﻿1
00:00:02,810 --> 00:00:04,520
‫همه تو راه اینجا چیزهایی رو از گم کردیم

2
00:00:04,520 --> 00:00:07,440
‫من زنم رو گم نکردم،
‫دقیقا می‌دونستم کجاست

3
00:00:07,440 --> 00:00:09,860
‫وقتی اون اتفاق افتاد
‫تو یه شهر دیگه بود

4
00:00:09,860 --> 00:00:12,610
‫و مُرد چون کال نرسوندش به یه هواپیمای کوفتی

5
00:00:16,240 --> 00:00:17,740
‫اون شب دیدمش

6
00:00:18,950 --> 00:00:20,410
‫دیدمش

7
00:00:22,200 --> 00:00:24,960
‫خبرهای جهان همینجاست

8
00:00:25,790 --> 00:00:28,750
‫مامور پیس، بکششون

9
00:00:31,590 --> 00:00:34,220
‫مردم باید بدونن که بازموند‌ه‌هایی هستن

10
00:00:34,220 --> 00:00:36,050
‫- و من حقیقت رو بهشون میگم
‫- نه، نمیگی

11
00:00:36,680 --> 00:00:39,350
‫اول کال، بعد بیلی

12
00:00:39,350 --> 00:00:40,430
‫کار اون بوده

13
00:00:41,140 --> 00:00:42,140
‫از پا درش میاریم

14
00:00:42,600 --> 00:00:45,310
‫سخته بدون سلاح کسی رو از پا دربیاری

15
00:00:45,310 --> 00:00:48,150
‫- سلاح هست
‫- زیر-زیرزمینِ استادیوم

16
00:00:48,150 --> 00:00:51,690
‫فقط یه رمز چهاررقمی می‌زنی.
‫تاریخ تحلیفمه

17
00:00:51,690 --> 00:00:52,900
‫و می‌دونم چجوری گیرشون بیارم

18
00:00:53,400 --> 00:00:56,240
‫برو بالا و برادرت رو بردار،
‫یه ساک بردار

19
00:00:56,240 --> 00:00:57,910
‫هرچی که می‌تونی تو کوله جا بدی

20
00:00:57,910 --> 00:01:00,530
‫سلام کارل.
‫می‌خوام اون لطفه رو بهم بکنی

21
00:01:08,880 --> 00:01:14,880


22
00:01:15,970 --> 00:01:20,470
‫پروازم هنوز تاخیر نخورده.
‫باید وسایلم رو جمع کنم

23
00:01:22,970 --> 00:01:26,640
‫الان واقعا وقتش نبود که
‫به دفتر مدیر مدرسه احضار بشم

24
00:01:26,640 --> 00:01:29,360
‫- که برام سخنرانی کنه
‫- آره، می‌دونم

25
00:01:32,940 --> 00:01:34,610
‫بخاطر کیک تو دردسر افتاده؟

26
00:01:35,280 --> 00:01:36,650
‫آره، کیک خیلی زیاد

27
00:01:41,780 --> 00:01:44,200
‫کت آبی من رو دیدی؟
‫باید بذارمش تو چمدونم

28
00:01:47,330 --> 00:01:48,330
‫چیه؟

29
00:01:49,040 --> 00:01:51,130
‫خب، یا با کتم مشکل داری

30
00:01:51,130 --> 00:01:53,670
‫- یا با من مشکل داری
‫- من چیزی نگفتم

31
00:01:56,380 --> 00:01:58,340
‫بخاطر کارم باید برم آتلانتا

32
00:01:58,340 --> 00:02:00,510
‫- نتیجه تمام زحماتمه عزیزم...
‫- می‌دونم

33
00:02:04,140 --> 00:02:05,140
‫می‌دونم

34
00:02:07,310 --> 00:02:09,690
‫اگه رئیس‌جمهور امشب هم
‫تا دیروقت نگهت نداشت

35
00:02:09,690 --> 00:02:11,860
‫می‌تونی به موقع برسی خونه
‫که یه بوس خدافظی بهم بدی

36
00:02:11,860 --> 00:02:13,860
‫این هفته مترو دیر و زود میشه

37
00:02:14,530 --> 00:02:16,570
‫- شاید یه سکس ریز هم گیرت بیاد
‫- تا پنج میام خونه

38
00:02:21,780 --> 00:02:23,450
‫آقا و خانم کالینز

39
00:02:23,450 --> 00:02:27,040
‫درستش آقای کالینز و دکتر راجر-کالینزـه

40
00:02:27,040 --> 00:02:29,040
‫البته. بفرمایید

41
00:02:32,040 --> 00:02:35,250
‫از تمام کلاس هشتمی‌ها خواسته شده
‫مشکلی رو کاوش کنن

42
00:02:35,250 --> 00:02:38,090
‫که تاثیر منفی‌ای روی دنیای امروزمون داره

43
00:02:38,090 --> 00:02:42,720
‫عنوان پروژه پرسلی
‫«نمایش توزیع نابرابر غذا» بوده

44
00:02:42,720 --> 00:02:45,220
‫- «ناعادلانه»
‫- جان؟

45
00:02:46,220 --> 00:02:49,600
‫عنوان پروژه‌ش «نمایش توزیع ناعادلانه غذا» بوده

46
00:02:49,600 --> 00:02:50,770
‫نه نابرابر

47
00:02:50,770 --> 00:02:54,310
‫بی‌عدالتی نتیجه‌ی نابرابری غیرمنصفانه‌ست

48
00:02:54,320 --> 00:02:56,770
‫- با هم فرق دارن
‫- عنوانش مهمه حالا؟

49
00:02:56,780 --> 00:02:58,480
‫پروژه‌ش شر و ور محض بوده

50
00:02:58,490 --> 00:02:59,900
‫جانم؟

51
00:02:59,900 --> 00:03:02,320
‫خیلی‌خب، عنوان رو فهمیدیم. حله

52
00:03:03,320 --> 00:03:05,330
‫- لطفا ادامه بدید
‫- به گفته معلمشون

53
00:03:05,330 --> 00:03:07,170
‫پرسلی به هر دانش‌آموز

54
00:03:07,182 --> 00:03:09,870
‫یک کشور یا طبقه اجتماعی رو نسبت داده

55
00:03:09,870 --> 00:03:12,620
‫بعد به هر دانش‌آموز یه تکه کیک داده

56
00:03:12,630 --> 00:03:15,460
‫که امنیت غذایی جهانی ایده‌آل رو نشون بده

57
00:03:15,460 --> 00:03:18,250
‫بعدش، کیک رو بار دیگه توزیع می‌کنه

58
00:03:18,260 --> 00:03:21,840
‫که توزیع ناعادلانه حال حاضر غذا رو نشون بده

59
00:03:21,840 --> 00:03:24,180
‫آره، چارلی رو میلیاردر نشون داده

60
00:03:24,180 --> 00:03:25,424
‫کیک رو از بقیه گرفته

61
00:03:25,436 --> 00:03:27,390
‫و همه‌ش رو فرو کرده به چارلی

62
00:03:27,390 --> 00:03:29,930
‫به بچه‌هایی که نماینده کشورهای فقیر بودن

63
00:03:29,930 --> 00:03:31,350
‫گفته تشویقش کنن که کیک رو بخوره

64
00:03:31,350 --> 00:03:33,140
‫انقدر کیک خورده...

65
00:03:33,150 --> 00:03:36,150
‫خیلی‌خب، مجبور نبوده بخوره که

66
00:03:36,150 --> 00:03:37,360
‫پرسلی هم همینو می‌خواسته برسونه

67
00:03:37,360 --> 00:03:39,230
‫پروژه مسخره‌ای بوده، خودتونم می‌دونید

68
00:03:39,240 --> 00:03:41,110
‫- دختر من مسخره نیست
‫- تر

69
00:03:41,110 --> 00:03:42,434
‫پنج سال دیگه از اون بچه‌ها بپرس

70
00:03:42,446 --> 00:03:43,820
‫پروژه کی تأثیرگذار بوده...

71
00:03:43,820 --> 00:03:45,530
‫خانم کالینز، موضوع این نیست

72
00:03:45,530 --> 00:03:46,820
‫موضوع این نیست؟

73
00:03:46,830 --> 00:03:49,040
‫- به پرسلی یه تذکر کتبی میدیم
‫- گفتین یه مشکل رو کاوش کنین

74
00:03:49,040 --> 00:03:50,660
‫موضوع این بوده، درسته؟

75
00:03:50,660 --> 00:03:52,580
‫اونم این موضوع رو تا دسته کاوش کرده

76
00:03:52,580 --> 00:03:55,000
‫می‌خواستین یه منظوری رو برسونه،
‫اونم رسونده

77
00:03:55,000 --> 00:03:56,880
‫کاری کرده که اون بچه‌ها
‫دیگه به این راحتی

78
00:03:56,880 --> 00:03:59,130
‫نصف ماکارونی‌شون رو نندازن تو سطل آشغال

79
00:03:59,130 --> 00:04:00,760
‫- ولی شما...
‫- خیلی‌خب، به پرسلی

80
00:04:00,760 --> 00:04:02,420
‫یه تذکر سفت و سخت میدین.
‫فهمیدیم. ممنون

81
00:04:02,420 --> 00:04:04,840
‫چارلی تو سطل آشغال بالا آورده

82
00:04:04,840 --> 00:04:07,140
‫بچه تحقیر شده،
‫دیگه نمی‌خواد بیاد مدرسه

83
00:04:07,140 --> 00:04:08,550
‫هی، هی، یه فکری

84
00:04:08,560 --> 00:04:10,890
‫بشونینش تو ماشین و بگین باید بری مدرسه

85
00:04:10,890 --> 00:04:12,480
‫- خیلی‌خب
‫- اینو امتحان کنین

86
00:04:12,480 --> 00:04:14,890
‫همین مونده این بهم بگه کی مسخره و دیوونه‌ست

87
00:04:14,900 --> 00:04:17,400
‫خوشحال شدم دیدمت کلیف

88
00:04:24,530 --> 00:04:27,240
‫- الان خیلی دوستم داری
‫- نه حتی یه ذره

89
00:04:28,490 --> 00:04:30,540
‫ما کلی این در و اون در زدیم
‫که تو این مدرسه ثبت‌نامش کنیم

90
00:04:31,160 --> 00:04:32,950
‫الان نمی‌تونیم بریم رو مخ بقیه پدر و مادرها

91
00:04:32,960 --> 00:04:36,330
‫بیخیال. اینا به خودشون میگن پدر و مادر؟

92
00:04:36,330 --> 00:04:38,630
‫اون پسره چارلی یه قلدر واقعیه

93
00:04:38,630 --> 00:04:41,460
‫از اون قلدرهای سال 1984.
‫یه کبرا کای سنتیه

94
00:04:42,840 --> 00:04:45,510
‫- قضیه نوارچسب کثیف رو یادته؟
‫- همونی که آب توالتی بود؟

95
00:04:45,510 --> 00:04:46,800
‫- آره
‫- کار این چارلی بوده؟

96
00:04:46,800 --> 00:04:48,470
‫- بله
‫- فکر می‌کردم اون ابله

97
00:04:48,470 --> 00:04:50,430
‫- چارلی جی بوده
‫- نه، کار این بوده

98
00:04:51,430 --> 00:04:53,270
‫اکس، دخترت فقط یه پروژه خفن انجام نداده

99
00:04:53,270 --> 00:04:55,560
‫انتقام قرن رو گرفته

100
00:04:55,560 --> 00:04:59,150
‫لازم نبود قشقرق به پا کنی

101
00:04:59,690 --> 00:05:00,770
‫حرفم اینه

102
00:05:01,900 --> 00:05:05,570
‫خب، بعضی وقتا قشقرق به پا کردن
‫تنها کاریه که باید بکنی

103
00:05:06,950 --> 00:05:11,120
‫عزیزم، دوستت دارم.
‫تو مهربون‌ترین، آروم‌ترین

104
00:05:11,120 --> 00:05:13,950
‫و مسلط‌ترین آدم روی زمینی

105
00:05:13,950 --> 00:05:16,410
‫ولی یه روز تو هم صبرت لبریز میشه

106
00:05:19,710 --> 00:05:23,500
‫یه روز، یه بدبختی مجبورت می‌کنه
‫که قشقرق به پا کنی

107
00:05:27,630 --> 00:05:30,430
‫و وقتی این اتفاق بیفته...

108
00:05:31,310 --> 00:05:34,270
‫دلم می‌سوزه به حال اون مادرمرده

109
00:05:40,760 --> 00:05:46,760


110
00:05:46,761 --> 00:05:48,761
‫« بهشت »

111
00:05:51,690 --> 00:05:56,020
‫« قسمت شش: خودت معجزه خواستی »

112
00:05:57,021 --> 00:06:02,021
‫ترجمه از حسین رضایی
<font color=Red>‫  H o s s e i n T L </font>

113
00:06:02,920 --> 00:06:04,340
‫بگو ببینم

114
00:06:07,470 --> 00:06:09,550
پسره قبل از تگری زدن
چقدر کیک تو خودش جا داده؟

115
00:06:09,550 --> 00:06:11,300
‫یه جاش فکر کردم

116
00:06:11,300 --> 00:06:13,930
‫تری الان پا میشه می‌زنه تو گوش بابائه

117
00:06:14,520 --> 00:06:16,140
‫احتمالا بد نیست که داره از اینجا میره

118
00:06:18,270 --> 00:06:19,600
‫دوباره آتلانتا؟

119
00:06:19,600 --> 00:06:21,770
‫آره، داره تو کارش پیشرفت‌های مهمی می‌کنه

120
00:06:21,770 --> 00:06:24,650
‫واقعا... فوق‌العاده‌ست

121
00:06:27,950 --> 00:06:29,990
‫خب، دیگه به کارتون برسید قربان

122
00:06:34,330 --> 00:06:35,700
‫هی کالینز، وایسا

123
00:06:35,700 --> 00:06:37,910
‫بله قربان؟

124
00:06:40,370 --> 00:06:42,290
‫یه اردوی علمی بریم. نظرت چیه؟

125
00:06:43,670 --> 00:06:46,510
‫داره دیر میشه.
‫نمی‌خواین کاراتون رو تموم کنین؟

126
00:06:48,550 --> 00:06:50,340
‫چه کاری میشه کرد؟

127
00:06:50,340 --> 00:06:51,890
‫هیچی درست‌شدنی نیست

128
00:06:55,220 --> 00:06:57,600
‫می‌خوام پروتکل ورسای رو بهم توضیح بدی

129
00:06:58,850 --> 00:07:00,850
‫اگه داستان بیخ پیدا کنه
‫منو کجا می‌برن؟

130
00:07:01,850 --> 00:07:04,270
‫می‌دونم جزئیاتش رو نمی‌دونی

131
00:07:04,270 --> 00:07:05,769
‫که قضیه اصلی ممکنه چی باشه

132
00:07:05,781 --> 00:07:07,480
‫و داستان مذکور کِی ممکنه بیخ پیدا کنه

133
00:07:07,480 --> 00:07:10,190
‫ولی از دیدگاه لجستیک
‫چجوری می‌خوان من رو از اینجا ببرن؟

134
00:07:10,200 --> 00:07:13,490
‫- خودتون پروتکل رو می‌دونین
‫- نمی‌دونم راستش

135
00:07:15,080 --> 00:07:16,450
‫مارشا، میای تو؟

136
00:07:19,250 --> 00:07:20,960
‫زیویر من رو می‌بره قدم بزنیم

137
00:07:21,500 --> 00:07:22,670
‫امشب دیگه کاری نداریم

138
00:07:22,670 --> 00:07:24,500
‫خوبه آقای رئیس‌جمهور

139
00:07:24,500 --> 00:07:26,880
‫زیاد بیدار نگهش ندار زیویر.
‫فردا مدرسه داره

140
00:07:26,880 --> 00:07:28,210
‫قول میدم

141
00:07:58,040 --> 00:08:00,700
‫چرا هنوز روی ‌آسمونم نوشته هست؟
‫گفتی درستش می‌کنی

142
00:08:01,290 --> 00:08:02,660
‫از قرار معلوم نمی‌تونیم کاریش کنیم

143
00:08:02,660 --> 00:08:03,960
‫یعنی چی نمی‌تونی؟

144
00:08:03,960 --> 00:08:05,750
‫هر کی این کارو کرده
‫ما رو از سیستم بیرون انداخته

145
00:08:16,720 --> 00:08:18,430
‫- کارل جنکینز؟
‫- اوه!

146
00:08:19,310 --> 00:08:23,440
‫بله. اینم لوسی‌ـه

147
00:08:23,890 --> 00:08:25,560
‫یعنی چی؟
‫سگ چجوری آوردی این پایین؟

148
00:08:25,560 --> 00:08:28,270
‫برای همین زیویر می‌خواد مخفی بشم،
‫چون شاید بیان بگردن

149
00:08:28,820 --> 00:08:29,980
‫کجا برم؟

150
00:08:29,980 --> 00:08:31,569
‫من فقط می‌دونم که گفت سر جاتون بمونین

151
00:08:31,581 --> 00:08:33,320
‫بی‌خطرترین کار اینه که
‫همه‌تون اینجا باشین

152
00:08:33,320 --> 00:08:35,030
‫بچه‌ها تو اتاق پشتی‌ان

153
00:08:43,000 --> 00:08:44,210
‫چیکار می‌کنی؟

154
00:08:46,920 --> 00:08:48,580
‫داری میری؟

155
00:08:48,590 --> 00:08:50,630
‫بابا گفت اینجا بمونیم
‫تا خودش بیاد

156
00:08:50,630 --> 00:08:51,760
‫می‌دونم چی گفته

157
00:08:53,090 --> 00:08:54,340
‫ولی گوش کن جیمز

158
00:08:55,430 --> 00:08:57,930
‫تو همیشه بهم التماس نمی‌کنی
‫که بذارم کارای باحال بکنی؟

159
00:08:59,850 --> 00:09:02,180
‫خب، می‌خوام یه کار باحالی برام بکنی

160
00:09:09,610 --> 00:09:10,610
‫ممنون

161
00:09:11,530 --> 00:09:13,360
‫چه الم‌شنگه‌ای به پا شده

162
00:09:15,240 --> 00:09:16,740
‫این اداها رو بذاریم کنار

163
00:09:18,280 --> 00:09:19,660
‫فکر خوبیه، آره...

164
00:09:21,870 --> 00:09:23,462
‫خب، خوشحالم که من رو احضار کردی

165
00:09:23,474 --> 00:09:25,120
‫چون اون بیرون داستان هر چی که هست

166
00:09:25,120 --> 00:09:27,210
‫باید با دقت تمام پیامی رو آماده کنیم

167
00:09:27,210 --> 00:09:29,130
‫که اضطراب جمعی تمام...

168
00:09:29,130 --> 00:09:31,040
‫ببخشید، الان توافق کردیم ادا رو بذاریم کنار

169
00:09:32,420 --> 00:09:33,760
‫«اون بیرون داستان هر چی که هست»؟

170
00:09:34,840 --> 00:09:37,340
‫داستان مامور کالینزـه،
‫پس نیازی نیست

171
00:09:37,340 --> 00:09:39,180
‫تظاهر کنیم که چی به چیه

172
00:09:40,430 --> 00:09:41,560
‫زیویر؟

173
00:09:45,230 --> 00:09:46,440
‫پشمام

174
00:09:49,860 --> 00:09:52,110
‫تو حموم به طرف دادی،
‫ولی بازم بهت نگفته

175
00:09:52,110 --> 00:09:54,400
‫که می‌خواد نظام شهر رو عوض کنه

176
00:09:54,400 --> 00:09:57,110
‫از دست این مردها

177
00:10:01,740 --> 00:10:06,870
‫من تو رو از روی زمین جمع کردم سامانتا

178
00:10:07,330 --> 00:10:09,670
‫بعد به حریم خونه‌ی من تجاوز کردی؟

179
00:10:09,670 --> 00:10:10,920
‫گوش کن بهم

180
00:10:12,420 --> 00:10:15,760
‫تو عاشق این شهری. من عاشق این شهرم

181
00:10:16,800 --> 00:10:18,430
‫اگه بخوایم حفظش کنیم

182
00:10:19,340 --> 00:10:21,760
‫باید بری با مردت یه غذای خوب بخوری

183
00:10:21,760 --> 00:10:23,930
‫و بفهمی چی تو سرشه

184
00:10:24,560 --> 00:10:26,270
‫همین الان رفته توی غذاخوری

185
00:10:36,320 --> 00:10:37,610
‫فضای عجیبی شده اون بیرون، نه؟

186
00:10:39,400 --> 00:10:41,990
‫دفعه قبل که اومدی،
‫به سیب‌زمینی پنیریت دست نزدی

187
00:10:41,990 --> 00:10:43,780
‫می‌خوای دوباره امتحان کنی؟

188
00:10:43,780 --> 00:10:45,700
‫همین استیک خوبه، مرسی

189
00:10:55,840 --> 00:10:58,380
‫می‌دونی، فکر می‌کردم بیشتر
‫دلم برای گوشت واقعی تنگ بشه

190
00:10:59,760 --> 00:11:01,840
‫ولی این گوشت گیاهی همچین هم بد نیست

191
00:11:02,680 --> 00:11:06,220
‫- خیلی قانع‌کننده بنظر میاد
‫- زیویر

192
00:11:06,220 --> 00:11:07,680
‫تازه یه چیزی هم هست...

193
00:11:08,730 --> 00:11:11,140
‫از ذهنم بیرون نمیره دکتر

194
00:11:11,140 --> 00:11:13,480
‫مال قبل از اون اتفاقه

195
00:11:14,940 --> 00:11:17,030
‫قبل از اینکه دنیا تموم بشه،
‫وقتی گوشت واقعی می‌خوردیم

196
00:11:19,070 --> 00:11:20,961
‫همش به این فکر می‌کنم

197
00:11:20,973 --> 00:11:23,030
‫که چجوری گاوها رو سلاخی می‌کردن

198
00:11:28,410 --> 00:11:31,040
‫اون موقع، آدم اجازه نمی‌داد
‫ذهنش بره اون سمتی، ولی الان...

199
00:11:32,290 --> 00:11:33,960
‫از فکرم بیرون نمیره

200
00:11:38,210 --> 00:11:41,840
‫می‌تونم تصور کنم که
‫احتمالا چه شکلی بوده

201
00:11:42,880 --> 00:11:44,090
‫چه صدایی داشته

202
00:11:47,010 --> 00:11:48,220
‫به اینکه یه جا محصورشون می‌کردن

203
00:11:49,100 --> 00:11:51,600
‫و جاشون رو هی تنگ و تنگ‌تر می‌کردن

204
00:11:51,600 --> 00:11:53,690
‫تا اینکه حیوون‌ها تسلیم بشن

205
00:12:03,070 --> 00:12:06,410
‫صف می‌بستن

206
00:12:06,410 --> 00:12:08,700
‫و تو یه راهروی باریک به سمت مرگ می‌رفتن

207
00:12:15,540 --> 00:12:19,630
‫با اون همه عضله و وزن،
‫تسلیم می‌شدن

208
00:12:22,050 --> 00:12:25,510
‫آدم به این فکر میفته که
‫شاید اونم همین کارو با ما کرده

209
00:12:27,140 --> 00:12:31,520
‫ما رو آورده این پایین، محصورمون کرده،
‫و سلاخی‌مون کرده

210
00:12:33,810 --> 00:12:37,190
‫زیویر، داستان چیه؟ چی شده؟

211
00:12:41,150 --> 00:12:42,820
‫رئیس‌جمهور مرده

212
00:12:44,610 --> 00:12:47,200
‫بیلی پیس مرده

213
00:12:48,450 --> 00:12:50,910
‫حالا هم تو اومدی اینجا

214
00:12:53,330 --> 00:12:56,750
‫پس تو بهم بگو چی شده

215
00:12:57,580 --> 00:12:59,880
‫چرا اونا رو کشته؟

216
00:13:01,340 --> 00:13:05,220
‫زیویر، سامانتا ردموند خیلی چیزها هست

217
00:13:05,220 --> 00:13:07,930
‫- اوهوم
‫- خیلی کم و کاستی داره

218
00:13:08,930 --> 00:13:10,680
‫ولی هیولا نیست

219
00:13:12,810 --> 00:13:14,663
‫اون مادره

220
00:13:14,675 --> 00:13:16,890
‫و می‌خواد از مردمی که بهش سپرده شدن
‫حفاظت کنه

221
00:13:16,900 --> 00:13:18,860
‫خب، نظرش راجع به آسمون چیه؟

222
00:13:22,400 --> 00:13:23,490
‫بخاطر اون این کارو کردم

223
00:13:26,660 --> 00:13:29,370
‫- سعی داره پاکش کنه
‫- نه بابا؟

224
00:13:37,420 --> 00:13:38,670
‫چیه؟

225
00:14:03,440 --> 00:14:04,940
‫به رفیقت بگو دارم میام سراغش

226
00:14:17,210 --> 00:14:18,620
‫اگه پروتکل ورسای کلید بخوره

227
00:14:18,620 --> 00:14:21,330
‫این سریع‌ترین راه رسیدن به
‫پناهگاه اضطراری وست وینگه

228
00:14:28,720 --> 00:14:30,380
‫می‌دونی، اولین باری که اینو دیدم
‫با خودم گفتم

229
00:14:30,390 --> 00:14:33,140
‫این دیگه چه جور هدیه‌ایه به کاخ سفید؟

230
00:14:33,850 --> 00:14:35,720
‫دو تا پیرزن که دارن کتاب می‌خونن

231
00:14:37,520 --> 00:14:39,100
‫بعد یکم دقیق‌تر نگاه می‌کنی

232
00:14:41,190 --> 00:14:43,570
‫و می‌فهمی که فقط دارن
‫زمان رو سپری می‌کنن

233
00:14:45,360 --> 00:14:46,940
‫و روی خودشون پشه‌بند گذاشتن

234
00:14:48,320 --> 00:14:50,700
‫خودشون رو گول می‌زنن
‫و فکر می‌کنن در برابرِ

235
00:14:50,700 --> 00:14:53,160
‫خشونت طبیعت کاری از دستشون برمیاد

236
00:14:59,620 --> 00:15:02,210
‫- عصر بخیر قربان
‫- ژنرال

237
00:15:04,590 --> 00:15:05,750
‫هی

238
00:15:05,750 --> 00:15:08,420
‫امشب عجله داری.
‫جایی باید بری؟

239
00:15:08,420 --> 00:15:10,470
‫می‌خواستین اینجا رو نشونتون بدم

240
00:15:10,470 --> 00:15:13,800
‫راه‌پله‌ی جنوب غربی هم دسترسی محدود داره

241
00:15:13,800 --> 00:15:16,430
‫پناهگاه وست وینگ پنج طبقه پایین‌تره

242
00:15:16,430 --> 00:15:17,560
‫خیلی‌خب

243
00:15:18,270 --> 00:15:20,480
‫وایسا. وایسا

244
00:15:22,100 --> 00:15:23,520
‫یکم استرس تخلیه کنم

245
00:15:23,520 --> 00:15:25,940
‫آره، می‌دونم

246
00:15:25,940 --> 00:15:28,230
‫جان مک‌کلین هم اول باورش نشد

247
00:15:29,360 --> 00:15:32,450
‫فیلم جان‌سخت. انگشتای پات
‫رو مشت می‌کنی، یادته؟

248
00:15:32,450 --> 00:15:33,660
‫ندیدمش

249
00:15:34,740 --> 00:15:36,620
‫تا حالا جان‌سخت رو ندیدی؟

250
00:15:38,410 --> 00:15:41,080
‫اینو دیگه نمی‌پذیرم کالینز.
‫باید درستش کنیم

251
00:15:41,080 --> 00:15:43,210
‫- بله قربان
‫- خیلی‌خب

252
00:15:44,040 --> 00:15:45,040
‫حالا قراره کجا بریم؟

253
00:15:50,840 --> 00:15:53,220
‫گفت نوشته‌ی توی آسمون برای توئه

254
00:15:55,220 --> 00:15:56,600
‫گفت داره میاد سراغت

255
00:15:57,180 --> 00:15:58,680
‫کی اینجوری حرف می‌زنه آخه؟

256
00:15:59,560 --> 00:16:02,060
‫بعد دستبندش رو با چاقو پاره می‌کنه؟

257
00:16:02,060 --> 00:16:05,270
‫چه گوهی داره می‌خوره؟
‫البته به جز غذا خوردن نمایشی

258
00:16:07,940 --> 00:16:09,650
‫تو اون غذاخوری منتظرت بوده

259
00:16:11,820 --> 00:16:14,240
‫منتظر بوده یه نفرو بفرستم سراغش. مورتون؟

260
00:16:14,240 --> 00:16:16,410
‫- بله خانم؟
‫- خبری از بچه‌هاش نشد؟

261
00:16:16,410 --> 00:16:18,410
‫عه...

262
00:16:19,290 --> 00:16:21,540
‫حتما دستبندهای اونا رو هم برداشته

263
00:16:21,540 --> 00:16:23,910
‫- دیگه کی آفلاینه؟
‫- درآوردن دستبند بیشتر از انتظارتون اتفاق میفته

264
00:16:23,920 --> 00:16:26,290
‫همیشه معمولا بیست سی تا آفلاین داریم

265
00:16:27,040 --> 00:16:29,000
‫هیچکدومشون از آشناهای شناخته‌شده‌ی
‫زیویر کالینز هستن؟

266
00:16:29,000 --> 00:16:30,670
‫آشناهای شناخته‌شده...

267
00:16:30,670 --> 00:16:33,220
‫یکی از اعضای تیمش، ملوین رینی

268
00:16:33,220 --> 00:16:35,430
‫و مامور ویژه تیم سرویس مخفی

269
00:16:35,430 --> 00:16:36,850
‫نیکول رابینسون

270
00:16:38,680 --> 00:16:40,260
‫بنظرت دارن کمکش می‌کنن؟

271
00:16:40,270 --> 00:16:42,100
‫قبل از اینکه مچ‌بند رابینسون آفلاین بشه

272
00:16:42,100 --> 00:16:45,020
‫باهاش درِ زیر-زیرزمین جنوب شرقی
‫رو باز کرده

273
00:16:48,940 --> 00:16:49,940
‫سلاح‌ها

274
00:16:51,690 --> 00:16:53,860
‫برو حواست به خانواده‌م باشه. زود

275
00:17:46,330 --> 00:17:48,330
‫یا خدا. منم

276
00:17:49,500 --> 00:17:50,670
‫شرمنده

277
00:17:52,340 --> 00:17:54,380
‫ولی دوباره تفنگ داشتن حس خوبی داره

278
00:17:54,380 --> 00:17:58,180
‫وزنش، لگدش،
‫پرواز پوکه توی هوا

279
00:17:58,890 --> 00:18:00,970
‫- می‌خوای یه لحظه تنها باشی؟
‫- نیازی نیست

280
00:18:02,390 --> 00:18:03,970
‫خیلی‌خب، کی‌ها هستن؟

281
00:18:04,560 --> 00:18:07,100
‫خب، گارسیا از اولش بود

282
00:18:07,100 --> 00:18:08,390
‫بروکس

283
00:18:08,390 --> 00:18:11,520
‫به جفتشون گفتم یه گروه از کسایی که
‫مورداعتمادشونن جمع کنن

284
00:18:11,520 --> 00:18:13,480
‫کسایی که بتونن از پس خودشون بربیان

285
00:18:14,070 --> 00:18:15,320
‫الاناست که برسن

286
00:18:15,320 --> 00:18:17,440
‫- تعدادمون باید کافی باشه
‫- خوبه

287
00:18:20,240 --> 00:18:22,780
‫جین چطور؟ باهامون هست؟

288
00:18:22,780 --> 00:18:24,120
‫دیروز دیدیش؟

289
00:18:24,120 --> 00:18:27,290
‫بخاطر پیس عملا دیوانه شده بود.
‫بیخیالش شدم

290
00:18:27,290 --> 00:18:30,080
‫وفاداره. به کارمون میاد

291
00:18:30,080 --> 00:18:31,830
‫زیویر، اون حتی تو بهترین فرمش هم

292
00:18:31,840 --> 00:18:34,090
‫در حد یه کارآموزه لامصب

293
00:18:34,090 --> 00:18:36,420
‫با اسلحه غریبه‌ست

294
00:18:36,420 --> 00:18:39,680
‫- چقدر وقت داریم؟
‫- به زودی شروع میشه

295
00:18:44,310 --> 00:18:46,180
‫چرا مثل بابانوئل حرف می‌زنه این؟

296
00:18:46,180 --> 00:18:47,600
‫ارجاع به فیلم جان‌سخته، خانم

297
00:19:10,290 --> 00:19:12,120
‫نمی‌دونیم پیام‌های بعدی چی هستن

298
00:19:12,130 --> 00:19:13,580
‫یا اینکه کِی ممکنه ظاهر بشن

299
00:19:13,590 --> 00:19:15,710
‫ولی اینو می‌دونیم که آسمون انگار داره

300
00:19:15,710 --> 00:19:18,050
‫یه الگوی مشخص رو تکرار می‌کنه

301
00:19:19,130 --> 00:19:20,300
‫داره دستت میندازه

302
00:19:21,430 --> 00:19:24,090
‫داره تهدید به افشا می‌کنه.
‫مگه چه آتویی ازت داره؟

303
00:19:24,100 --> 00:19:25,760
‫می‌خوام درست بشه

304
00:19:25,760 --> 00:19:28,390
‫می‌خوام همین الان به هر قیمتی
‫از آسمون برداشته بشه

305
00:19:28,390 --> 00:19:31,020
‫خانم، ما مسیر مشخصی برای
‫لغوِ این برنامه نداریم

306
00:19:31,690 --> 00:19:34,270
‫تنها گزینه‌ی جایگزین یه راه‌اندازی مجدد اساسیه

307
00:19:34,810 --> 00:19:36,860
‫آسمون رو خاموش و روشن می‌کنیم

308
00:19:36,860 --> 00:19:38,570
‫چقدر طول می‌کشه؟

309
00:19:40,280 --> 00:19:41,570
‫بورلی؟

310
00:19:41,570 --> 00:19:43,740
‫نمی‌دونیم. تا حالا انجام نشده

311
00:19:45,950 --> 00:19:46,990
‫فکرشم نکن

312
00:19:46,990 --> 00:19:50,580
‫سم، اگه خاموش بشه انگار دوباره داریم
‫اون مصیبت رو تجربه می‌کنیم

313
00:19:50,580 --> 00:19:54,130
‫پروتکل پناه‌یابی، توهم خراب شدنِ دنیا

314
00:19:54,790 --> 00:19:56,040
‫آسمون خاموش میشه

315
00:19:56,670 --> 00:19:59,500
‫مردم یادشون میفته که
‫دارن تو یه غار زندگی می‌کنن

316
00:19:59,510 --> 00:20:02,340
‫- خودشون می‌دونن تو غار زندگی می‌کنن
‫- ببین، گوش کن...

317
00:20:02,340 --> 00:20:05,390
‫تا حالا تو دیزنی‌لند وسیله‌ای سوار شدی
‫که خراب بشه؟

318
00:20:05,390 --> 00:20:07,360
‫چراغ‌ها رو روشن می‌کنن

319
00:20:07,372 --> 00:20:09,470
‫بعدش دیگه هیچوقت مثل قبل نمیشه

320
00:20:10,480 --> 00:20:13,100
‫سامانتا، نگام کن. نگام کن

321
00:20:14,940 --> 00:20:16,060
‫زیویر رو پیدا کن

322
00:20:16,060 --> 00:20:17,610
‫می‌تونی راهش رو پیدا کنی

323
00:20:29,410 --> 00:20:31,290
‫راه‌اندازی مجدد شدنی نیست

324
00:20:31,290 --> 00:20:33,210
‫یه راه دیگه برای غیرفعال‌سازی برنامه پیدا کنید

325
00:20:33,210 --> 00:20:34,580
‫چشم خانم

326
00:20:36,540 --> 00:20:38,090
‫می‌خوام تمام مامورها در جریان باشن

327
00:20:38,090 --> 00:20:40,920
‫دنبال کالینز بگردید.
‫به محض دیدن دستگیرش کنید

328
00:20:40,920 --> 00:20:42,090
‫اطاعت

329
00:21:21,460 --> 00:21:24,340
‫- درآوردن مچ‌بند حس خوبی داشت
‫- ممنونم گارسیا

330
00:21:24,340 --> 00:21:26,220
‫از همه‌تون ممنونم. سلام حاجی

331
00:21:26,220 --> 00:21:29,430
‫پیس لاشی بود ولی خودش رو نکشته

332
00:21:29,430 --> 00:21:32,270
‫خب، بنظرت می‌تونی تفنگ دستت بگیری؟

333
00:21:36,100 --> 00:21:38,060
‫قبل از اینکه چاق بشم پنج سال
‫تو یگان ویژه نیرو دریایی بودم عزیزم

334
00:21:39,650 --> 00:21:41,610
‫- دارن دنبالت می‌گردن
‫- خوبه

335
00:21:41,610 --> 00:21:43,320
‫یعنی داره تو تله میفته

336
00:21:43,860 --> 00:21:45,820
‫سلاح‌ها تا جای ممکنه
‫خارج از دید بمونن

337
00:21:45,820 --> 00:21:47,200
‫نمی‌خوایم مردم رو به وحشت بندازیم

338
00:21:47,200 --> 00:21:49,610
‫- فقط در صورتی که ضروری بود
‫- ببین، من پایه‌ام

339
00:21:49,620 --> 00:21:51,700
‫ولی چجوری بدون شلیک قراره
‫این کارو انجام بدیم؟

340
00:21:52,580 --> 00:21:54,330
‫با یه کوچولو جادو، رینی

341
00:21:55,540 --> 00:21:57,750
‫ممنونم که از اینجا استفاده می‌کنی

342
00:21:57,750 --> 00:22:00,460
‫بیشتر افراد هیچوقت پاشون رو اینجا نمی‌ذارن

343
00:22:01,460 --> 00:22:03,670
‫خب، فقط از موزیکش خوشم میاد

344
00:22:04,800 --> 00:22:06,760
‫خب، اگه دوست داشتی

345
00:22:06,760 --> 00:22:08,880
‫حتما یه سر به بخش طراحی پناهگاهمون بزن

346
00:22:08,890 --> 00:22:10,720
‫من دیگه... من میرم چراغ‌ها رو روشن...

347
00:22:20,480 --> 00:22:22,270
‫حاجی، واقعا برام مهم نیست اینجا...

348
00:22:22,270 --> 00:22:23,980
‫چجوری می‌تونی راحت بشینی اینجا؟

349
00:22:24,980 --> 00:22:26,360
‫اتفاقای عجیبی داره میفته؟

350
00:22:27,490 --> 00:22:30,320
‫- باید یه چیزی بهت بگم
‫- باشه

351
00:22:34,330 --> 00:22:36,830
‫بیلی مرده، و...

352
00:22:39,040 --> 00:22:40,852
‫نمی‌دونم بابام داره چیکار می‌کنه

353
00:22:40,864 --> 00:22:43,000
‫ولی بنظرم ممکنه بخاطر این باشه

354
00:22:45,340 --> 00:22:46,670
‫از کجا پیداش کردی؟

355
00:22:48,260 --> 00:22:52,220
‫بعضی وقتا می‌رفتم خونه بابات
‫که با بیلی وی بازی کنم

356
00:22:52,220 --> 00:22:54,140
‫چون دوربین‌ها رو خاموش می‌کردن

357
00:22:54,890 --> 00:22:58,890
‫اون شب داشتم می‌رفتم اونجا

358
00:23:00,350 --> 00:23:04,190
‫داشتم می‌رفتم داخل که دیدم
‫افتاده اونجا

359
00:23:08,150 --> 00:23:09,990
‫نباید برش می‌داشتم، ولی...

360
00:23:11,070 --> 00:23:13,530
‫فکر کردم شاید یه چیزی درباره مامانم بفهمم

361
00:23:14,200 --> 00:23:15,870
‫درباره اتفاقی که تو آتلانتا افتاده

362
00:23:17,660 --> 00:23:19,910
‫شاید اگه بفهمم چه اتفاقی براش افتاده...

363
00:23:22,000 --> 00:23:24,170
‫دیگه انقدر حس نکنم که تنها مرده

364
00:23:27,090 --> 00:23:28,170
‫ولی دسترسی محدود داره

365
00:23:30,050 --> 00:23:32,930
‫حتی نتونستم بازش کنم
‫که فقط همینو بفهمم

366
00:23:37,890 --> 00:23:39,020
‫می‌تونم کمکت کنم

367
00:23:41,480 --> 00:23:44,060
‫بهتون گفتن رئیس‌جمهور به مرگ طبیعی مرده

368
00:23:45,440 --> 00:23:48,780
‫من جسدش رو دیدم.
‫خون رو دیدم

369
00:23:50,610 --> 00:23:52,280
‫رئیس‌جمهور به قتل رسیده

370
00:23:54,490 --> 00:23:56,450
‫خیلی‌هاتون مامور بیلی پیس رو می‌شناختین

371
00:23:58,330 --> 00:24:00,410
‫و بهتون گفتن خودش رو کشته

372
00:24:01,500 --> 00:24:02,790
‫اینم دروغه

373
00:24:05,210 --> 00:24:09,550
‫سامانتا ردموند با اسم رمز سیناترا
‫پشت این قضایاست

374
00:24:10,670 --> 00:24:12,260
‫دستورات رو اون میده

375
00:24:12,260 --> 00:24:14,550
‫و میلیاردرهای دیگه هم دنباله‌روی اونن

376
00:24:15,720 --> 00:24:16,890
‫ولی دیگه بسه

377
00:24:18,060 --> 00:24:20,020
‫چون ما قراره کنترل شهر رو بدست بگیریم

378
00:24:21,520 --> 00:24:24,480
‫وقتی این کارو بکنیم،
‫عدالت اجرا میشه

379
00:24:25,480 --> 00:24:28,230
‫برای رئیس‌جمهور، برای بیلی

380
00:24:28,230 --> 00:24:31,440
‫و برای تک تک ما که مردیم و زنده شدیم
‫تا بیایم اینجا

381
00:24:33,280 --> 00:24:36,570
‫چون ما تا اینجا نیومدیم که
‫یه مشت دروغ به خوردمون بدن

382
00:24:37,780 --> 00:24:41,000
‫تا اینجا نیومدیم که سر تکون بدیم
‫و ساکت بشینیم

383
00:24:42,620 --> 00:24:46,790
‫پس اگه با منید،
‫میریم اون بیرون

384
00:24:47,420 --> 00:24:49,960
‫و دروغ‌های تخمی‌شون رو
‫از زیر پاشون بکشیم بیرون

385
00:24:49,960 --> 00:24:52,300
‫- بریم!
‫- قشقرق به پا می‌کنیم

386
00:24:53,340 --> 00:24:54,340
‫می‌دونین چرا؟

387
00:24:55,680 --> 00:24:59,100
‫چون بعضی وقتا فقط باید قشقرق به پا کنی

388
00:25:05,940 --> 00:25:08,270
‫تمام افراد پروتکل ورسای
‫دسترسی بیومتریک دارن

389
00:25:08,270 --> 00:25:09,690
‫به پناهگاه وست وینگ

390
00:25:11,280 --> 00:25:14,530
‫هه، حبس شدن تو یه جای ایزوله
‫یه چیز دیگه‌ست

391
00:25:14,530 --> 00:25:16,133
‫بنظرم به شوخی معاون رو راه ندیم

392
00:25:16,145 --> 00:25:17,990
‫قیافه‌ش رو تصور کن فقط

393
00:25:17,990 --> 00:25:20,740
‫در روز انتقال، یه مامور ویژه
‫که مسئول تخلیه‌ست

394
00:25:20,740 --> 00:25:23,410
‫گروه ما رو تا مارین وان اسکورت می‌کنه

395
00:25:23,410 --> 00:25:26,410
‫پناهگاه ساخته شده تا برخورد مستقیم
‫بمب هسته‌ای رو تحمل کنه

396
00:25:26,420 --> 00:25:28,580
‫در خودش منبع غذا و هوایی داره

397
00:25:28,580 --> 00:25:31,590
‫که تمام وست وینگ رو تا ابد تأمین می‌کنه

398
00:25:31,590 --> 00:25:34,710
‫- جالبه
‫- ولی کسی اینجا اردو نمی‌زنه

399
00:25:34,720 --> 00:25:37,180
‫به محض اینکه پروتکل ورسای شروع بشه،
‫شما سخنرانی رو ضبط می‌کنین

400
00:25:37,180 --> 00:25:40,390
‫تا پایین اسکورت میشیم،
‫منتظر تأیید امن‌ترین مسیر

401
00:25:40,390 --> 00:25:42,600
‫به پایگاه مشترک اندروز می‌مونیم،
‫بعد تمام

402
00:25:42,600 --> 00:25:45,520
‫پس از اول تا آخرش
‫سی چهل دقیقه طول می‌کشه؟

403
00:25:45,520 --> 00:25:47,690
‫در حالت ایده‌آل،
‫از ورسای تا پناهگاه

404
00:25:47,690 --> 00:25:51,310
‫تا تونل ساوت لان، تا مارین وان،
‫تا اندروز، تا ایرفورس وان

405
00:25:51,320 --> 00:25:53,440
‫نهایتا بیست دقیقه طول می‌کشه،
‫بعدش پرواز می‌کنیم

406
00:25:53,440 --> 00:25:55,400
‫و راهیِ زانادو می‌شیم
‫(محل رویایی)

407
00:25:59,820 --> 00:26:00,950
‫چیه؟

408
00:26:01,990 --> 00:26:03,950
‫قربان، می‌خوام بدونم چه اتفاقی قراره بیفته

409
00:26:04,660 --> 00:26:06,410
‫و می‌خوام بدونم کِی قراره اتفاق بیفته

410
00:26:07,500 --> 00:26:09,880
‫می‌دونم در جایگاهی نیستم که بپرسم،
‫ولی دارم می‌پرسم

411
00:26:10,880 --> 00:26:13,750
‫این داستان اسرارآمیز کِی بیخ پیدا می‌کنه؟

412
00:26:13,750 --> 00:26:15,550
‫و دقیقا قراره کجا بریم؟

413
00:26:21,180 --> 00:26:22,180
‫نمی‌تونم

414
00:26:29,730 --> 00:26:30,730
‫کالینز...

415
00:26:33,730 --> 00:26:36,150
‫بنظرم وقتشه که جلوی زنت کوتاه نیای

416
00:26:37,990 --> 00:26:41,700
‫سفر به آتلانتا به اندازه قبل
‫بی‌خطر نیست

417
00:26:44,290 --> 00:26:46,910
‫زنم بیست ساله بهم گوش نداده قربان

418
00:26:47,960 --> 00:26:51,750
‫هیچ جزئیاتی ندارم.
‫همه‌چی خیلی دور از ذهن بنظر میاد

419
00:26:55,300 --> 00:26:56,380
‫باشه

420
00:26:57,970 --> 00:26:59,550
‫خب اگه پاش بیفته...

421
00:27:01,470 --> 00:27:04,180
‫انگار باید بریم از اونجا برش داریم

422
00:27:16,610 --> 00:27:19,240
‫قراره وقتی دنیا به پایان می‌رسه من رئیس باشم

423
00:27:28,910 --> 00:27:30,250
‫حس خوبی داره، مگه نه؟

424
00:27:32,630 --> 00:27:35,590
‫هوشیار باشید، حواستون به جوخه‌تون باشه،
‫برید سر موقعیت‌هاتون

425
00:27:35,590 --> 00:27:37,670
‫من و رابینسون میریم سراغ مواد منفجره

426
00:27:37,670 --> 00:27:40,010
‫یعنی میگی اینجا یه جاییش
‫آرپی‌جی قایم کردن؟

427
00:27:40,010 --> 00:27:42,510
‫نه. فقط یه کوچولو جادو، رینی

428
00:27:42,510 --> 00:27:44,090
‫تکون بخورید!

429
00:27:44,100 --> 00:27:45,640
‫آلفا، با من!

430
00:27:45,640 --> 00:27:48,430
‫- تکون بخورید!
‫- خیلی‌خب، شنیدین. زودباشین

431
00:27:52,480 --> 00:27:55,810
‫چیزی که تو آسمون نوشته شده
‫داره با یه برنامه‌ی قفل‌شده تکرار میشه

432
00:27:55,820 --> 00:27:57,610
‫راه‌اندازی مجدد گزینه مناسبی نیست

433
00:27:57,610 --> 00:28:00,400
‫تأثیراتش بر جمعیت زیادی پرهزینه‌ست

434
00:28:00,780 --> 00:28:03,360
‫تکنسین‌هامون دارن یه راه دیگه
‫برای غیرفعال‌سازی برنامه پیدا می‌کنن

435
00:28:03,360 --> 00:28:07,330
‫همش میگی «برنامه».
‫یعنی پیامش دوباره قراره عوض شه؟

436
00:28:07,330 --> 00:28:08,870
‫نمی‌دونیم. ممکنه

437
00:28:08,870 --> 00:28:11,080
‫آسمون کوچیک‌ترین مشکل ماست

438
00:28:11,580 --> 00:28:13,542
‫میشه لطفا درباره این حرف بزنیم

439
00:28:13,554 --> 00:28:15,330
‫که یه مامور به انبار اسلحه دسترسی پیدا کرده؟

440
00:28:15,330 --> 00:28:16,960
‫ببخشید، چه ماموری؟

441
00:28:16,960 --> 00:28:18,840
‫چجوری از سلاح‌ها خبر داره؟

442
00:28:18,840 --> 00:28:20,590
‫سامانتا، از این قضیه چی می‌دونی؟

443
00:28:20,590 --> 00:28:22,670
‫نشستیم اینجا که بیان بزننمون.
‫چی می‌خواد اصلا؟

444
00:28:27,390 --> 00:28:29,180
‫چند نفر آدم داره؟

445
00:28:30,730 --> 00:28:32,140
‫چجوری کنترلش کنیم؟

446
00:29:28,410 --> 00:29:30,280
‫ایجاد ثبات

447
00:29:30,280 --> 00:29:32,620
‫شاید دنیاهای ما فرق داشته باشن

448
00:29:32,620 --> 00:29:35,080
‫ولی الان همه تو یه تیم هستیم

449
00:29:37,790 --> 00:29:39,040
‫خوبی؟

450
00:29:42,340 --> 00:29:44,420
‫از روزی که اومدیم این پایین،
‫دیگه نیومدم اینجا

451
00:29:46,050 --> 00:29:49,300
‫انقدر سرم گرمِ دستور دادن بود
‫که هیچوقت...

452
00:29:55,730 --> 00:29:58,350
‫اون روز... می‌دونی؟ من...

453
00:29:59,270 --> 00:30:00,520
‫- متأسفم
‫- موردی نیست

454
00:30:01,070 --> 00:30:02,650
‫مشکلی نداریم. بیا

455
00:30:20,920 --> 00:30:22,000
‫بابابزرگ؟

456
00:30:26,510 --> 00:30:28,550
‫کلمات...

457
00:30:29,220 --> 00:30:31,850
‫دارن از ذهنم می‌ریزن

458
00:30:32,430 --> 00:30:34,350
‫اگه یه فنجون داشتم
‫می‌تونستم بگیرمشون

459
00:30:35,930 --> 00:30:39,640
‫خب، بابابزرگ، این پرسلی‌ـه

460
00:30:39,650 --> 00:30:40,730
‫یادت میاد؟

461
00:30:41,860 --> 00:30:44,070
‫درست می‌گفتی،
‫قبلا اینجا دیدیش

462
00:30:44,070 --> 00:30:46,280
‫ولی کار بدی نمی‌کرده

463
00:30:46,280 --> 00:30:48,320
‫من می‌‌خوام کمکش کنم

464
00:30:48,320 --> 00:30:49,820
‫اون... اون...

465
00:30:50,990 --> 00:30:52,200
‫برام مهمه

466
00:30:54,910 --> 00:30:56,330
‫ببین، بابابزرگ

467
00:30:57,750 --> 00:31:01,330
‫ما می‌خوایم اینو باز کنیم

468
00:31:02,790 --> 00:31:03,840
‫می‌تونی کمک کنی؟

469
00:31:06,670 --> 00:31:09,550
‫وقتی تو ایرفورس وان مستقر میشی،
‫تمام آمار رو حفظ می‌کنی

470
00:31:10,220 --> 00:31:11,648
‫مثل اینکه زیر اینجا

471
00:31:11,660 --> 00:31:13,550
‫پره از استحکامات دفاعی

472
00:31:13,550 --> 00:31:15,771
‫از جمله منورهایی که می‌تونن

473
00:31:15,783 --> 00:31:17,730
‫یه موشک هدف‌دار رو منحرف کنن

474
00:31:18,390 --> 00:31:19,698
‫لازم نیست چیزی رو منفجر کنیم رابینسون

475
00:31:19,710 --> 00:31:21,690
‫فقط کافیه اون فکر کنه می‌خوایم
‫این کارو بکنیم

476
00:31:22,690 --> 00:31:24,690
‫از گارسیا به کالینز

477
00:31:25,360 --> 00:31:26,440
‫کالینز صحبت می‌کنه

478
00:31:26,440 --> 00:31:27,690
‫سلاح‌ها جمع شدن

479
00:31:27,690 --> 00:31:29,110
‫چه خبر از جادو؟

480
00:31:30,360 --> 00:31:31,570
‫الان میاریمش

481
00:31:32,820 --> 00:31:33,820
‫بابابزرگ؟

482
00:31:38,120 --> 00:31:41,750
‫به این سادگیا نیست کال. هیچوقت نبود

483
00:31:46,710 --> 00:31:48,170
‫قبلا اینو دیدم

484
00:31:49,550 --> 00:31:50,840
‫اون شب دیدمش

485
00:31:57,010 --> 00:31:58,680
‫می‌خوام کمکت کنم پسرم

486
00:31:58,680 --> 00:32:00,310
‫- ولی...
‫- باشه

487
00:32:01,310 --> 00:32:02,390
‫آره

488
00:32:20,330 --> 00:32:21,500
‫ممنون

489
00:32:48,730 --> 00:32:50,690
‫داری کار درست رو می‌کنی

490
00:33:01,790 --> 00:33:04,000
‫هدلی امروز امتحان زیست داره

491
00:33:06,080 --> 00:33:07,880
‫خیلی براش درس خونده

492
00:33:09,000 --> 00:33:10,420
‫تا دیروقت بیدار بودیم بخاطرش

493
00:33:13,800 --> 00:33:15,720
‫عجیبه که انقدر زمان می‌ذاریم و درس ‌می‌خونیم

494
00:33:15,720 --> 00:33:17,850
‫که وقتی بزرگ شدیم همه‌ش یادمون بره

495
00:33:22,600 --> 00:33:25,270
‫داری کار درست رو می‌کنی
‫که صبر می‌کنی

496
00:33:26,310 --> 00:33:27,730
‫پلیس زیویر رو پیدا می‌کنه

497
00:33:27,730 --> 00:33:29,360
‫بعدش می‌تونی باهاش حرف بزنی

498
00:33:30,610 --> 00:33:32,030
‫یه راه‌حلی پیدا کنی

499
00:33:35,110 --> 00:33:36,990
‫واقعا بنظرت شدنیه؟

500
00:33:47,420 --> 00:33:48,580
‫اون چی می‌دونه؟

501
00:33:56,180 --> 00:33:57,590
‫چیه؟ چیزی پیدا کردی؟

502
00:33:58,680 --> 00:34:00,930
‫یه چیزایی درباره آتلانتا توشه

503
00:34:02,600 --> 00:34:04,680
‫دو تا بمب هیدروژنی خورده اونجا

504
00:34:06,890 --> 00:34:08,650
‫و یه چیز دیگه هم پیدا کردم

505
00:34:11,770 --> 00:34:14,030
‫می‌ترسی چی رو افشا کنه؟

506
00:34:14,990 --> 00:34:16,030
‫سامانتا

507
00:34:17,490 --> 00:34:18,700
‫تو چیکار کردی؟

508
00:34:33,590 --> 00:34:37,340
‫«ترانه They Can’t Take That Away From Me
‫از فرانک سیناترا»

509
00:34:54,780 --> 00:34:57,320
‫رئیس! یه جا برات باز کردم

510
00:35:07,000 --> 00:35:09,460
‫موسیقی هم بخشی از برنامه‌ست.
‫نمی‌تونیم خاموشش کنیم

511
00:35:23,800 --> 00:35:26,510
‫ده، نه، هشت

512
00:35:26,520 --> 00:35:29,230
‫هفت، شیش، پنج

513
00:35:29,230 --> 00:35:31,850
‫چهار، سه

514
00:35:31,850 --> 00:35:33,980
‫دو، یک

515
00:35:35,520 --> 00:35:36,940
‫بخوابید زمین خانم!

516
00:35:50,120 --> 00:35:52,500
‫- مورتون
‫- سامانتا، وایسا

517
00:35:52,500 --> 00:35:54,710
‫خاموشش کن. همه‌چی رو خاموش کن

518
00:36:46,720 --> 00:36:49,010
‫هیپ هیپ هورا، مادرقحبه
‫(دیالوگی از فیلم جان‌سخت)

519
00:36:54,810 --> 00:36:57,480
‫ببین، تور پناهگاه واقعا یازده از ده بود

520
00:36:57,980 --> 00:36:59,730
‫حتی تا خونه هم رسوندیم.
‫از خجالت سرخ شدم

521
00:37:01,150 --> 00:37:04,900
‫ولی واقعا هر چی از جان‌سخت بگم کم گفتم

522
00:37:04,910 --> 00:37:07,110
‫باید خودت ببینی رفیق،
‫همش پا نیست

523
00:37:07,120 --> 00:37:08,280
‫بله قربان

524
00:37:08,280 --> 00:37:10,790
‫- ساعت کاریت تموم شد؟
‫- داره میشه قربان

525
00:37:10,790 --> 00:37:13,830
‫مترو این مدت دیر و زود میشه.
‫می‌خوام قبل از رفتن تری برسم خونه

526
00:37:13,830 --> 00:37:15,000
‫امشب میره؟

527
00:37:15,620 --> 00:37:17,330
‫بله قربان، بهتون گفتم

528
00:37:17,330 --> 00:37:18,326
‫نه، گفتی می‌خواد بره

529
00:37:18,338 --> 00:37:19,630
‫نگفتی امشب میره

530
00:37:19,630 --> 00:37:21,340
‫گور بابای مترو، یه ماشین برات می‌گیرم

531
00:37:21,340 --> 00:37:23,090
‫لطف می‌کنید قربان، ممنون

532
00:37:23,090 --> 00:37:24,375
‫خیلی‌خب، یه لطفی به خودت بکن

533
00:37:24,387 --> 00:37:25,760
‫و فیلمه رو نگاه کن، باشه؟

534
00:37:25,760 --> 00:37:27,390
‫خیلی با هانس گروبر حال می‌کنی

535
00:37:27,390 --> 00:37:29,930
‫آدم بده‌ست،
‫ولی مثل خودت خوشتیپ و باهوشه

536
00:37:30,510 --> 00:37:31,424
‫آدم فکر می‌کنه داره یه کارو می‌کنه

537
00:37:31,436 --> 00:37:32,600
‫ولی در واقع داره کاری می‌کنه

538
00:37:32,600 --> 00:37:34,390
‫اف‌بی‌آی به نفعش عمل کنه

539
00:37:34,390 --> 00:37:37,270
‫آره، می‌تونی یه ماشین برای
‫رفیقمون، زیویر، جور کنی؟

540
00:37:37,270 --> 00:37:38,350
‫ممنون

541
00:37:38,360 --> 00:37:39,770
‫راه‌اندازی مجدد آغاز شد

542
00:37:39,770 --> 00:37:41,400
‫پروتکل پناه‌یابی را آغاز کنید

543
00:37:41,900 --> 00:37:42,980
‫به خانه‌هایتان برگردید

544
00:37:42,990 --> 00:37:44,940
‫پروتکل پناه‌یابی. زودباشین، یالا

545
00:37:44,950 --> 00:37:46,110
‫سرتون رو بالا نیارین. این طرف

546
00:37:46,110 --> 00:37:48,610
‫راه‌اندازی مجدد آغاز شد

547
00:37:48,620 --> 00:37:51,580
‫آقای رئیس‌جمهور، این طرف قربان!

548
00:37:56,500 --> 00:37:59,210
‫پروتکل پناه‌یابی را آغاز کنید.
‫به خانه‌هایتان برگردید

549
00:37:59,210 --> 00:38:00,840
‫زودباشین. سوار شین

550
00:38:06,680 --> 00:38:08,590
‫دکتر ترابی، سوار شو!

551
00:38:08,590 --> 00:38:09,680
‫سوار شو!

552
00:38:12,600 --> 00:38:14,560
‫راه‌اندازی مجدد آغاز شد

553
00:38:14,560 --> 00:38:16,020
‫به خانه‌هایتان برگردید

554
00:38:19,150 --> 00:38:21,730
‫الان خبرش رسید. شوهر و دخترتون رسیدن خانم

555
00:38:22,820 --> 00:38:25,320
‫- چه خبره؟ خواهش می‌کنم!
‫- برو دیگه سریع...

556
00:38:25,320 --> 00:38:26,900
‫پس ما چی؟

557
00:38:30,280 --> 00:38:31,410
‫باید بدونیم چه خبره!

558
00:38:34,330 --> 00:38:36,870
‫اینجوری نگام نکن.
‫فقط اینجوری می‌شد جلوش رو گرفت

559
00:38:39,420 --> 00:38:42,250
‫به خانه‌هایتان برگردید.
‫در مصرف اکسیژن صرفه‌جویی کنید

560
00:38:43,300 --> 00:38:45,590
‫راه‌اندازی مجدد آغاز شد.
‫پروتکل...

561
00:38:45,590 --> 00:38:48,340
‫همه لطفا توجه کنید

562
00:38:48,340 --> 00:38:51,510
‫هر کی اونو اون بالا نوشته درست میگه

563
00:38:51,510 --> 00:38:54,060
‫دارن بهمون دروغ میگن

564
00:38:57,930 --> 00:39:00,060
‫دارن کجا می‌برنمون؟

565
00:39:00,060 --> 00:39:01,230
‫پروتکل پناه‌یابی

566
00:39:01,770 --> 00:39:04,980
‫تمام مقامات ارشد و خانواده‌هاشون
‫به یه محل امن برده میشن

567
00:39:19,410 --> 00:39:22,670
‫- همه‌چی سر جاشه؟
‫- سیناترا پشت همه‌شونه

568
00:39:25,630 --> 00:39:27,590
‫- دست نگه می‌داریم تا تمام ماشین‌ها...
‫- تف توش

569
00:39:28,800 --> 00:39:29,800
‫سیناترا داره میره

570
00:39:31,390 --> 00:39:33,760
‫- بقیه رو داخل نگه دارید
‫- وایسا...

571
00:39:33,760 --> 00:39:35,350
‫نمی‌ذارم فرار کنه

572
00:39:35,350 --> 00:39:36,470
‫زیویر، وایسا

573
00:39:39,350 --> 00:39:41,020
‫همش برای اینه که حس امنیت کنیم

574
00:39:41,020 --> 00:39:43,810
‫اصلا در امان نیستیم

575
00:39:43,810 --> 00:39:44,954
‫درباره اون چهار نفری

576
00:39:44,966 --> 00:39:46,520
‫که فرستادن بیرون دروغ گفتن

577
00:39:46,530 --> 00:39:48,280
‫درباره همه‌چی دروغ میگن!

578
00:39:48,280 --> 00:39:50,440
‫بنظرتون راست گفتن که
‫بابای من به مرگ طبیعی مرده؟

579
00:39:50,450 --> 00:39:52,320
‫- جین؟ وای خدا
‫- سلام

580
00:39:54,450 --> 00:39:55,990
‫درباره بیلی...

581
00:39:55,990 --> 00:39:57,280
‫می‌دونم

582
00:40:01,750 --> 00:40:04,040
‫دستاتو ببر پشت سرت،
‫بچسب به دیوار

583
00:40:04,040 --> 00:40:05,500
‫نه، دستاتو ببینم

584
00:40:06,500 --> 00:40:07,710
‫درو باز کن

585
00:40:08,510 --> 00:40:09,920
‫جفتتون برید داخل

586
00:40:12,880 --> 00:40:15,680
‫الان فقط می‌تونم از همه این ماجراها قایم بشم

587
00:40:15,680 --> 00:40:17,970
‫و یه کامیون بستنی بخورم

588
00:40:17,970 --> 00:40:21,310
‫و آرزو کنم که دنیا دوباره مثل قبل بشه

589
00:40:22,560 --> 00:40:24,560
‫- می‌دونم مسخره بنظر میاد
‫- نه

590
00:40:24,560 --> 00:40:27,570
‫فقط نمی‌خوام تنها باشم الان

591
00:40:27,570 --> 00:40:28,860
‫میشه باهام بیای؟

592
00:40:33,530 --> 00:40:34,570
‫حله

593
00:40:34,570 --> 00:40:35,820
‫باشه

594
00:40:56,640 --> 00:40:58,430
‫نتونستم بذارم یکی از اونا باشه

595
00:41:01,180 --> 00:41:02,770
‫یکی از حیوون‌هایی که میرن به سمت مرگ

596
00:41:03,600 --> 00:41:06,100
‫- من و اون یه گذشته‌ای داریم
‫- تو بهش گفتی

597
00:41:07,310 --> 00:41:09,520
‫ما اینجا رو با هم ساختیم

598
00:41:10,480 --> 00:41:11,860
‫این شهر باید بمونه

599
00:41:15,410 --> 00:41:16,410
‫زیویر

600
00:41:23,290 --> 00:41:26,080
‫داره روشن میشه

601
00:41:42,020 --> 00:41:43,060
‫باهاش حرف بزن

602
00:42:05,460 --> 00:42:08,080
‫اگه دنبال نگهبان‌هامی، فرستادمشون خونه

603
00:42:12,550 --> 00:42:14,760
‫قرار بود برم تو اون خونه امن

604
00:42:16,170 --> 00:42:18,108
‫اونجا گیر می‌کردم پیش بینز

605
00:42:18,120 --> 00:42:20,720
‫و اون زنش، اوف

606
00:42:22,430 --> 00:42:25,770
‫تو هم لابد می‌خواستی
‫دفترم و کامپیوترهام و کشوی

607
00:42:25,770 --> 00:42:28,440
‫لباس زیرم رو بگردی که
‫مدرک گناهانم رو پیدا کنی؟

608
00:42:28,440 --> 00:42:32,440
‫تو رئیس‌جمهور رو به قتل رسوندی.
‫بیلی رو کشتی

609
00:42:34,690 --> 00:42:36,240
‫من رئیس‌جمهور رو نکشتم

610
00:42:37,530 --> 00:42:39,780
‫اگه بازم دست می‌کرد تو اون سوراخی که نباید،
‫شاید می‌کشتمش

611
00:42:39,780 --> 00:42:41,120
‫ولی این کارو نکردم

612
00:42:42,580 --> 00:42:43,790
‫ولی بیلی...

613
00:42:46,040 --> 00:42:47,750
‫متاسفانه چاره‌ای برام نذاشت

614
00:42:47,750 --> 00:42:50,330
‫برگرد، دستاتو بذار رو سرت

615
00:42:50,330 --> 00:42:51,710
‫هی!

616
00:42:51,710 --> 00:42:53,880
‫سلاح‌ها رو جمع کردی،
‫ولی یه گلوله بود

617
00:42:53,880 --> 00:42:55,800
‫- که ازش خبر نداشتی
‫- برگرد ببینم!

618
00:42:56,840 --> 00:42:59,090
‫اگه فکر کردی کوتاه میام،
‫یعنی من رو نمی‌بینی

619
00:43:01,720 --> 00:43:03,560
‫خیلی هم خوب می‌بینمت زیویر

620
00:43:06,390 --> 00:43:09,230
‫مردی رو می‌بینم که خانواده‌ش رو دوست داره

621
00:43:10,520 --> 00:43:12,060
‫مردی که زنش رو دوست داره

622
00:43:15,400 --> 00:43:17,400
‫لطف کردین، ممنون

623
00:43:29,330 --> 00:43:31,960
‫این چیه؟ کالسکه‌ی رئیس‌جمهور؟

624
00:43:48,680 --> 00:43:49,890
‫نرو

625
00:43:52,230 --> 00:43:55,520
‫دوستت دارم عزیزم، ولی دیر اومدی

626
00:43:59,240 --> 00:44:00,490
‫ده روز دیگه می‌بینمت

627
00:44:08,950 --> 00:44:10,460
‫چشمت به من باشه کالینز

628
00:44:16,130 --> 00:44:18,090
‫زنت اون بیرون زنده‌ست زیویر

629
00:44:25,470 --> 00:44:27,310
‫و اگه این مسخره‌بازی‌ها رو جمع کنی...

630
00:44:29,020 --> 00:44:30,350
‫می‌تونم کمکت کنم پیداش کنی

631
00:44:32,351 --> 00:44:39,351
‫ترجمه از حسین رضایی
<font color=Red>‫  H o s s e i n T L </font>
‫HosseinTLsub@yahoo.com

632
00:44:39,352 --> 00:44:46,352


