 --> 00:08:48,210
‫خب، می‌دونین، تعارف که نداریم

147
00:08:48,290 --> 00:08:51,590
‫این هفته‌های آخر داشت از هم می‌پاشید

148
00:08:51,670 --> 00:08:53,470
‫بعضی‌هاتون شاید حتی در حال

149
00:08:53,550 --> 00:08:54,880
‫اینور اونور دوییدن با تن‌پوشش دیده باشینش

150
00:08:57,010 --> 00:08:58,600
‫آره، اون...

151
00:09:01,470 --> 00:09:03,060
‫اون روزای آخر سخت بود

152
00:09:05,190 --> 00:09:08,150
‫پسر، راکی سه رو آماده کردم

153
00:09:08,230 --> 00:09:10,020
‫یکم پاپ‌کورن و بوربن هم زدم تنگش

154
00:09:10,110 --> 00:09:11,610
‫پایه‌ای؟

155
00:09:11,690 --> 00:09:14,360
‫یکم کلابر لنگ و آقای تی نگاه کنیم؟

156
00:09:15,610 --> 00:09:17,660
‫می‌تونیم یه راست بریم سراغ آهنگ «چشم ببر».
‫حرف نداره

157
00:09:17,740 --> 00:09:19,910
‫قهرمان داستان تو بدترین شرایط
‫خودش رو جمع و جور می‌کنه

158
00:09:19,990 --> 00:09:21,660
‫و می‌زنه می‌ترکونه، عاشقش میشی

159
00:09:21,740 --> 00:09:24,000
‫- نظرت؟
‫- نظرم اینه که سلیقه‌ت تو فیلم

160
00:09:24,080 --> 00:09:25,910
‫هم به اندازه سلیقه موسیقیت خزه

161
00:09:26,000 --> 00:09:28,380
‫باشه، باشه، اینا رو نگه دار واسه بیوگرافیم

162
00:09:29,500 --> 00:09:30,840
‫یالا

163
00:09:30,920 --> 00:09:32,170
‫با پدرت یه فیلم قدیمی نگاه کن

164
00:09:32,250 --> 00:09:34,010
‫بیوگرافی‌ای که گفتی...

165
00:09:34,090 --> 00:09:36,590
‫زیاد نیازی به زحمت نداره، نه؟

166
00:09:37,300 --> 00:09:41,680
‫بخش یک، یه پسر باباییِ الکلی
‫تو سن 42 سالگی بیدار میشه

167
00:09:41,760 --> 00:09:43,520
‫و تصمیم می‌گیره که رئیس‌جمهور بشه

168
00:09:43,600 --> 00:09:46,310
‫خیلی‌خب، حوصله این نصیحت‌های
‫نوجوانانه رو ندارم، باشه؟

169
00:09:46,390 --> 00:09:49,770
‫بخش دو، پس از سقوط تمدن

170
00:09:49,860 --> 00:09:51,110
‫می‌شینه تو کاخش

171
00:09:51,190 --> 00:09:53,360
‫و تو یه شبیه‌ساز گلف پبل بیچ بازی می‌کنه

172
00:09:53,440 --> 00:09:55,820
‫در حالی که یه مشت خرمایه
‫دستشون رو می‌کنن تو کونش

173
00:09:55,900 --> 00:09:58,200
‫- که دهنش رو باز و بسته کنن
‫- جرمی

174
00:09:58,280 --> 00:09:59,820
‫ولم کن!

175
00:09:59,910 --> 00:10:02,280
‫به من دست نزن بچه‌جون!

176
00:10:02,370 --> 00:10:03,370
‫هی!

177
00:10:04,410 --> 00:10:05,790
‫- چی شده؟ بابا
‫- فقط...

178
00:10:05,870 --> 00:10:07,080
‫فقط می‌خواستم برم...

179
00:10:07,160 --> 00:10:08,670
‫- خیلی‌خب، باشه
‫- متأسفم قربان

180
00:10:08,750 --> 00:10:10,330
‫بهمون هشدار دادن که خانه مهمان رو ترک کرده

181
00:10:10,420 --> 00:10:12,500
‫- تو خونه همسایه‌ها پیداش کردیم
‫- می‌خوام برم اتاق مطالعه‌ام!

182
00:10:12,590 --> 00:10:14,630
‫- این نمی‌ذاره برم اتاق مطالعه‌ام!
‫- خیلی‌خب

183
00:10:14,710 --> 00:10:17,130
‫اونجا اتاق مطالعه منه بابا.
‫تو توی خانه مهمان زندگی می‌کنی، یادته؟

184
00:10:17,220 --> 00:10:18,590
‫- چجوری اومده بیرون؟
‫- نمی‌دونم

185
00:10:18,680 --> 00:10:20,300
‫بابابزرگ، من اتاق مطالعه رو نشونت میدم، خب؟

186
00:10:20,390 --> 00:10:22,050
‫- فقط می‌خوام کتابم رو بردارم
‫- باشه

187
00:10:22,140 --> 00:10:24,310
‫این تک‌تیرانداز نمی‌ذاره برم اتاق مطالعه‌ام

188
00:10:24,390 --> 00:10:26,220
‫حرومزاده

189
00:10:27,180 --> 00:10:28,560
‫بنظرم دیگه وقتشه که

190
00:10:28,640 --> 00:10:30,650
‫- یه قفل کودک بذاریم روی...
‫- نه، نه. هنوز نه

191
00:10:30,730 --> 00:10:32,440
‫- فقط گفتم اگه...
‫- هنوز نه

192
00:10:34,230 --> 00:10:35,230
‫بله قربان

193
00:10:36,490 --> 00:10:39,280
‫نه، جرمی. اسمم جرمی‌ـه

194
00:10:39,360 --> 00:10:40,660
‫- نه کال
‫- هه

195
00:10:41,370 --> 00:10:45,120
‫کال اسم پسرش رو گذاشته «جرمی»

196
00:10:45,790 --> 00:10:48,910
‫چه اسم شُل و بی‌تأثیری

197
00:10:49,000 --> 00:10:52,130
‫این اسم مال یه سوسول

198
00:10:52,210 --> 00:10:53,920
‫یا یه دلقک یا یه پزشکه

199
00:10:54,000 --> 00:10:55,590
‫پرل جم که چیز دیگه‌ای میگه بابا

200
00:10:55,670 --> 00:10:57,380
‫آره، همینجا گذاشتمش

201
00:11:00,130 --> 00:11:02,550
‫خیلی‌خب، بابا نمی‌تونی ملک رو ترک کنی

202
00:11:02,640 --> 00:11:04,600
‫گوش میدی؟
‫اونم بدون خبر دادن

203
00:11:04,680 --> 00:11:06,010
‫تو همیشه ضعیف بودی

204
00:11:06,100 --> 00:11:08,020
‫برای همین تک‌تیرانداز انجامش داد

205
00:11:08,930 --> 00:11:11,480
‫چرا همش بهش میگی تک‌تیرانداز؟
‫اون مامور پیس‌ـه

206
00:11:11,560 --> 00:11:13,860
‫و این مامورها پرستار تو نیستن، متوجه‌ای؟

207
00:11:15,270 --> 00:11:18,030
‫فکر می‌کردی اون چهار تا تو دریا گم شدن

208
00:11:19,400 --> 00:11:21,570
‫درست بیخ گوشت اون کارو کردن

209
00:11:21,660 --> 00:11:23,320
‫می‌دونی، تو...

210
00:11:23,410 --> 00:11:26,120
‫هیچوقت همچین تیز و باهوش نبودی بچه‌جون

211
00:11:26,620 --> 00:11:28,290
‫خیلی‌خب، دیگه بیا بریم خونه‌ت

212
00:11:31,580 --> 00:11:32,830
‫رئیس من نیستی

213
00:11:36,130 --> 00:11:38,090
‫- رئیس منم نیستی
‫- هی، اینجوری نکن

214
00:11:38,170 --> 00:11:39,210
‫هی!

215
00:11:39,800 --> 00:11:41,800
‫نمی‌دونم چیکار کردم که عصبانیت کرده

216
00:11:41,880 --> 00:11:44,260
‫هیچوقت مقاومت نکردی.
‫هیچوقت نجنگیدی

217
00:11:44,890 --> 00:11:47,810
‫می‌دونستی قراره چی بشه
‫ولی به کسی نگفتی

218
00:11:48,810 --> 00:11:50,430
‫یعنی تو شریک جرمی

219
00:11:52,770 --> 00:11:54,940
‫خیلی‌خب

220
00:11:55,020 --> 00:11:57,270
‫می‌دونی، واقعا مشتاقم ببینم

221
00:11:57,360 --> 00:12:00,150
‫وقتی مشروب‌ها بالاخره تموم بشن
‫چجوری می‌خوای از خودت قایم بشی

222
00:12:05,740 --> 00:12:07,740
‫کاش تو هم با بقیه دنیا می‌مردی

223
00:12:11,960 --> 00:12:13,580
‫آره

224
00:12:20,840 --> 00:12:22,260
‫آره، عاشق گلف بود

225
00:12:30,890 --> 00:12:32,810
‫سلام کالینزها

226
00:12:32,890 --> 00:12:33,890
‫جین

227
00:12:35,100 --> 00:12:38,060
‫امروز بیلی رو ندیدی؟
‫جواب پیام‌هام رو نداده

228
00:12:38,150 --> 00:12:39,320
‫اوه

229
00:12:39,400 --> 00:12:41,610
‫عجیبه، منم سعی کردم باهاش تماس بگیرم

230
00:12:42,610 --> 00:12:45,530
‫هی پرس، میشه جیمز رو ببری خونه کارل لطفا؟

231
00:12:45,610 --> 00:12:47,780
‫- بیا دماغو
‫- دماغو رو دماغو می‌شناسه

232
00:12:47,870 --> 00:12:49,870
‫بازم دماغویی

233
00:12:51,330 --> 00:12:53,660
‫یه جای کار می‌لنگه.
‫بریم بیلی رو پیدا کنیم

234
00:12:57,000 --> 00:12:58,000
‫کالینز

235
00:12:59,960 --> 00:13:00,960
‫میشه یه صحبت کوتاه داشته باشیم؟

236
00:13:02,130 --> 00:13:03,130
‫در مورد کال‌ـه

237
00:13:04,010 --> 00:13:05,550
‫جین، یه دقیقه تنهامون بذار لطفا

238
00:13:11,560 --> 00:13:12,810
‫صحنه جرم

239
00:13:12,890 --> 00:13:14,480
‫من چند روز پیش نمونه‌های دی‌ان‌ای رو

240
00:13:14,560 --> 00:13:15,940
‫فرستادم آزمایشگاه

241
00:13:16,440 --> 00:13:18,980
‫نمونه‌ها اصلا نرسیدن به آزمایشگاه

242
00:13:19,770 --> 00:13:20,770
‫تأخیر داشته یا گم شده؟

243
00:13:20,860 --> 00:13:23,690
‫نمونه‌ها اصلا نرسیدن

244
00:13:24,820 --> 00:13:26,784
‫و تنها کسی که قدرتش رو داره

245
00:13:26,796 --> 00:13:28,820
‫که مانع همچین چیزی بشه کیه؟

246
00:13:35,660 --> 00:13:40,880
‫ببین کالینز، من اونقدر بزرگ هستم
‫که اقرار کنم بیراه نمی‌گفتی

247
00:13:42,170 --> 00:13:43,380
‫ولی من و تو...

248
00:13:44,050 --> 00:13:46,680
‫حلقه اعتمادم فعلا محدوده به خودم و خودت

249
00:13:47,130 --> 00:13:49,340
‫خب تو با مقتول رابطه عاشقانه داشتی

250
00:13:50,010 --> 00:13:52,600
‫پس حلقه اعتماد من فقط تغییری نمی‌کنه

251
00:14:00,770 --> 00:14:01,820
‫به چی فکر می‌کنی؟

252
00:14:01,900 --> 00:14:04,780
‫امروز پدرم دچار حمله شد

253
00:14:06,900 --> 00:14:08,610
‫می‌دونی، بابام یکی از اولین کسایی بود

254
00:14:08,700 --> 00:14:10,740
‫که سامانتا برای ساختن اینجا جذب کرد

255
00:14:12,080 --> 00:14:14,290
‫تجربه کار با زیر سطح زمین رو داشت

256
00:14:14,370 --> 00:14:16,910
‫بلد بود چجور شکاف تو زمین پیدا کنه

257
00:14:19,040 --> 00:14:23,590
‫ولی بزرگترین کمکش به این پروژه من بودم

258
00:14:25,800 --> 00:14:27,550
‫آدم دستچین‌شده‌ی خودش

259
00:14:27,630 --> 00:14:31,140
‫که می‌تونست تمام منابع ارزشمند بانوی آزادی

260
00:14:31,220 --> 00:14:32,510
‫رو براش فراهم کنه

261
00:14:35,220 --> 00:14:37,430
‫- میشه یه سوال بپرسم؟
‫- هوم؟

262
00:14:38,440 --> 00:14:39,560
‫به من رأی دادی؟

263
00:14:39,640 --> 00:14:41,230
‫- نه
‫- اوه

264
00:14:42,810 --> 00:14:48,570
‫بنظرم فقط پسر کودن و لوس یه میلیاردر بودی

265
00:14:49,570 --> 00:14:50,610
‫به چه جرئتی اینو میگی؟

266
00:14:52,450 --> 00:14:53,580
‫عجب

267
00:14:54,280 --> 00:14:55,740
‫کال، میشه باهات روراست باشم؟

268
00:14:56,540 --> 00:14:57,830
‫یعنی تا الان روراست نبودی تازه؟

269
00:14:58,830 --> 00:15:00,920
‫پدرت هر کاری که کرده تا به اینجا برسی

270
00:15:01,500 --> 00:15:03,960
‫تو بار غیرقابل‌تصوری رو به دوش کشیدی

271
00:15:05,420 --> 00:15:07,050
‫این ریاست هنوزم مال توئه

272
00:15:08,090 --> 00:15:09,840
‫می‌تونی هر کاری می‌خوای باهاش بکنی

273
00:15:16,100 --> 00:15:17,270
‫پس یعنی میگی
‫اگه دوباره فرصت میشد

274
00:15:17,350 --> 00:15:18,890
‫به من رأی می‌دادی؟

275
00:15:19,350 --> 00:15:20,940
‫حرفم اینه که

276
00:15:21,020 --> 00:15:23,650
‫بعد از اون فهمیدم که یه سری...

277
00:15:24,940 --> 00:15:27,780
‫عادت‌ها و سیاست‌هایی داری که برام مطلوبن

278
00:15:29,190 --> 00:15:32,360
‫موندم چه عادت‌هایی منظورته

279
00:15:49,050 --> 00:15:51,010
‫هی، بابام لقبی برات داره؟

280
00:15:52,680 --> 00:15:54,090
‫- لقب؟
‫- آره

281
00:15:55,100 --> 00:15:57,010
‫به جز اون «قشنگم» یا «عزیزمِ»

282
00:15:57,100 --> 00:15:58,890
‫تحقیری آمیزی که بعضی وقتا میگه نه

283
00:15:59,680 --> 00:16:01,770
‫لقبی ندارم. چطور؟

284
00:16:02,440 --> 00:16:05,190
‫چند وقتیه پیس رو به اسم «تک‌تیرانداز» صدا می‌کنه

285
00:16:05,900 --> 00:16:07,940
‫- هوم
‫- نمی‌دونم، عجیبه

286
00:16:09,320 --> 00:16:10,610
‫آره

287
00:16:10,690 --> 00:16:13,450
‫سخته تو دنیای بدون تفنگ واقعی تک‌تیرانداز باشی

288
00:16:14,860 --> 00:16:16,120
‫چقدر دلم براش تنگ شده

289
00:16:16,200 --> 00:16:17,490
‫برای چی؟

290
00:16:18,120 --> 00:16:19,870
‫تفنگ

291
00:16:19,950 --> 00:16:21,450
‫برای وزنش، می‌دونی؟

292
00:16:21,540 --> 00:16:22,620
‫- باشه
‫- نه فقط

293
00:16:22,710 --> 00:16:23,870
‫این شوکرهای نارنجی

294
00:16:25,710 --> 00:16:27,340
‫بنظرت کسایی که انقدر قدرتمندن

295
00:16:27,420 --> 00:16:29,300
‫خودشون رو بی‌دفاع می‌ذارن؟

296
00:16:33,510 --> 00:16:34,590
‫منظورت چیه؟

297
00:16:37,720 --> 00:16:39,350
‫نمی‌تونم دربارش حرف بزنم

298
00:16:40,180 --> 00:16:43,810
‫کال، من مامور مخصوص اینجام

299
00:16:43,890 --> 00:16:46,060
‫اگه تفنگی این پایین هست،
‫باید بدونم

300
00:16:46,150 --> 00:16:48,860
‫- یکم کار دارم
‫- وایسا، کال

301
00:16:48,940 --> 00:16:51,530
‫آب‌خوان داره بازی درمیاره انگار

302
00:16:52,030 --> 00:16:54,030
‫الان کسخل کردی منو؟

303
00:16:55,280 --> 00:16:56,780
‫این رابطه هنوزم غیرمشروعه

304
00:16:58,490 --> 00:17:01,870
‫کال، می‌دونی که این...

305
00:17:02,950 --> 00:17:04,040
‫تو...

306
00:17:05,330 --> 00:17:06,710
‫این رابطه برای من فراتره

307
00:17:06,790 --> 00:17:08,210
‫می‌دونی دیگه؟

308
00:17:10,050 --> 00:17:11,500
‫الان نمی‌تونم

309
00:17:33,690 --> 00:17:34,780
‫بیلی!

310
00:17:34,860 --> 00:17:36,740
‫- هی رفیق، اونجایی؟
‫- بیلی؟

311
00:17:40,370 --> 00:17:41,660
‫بیلی، اونجایی؟

312
00:17:51,670 --> 00:17:52,750
‫بیلی؟

313
00:17:59,680 --> 00:18:00,680
‫هی

314
00:18:03,770 --> 00:18:05,060
‫نه، نه، نه، بیلی

315
00:18:10,270 --> 00:18:12,770
‫- جین
‫- وای خدا

316
00:18:12,860 --> 00:18:14,690
‫نه، جین. دیگه رفته

317
00:18:14,780 --> 00:18:17,240
‫- نه! بیلی، نه!
‫- گوش کن...

318
00:18:40,220 --> 00:18:44,640
‫آره، من... مامور کالینز هستم

319
00:18:44,720 --> 00:18:45,930
‫یه...

320
00:18:53,570 --> 00:18:55,690
‫من خونه مامور بیلی پیس هستم

321
00:18:56,280 --> 00:18:57,570
‫عه...

322
00:18:58,900 --> 00:19:00,070
‫مامور از پا دراومده

323
00:19:01,870 --> 00:19:03,030
‫عه...

324
00:19:03,870 --> 00:19:05,030
‫مُرده

325
00:19:17,380 --> 00:19:20,430
‫نمی‌فهمم

326
00:19:22,090 --> 00:19:25,720
‫دیشب باهاش بودم.
‫شاید یکم ناراحت بود

327
00:19:25,810 --> 00:19:29,230
‫ولی... نمی‌دونم، یه جوری بود

328
00:19:29,310 --> 00:19:31,810
‫ولی برام فشفشه آورده بود

329
00:19:31,900 --> 00:19:34,060
‫خیلی متأسفم جین

330
00:19:34,150 --> 00:19:37,280
‫خب یه کوچولو بحثمون شد،
‫ولی فکر نمی‌کنم این باعث بشه...

331
00:19:37,360 --> 00:19:39,780
‫خدایا، چرا این کارو کرده؟

332
00:20:04,720 --> 00:20:05,800
‫«تک‌تیرانداز»

333
00:20:07,600 --> 00:20:10,350
‫«تو دریا گم شدن» یعنی چی اصلا؟

334
00:21:04,570 --> 00:21:06,700
‫محدودیت دسترسی؟

335
00:21:06,780 --> 00:21:09,830
‫من مقام امنیتی رئیس‌جمهوری دارم کسکش

336
00:21:52,010 --> 00:21:53,870
‫[ دسترسی داده شد ]

337
00:21:58,000 --> 00:21:59,290
‫یعنی چی؟

338
00:22:11,430 --> 00:22:14,520
‫همونطور که می‌بینین، چیزی باقی نمونده

339
00:22:15,560 --> 00:22:17,520
‫سطح اشعه‌ها هنوز خیلی بالاست

340
00:22:18,190 --> 00:22:20,900
‫خطر کردیم که تا الان اینجا موندیم

341
00:22:23,780 --> 00:22:26,030
‫هستین؟
‫شنیدین چی گفتم؟

342
00:22:26,110 --> 00:22:27,700
‫یه نفر رو پیدا کردیم. یه زن

343
00:22:27,780 --> 00:22:29,700
‫از کجا اومده؟

344
00:22:29,780 --> 00:22:32,200
‫نمی‌دونیم. فقط به زبونِ...

345
00:22:32,280 --> 00:22:33,660
‫فکر کنم کریول حرف می‌زنه

346
00:22:33,740 --> 00:22:35,830
‫ولی شاید کسی از داخل شهر
‫بتونه ترجمه کنه

347
00:22:35,910 --> 00:22:37,250
‫همونجا نگهش دار

348
00:22:37,330 --> 00:22:38,540
‫تا من با بقیه صحبت کنم

349
00:22:38,620 --> 00:22:39,870
‫نمی‌تونیم اینجا ولش کنیم

350
00:22:39,960 --> 00:22:41,380
‫برش می‌گردونیم

351
00:22:41,460 --> 00:22:43,540
‫حق نداری این کارو بکنی، متوجه‌ای؟

352
00:22:44,420 --> 00:22:45,840
‫این دستور نهاییه!

353
00:22:47,920 --> 00:22:50,050
‫- پیداشون کردم
‫- خب؟

354
00:22:50,130 --> 00:22:51,930
‫همونطور که گفتی یه نفر باهاشونه

355
00:22:52,600 --> 00:22:53,680
‫دارن برمی‌گردن اینجا؟

356
00:22:53,760 --> 00:22:55,600
‫آره. کمتر از یه روز راه دارن

357
00:22:58,270 --> 00:23:00,190
‫پس باید کاری که حرفش رو زدیم انجام بدی

358
00:23:02,110 --> 00:23:04,820
‫مامور پیس، بکششون

359
00:23:04,900 --> 00:23:07,030
‫دستور میدم. اگه نمی‌تونی اطاعت کنی

360
00:23:07,110 --> 00:23:09,740
‫کس دیگه‌ای رو پیدا می‌کنم
‫که اطاعت کنه، ولی دیگه برنگرد

361
00:23:58,120 --> 00:24:00,000
‫- سلام عرض شد
‫- عالیجناب

362
00:24:00,080 --> 00:24:02,170
‫یعنی... عالیجناب نه

363
00:24:02,250 --> 00:24:04,540
‫چی... چی میگن؟

364
00:24:04,630 --> 00:24:05,960
‫- آقای رئیس‌جمهور!
‫- همون کال خوبه

365
00:24:06,040 --> 00:24:08,000
‫اگه بخوایم یه نوار میکس درست کنم،
‫امکانش هست؟

366
00:24:08,090 --> 00:24:09,920
‫آره، بله، ما...

367
00:24:10,010 --> 00:24:12,300
‫آرشیو موسیقی داریم. هزاران هزار آلبوم

368
00:24:12,380 --> 00:24:14,090
‫با فرمت‌های مختلف
‫و جایگاه‌های گوش دادن...

369
00:24:14,180 --> 00:24:15,970
‫عالیه، عالیه. کجا هست؟

370
00:24:17,010 --> 00:24:18,720
‫مستقیم، بالای پله‌ها

371
00:24:18,810 --> 00:24:19,970
‫خیلی ممنون

372
00:24:20,060 --> 00:24:21,430
‫کار فوق‌العاده‌ای داری

373
00:24:21,520 --> 00:24:23,100
‫کتابخونه جواهر شهره

374
00:25:11,230 --> 00:25:14,320
‫رازداری بیمار و دکتر این پایینم وجود داره؟

375
00:25:15,030 --> 00:25:16,280
‫البته، بله

376
00:25:17,950 --> 00:25:21,700
‫پس رازداری کن.
‫اگه یه روز به هر دلیلی...

377
00:25:22,950 --> 00:25:25,500
‫دیگه نتونستیم حرف بزنیم، چون من...

378
00:25:26,670 --> 00:25:28,000
‫مثلا در دسترس نبودم...

379
00:25:30,750 --> 00:25:32,340
‫باید درباره یه نفر تحقیق کنی

380
00:25:34,430 --> 00:25:35,550
‫[ بیلی پیس ]

381
00:25:37,260 --> 00:25:39,100
‫- نمی‌...
‫- از بین تمام تیم امنیتیم

382
00:25:39,180 --> 00:25:41,180
‫من فقط به زیویر کالینز اعتماد دارم

383
00:25:42,180 --> 00:25:43,890
‫پس باید با اون صحبت کنی

384
00:26:09,549 --> 00:26:13,549
‫[ به جرمی: امشب شام درست می‌کنم.
‫دارم روی یه چیزی هم کار می‌کنم که باید بشنوی ]

385
00:26:13,550 --> 00:26:15,348
‫[ هیچوقت برای جنگیدن دیر نیست، مگه نه؟ ]

386
00:26:16,300 --> 00:26:18,550
‫خوشحالم که بدون تن‌پوش حمام می‌بینمت کال

387
00:26:22,760 --> 00:26:24,390
‫می‌دونم چیکار کردی سامانتا

388
00:26:28,020 --> 00:26:31,650
‫به فایل‌های هیئت اعزامی دسترسی پیدا کردم

389
00:26:42,120 --> 00:26:45,370
‫باید یه تصمیمی گرفته میشد، و من گرفتم

390
00:26:46,370 --> 00:26:49,000
‫- که قاتل بشی؟
‫- تمام نشانه‌ها

391
00:26:49,080 --> 00:26:52,340
‫نشون میدن که سطح سیاره غیرقابل‌سکونته

392
00:26:52,420 --> 00:26:56,510
‫مردم باید بدونن که بازموند‌ه‌هایی هستن

393
00:26:56,590 --> 00:26:58,760
‫باید بدونن عزیزانشون ممکنه اون بالا زنده باشن

394
00:26:58,840 --> 00:26:59,930
‫بعدش چی؟

395
00:27:01,470 --> 00:27:04,310
‫میرن دنبالشون می‌گردن،
‫معلوم نیست چه گوه‌بازاری راه بیفته

396
00:27:04,390 --> 00:27:05,850
‫به بقیه میگن که ما کجا هستیم

397
00:27:05,930 --> 00:27:08,600
‫- حکم مرگ رو داره
‫- تصمیمش با خودشونه

398
00:27:08,680 --> 00:27:09,890
‫نه تو

399
00:27:11,560 --> 00:27:13,520
‫- و من حقیقت رو بهشون میگم
‫- نه، نمیگی

400
00:27:13,610 --> 00:27:14,980
‫من رئیس‌جمهورم!

401
00:27:15,650 --> 00:27:18,070
‫هیچوقت به من نگو چیکار کنم چیکار نکنم

402
00:27:18,150 --> 00:27:19,360
‫فهمیدی؟

403
00:27:20,860 --> 00:27:22,450
‫- اگه تصمیم بگیرم بگم...
‫- چی میشه؟

404
00:27:23,660 --> 00:27:24,830
‫تو چشمام نگاه کن و بگو

405
00:27:28,500 --> 00:27:33,000
‫می‌خوام ببینم وقتی تخم داری
‫چه شکلی میشی... قربان

406
00:27:39,760 --> 00:27:41,180
‫چیزی نیست

407
00:27:42,840 --> 00:27:44,220
‫موردی نیست

408
00:28:18,590 --> 00:28:20,090
‫پیس به قدری فنتانیل خورده

409
00:28:20,170 --> 00:28:22,130
‫که قطعا قصدش مصرف تفریحی نبوده

410
00:28:24,390 --> 00:28:25,800
‫پزشک قانونی می‌خواد خودکشی اعلامش کنه

411
00:28:25,890 --> 00:28:29,270
‫بیلی می‌خواست به من هشدار بده.
‫یه چیزی می‌دونست

412
00:28:30,890 --> 00:28:31,980
‫درباره اون

413
00:28:34,020 --> 00:28:36,650
‫پس اول کال، بعد بیلی

414
00:28:37,690 --> 00:28:38,770
‫کار اونه

415
00:28:41,280 --> 00:28:43,070
‫- تکیلا بدون یخ
‫- باشه

416
00:28:45,660 --> 00:28:48,950
‫بیلی برام مثل برادر بود

417
00:28:50,830 --> 00:28:54,000
‫من عاشقش بودم. عاشق کال

418
00:28:59,500 --> 00:29:00,800
‫بدون یخ

419
00:29:04,880 --> 00:29:07,930
‫خب چیکار کنیم؟
‫بشینیم اینجا احساساتمون رو بنوشیم؟

420
00:29:08,930 --> 00:29:10,180
‫اینم یه گزینه‌ست

421
00:29:14,560 --> 00:29:17,520
‫یا اینکه... از پا درش میاریم

422
00:29:20,570 --> 00:29:23,940
‫سخته بدون سلاح کسی
‫رو از پا دربیاری

423
00:29:29,160 --> 00:29:30,280
‫سلاح هست

424
00:29:32,660 --> 00:29:33,950
‫و می‌دونم چجوری گیرش بیارم

425
00:29:56,940 --> 00:29:58,400
‫همه‌جا رو دنبالت گشتم

426
00:29:59,400 --> 00:30:00,610
‫سخنرانیم چطور بود؟

427
00:30:02,270 --> 00:30:03,820
‫عه...

428
00:30:03,900 --> 00:30:06,530
‫تر... ترکوندی

429
00:30:12,330 --> 00:30:14,450
‫چند روز آخر فقط می‌خواست

430
00:30:14,540 --> 00:30:16,750
‫تو این خراب‌شده

431
00:30:16,830 --> 00:30:18,500
‫باهام گلف بازی کنه

432
00:30:19,920 --> 00:30:21,630
‫تظاهر کنیم که داریم

433
00:30:21,710 --> 00:30:23,750
‫توی پبل بیچ یا کاپالوا بازی می‌کنیم

434
00:30:24,800 --> 00:30:26,760
‫و هیچکدوم این اتفاق‌ها نیفتاده

435
00:30:29,720 --> 00:30:31,350
‫خیلی باهاش بد تا کردم

436
00:30:33,140 --> 00:30:34,850
‫اون شب حتی نرفتم
‫باهاش شام بخورم

437
00:30:41,660 --> 00:30:44,380
‫[ جرمی: امشب نمی‌تونم شام رو بیام.
‫باید با بند تمرین کنم ]

438
00:30:45,911 --> 00:30:48,121
‫[ فکرشم نکن که بپیچونی! ]

439
00:31:11,430 --> 00:31:13,140
‫چطوره کاپالوا رو نشونم بدی؟

440
00:31:44,630 --> 00:31:46,250
‫حالت... حالت خوبه؟

441
00:31:46,340 --> 00:31:49,630
‫- می‌خوای خاموشش کنم؟
‫- نه. نه

442
00:31:50,670 --> 00:31:53,590
‫فقط... خیلی زیباست

443
00:32:05,610 --> 00:32:06,770
‫اینجا چیکار می‌کنین؟

444
00:32:07,730 --> 00:32:09,320
‫بابابزرگ

445
00:32:09,400 --> 00:32:11,610
‫عه... خیلی ببخشید

446
00:32:11,700 --> 00:32:13,950
‫هی، هی، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

447
00:32:14,030 --> 00:32:16,490
‫- خیلی‌خب، بیا بابابزرگ
‫- تو رو می‌شناسم!

448
00:32:16,580 --> 00:32:17,950
‫نه، من اینو دیدم کال!

449
00:32:18,040 --> 00:32:19,540
‫- گیج شدی
‫- تو رو می‌شناسم دختر! می‌شناسمت!

450
00:32:19,620 --> 00:32:20,870
‫- هی! بابابزرگ، نکن!
‫- هی! آی!

451
00:32:20,960 --> 00:32:22,210
‫- کال!
‫- ولش کن!

452
00:32:22,290 --> 00:32:24,000
‫- ولم کن حرومزاده!
‫- بسه! بسه

453
00:32:24,080 --> 00:32:26,040
‫من باید برم

454
00:32:27,960 --> 00:32:30,380
‫پرسلی! پرس، عذر می‌خوام. اون...

455
00:32:30,460 --> 00:32:32,630
‫فکر کرده من بابامم و...

456
00:32:32,720 --> 00:32:34,430
‫پرس...

457
00:32:55,819 --> 00:32:57,978
‫[ واقعا دوست دارم ببینمت ]

458
00:33:26,310 --> 00:33:28,560
‫دیگه زلم زیمبوهات رو نمی‌خوام

459
00:33:30,940 --> 00:33:33,360
‫چی؟ منظورت چیه؟

460
00:33:34,700 --> 00:33:36,030
‫دیگه نمی‌تونم کال

461
00:33:36,990 --> 00:33:39,200
‫دیگه نمی‌تونم مثل جنده‌ت بیام اینجا

462
00:33:39,280 --> 00:33:40,870
‫هی، هی، هی

463
00:33:41,540 --> 00:33:43,000
‫هی، صبر کن راب...

464
00:33:45,870 --> 00:33:47,750
‫خیلی‌خب، ببخشید. عذر می‌خوام

465
00:33:47,830 --> 00:33:49,290
‫میشه لطفا بیای بشینی؟

466
00:33:50,540 --> 00:33:52,630
‫- نه
‫- هی

467
00:33:55,970 --> 00:33:59,180
‫پس یعنی با این لباس اومدی اینجا

468
00:34:00,260 --> 00:34:02,140
‫که دلم رو بشکنی؟

469
00:34:03,220 --> 00:34:04,810
‫- باید برم
‫- خیلی‌خب، ببین

470
00:34:05,810 --> 00:34:07,230
‫بیخیال...

471
00:34:07,310 --> 00:34:10,020
‫از سر راهم برو کنار تا دماغت رو له نکردم!

472
00:34:11,020 --> 00:34:12,480
‫الان دیگه داری حشریم می‌کنی

473
00:34:13,480 --> 00:34:14,490
‫اوه!

474
00:34:14,570 --> 00:34:16,240
‫تف توش! لعنتی!

475
00:34:16,320 --> 00:34:18,700
‫رابینسون، وایسا! هی، هی! تفنگ‌ها!

476
00:34:22,700 --> 00:34:24,330
‫گفتی دلت برای تفنگ دست گرفتن تنگ شده

477
00:34:25,450 --> 00:34:26,750
‫می‌خواستم ببرمت تیراندازی

478
00:34:27,710 --> 00:34:30,040
‫زیر-زیرزمینِ استادیوم، خب؟

479
00:34:30,130 --> 00:34:31,670
‫فقط یه رمز چهاررقمی می‌زنی

480
00:34:31,750 --> 00:34:33,250
‫تاریخ تحلیفمه

481
00:34:34,670 --> 00:34:37,340
‫الان واقعا می‌خوای با تفنگ

482
00:34:37,420 --> 00:34:38,760
‫منو خر کنی که بمونم؟

483
00:34:39,840 --> 00:34:42,350
‫آره. آره، همینو می‌خوام

484
00:34:42,430 --> 00:34:44,310
‫دقیقا همین کارو دارم می‌کنم.
‫هر کاری لازم باشه می‌کنم

485
00:34:44,890 --> 00:34:46,730
‫تا چند ماه دیگه رئیس‌جمهورم

486
00:34:46,810 --> 00:34:49,270
‫بعدش می‌تونم فیلم بازی کردن
‫با جسیکا رو بیخیال شم

487
00:34:49,350 --> 00:34:51,270
‫می‌تونیم طلاق بگیریم، بعدش من و تو...

488
00:34:52,520 --> 00:34:54,020
‫کلی کارای رمانتیک با هم بکنیم

489
00:34:54,110 --> 00:34:55,150
‫می‌تونیم تو مکان‌های عمومی دست هم رو بگیریم

490
00:34:55,230 --> 00:34:57,110
‫و درباره زبون‌های عشقمون حرف بزنیم

491
00:34:57,190 --> 00:34:58,950
‫همه‌چی. من همه‌ش رو باهات می‌خوام

492
00:35:00,030 --> 00:35:01,160
‫نیکول

493
00:35:02,910 --> 00:35:04,120
‫دوستت دارم

494
00:35:05,370 --> 00:35:06,700
‫دیوونه‌تم

495
00:35:16,880 --> 00:35:18,300
‫وقتی از مستی دراومدی بهم زنگ بزن

496
00:35:35,270 --> 00:35:37,610
‫«شهرها نابود شده بودند...

497
00:35:39,700 --> 00:35:44,450
‫و مردم دور خانه‌های شعله‌ورشده‌شان
‫جمع شده بودند

498
00:35:45,160 --> 00:35:49,120
‫تا بار دیگر چهره‌ی یکدیگر را ببینند»

499
00:35:56,000 --> 00:35:59,460
‫من کل عمرم، دو تا کتاب در هفته می‌خوندم

500
00:35:59,550 --> 00:36:02,930
‫و حالا فقط می‌تونم شعر بخونم

501
00:36:03,930 --> 00:36:08,140
‫تنها چیزیه که تو مغزم می‌مونه

502
00:36:08,220 --> 00:36:09,470
‫از اول تا آخر

503
00:36:11,980 --> 00:36:13,020
‫هوم

504
00:36:14,480 --> 00:36:19,280
‫زنم تو دبیرستان معلم انگلیسی بود

505
00:36:19,360 --> 00:36:21,530
‫عاشق تدریس این شعر بود

506
00:36:22,700 --> 00:36:25,660
‫تاریکی. نوشته‌ی لرد بایرون

507
00:36:27,410 --> 00:36:29,750
‫زنم می‌گفت این یکی از تنها شعرهاییه

508
00:36:29,830 --> 00:36:32,660
‫که باعث میشه بچه‌هاش صاف بشینن و گوش بدن

509
00:36:32,750 --> 00:36:34,500
‫یادمه

510
00:36:34,580 --> 00:36:35,580
‫آره

511
00:36:36,750 --> 00:36:39,800
‫یادمه اون نشان کتاب رو
‫برای کریسمس بهت داد

512
00:36:39,880 --> 00:36:41,300
‫از بین تمام تجملاتی که داشتیم

513
00:36:41,380 --> 00:36:43,760
‫اون تنها چیزیه که این همه وقت نگهش داشتی

514
00:36:43,840 --> 00:36:45,010
‫آره

515
00:36:46,180 --> 00:36:48,390
‫- آره
‫- آدم رو به فکر فرو می‌بره، نه؟

516
00:36:50,220 --> 00:36:52,230
‫اگه بود درباره این ماجرا چه فکری می‌کرد؟

517
00:36:57,650 --> 00:37:00,730
‫خوشحال می‌شد که پسرش زنده‌ست

518
00:37:02,150 --> 00:37:03,200
‫هوم

519
00:37:05,990 --> 00:37:07,700
‫تو دانشگاه با هم آشنا شدیم

520
00:37:08,990 --> 00:37:10,990
‫خانواده‌م تأییدش نمی‌کردن

521
00:37:11,080 --> 00:37:13,370
‫و خانواده اونم من رو نمی‌فهمیدن

522
00:37:13,960 --> 00:37:17,080
‫برای همین عشقمون باید مخفی می‌موند

523
00:37:17,170 --> 00:37:18,710
‫و این نشونه‌مون بود

524
00:37:18,790 --> 00:37:20,550
‫من یواشکی تو هر کتابی

525
00:37:20,630 --> 00:37:23,010
‫که می‌خوند گل می‌ذاشتم که مطمئن شم

526
00:37:23,090 --> 00:37:27,430
‫که می‌دونه که به محض اینکه
‫فارغ‌التحصیل بشیم

527
00:37:27,510 --> 00:37:31,010
‫و من جایگاهم رو تو کار پیدا کنم

528
00:37:31,100 --> 00:37:32,720
‫باهاش ازدواج می‌کنم

529
00:37:34,890 --> 00:37:37,730
‫هر گل یه راز بود

530
00:37:38,900 --> 00:37:41,360
‫بعدش که وقتش رسید

531
00:37:41,440 --> 00:37:44,900
‫که بزرگترین راز ممکن رو بسازم

532
00:37:44,990 --> 00:37:49,200
‫راز بزرگی که تاریخ بشر رو ادامه می‌داد

533
00:37:49,280 --> 00:37:53,160
‫این نماد رو بخاطر اون زنده نگه داشتم

534
00:37:54,540 --> 00:37:58,540
‫تا وقتی می‌پرسی که اون چه فکری می‌کرد

535
00:37:58,630 --> 00:38:01,550
‫بنظرم گیج شدی و نمی‌دونی...

536
00:38:02,750 --> 00:38:04,800
‫که چرا این کارو کردم

537
00:38:09,970 --> 00:38:12,810
‫من اینجا رو بخاطر تو و جرمی ساختم

538
00:38:15,060 --> 00:38:16,350
‫بخاطر مادرت ساختمش

539
00:38:25,240 --> 00:38:26,900
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم بابا؟

540
00:38:27,570 --> 00:38:29,700
‫چون شاید الان یکم در خطر باشم

541
00:38:29,780 --> 00:38:31,030
‫و باید بدونم

542
00:38:33,950 --> 00:38:36,250
‫من تو این زندگی هر کاری ازم خواستی رو کردم

543
00:38:38,420 --> 00:38:40,250
‫زندگیم مهره شطرنج تو بود

544
00:38:41,460 --> 00:38:42,540
‫و منم برات کم نذاشتم

545
00:38:44,340 --> 00:38:46,340
‫بزرگترین زندگی‌ای که یه مرد
‫می‌تونه داشته باشه رو ساختم

546
00:38:46,420 --> 00:38:48,130
‫و از تک تک لحظاتش متنفر بودم

547
00:38:49,720 --> 00:38:50,930
‫ولی انجامش دادم

548
00:38:52,720 --> 00:38:53,720
‫بخاطر تو

549
00:38:56,270 --> 00:38:57,520
‫حالا کارایی که کردم...

550
00:39:02,360 --> 00:39:03,980
‫تونستم سربلندت کنم؟

551
00:39:10,200 --> 00:39:12,950
‫تو هیچ کاری نکردی که من برات نکرده باشم

552
00:39:21,460 --> 00:39:26,000
‫«و مردم آرام آرام از گرسنگی تلف شدند...»

553
00:40:53,970 --> 00:40:55,640
‫- بابا، باید درباره یه چیزی...
‫- گوش کن

554
00:40:55,720 --> 00:40:59,100
‫باید یه خبر وحشتناک بهت بدم

555
00:41:01,350 --> 00:41:02,730
‫خودمم نمی‌دونم...

556
00:41:04,270 --> 00:41:06,020
‫عمو بیلی رفته

557
00:41:06,810 --> 00:41:07,900
‫مُرده

558
00:41:10,780 --> 00:41:13,320
‫- چی؟
‫- ببخشید که انقدر یهویی میگم

559
00:41:13,400 --> 00:41:15,860
‫ولی باید یه کاری انجام بدم

560
00:41:15,950 --> 00:41:18,620
‫و می‌خوام دقیقا کاری که ازت می‌خوام
‫رو انجام بدی، خب؟

561
00:41:19,240 --> 00:41:21,950
‫برو بالا و برادرت رو بردار،
‫یه ساک بردار

562
00:41:22,040 --> 00:41:24,460
‫- هرچی که می‌تونی تو کوله جا بدی
‫- چرا؟ چی شده؟

563
00:41:24,540 --> 00:41:27,380
‫لباس اضافه، مسواک جیمز،
‫شاید چند تا کتاب

564
00:41:27,460 --> 00:41:28,710
‫بابا، منظورت چیه؟

565
00:41:28,790 --> 00:41:30,750
‫چون به کمکت نیاز دارم پرسلی

566
00:41:31,510 --> 00:41:32,590
‫می‌خوام به اوضاع مسلط باشی

567
00:41:32,670 --> 00:41:34,420
‫و می‌خوام قوی باشی، خب؟

568
00:41:39,180 --> 00:41:41,430
‫عمو بیلی مرده؟ واقعیه؟

569
00:41:41,520 --> 00:41:43,020
‫آره، بیا ببینم

570
00:41:47,520 --> 00:41:48,610
‫می‌دونم عزیزم

571
00:41:49,190 --> 00:41:50,190
‫دوستت دارم

572
00:41:50,270 --> 00:41:52,030
‫و چیز راحتی ازت نمی‌خوام

573
00:41:52,110 --> 00:41:53,530
‫می‌دونم، اینو ازت نمی‌خواستم اگه...

574
00:41:53,610 --> 00:41:55,570
‫اشکالی نداره بابا. برو

575
00:41:57,320 --> 00:41:58,700
‫کاری که لازمه رو انجام بده

576
00:42:04,330 --> 00:42:05,540
‫باشه

577
00:42:19,970 --> 00:42:21,140
‫سلام کارل

578
00:42:21,810 --> 00:42:23,140
‫می‌خوام لطفی که قولش رو دادی رو بهم بکنی

579
00:42:23,850 --> 00:42:26,430
‫و قراره یکم سخت‌تر از دادن خمیرترش مولد باشه

580
00:42:35,740 --> 00:42:37,360
‫تو چه مرگته، ها؟

581
00:42:37,450 --> 00:42:38,610
‫چرا اون کارو کردی؟

582
00:42:38,700 --> 00:42:40,620
‫بابابزرگ، بدجور ترسوندیش!

583
00:42:42,240 --> 00:42:43,240
‫کی رو؟

584
00:42:43,830 --> 00:42:44,830
‫فیلم بازی نکن

585
00:42:44,910 --> 00:42:46,290
‫من فیلم بازی نمی‌کنم کال

586
00:42:46,370 --> 00:42:47,870
‫من بابام نیستم لامصب!

587
00:42:54,550 --> 00:42:55,630
‫ولش کن

588
00:42:57,170 --> 00:42:58,590
‫اون شب حق با تو بود

589
00:43:01,510 --> 00:43:02,850
‫حق با تو بود کال

590
00:43:09,140 --> 00:43:10,310
‫درباره چی حق با من بود؟

591
00:43:10,400 --> 00:43:11,560
‫همه‌چی

592
00:43:14,570 --> 00:43:15,570
‫همه‌چی

593
00:43:23,620 --> 00:43:25,990
‫مادرت می‌خواست اسمت رو بذاره آرتور

594
00:43:26,580 --> 00:43:27,830
‫اسم پدربزرگش

595
00:43:29,870 --> 00:43:31,540
‫من گفتم «خیلی اسم ضعیفیه»

596
00:43:32,790 --> 00:43:35,420
‫اسم یه مرد بزرگ نیست

597
00:43:35,500 --> 00:43:38,670
‫ولی کال بردفورد...

598
00:43:39,670 --> 00:43:43,220
‫این شد اسم یه رهبر،
‫رهبر بشریت

599
00:43:49,310 --> 00:43:54,520
‫به هیچکدوم از کارهام افتخار نمی‌کنم

600
00:43:59,190 --> 00:44:04,780
‫ولی به تو خیلی افتخار می‌کنم

601
00:44:11,540 --> 00:44:18,380
‫و واقعا عذر می‌خوام پسرم

602
00:44:26,720 --> 00:44:27,970
‫منم عذر می‌خوام بابا

603
00:44:38,150 --> 00:44:39,650
‫عذر می‌خوام بابت حرفی که بهت زدم

604
00:44:42,820 --> 00:44:45,070
‫بابت همه‌چیز می‌بخشمت

605
00:45:03,380 --> 00:45:06,680
‫«جهان تهی بود

606
00:45:06,760 --> 00:45:11,520
‫مردمان و قدرتمندان توده‌ای بی‌فصل شده بودند

607
00:45:11,600 --> 00:45:16,150
‫توده‌ای بی‌گیاه، بی‌درخت، بی‌انسان، بی‌جان

608
00:45:16,230 --> 00:45:21,320
‫توده‌ای از مرگ، آشوبی از خاک سخت

609
00:45:23,030 --> 00:45:27,320
‫کشتی‌ها بی‌ملوان در دریا پوسیدند

610
00:45:28,120 --> 00:45:31,160
‫و بادبان‌هایشان تکه تکه سقوط کردند

611
00:45:32,540 --> 00:45:33,790
‫آنگاه که فرو افتادند...

612
00:45:34,830 --> 00:45:39,040
‫در اعماق دریا آرام گرفتند،
‫دریایی که دیگر موجی نداشت و مرده بود

613
00:45:40,040 --> 00:45:42,760
‫امواج در گور بودند

614
00:45:44,010 --> 00:45:48,600
‫ماه، معشوقه‌شان، دیگر مرده بود

615
00:45:50,100 --> 00:45:54,600
‫بادها در هوای راکد پژمرده بودند

616
00:45:55,890 --> 00:45:58,560
‫و ابرها هلاک شدند

617
00:45:59,860 --> 00:46:03,690
‫تاریکی نیازی به یاری آنها نداشت

618
00:46:05,240 --> 00:46:08,740
‫او خودِ گیتی بود

619
00:46:14,200 --> 00:46:15,410
‫او...

620
00:46:19,000 --> 00:46:20,750
‫اون شب دیدمش

621
00:46:25,380 --> 00:46:26,510
‫دیدمش

622
00:46:53,780 --> 00:46:55,980
‫[ فکرشم نکن که بپیچونی! ]
‫[ می‌بینمت ]

623
00:46:55,981 --> 00:46:57,541
‫[ جرمی ]
‫[ بیخیال دیگه رفیق ]

624
00:48:31,208 --> 00:48:35,208
‫[ دارن بهتون دروغ میگن ]

625
00:48:39,819 --> 00:48:46,819
‫ترجمه از حسین رضایی
<font color=Red>‫  H o s s e i n T L </font>
‫HosseinTLsub@yahoo.com

626
00:48:46,820 --> 00:48:54,820


