﻿1
00:00:09,660 --> 00:00:14,967
‫گلچین دانلود - مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
‫<font color=#FFFF00> GolchindlMe

2
00:00:14,992 --> 00:00:20,306
‫ کانال تلگرام گلچین دانلود
‫<font color=#ff281e> @MyGolchindl

3
00:00:45,780 --> 00:00:48,732
‫[ رونـدا، اسپانیـا ]
"سـال 1920"

4
00:03:04,361 --> 00:03:07,289
‫[  ساعت هفت ]

5
00:03:15,947 --> 00:03:21,643
‫<font color=#ff0000> :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: </font>
‫ <font color=#00ffff>:: کـ‌انـ‌ال تـلگـ‌‌رام : Saeed_Pardis_Sub  ::</font>

6
00:03:29,009 --> 00:03:31,059
آهنگ‫ LOVE
"‫از "نات کینگ کول

7
00:03:31,720 --> 00:03:32,950
‫ ♪ پسر، شنیدی؟ ♪

8
00:03:33,412 --> 00:03:35,415
‫[ عمارت چیمنیـز ]
"سـال 1925"

9
00:03:35,440 --> 00:03:37,696
‫♪ خداحافظی با غم و غصه‌ها رو؟ ♪

10
00:03:39,578 --> 00:03:42,063
‫♪ آره، تو خوشبختی‌مو کامل کردی ♪

11
00:03:44,120 --> 00:03:45,120
‫افتضاحه!

12
00:03:45,680 --> 00:03:47,890
‫مامان، این‌جوری بی‌هوا نیا بالای سرم

13
00:03:47,915 --> 00:03:49,496
‫این واقعاً افتضاحه

14
00:03:49,520 --> 00:03:51,616
چی افتضاحه؟-
خب معلومه، همه‌چیز-

15
00:03:51,640 --> 00:03:53,936
‫خوش می‌گذره که مامان، بی‌خیال

16
00:03:53,960 --> 00:03:57,680
‫دختر عزیزم
 این دقیقاً نقطه‌ی مقابل خوش‌گذرونیـه

17
00:03:58,948 --> 00:04:03,695
‫صنعتگرا، اشراف‌زاده‌ها
و اون وزارت خارجه‌ی خیرندیده

18
00:04:03,720 --> 00:04:05,787
همه‌شون هم‌زمان اومدن خونه‌ی ما

19
00:04:05,812 --> 00:04:07,351
‫اصلاً نباید باهاش موافقت می‌کردم

20
00:04:07,376 --> 00:04:09,114
پیشنهاد خودت بود-
اوهوم-

21
00:04:09,578 --> 00:04:12,434
‫تازه، اینجا دیگه خونه‌ی ما حساب نمی‌شه

22
00:04:12,459 --> 00:04:15,751
‫تا وقتی این قراردادی که با
خانواده‌ی کوت بستی تموم شه

23
00:04:15,776 --> 00:04:17,640
‫لیدی کترهام
‫‫شب بخیر

24
00:04:17,665 --> 00:04:18,653
...آه

25
00:04:18,678 --> 00:04:20,102
‫ببین، اوناهاشون

26
00:04:20,680 --> 00:04:22,235
‫نظرتون چیه خانوم‌ها؟

27
00:04:22,960 --> 00:04:24,301
‫معرکه‌ست!
‫‫معرکه‌ست!

28
00:04:24,326 --> 00:04:28,761
‫ایده‌تون عالی بود لیدی کترهام
 که همه‌مون رو دور هم جمع کردین

29
00:04:28,786 --> 00:04:31,848
‫مامان داشت می‌گفت
 چقدر عاشق این ماسک‌ها شده

30
00:04:31,873 --> 00:04:33,967
‫مگه نه مامان؟
‫‫آره در حد پرستش!

31
00:04:34,724 --> 00:04:37,294
‫برای بازی بریج بهمون ملحق می‌شین؟

32
00:04:37,319 --> 00:04:39,375
‫فکر نکنم بتونم، لیدی کوت

33
00:04:40,154 --> 00:04:41,237
‫چرا؟

34
00:04:41,262 --> 00:04:44,155
‫یه آمریکایی روی کشتی ابداعش کرده

35
00:04:45,048 --> 00:04:46,048
‫بله

36
00:04:46,984 --> 00:04:48,766
‫جرج لومکس رو ندیدی؟

37
00:04:49,198 --> 00:04:52,574
‫ببین، اصلاً کل هدف امشب اینه که
من و اون با هم جفت‌وجور بشیم

38
00:04:53,168 --> 00:04:56,848
‫وزارت خارجه‌ی اون و کارخونه‌های فولاد من

39
00:04:56,873 --> 00:05:00,798
‫یه اتحاد کامل برای یه پروژه‌ی فوق‌سری

40
00:05:01,183 --> 00:05:04,912
آزوالد، وقتی به همه جارش می‌زنی
 دیگه اسمش مخفیانه نیست

41
00:05:04,937 --> 00:05:06,508
‫نه عزیزم کاملاً حق با توئه

42
00:05:06,533 --> 00:05:08,025
‫هی، وایسا ببینم یواش‌تر

43
00:05:12,147 --> 00:05:14,026
ممنون، تردول

44
00:05:16,916 --> 00:05:18,214
‫ بریم عزیزم
‫باشه

45
00:05:19,383 --> 00:05:21,159
آه، ‫لومکس

46
00:05:21,184 --> 00:05:23,138
‫همین الان از تردول تشکر کرد؟

47
00:05:23,163 --> 00:05:24,725
‫متأسفانه بله، لیدی

48
00:05:24,750 --> 00:05:25,750
!هوم

49
00:05:25,775 --> 00:05:28,111
‫آدم هیچ‌وقت نباید از خدمه تشکر کنه، باندل

50
00:05:28,136 --> 00:05:29,708
آخرش به کجا می‌کِشه؟

51
00:05:30,117 --> 00:05:31,850
‫به نظرت این پروژه‌ی فوق‌سری که

52
00:05:31,875 --> 00:05:33,351
‫دارن در موردش حرف می‌زنن چیه؟

53
00:05:33,376 --> 00:05:35,884
‫خب، اگه از پدر خدابیامرزت
 فقط یه چیز یاد گرفته باشم

54
00:05:35,909 --> 00:05:37,205
‫اونم اینه که:

55
00:05:37,230 --> 00:05:39,433
‫پرس‌وجوی زیادی اصلاً کار درستی نیست

56
00:05:40,109 --> 00:05:42,269
‫و دقیقاً فرق بین من و تو هم همینه، مامان

57
00:05:44,180 --> 00:05:47,820
‫لیدی وینسنت، چقدر خیره‌کننده شدی!

58
00:05:58,849 --> 00:06:01,025
‫وایسا، وایسا، وایسا!
‫‫نمی‌تونم! عجله داریم

59
00:06:01,050 --> 00:06:02,604
"رونی دَورو"

60
00:06:03,911 --> 00:06:05,607
‫باندل، پس مچ‌مون رو گرفتی

61
00:06:05,632 --> 00:06:07,845
‫مگه می‌شه با این ماسک‌ها
 شما دوتا رو نشناخت؟

62
00:06:08,531 --> 00:06:09,999
اوضاع تو دفتر هند چطوره؟

63
00:06:10,024 --> 00:06:13,024
‫هنوز پر از آدماییه که دقیق نمی‌دونن
 هند اصلاً کجای نقشه‌ست

64
00:06:14,599 --> 00:06:16,735
‫بیل اورسلی، می‌دونم زیر اون ماسک خودتی

65
00:06:16,760 --> 00:06:18,256
‫سلام، باندل

66
00:06:18,281 --> 00:06:20,172
‫چرا این‌قدر شماها ماسکاتون مثل همـه؟

67
00:06:20,197 --> 00:06:23,031
‫توافق وزارت خارجه‌ست
 همه‌ی بروبچه‌های دولتی همین‌طوری‌ان

68
00:06:23,056 --> 00:06:26,016
‫بعد چرا جفت‌تون زیر کت‌تون ساعت قایم کردین؟

69
00:06:27,832 --> 00:06:31,537
‫جری وید کل این هفته رو
تا قبل ظهر برای صبحونه نیومده پایین

70
00:06:31,968 --> 00:06:33,664
‫برای همین گفتیم یه فکری به حالش بکنیم

71
00:06:33,689 --> 00:06:34,705
‫ولی دهنت قرص باشه

72
00:06:34,730 --> 00:06:36,826
‫امیدوارم با این جریِ طفلکی بدجنسی نکنین

73
00:06:36,851 --> 00:06:39,242
‫اگه مجبور بودی باهاش کار کنی
 بهش نمی‌گفتی جریِ طفلکی

74
00:06:39,267 --> 00:06:42,843
‫می‌شه تا کسی مچمون رو نگرفته
 اینا رو بذاریم سر جاشون؟

75
00:06:42,868 --> 00:06:45,405
‫برید به مسخره‌بازی‌تون برسید، پسرا

76
00:06:47,191 --> 00:06:49,887
‫خدایی اون آخرشه، مگه نه؟

77
00:06:49,912 --> 00:06:50,952
‫بیا بریم

78
00:06:54,101 --> 00:06:56,957
‫سلام، ساکس
اوه، ‫‫سلام، باندل

79
00:06:56,982 --> 00:06:58,240
‫وای، زهره‌ترکم کردی

80
00:06:59,624 --> 00:07:02,102
‫چقدر هم نامحسوس اومدی جلو!

81
00:07:02,482 --> 00:07:04,610
‫همین الان رونی و بیل رو دیدی؟

82
00:07:04,635 --> 00:07:05,656
‫آره، دیدمشون

83
00:07:05,681 --> 00:07:09,241
‫دارن یه نقشه‌ی خیلی ظریف می‌کشن

84
00:07:09,650 --> 00:07:10,749
‫با اجازه‌تون

85
00:07:10,774 --> 00:07:11,984
‫جری وید؟

86
00:07:12,360 --> 00:07:14,627
 اون قیافه رو هر جا ببینم می‌شناسم

87
00:07:14,899 --> 00:07:16,005
‫لیدی آیلین

88
00:07:16,030 --> 00:07:17,566
‫ساکس یه کلمه‌ی جدید یاد گرفته

89
00:07:17,591 --> 00:07:19,500
‫‫با این حساب امسال می‌شه دو کلمه

90
00:07:20,700 --> 00:07:22,616
‫امیدوار بودم بتونم یه لحظه باهات خلوت کنم

91
00:07:23,360 --> 00:07:25,400
‫چه جور خلوت کردنی مثلاً؟

92
00:07:26,247 --> 00:07:29,263
‫می‌دونی که، تا وقتی اینجام
 منو تو اتاق خواب تو جا دادن

93
00:07:29,288 --> 00:07:30,288
اوم

94
00:07:30,313 --> 00:07:32,980
‫در حالی که من و مامان
تو اون خونه‌باغی داریم سختی می‌کشیم

95
00:07:34,394 --> 00:07:35,754
‫امیدوارم بهت خوش بگذره

96
00:07:37,376 --> 00:07:39,832
‫امشب واقعاً داری می‌درخشی، باندل

97
00:07:42,272 --> 00:07:43,272
‫تو هم همین‌طور

98
00:07:45,765 --> 00:07:48,487
‫تامی همیشه می‌گفت
 تو انگار با کت‌وشلوار مجلسی به دنیا اومدی

99
00:07:48,512 --> 00:07:51,072
‫توی شب‌هایی مثل امشب
 واقعاً جای برادرت خالیه

100
00:07:53,616 --> 00:07:55,427
‫خیلی بیشتر از این حرفا دلم براش تنگ می‌شه

101
00:07:57,143 --> 00:07:59,903
‫اگه می‌دید چه خانومی شدی
از خوشحالی حسابی ذوق می‌کرد

102
00:08:03,144 --> 00:08:04,314
‫امیدوارم

103
00:08:05,850 --> 00:08:07,112
‫شک ندارم

104
00:08:10,049 --> 00:08:11,354
‫منو به شام دعوت کن

105
00:08:13,944 --> 00:08:15,698
‫هیچ‌وقت اهل تشریفات نبودی، نه؟

106
00:08:17,082 --> 00:08:19,343
‫زندگی خیلی کوتاه‌تر از این حرفاست

107
00:08:19,930 --> 00:08:21,649
‫همه‌مون به سخت‌ترین شکل ممکن یادش گرفتیم

108
00:08:23,755 --> 00:08:25,407
لیدی آیلین؟-
هوم؟-

109
00:08:25,432 --> 00:08:30,167
‫باعث افتخارمه اگه اجازه بدین
 سه‌شنبه برای شام ببرمتون بیرون؟

110
00:08:30,192 --> 00:08:32,127
‫به‌به، جری وید! چه سورپرایزی!

111
00:08:34,451 --> 00:08:35,493
‫کِی؟

112
00:08:35,518 --> 00:08:36,710
‫سه‌شنبه‌ی دیگه

113
00:08:36,735 --> 00:08:40,015
‫فکر کنم بتونم... قبل از ساعت 6 یه سر بیام

114
00:08:41,610 --> 00:08:43,026
‫عالی می‌شه

115
00:08:44,252 --> 00:08:46,160
.‫یادم بنداز
در مورد سوال پرسیدن چه حسی داری؟

116
00:08:46,849 --> 00:08:49,929
‫اگه مثلاً سه‌شنبه بخوام یه سوال ازت بپرسم؟

117
00:08:55,386 --> 00:08:56,866
‫چه جور سوالی؟

118
00:08:58,360 --> 00:09:02,960
‫شاید از اون سوالایی که
 آدم امیدواره جوابش بله باشه

119
00:09:08,664 --> 00:09:10,144
‫جری وید، آیا تو...؟

120
00:09:11,086 --> 00:09:12,113
‫وید!

121
00:09:12,421 --> 00:09:14,621
‫وید! آخه داری چه غلطی می‌کنی؟

122
00:09:15,253 --> 00:09:16,441
لیدی آیلین

123
00:09:16,466 --> 00:09:19,528
حتماً جناب جرج لومکسِ عالی‌رتبه رو یادتون هست

124
00:09:19,553 --> 00:09:20,757
‫معاون وزارت خارجه

125
00:09:21,514 --> 00:09:22,514
‫یا خدا!

126
00:09:22,819 --> 00:09:25,546
...‫لیدی آیلین! واقعاً معذرت می‌خوا

127
00:09:26,465 --> 00:09:27,745
‫چقدر بزرگ شدی!

128
00:09:28,344 --> 00:09:29,696
جناب لومکس

129
00:09:29,721 --> 00:09:32,593
امیدوارم از مهمونیِ سر آزوالد لذت برده باشین؟

130
00:09:32,618 --> 00:09:34,026
اوه، ‫شک نکن!

131
00:09:34,051 --> 00:09:38,131
‫البته اگه این خونه‌ی باشکوه نبود
 اصلاً اون حال‌وهوا رو نداشت

132
00:09:38,935 --> 00:09:41,111
‫من صراحتاً بهت دستور دادم

133
00:09:41,136 --> 00:09:44,032
‫که کل شب رو از کنار لیدی کوت جُم نخوری

134
00:09:44,057 --> 00:09:48,793
‫باید همه‌جوره بهش برسی، پذیرایی کنی
 و مدام سرگرمش کنی تا حسابی بهش خوش بگذره

135
00:09:48,818 --> 00:09:51,074
‫تا بتونم رابطه‌م رو با سر آزوالد محکم کنم

136
00:09:51,099 --> 00:09:54,979
‫داری وظیفه‌ت رو پشت گوش می‌ندازی
باید کاری کنیم کوت‌ها همیشه خوشحال باشن

137
00:09:56,150 --> 00:09:58,110
‫البته، جناب لومکس

138
00:10:00,231 --> 00:10:03,107
‫با اجازه‌تون، لیدی آیلین، کاری پیش اومده

139
00:10:04,223 --> 00:10:05,574
‫موفق باشی آقای وید

140
00:10:06,264 --> 00:10:08,760
‫مشتاقم سه‌شنبه سوالت رو بشنوم

141
00:10:08,785 --> 00:10:10,805
‫منم همین‌طور، مشتاقم جوابت رو بشنوم

142
00:10:10,830 --> 00:10:13,217
‫لیدی آیلین، از دیدارتون خوشحال شدم

143
00:10:13,242 --> 00:10:17,138
‫تو هم برو یه دست بریج بازی کن
 یا هر چی لیدی کوت گفت بگو چشم

144
00:10:17,163 --> 00:10:18,163
‫هر چی؟

145
00:10:31,418 --> 00:10:32,515
‫هیس!

146
00:10:48,980 --> 00:10:51,214
‫فکر کنم واقعاً بتونیم به این کار افتخار کنیم

147
00:11:03,009 --> 00:11:06,665
تو بازی،‫ من "دامی" می‌شم، درسته؟
‫‫همیشه، تسیجر

148
00:11:06,690 --> 00:11:09,321
‫این جنتلمن‌ها عشق می‌کنن
 هی به رُخم بکشن، لیدی کوت

149
00:11:09,346 --> 00:11:12,878
که برای کار توی خدمات مدنی
 یه‌جورایی صلاحیت نداشتم

150
00:11:12,903 --> 00:11:16,039
‫اما خب، کماکان
یه پای ثابت و باارزشِ مهمونی‌هام

151
00:11:16,064 --> 00:11:18,752
‫و رقص چارلستون منم که دیگه لنگه نداره

152
00:11:18,777 --> 00:11:20,910
‫تو همه‌ی عمارت‌های درست‌وحسابی حرفش پیچیده

153
00:11:20,935 --> 00:11:22,497
‫مگه نه، لیدی آیلین؟

154
00:11:23,384 --> 00:11:26,560
‫صددرصد جیمی، منتظر هنرنمایی‌ت هستیم

155
00:11:26,585 --> 00:11:29,441
‫همون‌طور که می‌دونی
 حیای ذاتیِ من معمولاً اجازه نمی‌ده

156
00:11:29,466 --> 00:11:31,572
‫ولی به عشقِ تو باندل، رو جفت چشام

157
00:11:32,904 --> 00:11:33,998
‫لیدی کوت،

158
00:11:34,023 --> 00:11:37,343
‫فکر کنم این‌جور کارها
 یه جورایی کسرِ شأن به حساب بیاد

159
00:11:39,849 --> 00:11:41,184
‫واسه من که نیست

160
00:11:42,048 --> 00:11:45,998
‫آخرین نفری که بهم گفت متقلب
 تا آخر عمرش چوبشو خورد

161
00:11:50,336 --> 00:11:55,872
گ‌ ل‌ چ‌ ی‌ ن‌   د‌ ا‌ ن‌ ل‌ و‌ د

162
00:13:13,000 --> 00:13:14,952
...‫همه چقدر

163
00:13:15,591 --> 00:13:17,120
‫چقدر نامحسوس‌ان

164
00:13:40,591 --> 00:13:46,095
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...
کـ‌انـ‌ال تـلگـ‌‌رام : Saeed_Pardis_Sub

165
00:13:48,311 --> 00:13:50,418
‫مجبوری انقدر بلند حرف بزنی، تسیجر؟

166
00:13:50,443 --> 00:13:52,139
‫انگار دیشب اصلاً بهت نساخته، نه؟

167
00:13:53,008 --> 00:13:54,328
‫تو چی، بیل؟

168
00:13:54,909 --> 00:13:56,000
‫حالم سگیـه

169
00:13:56,407 --> 00:13:59,183
‫فقط نون تست خشک و قرص هضم معده بیار، تردول

170
00:13:59,208 --> 00:14:02,248
‫جسارت کردم و دادم براتون حاضر کنن، قربان

171
00:14:03,923 --> 00:14:05,142
...‫خدای من

172
00:14:05,766 --> 00:14:06,859
جوونیه دیگه

173
00:14:07,237 --> 00:14:09,397
‫صبح همگی بخیر!

174
00:14:09,422 --> 00:14:10,542
‫اووه!

175
00:14:11,233 --> 00:14:12,913
چقدر کله‌خمار داریم اینجا

176
00:14:12,938 --> 00:14:16,040
‫صبح بخیر ساکس
صبح بخیر پسرا

177
00:14:16,065 --> 00:14:17,727
‫صبح بخیر باندل
‫‫صبح بخیر

178
00:14:53,932 --> 00:14:55,671
‫این صدای وحشتناک چیه؟

179
00:14:56,150 --> 00:14:57,150
!اوه

180
00:14:58,964 --> 00:15:01,444
‫لیدی آیلین، لیدی کترهام

181
00:15:02,162 --> 00:15:03,162
‫ صبح بخیر

182
00:15:03,187 --> 00:15:05,643
‫لیدی کوت، این صدای جری ویده که

183
00:15:05,668 --> 00:15:07,914
‫داره ثابت می‌کنه که با توپ هم بیدار نمی‌شه

184
00:15:07,939 --> 00:15:10,454
اوه، ‫خب، حالا که دیگه ثابت شد

185
00:15:10,797 --> 00:15:11,797
تردول

186
00:15:12,617 --> 00:15:15,718
می‌تونی بری به این سر و صدای لعنتی برسی؟

187
00:15:15,743 --> 00:15:17,171
‫همین الان، بانو

188
00:15:21,615 --> 00:15:22,839
‫آقای وید؟

189
00:15:34,242 --> 00:15:36,618
‫این تردول اون بالا داره چه غلطی می‌کنه؟

190
00:15:36,643 --> 00:15:37,643
خیلی‌خب

191
00:15:38,148 --> 00:15:40,817
‫خودم می‌رم سراغ این زنگ‌ کوفتی

192
00:15:41,731 --> 00:15:43,371
‫مسئولیتش با شما دوتاست

193
00:15:48,948 --> 00:15:50,148
‫برو کنار، تردول

194
00:15:50,173 --> 00:15:51,589
‫لیدی آیلین، نباید برین تو

195
00:15:51,614 --> 00:15:52,854
‫تردول، می‌شه بری کنار؟

196
00:16:01,290 --> 00:16:02,290
‫خاموششون کن

197
00:16:06,489 --> 00:16:07,969
‫تردول، خاموششون کن!

198
00:16:12,546 --> 00:16:15,202
‫حتماً شوک خیلی بزرگی بوده، لیدی آیلین

199
00:16:15,507 --> 00:16:19,507
‫می‌تونم بپرسم کسی خبر داشت که
 واسه خوابیدن داروی بیهوشی مصرف می‌کرده؟

200
00:16:20,320 --> 00:16:21,792
‫نه، اصلاً با عقل جور در نمیاد

201
00:16:22,264 --> 00:16:23,848
‫اون از سال‌ها پیش قهرمانِ خوابیدن بود

202
00:16:23,873 --> 00:16:25,707
‫واسه همینم بود که اون شوخی رو باهاش کردین

203
00:16:26,023 --> 00:16:27,504
‫شایدم لیدی آیلین،

204
00:16:27,529 --> 00:16:31,112
‫این خواب سنگین آقای وید
 نتیجه‌ی همین داروهای خواب‌آور بوده

205
00:16:31,944 --> 00:16:34,014
‫اوپس، دست و پا چلفتی‌ام، ببخشید

206
00:16:34,946 --> 00:16:36,347
‫نزدیک بود فاجعه بشه

207
00:16:37,969 --> 00:16:39,342
‫بهتره اینو چک کنم تا مطمئن شم

208
00:16:42,144 --> 00:16:43,822
‫ببخشید، ببخشید

209
00:16:47,964 --> 00:16:50,079
‫چیزِ قیمتی‌ای که نبود، بود؟

210
00:16:51,713 --> 00:16:53,148
‫اصلاً به حرفم گوش نمی‌دین

211
00:16:53,642 --> 00:16:55,657
‫اون اهل این چیزا نبود
 آخه واسه چی باید می‌خورد؟

212
00:16:55,682 --> 00:16:57,782
‫اون توی جنگ جهانی اول جنگیده بود، باندل

213
00:16:58,970 --> 00:17:02,216
‫اون تنها کسی نبود که چیزایی دیده بود
 که شب‌ها خواب رو از چشماش بگیره

214
00:17:04,011 --> 00:17:06,506
‫نه، توی نامه‌هایی که تامی
 از جبهه می‌فرستاد، همیشه شوخی می‌کرد

215
00:17:06,531 --> 00:17:09,103
‫که حتی بلندترین انفجارها هم
 نمی‌تونه جری رو بیدار کنه

216
00:17:09,128 --> 00:17:11,804
‫سوال اینجاست که این یه حادثه‌ی تلخ بوده؟

217
00:17:11,829 --> 00:17:14,588
‫ترکیب الکل و دارو هیچ‌وقت عاقبت خوشی نداره

218
00:17:15,236 --> 00:17:16,236
...یا اینکه

219
00:17:16,616 --> 00:17:17,980
لیدی آیلین، جسارت منو ببخشید

220
00:17:18,707 --> 00:17:20,436
‫عمدی و به دست خودش بوده؟

221
00:17:23,105 --> 00:17:24,484
‫داری می‌گی خودشو کشته؟

222
00:17:27,771 --> 00:17:29,931
‫آخه این اصلاً
با جری ویدی که من می‌شناختم جور در نمیاد

223
00:17:32,952 --> 00:17:34,032
‫تو بگو

224
00:17:34,737 --> 00:17:35,860
...‫اون

225
00:17:37,498 --> 00:17:40,018
‫تازگی‌ها سر کار خیلی زیر فشار بود

226
00:17:41,444 --> 00:17:44,820
‫جری زیردستِ لومکس بود
...و لومکس هم خیلی اصرار داشت

227
00:17:44,845 --> 00:17:47,301
‫که دیشب حتماً بی‌نقص برگزار بشه

228
00:17:47,326 --> 00:17:49,496
...‫واقعیتش اینه که جری این اواخر

229
00:17:51,495 --> 00:17:55,213
‫به خاطر این‌همه فشار
 دیگه اون جریِ سابق نبود

230
00:17:56,668 --> 00:17:57,764
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

231
00:18:01,418 --> 00:18:02,538
‫نمی‌دونم

232
00:18:02,563 --> 00:18:05,443
‫بیل، تو از نزدیک باهاش همکار بودی

233
00:18:06,649 --> 00:18:09,329
‫خب، پزشکی‌قانونی حقایق رو روشن می‌کنه

234
00:18:10,111 --> 00:18:12,111
‫به‌زودی میان جنازه رو می‌برن

235
00:18:13,687 --> 00:18:16,805
‫ممنون که انقدر سریع اومدین دکتر
 تردول تا بیرون راهنمایی‌تون می‌کنه

236
00:18:20,686 --> 00:18:23,504
‫خیلی غم‌انگیزه، واقعاً ماجرای تلخیـه

237
00:18:24,831 --> 00:18:27,591
‫دوباره بابت اون شیشه معذرت می‌خوام

238
00:18:30,376 --> 00:18:31,790
‫خب، فکر کنم کارم تمومه

239
00:18:31,815 --> 00:18:32,852
...آم

240
00:18:32,877 --> 00:18:35,191
‫چون تخت رو چک کردم

241
00:18:36,024 --> 00:18:37,409
‫پاتختی هم همین‌طور

242
00:18:37,434 --> 00:18:38,754
‫بطری رو هم دیدم

243
00:18:39,394 --> 00:18:40,834
‫درها رو هم چک کردم

244
00:18:42,216 --> 00:18:44,473
‫فکر کنم اگه بخواین، می‌تونم یه سری هم

245
00:18:44,498 --> 00:18:46,245
‫به کمدها یا پنجره‌ها بزنم

246
00:18:49,810 --> 00:18:50,810
‫نظرتون چیه؟

247
00:18:51,789 --> 00:18:53,250
‫قبلاً هم این کار رو کردی؟

248
00:18:53,275 --> 00:18:55,575
‫خب، جالب شد که پرسیدین، نه، نکردم

249
00:18:55,600 --> 00:18:58,838
‫نه، معمولاً دیکنزِ پیر رو می‌فرستن
 ولی اون رفته مسافرت ایست‌بورن

250
00:18:58,863 --> 00:19:00,582
‫هر سال با زنش می‌رن اونجا

251
00:19:01,033 --> 00:19:03,393
‫آخه خب بگو
احتمالش چقدر بود همچین چیزی بشه؟

252
00:19:03,730 --> 00:19:05,820
‫چون خیلی کم پیش میاد
از این جور پرونده‌ها داشته باشیم

253
00:19:06,389 --> 00:19:08,959
‫آره، بالاخره زنجیر رو از پام باز کردن

254
00:19:09,754 --> 00:19:12,074
‫دارم تک‌روی می‌کنم، خیلی هیجان‌انگیزه!

255
00:19:16,337 --> 00:19:17,405
‫نه، منظورم اینه که

256
00:19:19,154 --> 00:19:20,194
‫خیلی غم‌انگیزه

257
00:19:22,947 --> 00:19:23,947
...آم

258
00:19:24,738 --> 00:19:25,938
‫دیگه تمومش می‌کنم

259
00:19:32,871 --> 00:19:34,310
‫اون خودکشی نکرده

260
00:19:36,728 --> 00:19:39,144
‫واسه هفته‌ی دیگه برنامه داشت
‫‫از کجا می‌دونی؟

261
00:19:39,169 --> 00:19:40,901
‫چون اون برنامه‌ها با من بود

262
00:19:46,025 --> 00:19:48,303
‫ببین باندل
می‌دونم فکر کردن بهش هم سخته، ولی

263
00:19:49,115 --> 00:19:52,249
‫حق با بیلـه، ‫این اواخر انگار
بارِ کاریش خیلی سنگین شده بود

264
00:20:01,407 --> 00:20:03,413
‫چرا این‌همه ساعت روی لبه‌ی شومینه‌ست؟

265
00:20:04,322 --> 00:20:05,642
‫فکر کردم قایمشون کردین

266
00:20:09,746 --> 00:20:11,066
‫کار شما دوتاست؟

267
00:20:15,034 --> 00:20:16,151
‫چی شده باز، تردول؟

268
00:20:16,176 --> 00:20:19,696
‫کوت‌ها هستن لیدی آیلین، انگار دارن می‌رن

269
00:20:20,370 --> 00:20:21,722
‫اونم خیلی یهویی و با عجله

270
00:20:22,163 --> 00:20:24,492
‫لیدی کترهام خواستن که شما به کمکشون برید

271
00:20:45,627 --> 00:20:50,858
گـــ‌لـــ‌چـــ‌یـــ‌نـــ‌ ‌دـــ‌اـــ‌نـــ‌لـــ‌وـــ‌د

272
00:21:06,456 --> 00:21:08,015
‫باندل، اینجایی

273
00:21:08,040 --> 00:21:10,445
‫جیمی، مجبوری مثل فیلِ مست
 راه بری و سر و صدا راه بندازی؟

274
00:21:10,934 --> 00:21:12,090
‫حقیقت داره؟

275
00:21:13,130 --> 00:21:14,450
‫درباره‌ی جری وید؟

276
00:21:20,289 --> 00:21:21,289
‫آره

277
00:21:24,057 --> 00:21:25,151
‫یا خدا

278
00:21:29,695 --> 00:21:30,895
‫حالت خوبه؟

279
00:21:32,690 --> 00:21:34,022
‫شنیدم تو پیداش کردی

280
00:21:40,377 --> 00:21:41,473
آره

281
00:21:44,131 --> 00:21:45,131
‫خیلی‌خب

282
00:21:51,978 --> 00:21:54,012
‫فکر نمی‌کنم حال هیچ‌کدوممون خوب باشه، باندل

283
00:21:54,037 --> 00:21:55,037
‫‫نه، نیست

284
00:22:02,185 --> 00:22:03,998
‫اون واقعاً بهترینِ ما بود

285
00:22:05,514 --> 00:22:06,634
‫واقعاً همین‌طور بود

286
00:22:34,158 --> 00:22:36,734
‫بگو عجله کنن
 قبل از اینکه اون زن گوش‌تلخ پیداش بشه

287
00:22:36,759 --> 00:22:39,933
‫یالا بیتمن
 وقت برای لفت دادن و معطل کردن نداریم

288
00:22:40,524 --> 00:22:42,214
!آه
‫‫‫خانواده‌ی کوت!

289
00:22:42,856 --> 00:22:45,032
‫شنیدم دارین زودتر از موعد جیم می‌شین؟

290
00:22:45,057 --> 00:22:46,295
‫لیدی کترهام

291
00:22:46,905 --> 00:22:47,901
‫بله

292
00:22:48,280 --> 00:22:51,204
‫این اتفاق تلخ
 روی همسرم خیلی اثر بدی گذاشته

293
00:22:51,230 --> 00:22:52,601
‫آره، فاجعه‌ست

294
00:22:52,995 --> 00:22:53,995
‫آبنبات نعنایی؟

295
00:22:55,351 --> 00:22:56,477
ببخشید، چی؟

296
00:22:57,256 --> 00:22:59,974
‫به نظرم تو شرایط سخت، آدمو آروم می‌کنه

297
00:23:00,480 --> 00:23:02,576
‫ممنون، میل ندارم
‫‫نه

298
00:23:02,601 --> 00:23:04,457
‫آزوالد، متوجه هستی که

299
00:23:04,482 --> 00:23:07,053
‫هنوز سه روز دیگه از قراردادمون باقی مونده؟

300
00:23:07,959 --> 00:23:11,615
‫متأسفانه خانواده‌مون اهل پس دادن پول نیستن

301
00:23:11,640 --> 00:23:14,680
‫نه، اصلاً فکرشم نمی‌کردم که باشین

302
00:23:16,825 --> 00:23:19,113
‫اون پسره که مُرد، تو وزارت خارجه بود، نه؟

303
00:23:20,561 --> 00:23:22,949
‫اون یکی از دوستان صمیمی و خانوادگی ما بود

304
00:23:23,464 --> 00:23:27,000
‫همه‌ی جعبه‌ها و چمدون‌ها
بسته‌بندی و آماده‌ی حرکته، لیستش پیش منه

305
00:23:27,025 --> 00:23:28,173
‫خوبه، بیتمن

306
00:23:28,198 --> 00:23:31,214
‫این مرد، منشیِ فوق‌العاده‌ایه
‫‫بله

307
00:23:31,239 --> 00:23:32,971
‫هر کسی باید یه بیتمن داشته باشه

308
00:23:34,285 --> 00:23:35,549
‫ما با هم آشناییم

309
00:23:36,268 --> 00:23:39,044
‫تو با جری هم‌مدرسه‌ای بودی
  پسر منم همینطور

310
00:23:39,069 --> 00:23:40,118
توماس؟

311
00:23:40,143 --> 00:23:41,239
‫دو سال پایین‌تر بودم

312
00:23:41,264 --> 00:23:44,079
‫با بورس تحصیلی که هزینه‌ش رو ما دادیم

313
00:23:45,926 --> 00:23:47,925
در کل وضعیت وحشتناکی برای همه‌ست

314
00:23:51,600 --> 00:23:54,933
‫خب، آرزو می‌کنم
راهت کوتاه باشه و سالم برسی

315
00:23:55,185 --> 00:23:56,185
‫خانواده‌ی کوت

316
00:23:57,312 --> 00:23:58,312
‫پونگو

317
00:24:02,565 --> 00:24:05,205
‫این آدم‌ها حال آدمو به هم می‌زنن

318
00:24:06,552 --> 00:24:08,965
‫چی صدات کرد بیتمن؟ پونگو؟

319
00:24:09,271 --> 00:24:12,167
‫قربان، اونا فکر می‌کنن
 به خاطر اصالت خانوادگی‌شون از ما سرترن

320
00:24:12,192 --> 00:24:13,375
‫بهم بگو بیتمن

321
00:24:14,505 --> 00:24:17,291
‫کیه که مجبوره این خونه‌ی کلنگی و
 دِق‌مرگش رو اجاره بده تا خرجش دربیاد

322
00:24:17,316 --> 00:24:18,372
‫و قبض‌هاش رو بده؟

323
00:24:18,397 --> 00:24:20,910
‫و کیه که می‌تونه از پس هزینه‌ی
 مهمونی توی این خراب‌شده بربیاد

324
00:24:20,935 --> 00:24:22,620
بعدش هم راحت راهش رو بکشه و بره؟

325
00:24:23,617 --> 00:24:28,273
‫من هر وقت که دسته‌چکم رو رو کنم
 می‌تونم به دنیای اینا نفوذ کنم

326
00:24:28,298 --> 00:24:30,914
‫ببین، می‌گن اصالت و شخصیت خریدنی نیست،

327
00:24:30,939 --> 00:24:33,915
‫ولی اتفاقاً ارزون‌ترین و دم‌دست‌ترین چیزیه

328
00:24:33,940 --> 00:24:35,700
‫که می‌شه توی کل انگلیس خرید

329
00:24:37,223 --> 00:24:38,223
‫ بریم

330
00:24:39,833 --> 00:24:42,233
‫ممنون، بیتمن
‫‫ممنون، بیتمن

331
00:25:12,350 --> 00:25:17,851
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

332
00:28:12,706 --> 00:28:13,706
‫نه!

333
00:28:14,327 --> 00:28:15,527
‫ببخشید، بانو

334
00:28:15,993 --> 00:28:17,793
‫باید بذارین توی حال خودش باشه و عزاداری کنه

335
00:28:48,080 --> 00:28:49,280
‫لورین عزیزم،

336
00:28:50,496 --> 00:28:52,031
‫من دوشنبه میام شهر

337
00:28:52,592 --> 00:28:53,952
‫اون موقع دوباره با هم حرف می‌زنیم

338
00:28:56,727 --> 00:28:59,317
‫نباید امشب
 اسمی از "سِون دایِلـز" پیشت می‌آوردم

339
00:28:59,767 --> 00:29:01,890
‫اونقدر خسته بودم که مغزم درست کار نمی‌کرد

340
00:29:01,915 --> 00:29:03,995
‫لطفاً هر چی گفتم رو فراموش کن

341
00:29:22,437 --> 00:29:24,904
‫مامان، سِون دایِلـز تو رو یاد چی می‌ندازه، هوم؟

342
00:29:25,428 --> 00:29:27,972
‫من که دیگه از اسم این
 نوشیدنی‌های جدید سر در نمیارم

343
00:29:29,018 --> 00:29:30,498
...‫بیشتر منظورم

344
00:29:31,311 --> 00:29:33,487
‫یه شیء یا شاید یه مکان بود

345
00:29:33,512 --> 00:29:34,832
‫محله‌های فقیرنشین؟

346
00:29:35,736 --> 00:29:38,974
‫سِون دایِلـز؟
یه محله بدنام و جرم و جنایت توی شهره، آره

347
00:29:39,217 --> 00:29:42,626
‫یه بار اشتباهی از اونجا رد شدم
 بدجور کفرم دراومد

348
00:29:42,651 --> 00:29:44,147
‫یه محله تو لندن؟ واقعاً؟

349
00:29:44,172 --> 00:29:45,743
‫نکنه قصد داری بری اونجا؟

350
00:29:47,409 --> 00:29:48,665
‫مطمئن نیستم

351
00:29:48,690 --> 00:29:51,106
‫خب، پس بذار من جای تو مطمئن بشم، نرو!

352
00:29:51,131 --> 00:29:52,638
‫جای مزخرفیه، خطرناکه

353
00:29:52,884 --> 00:29:54,564
‫اصلاً چرا داریم درباره‌ش حرف می‌زنیم؟

354
00:29:57,182 --> 00:29:59,355
‫همه انگار فکر می‌کنن جری خودشو کشته

355
00:30:00,977 --> 00:30:01,977
...‫من

356
00:30:02,928 --> 00:30:04,420
‫نمی‌تونم اینو باور کنم

357
00:30:05,777 --> 00:30:07,057
...‫باندل، من واقعاً

358
00:30:07,776 --> 00:30:09,336
‫از صمیم قلب متأسفم،

359
00:30:10,144 --> 00:30:11,275
‫به خاطر جری بیچاره

360
00:30:13,320 --> 00:30:15,320
‫می‌دونم چقدر خاطر همدیگه رو می‌خواستین

361
00:30:17,862 --> 00:30:20,127
...‫اما ما هیچ‌وقت نمی‌تونیم بفهمیم

362
00:30:20,152 --> 00:30:22,593
 توی فکر و ذهن بقیه چی می‌گذره

363
00:30:22,618 --> 00:30:25,003
‫نه، ولی ببین، من می‌تونم
 چون خودش بهم گفت

364
00:30:28,081 --> 00:30:29,630
‫قرار بود سه‌شنبه شام بریم بیرون

365
00:30:33,217 --> 00:30:34,219
...فکر کنم

366
00:30:34,681 --> 00:30:36,679
می‌خواست ازم خواستگاری کنه

367
00:30:39,480 --> 00:30:41,480
‫اون‌وقت بدون اینکه به من حرفی بزنه؟

368
00:30:42,608 --> 00:30:43,888
‫اگه قصد داشت خودشو بکشه،

369
00:30:43,913 --> 00:30:45,852
‫آخه چرا باید چنین برنامه‌ای می‌چید؟

370
00:30:50,241 --> 00:30:52,038
‫مامان، فکر کنم یکی جری رو کشته

371
00:30:56,921 --> 00:31:00,133
‫این تهمت خیلی سنگینیه، باندل

372
00:31:01,657 --> 00:31:02,657
‫می‌دونم

373
00:31:08,849 --> 00:31:12,863
‫خب، آخه کی دلش میاد
 به چنین پسر خوش‌تیپی آسیب بزنه؟

374
00:31:14,522 --> 00:31:16,702
‫شاید یکی از مهمونای پارتی؟

375
00:31:18,153 --> 00:31:19,353
‫یا لیدی کوت؟

376
00:31:20,463 --> 00:31:22,040
‫جری مأمور پذیرایی از اون بود،

377
00:31:22,348 --> 00:31:24,567
‫ولی آخر شب لیدی کوت
 زیاد از دستش راضی به نظر نمی‌رسید

378
00:31:24,592 --> 00:31:25,818
‫عزیزم، همه‌مون ناراحتیم

379
00:31:25,843 --> 00:31:27,915
‫دلیل نمی‌شه بریم سراغ مسموم کردن بقیه

380
00:31:27,940 --> 00:31:30,981
‫مامان، تا نفهمم
 چه بلایی سرش اومده آروم نمی‌گیرم

381
00:31:32,104 --> 00:31:36,224
‫و اگه بخوام تو رو
از افتادن توی این مسیر منع کنم چی؟

382
00:31:38,722 --> 00:31:41,002
‫اون‌وقت هر دومون می‌دونیم
 که من به حرفت گوش نمی‌دم

383
00:31:47,001 --> 00:31:48,653
‫امروز با امیلی حرف زدی؟

384
00:31:50,633 --> 00:31:51,873
‫امیلی؟
اوهوم

385
00:31:52,879 --> 00:31:55,577
‫همون خدمتکاره، نه، واسه چی باید حرف بزنم؟

386
00:31:56,455 --> 00:31:58,734
‫قبل از اینکه برن
 دیدم داشت با لیدی کوت حرف می‌زد

387
00:31:58,759 --> 00:32:00,159
‫انگار گریه کرده بود

388
00:32:01,475 --> 00:32:02,475
...خب

389
00:32:02,780 --> 00:32:05,134
‫ لیدی کوت روی منم همین اثر رو می‌ذاره

390
00:32:05,159 --> 00:32:06,319
‫دارم جدی می‌گم

391
00:32:08,096 --> 00:32:11,569
‫تا جایی که من دیدم
خدمتکارها کلاً اشکشون دم مشک‌شونه

392
00:32:11,594 --> 00:32:13,939
‫نه مامان، فقط وقتی
باهاشون بدرفتاری بشه گریه می‌کنن

393
00:32:14,532 --> 00:32:16,199
‫دقیقاً عین پدرت حرف می‌زنی

394
00:32:17,694 --> 00:32:18,774
‫ممنون

395
00:32:25,337 --> 00:32:27,057
‫باورم نمی‌شه جری دیگه نیست

396
00:32:30,736 --> 00:32:32,016
‫دیگه مرگ و میر بسه

397
00:32:34,653 --> 00:32:35,693
‫خیلی زیاد شده

398
00:32:41,956 --> 00:32:43,231
...‫گل‌های تازه

399
00:32:44,712 --> 00:32:46,272
‫برای مردهای عزیزمون

400
00:32:59,801 --> 00:33:05,020
گ‌‌‌ل‌‌چ‌‌ی‌‌ن‌  د‌ا‌ن‌‌ل‌‌و‌‌د

401
00:34:07,672 --> 00:34:10,218
‫آخه چرا باید
یه ساعت وسط چمن‌ها گذاشته باشیم؟

402
00:34:10,243 --> 00:34:12,043
‫اونم بخشی از شوخی‌تون بود؟

403
00:34:12,769 --> 00:34:14,585
‫مثل همون ساعت‌های روی لبه‌ی شومینه

404
00:34:14,610 --> 00:34:17,250
‫ساعتی که روی چمن باشه
 که دیگه عمراً بیدارش نمی‌کرد

405
00:34:17,882 --> 00:34:19,442
‫پس چطوری سر از اونجا درآورده؟

406
00:34:20,272 --> 00:34:22,532
‫باندل، به پیر به پیغمبر قسم نمی‌دونم

407
00:34:22,557 --> 00:34:24,357
‫پس چطوری توجیهش می‌کنی؟

408
00:34:25,321 --> 00:34:26,601
‫نمی‌تونم

409
00:34:31,839 --> 00:34:33,817
‫یه چیزی هست که باید بدونی من و بیل

410
00:34:33,842 --> 00:34:36,575
اون شب هیچ ساعتی روی لبه‌ی شومینه نذاشتیم

411
00:34:37,136 --> 00:34:38,952
همه‌شون رو توی اتاق قایم کردیم

412
00:34:39,886 --> 00:34:41,698
‫یعنی می‌گی یکی جابه‌جاشون کرده؟

413
00:34:43,080 --> 00:34:45,600
‫فکر کردم جری موقع خواب پیداشون کرده

414
00:34:47,501 --> 00:34:50,026
‫اما اگه پیداشون کرده
چرا زنگشون رو خاموش نکرده؟

415
00:34:51,348 --> 00:34:55,695
‫در ضمن، ما اون شب هشت تا ساعت زنگ‌دار
 توی اتاقش قایم کرده بودیم

416
00:34:56,400 --> 00:34:59,637
‫ولی فردا صبحش فقط هفت تاشون
مرتب روی لبه‌ی شومینه چیده شده بود

417
00:35:00,957 --> 00:35:02,646
‫اونی که رو چمن‌ها بوده، حتماً همون هشتمیـه

418
00:35:02,897 --> 00:35:04,985
‫رونی، دقیقاً همین موضوع داره مخم رو می‌خوره

419
00:35:05,514 --> 00:35:07,311
‫حتماً یکی توی اتاق جری بوده

420
00:35:08,291 --> 00:35:10,755
،‫بعد از اینکه تو رفتی
 اما قبل از اینکه ما جنازه‌ش رو پیدا کنیم

421
00:35:13,053 --> 00:35:14,206
‫احتمالش هست

422
00:35:14,231 --> 00:35:16,937
‫فراتر از احتمالـه، ما باید حقیقت رو بفهمیم

423
00:35:18,227 --> 00:35:20,467
‫رونی، آخه کی دلش می‌خواست جری رو بکشه؟

424
00:35:23,240 --> 00:35:25,336
‫اگه چیزی می‌دونی، باید بهم بگی

425
00:35:25,577 --> 00:35:28,312
‫جلسه‌ی بازپرسیِ پزشکی قانونی
 سه‌شنبه توی مارکت بیسینگ برگزار می‌شه

426
00:35:28,337 --> 00:35:29,793
‫اگه حکم به جنایت ندن،

427
00:35:29,818 --> 00:35:32,498
‫پلیس پرونده رو می‌بنده
 و خون جری پایمال می‌شه

428
00:35:34,082 --> 00:35:35,455
‫ما بهش مدیونیم

429
00:35:36,945 --> 00:35:38,065
‫اون دوسِت داشت

430
00:35:42,075 --> 00:35:43,471
‫واست احترام قائل بود

431
00:35:44,393 --> 00:35:46,461
‫باشه با هم می‌ریم دادگاه

432
00:35:46,794 --> 00:35:49,914
‫فعلاً هم در این باره
به هیچ‌کس دیگه‌ای چیزی نگو

433
00:35:53,219 --> 00:35:54,339
‫باشه

434
00:35:54,871 --> 00:35:56,296
‫ببین، دیگه باید برم

435
00:35:57,053 --> 00:35:58,653
مراقب خودت باش باندل

436
00:35:59,023 --> 00:36:00,143
‫فعلاً، خداحافظ

437
00:36:15,513 --> 00:36:17,236
‫با همه‌ی خدمه صحبت کردی؟

438
00:36:17,506 --> 00:36:18,965
‫بله بانو، صحبت کردم

439
00:36:18,990 --> 00:36:21,694
‫و هیچ‌کدومشون در طول اقامت آقای وید،

440
00:36:21,719 --> 00:36:24,342
‫متوجه بطری داروی خواب‌آور
 روی پاتختی ایشون نشده بودن؟

441
00:36:24,367 --> 00:36:25,444
‫درسته

442
00:36:25,840 --> 00:36:29,744
‫پاتختی همیشه خالی بود
 تا جا برای چای صبحونه‌شون باشه

443
00:36:30,046 --> 00:36:33,701
‫خدمه از رفت‌وآمدهای ایشون
 در طول این سال‌ها می‌دونستن

444
00:36:33,726 --> 00:36:37,256
‫که آقای وید عادت داره
 هر روز صبح تا لنگ ظهر بخوابه

445
00:36:37,281 --> 00:36:41,716
‫و تا جایی که من خبر دارم
 هیچ‌وقت نیازی به داروی کمکی نداشت

446
00:36:41,741 --> 00:36:43,021
...‫و آیا تو

447
00:36:43,874 --> 00:36:47,120
‫یا هر کس دیگه‌ای
 ساعت‌های زنگ‌دارِ اتاق آقای وید رو

448
00:36:48,143 --> 00:36:49,999
‫اون شب یا اول صبح جابه‌جا نکردین؟

449
00:36:50,024 --> 00:36:51,834
‫به‌هیچ‌وجه، لیدی آیلین

450
00:36:51,859 --> 00:36:53,365
‫از این بابت مطمئنی؟

451
00:36:54,042 --> 00:36:57,035
‫اینکه یه جنتلمن
 توی اتاق خودش چیکار می‌کنه

452
00:36:57,060 --> 00:37:01,014
‫یا حالا با هر چندتا ساعتی که
 دلش می‌خواد، به خودش مربوطه

453
00:37:03,769 --> 00:37:05,289
‫امیلی رو کجا می‌تونم پیدا کنم؟

454
00:37:08,874 --> 00:37:09,975
‫بانوی من

455
00:37:10,000 --> 00:37:11,205
‫لطفاً، بشین

456
00:37:13,895 --> 00:37:16,011
...‫قرار نیست برات مشکلی پیش بیاد، فقط

457
00:37:16,675 --> 00:37:18,284
  می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم

458
00:37:22,257 --> 00:37:25,085
‫دیدم لیدی کوت
 قبل از رفتنش داشت باهات حرف می‌زد

459
00:37:26,136 --> 00:37:27,296
‫ناراحت به نظر می‌رسیدی

460
00:37:28,975 --> 00:37:29,975
...اون

461
00:37:30,566 --> 00:37:31,914
‫چیزی گفت؟

462
00:37:34,233 --> 00:37:35,667
‫یا چیزی دیده بودی؟

463
00:37:35,692 --> 00:37:37,672
‫نمی‌خوام پشت سرِ کسی بدگویی کنم

464
00:37:37,697 --> 00:37:39,353
‫هر چی بگی بین خودمون می‌مونه

465
00:37:39,378 --> 00:37:40,454
‫واقعاً می‌مونه؟

466
00:37:40,479 --> 00:37:43,921
‫توی عمارت‌های دیگه دیدم چه بلایی
 سر خدمتکارهایی که از چشم می‌افتن میاد

467
00:37:43,946 --> 00:37:45,298
‫بهت قول شرف می‌دم امیلی

468
00:37:45,763 --> 00:37:47,512
 امیدوارم بدونی که حرف من سنده

469
00:37:52,062 --> 00:37:53,991
...‫از اول تابستون که رسیدن اینجا

470
00:37:54,840 --> 00:37:56,863
 مأمور رسیدگی به لیدی کوت بودم

471
00:37:58,164 --> 00:37:59,164
...خب

472
00:37:59,614 --> 00:38:01,200
‫ لیدی کوت چطور بود؟

473
00:38:01,225 --> 00:38:02,945
‫خیلی پرتوقع و سخت‌گیره

474
00:38:04,144 --> 00:38:07,222
‫حرفش هیچ‌وقت دوتا نمی‌شه
 یعنی مثلاً یه چیزی ازت می‌خواد

475
00:38:07,247 --> 00:38:08,321
‫وقتی براش می‌بری،

476
00:38:08,346 --> 00:38:10,941
‫می‌گه یه چیز دیگه خواسته بودم
 چرا انقدر احمقی؟

477
00:38:11,809 --> 00:38:12,809
‫متوجهم

478
00:38:14,331 --> 00:38:15,427
‫ادامه بده

479
00:38:15,452 --> 00:38:17,418
‫خودتون می‌دونین چند وقته اینجا کار می‌کنم

480
00:38:17,646 --> 00:38:20,009
‫وقتی پدرتون فوت کرد
 کی از مادرتون مراقبت کرد؟

481
00:38:21,498 --> 00:38:23,338
‫هیچ‌وقت اون کارتو فراموش نمی‌کنیم، امیلی

482
00:38:23,943 --> 00:38:24,943
...لیدی کوت

483
00:38:25,234 --> 00:38:28,428
‫ کاری کرده بود که فکر می‌کردم
 دارم عقلم رو از دست می‌دم

484
00:38:28,956 --> 00:38:31,274
‫هر چیزی که سر جاش نبود رو می‌انداخت گردن من

485
00:38:38,185 --> 00:38:39,643
...‫اون بطری داروی خواب‌آور

486
00:38:41,111 --> 00:38:42,244
‫مال تو بود؟

487
00:38:43,265 --> 00:38:44,491
‫خوابم نمی‌برد

488
00:38:44,516 --> 00:38:45,516
...و من

489
00:38:45,975 --> 00:38:48,698
خدایا‫، اونقدر خسته بودم که دیگه بریدم

490
00:38:48,723 --> 00:38:50,859
‫به لیدی کوت گفتم
 که باعث شده خواب از چشام بپره

491
00:38:50,884 --> 00:38:52,484
‫بعد اون بطری رو بهم داد،

492
00:38:52,509 --> 00:38:55,315
‫و گفت این کمکت می‌کنه
 ولی در عوض انتظار دارم بهتر کار کنی

493
00:38:55,340 --> 00:38:56,576
‫ اونو دادی به جری وید؟

494
00:38:56,600 --> 00:38:58,295
‫نه، معلومه که نه بانوی من!

495
00:38:58,320 --> 00:39:00,506
‫من اصلاً باهاش دو کلمه هم حرف نزدم،

496
00:39:00,531 --> 00:39:01,709
‫خدا بیامرزتش

497
00:39:02,457 --> 00:39:04,777
‫نه، اونو دزدیده بودن

498
00:39:05,305 --> 00:39:07,577
‫شب مهمونی از همین‌جا بردنش
...وقتی برگشتم

499
00:39:08,480 --> 00:39:09,706
غیبش زده بود

500
00:39:11,560 --> 00:39:13,296
‫فکر می‌کنی کی ممکنه اونو بهش داده باشه؟

501
00:39:13,321 --> 00:39:15,097
‫خب، خودش که نمی‌تونسته برداشته باشه

502
00:39:15,887 --> 00:39:17,453
‫اون که پاش به اینجاها باز نمی‌شد

503
00:39:17,993 --> 00:39:19,193
‫تازه بماند که،

504
00:39:20,377 --> 00:39:22,257
‫اصلاً کسی خبر نداشت من اونو دارم

505
00:39:25,185 --> 00:39:26,705
‫خیلی هم قوی بود

506
00:39:27,823 --> 00:39:30,343
‫فقط باید یه مقدار خیلی کمی ازش می‌خوردی و

507
00:39:31,058 --> 00:39:33,178
...‫خب، اگه کل بطری رو خورده باشه که

508
00:39:33,978 --> 00:39:35,818
‫ جای تعجب نداره که قلبش وایساده

509
00:39:39,657 --> 00:39:42,861
‫کل اون جلسه‌ی بازپرسی
 مسخره‌بازی بود، مرگ بر اثر حادثه؟

510
00:39:43,168 --> 00:39:45,048
‫واقعاً که خجالت‌آوره!
امیدوارم راضی شده باشی

511
00:39:46,568 --> 00:39:49,049
‫اگه درباره‌ی اون ساعت‌ها هم
 بهش می‌گفتی هیچ توفیقی نداشت

512
00:39:49,074 --> 00:39:51,170
‫شاید باعث می‌شد
 به شهادت امیلی اهمیت بیشتری بده

513
00:39:51,195 --> 00:39:53,155
‫درباره‌ی داروی خواب‌آوری که جری رو کشته

514
00:39:54,072 --> 00:39:57,413
در عوض اونا پرونده رو بستن-
باندل، بیخیال شو، ولش کن-

515
00:39:58,652 --> 00:40:00,967
رونی، اون مَرده رو نگاه کن-
کدوم مَرد؟-

516
00:40:02,081 --> 00:40:05,097
اونجا، زل زده به ما-
می‌شناسیش؟-

517
00:40:05,122 --> 00:40:06,122
‫نه

518
00:40:10,877 --> 00:40:13,117
چه مرگشه داره چیکار می‌کنه؟-
بریم تو؟-

519
00:40:13,801 --> 00:40:15,036
‫واسه چی بریم تو؟

520
00:40:15,061 --> 00:40:16,373
‫تو منو به ناهار دعوت کردی

521
00:40:16,589 --> 00:40:20,231
‫نه، اون فقط... یه نقشه بود
 فکر کردم خودت متوجه می‌شی

522
00:40:20,639 --> 00:40:21,799
‫پس واسه چی اینجاییم؟

523
00:40:22,904 --> 00:40:24,753
!‫لیدی کوت! چه سورپرایزی

524
00:40:24,778 --> 00:40:25,778
لیدی آیلین

525
00:40:26,039 --> 00:40:27,987
‫ آقای دَورو، امیدوارم حالتون خوب باشه

526
00:40:28,012 --> 00:40:29,588
‫راستش نه، چندان خوب نیستیم

527
00:40:29,870 --> 00:40:32,810
‫چرا چیزایی که درباره‌ی مرگ وید
 می‌دونستی رو به بازپرسی نگفتی؟

528
00:40:32,835 --> 00:40:34,270
‫اصلاً نمی‌فهمم منظورتون چیه

529
00:40:34,760 --> 00:40:39,160
‫اون داروی خواب‌آوری که
توی اتاقش پیدا کردن مال تو بود، نه جری

530
00:40:39,731 --> 00:40:40,971
‫ اونو داده بودی به امیلی

531
00:40:41,811 --> 00:40:44,551
‫و با این حال ترجیح دادی این اطلاعات رو
با پزشکی قانونی در میون نذاری

532
00:40:44,576 --> 00:40:47,324
‫پس به خاطر توئه که پلیس
 دیگه تحقیقات بیشتری انجام نمی‌ده

533
00:40:47,744 --> 00:40:49,387
‫عذر منو بپذیر لیدی آیلین

534
00:40:49,412 --> 00:40:53,037
‫نبش قبر کردن همچین اتفاق تلخی
 به صلاح هیچ‌کدوم‌مون نیست

535
00:40:53,648 --> 00:40:57,847
‫اینکه اون پسر بیچاره اون سم رو از کجا آورده
 و باهاش چیکار کرده، به من ربطی نداره

536
00:40:57,872 --> 00:40:59,352
‫باید منو ببخشید

537
00:41:01,101 --> 00:41:03,844
‫باندل، واقعاً سر در نمیارم که تو
دنبال چی هستی و می‌خوای به چی برسی

538
00:41:03,869 --> 00:41:05,022
‫دنبال حقیقت!

539
00:41:06,097 --> 00:41:07,588
‫هیچ‌کدوم از اینا با هم جور در نمیاد

540
00:41:08,644 --> 00:41:09,644
‫ببین

541
00:41:10,961 --> 00:41:13,285
‫این نامه رو توی میز تحریرش پیدا کردم

542
00:41:15,137 --> 00:41:17,377
‫جری اینو برای خواهرش، لورین، می‌نوشته

543
00:41:19,137 --> 00:41:21,876
‫توش می‌گه که هیچ‌وقت نباید
 اسمی از سِون دایِلـز می‌آورده

544
00:41:25,072 --> 00:41:26,712
فکر می‌کنی معنیش چی می‌تونه باشه؟

545
00:41:26,737 --> 00:41:27,890
من نمی‌دونم

546
00:41:28,164 --> 00:41:29,958
‫ولی حتماً یه ربطی به هم دارن، نه؟

547
00:41:30,259 --> 00:41:32,764
"‫هفت تا ساعت روی شومینه و "سِون دایِلـز

548
00:41:33,416 --> 00:41:35,416
‫یه نفر عمداً اونا رو اون شکلی چیده بوده

549
00:41:35,785 --> 00:41:38,401
‫اگه بفهمیم معنیش چیه
 می‌تونیم بفهمیم کی جری رو کشته

550
00:41:38,426 --> 00:41:41,362
‫بازپرس به این نتیجه رسید
...که مرگ بر اثر حادثه بوده این باید پایانِ

551
00:41:41,387 --> 00:41:44,543
‫گور بابای بازپرس!
تا نفهمم جری چطوری مُرده دست‌بردار نیستم

552
00:41:44,568 --> 00:41:45,648
‫اون دیگه مُرده!

553
00:41:46,921 --> 00:41:48,161
‫باندل، اون دیگه مُرده

554
00:41:49,256 --> 00:41:51,736
‫کاری از دست تو برنمیاد
چرا اصلاً انقدر برات مهمه؟

555
00:41:52,536 --> 00:41:55,376
‫جری وید کسی بود که جنازه‌ی برادرم رو
 از وسط میدان جنگ بیرون کشید

556
00:41:56,529 --> 00:41:59,382
‫اون صمیمی‌ترین دوست برادرم بود
 حتی تا لحظه‌ی مرگش

557
00:42:02,177 --> 00:42:05,372
‫اون هم برای من و هم برای خونواده‌م
 مایه‌ی تسلیِ فوق‌العاده‌ای بود

558
00:42:09,332 --> 00:42:10,332
...‫و اون

559
00:42:11,670 --> 00:42:13,710
‫ فراتر از یه علاقه‌ی معمولی
 بهش دلبسته بودم، رونی

560
00:42:16,410 --> 00:42:17,566
‫بهش مدیونم،

561
00:42:18,168 --> 00:42:21,224
‫اگه حتی سرسوزنی
،احتمال داشته باشه که جنایتی رخ داده

562
00:42:21,249 --> 00:42:22,449
‫باید حقیقت رو بفهمم

563
00:42:25,958 --> 00:42:27,314
‫اینو بسپار به من

564
00:42:28,193 --> 00:42:30,291
‫بذار چند تا گفت‌وگوی
محرمانه و بی‌سروصدا داشته باشم

565
00:42:30,316 --> 00:42:33,086
‫اما خواهش می‌کنم باندل
 حواست باشه که با کی در این باره حرف می‌زنی

566
00:42:33,770 --> 00:42:35,930
‫جری اصلاً دوست نداشت تو توی خطر بیفتی

567
00:43:37,207 --> 00:43:38,839
‫مرکز تلفن
‫‫‫مرکز تلفن؟

568
00:43:38,864 --> 00:43:40,050
‫چه شماره‌ای مد نظرتونه؟

569
00:43:40,075 --> 00:43:42,051
‫اربابم داشت با این شماره حرف می‌زد

570
00:43:42,076 --> 00:43:43,440
‫که یهو تماسش قطع شد

571
00:43:43,465 --> 00:43:46,641
‫کدوم شماره؟
‫‫مارکت بیسینگ 4141

572
00:43:46,666 --> 00:43:48,147
‫‫مارکت بیسینگ 4141

573
00:43:48,172 --> 00:43:50,068
‫اگه می‌شه سریع دوباره وصلش کنید

574
00:43:50,093 --> 00:43:51,629
خیلی کلافـه و نگرانـه-
پشت خط بمونیـد-

575
00:43:51,654 --> 00:43:53,254
‫خودم اون تماس رو وصل کرده بودم

576
00:43:55,529 --> 00:43:56,929
‫الو، اسکاتلندیارد بفرمایید

577
00:43:58,570 --> 00:43:59,649
‫الو؟

578
00:44:02,688 --> 00:44:04,944
‫مامان، سوئیچِ لاگوندا رو لازم دارم
دارم می‌رم لندن

579
00:44:04,969 --> 00:44:07,137
‫فکر خوبیه، بد نیست منم یه دوری بزنم

580
00:44:07,162 --> 00:44:09,134
‫پس زودباش، بدجوری عجله دارم

581
00:44:09,159 --> 00:44:11,177
‫خب، در این صورت حرفمو پس می‌گیرم

582
00:44:11,202 --> 00:44:13,538
‫نشستن کنار تو وقتی که عجله نداری

583
00:44:13,563 --> 00:44:15,545
‫به اندازه‌ی کافی غیرقابل‌تحمل هست

584
00:44:15,988 --> 00:44:16,988
...خب

585
00:44:17,622 --> 00:44:19,181
‫حالا چرا انقدر عجله داری؟

586
00:44:20,624 --> 00:44:23,664
‫دارم درباره‌ی مرگ جری اطلاعات جمع می‌کنم

587
00:44:25,041 --> 00:44:27,337
‫باندل نه، اصلاً و ابداً!

588
00:44:27,791 --> 00:44:31,414
‫تجربه بهم ثابت کرده
...آدم‌هایی که دنبال دردسر می‌گردن

589
00:44:32,130 --> 00:44:33,370
‫معمولاً پیداش می‌کنن

590
00:44:34,480 --> 00:44:35,598
...من دیگه

591
00:44:36,132 --> 00:44:38,311
‫ طاقت از دست دادن کسی رو ندارم

592
00:44:38,336 --> 00:44:40,573
‫من می‌رم لندن نمی‌تونم بی‌خیال بشم

593
00:44:40,598 --> 00:44:42,138
حرف زدن بسه، وقت عمله مامان

594
00:44:42,801 --> 00:44:44,737
‫دارم می‌رم اسکاتلندیارد، برام آرزوی موفقیت کن

595
00:44:45,130 --> 00:44:47,006
‫آرزو می‌کنم همین‌جا بمونی!

596
00:44:49,432 --> 00:44:50,432
‫دقیقاً همین‌جا

597
00:44:56,515 --> 00:44:57,981
‫خیلی شبیه خودتـه،

598
00:44:59,488 --> 00:45:00,608
‫عزیزم

599
00:45:08,131 --> 00:45:13,339
گ‌ ل‌ چ‌ ی‌ ن‌   د‌ ا‌ ن‌ ل‌ و‌ د

600
00:46:11,303 --> 00:46:12,863
‫چی شده، تردول؟

601
00:46:13,578 --> 00:46:16,618
‫یه زن نمی‌تونه
 یه لحظه با گل و گیاهش تنها باشه؟

602
00:46:17,328 --> 00:46:19,957
‫بانوی من، یه یادداشت بی‌نام‌ونشون

603
00:46:20,546 --> 00:46:22,995
 خطاب به لیدی آیلین به دستمون رسیده

604
00:46:23,020 --> 00:46:24,256
‫واقعاً؟ که این‌طور

605
00:46:24,842 --> 00:46:27,002
‫خب، بلند بخونش

606
00:46:27,670 --> 00:46:30,286
‫شاید لیدی ترجیح بدن خودشون یادداشت رو بخونن

607
00:46:30,311 --> 00:46:32,327
‫نه، لیدی اصلاً چنین ترجیحی نداره

608
00:46:32,352 --> 00:46:33,510
‫بخونش مرد

609
00:46:37,721 --> 00:46:40,591
‫پات رو از ماجرای سِون دایِلـز بکش بیرون

610
00:46:41,000 --> 00:46:43,129
 وگرنه خونت پای خودتـه

611
00:47:21,848 --> 00:47:23,168
‫حالت خوبه؟

612
00:47:45,062 --> 00:47:46,165
‫رونی؟

613
00:47:49,072 --> 00:47:50,072
‫باندل

614
00:47:50,939 --> 00:47:52,045
‫تیر خوردی!

615
00:47:52,749 --> 00:47:53,964
کی این کار رو کرد؟

616
00:47:55,490 --> 00:47:56,490
...‫سِون

617
00:47:57,050 --> 00:47:59,460
...‫سِو... سِون دایِلـز

618
00:47:59,485 --> 00:48:01,251
!بله؟ رونی

619
00:48:02,856 --> 00:48:03,985
...‫بگو

620
00:48:04,826 --> 00:48:06,155
‫‫ نمی‌فهمم چی می‌گی!

621
00:48:06,179 --> 00:48:07,332
‫به کی بگم؟

622
00:48:07,357 --> 00:48:08,357
‫جیمی

623
00:48:09,151 --> 00:48:10,151
‫تسیجر

624
00:48:10,694 --> 00:48:11,805
...‫سِون

625
00:48:13,087 --> 00:48:14,194
دایِلـز

626
00:48:23,360 --> 00:48:25,040
‫نه، نه، نه! رونی!

627
00:48:27,713 --> 00:48:29,124
‫رونی!

628
00:48:30,367 --> 00:48:32,207
‫رونی، نه!

629
00:48:40,384 --> 00:48:45,824
سِون دایِلـز" به محله‌ای در لندن اشاره داره"]
[که مثل یه صفحه مدرج دارای هفت مسیر فرعیـه

630
00:48:46,939 --> 00:48:52,187
« ارائه شده توسط وبسایت گلچین دانلود »
<font color="#FFFF00">« Golchindl.Me »

631
00:48:52,212 --> 00:48:57,443
« کانال تلگرام گلچین دانلود »
<font color="#ff281e">« @MyGolchindl »

632
00:48:58,644 --> 00:49:03,909
<font color="#ff0000">‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس</font>
<font color="#46ccff">:کـانـال تلگـرام</font>
<font color="#eaff3a"> Saeed_Pardis_Sub</font>

