﻿1
00:00:09,240 --> 00:00:14,544
گلچین دانلود - مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
<font color="#FFFF00">" GolchindlMe "

2
00:00:14,569 --> 00:00:19,890
" کانال تلگرام گلچین دانلود "
<font color="#ff281e">" @MyGolchindl "

3
00:00:36,800 --> 00:00:39,880
‫ داداش کوچولو، دیرمون شده، بدو دیگه

4
00:00:55,006 --> 00:00:56,806
[رونـدا، اسپانیـا]
سـال 1920

5
00:01:07,160 --> 00:01:08,280
‫کجاست پس؟

6
00:01:09,200 --> 00:01:11,760
‫می‌بینیش؟
‫‫آروم باش بابا، خودش گفت میاد اینجا

7
00:01:17,440 --> 00:01:20,520
‫ببخشید، فکر کنم یه چیزی چسبیده به لباستون

8
00:01:26,896 --> 00:01:28,695
‫جلوتر نیا، لطفاً

9
00:01:28,720 --> 00:01:31,253
‫متأسفانه قرارتون به جای اینجا
 سر از میدون گاوبازی درآورده

10
00:01:31,278 --> 00:01:32,468
‫دیگه هم برنمی‌گرده

11
00:01:32,929 --> 00:01:36,992
‫پاکت رو بده به من، مگه اینکه بخوای
 به سرنوشت خواهرت دچار بشی

12
00:01:37,280 --> 00:01:39,360
‫مجبور نبودی بکشیش
‫‫نه، نبودم

13
00:01:40,200 --> 00:01:42,631
‫ولی خب، آدم باید توی کارش
 یه کم هم لذت ببره دیگه

14
00:01:49,080 --> 00:01:50,496
‫این کل دسترنج زندگی منه

15
00:01:50,520 --> 00:01:54,000
‫مطمئن می‌شیم که زحماتت هدر نره

16
00:03:03,428 --> 00:03:08,926
<font color=#ff0000>... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...</font>
 ‫<font color=#00ffff>.:: کـ‌انـ‌ال تـلگـ‌‌رام : Saeed_Pardis_Sub  ::.</font>

17
00:03:08,951 --> 00:03:12,676
[لنـدن، سـال 1925]

18
00:03:19,449 --> 00:03:21,495
"به یاد "رونالـد چوپـرا دَورو
یکم سپتامبر 1898
‏24ام سپتامبر 1925

19
00:03:21,520 --> 00:03:22,558
!بیچاره

20
00:03:23,078 --> 00:03:25,240
واقعاً آدمِ دوست‌داشتنی‌ای بود

21
00:03:25,754 --> 00:03:27,554
‫باهوش‌ترینِ همه‌مون بود

22
00:03:29,280 --> 00:03:32,134
‫اون‌وقت جنازه‌ش رو
 مثل سگی پیدا می‌کنی که تیر خورده

23
00:03:35,105 --> 00:03:36,367
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم، جیمی؟

24
00:03:37,520 --> 00:03:39,766
‫خانواده‌ی تسیجر حرف ندارن، باندل

25
00:03:39,791 --> 00:03:41,309
‫بی‌خیال، خودت که می‌دونی

26
00:03:44,840 --> 00:03:46,289
‫اگه مرگ جری و رونی به کارشون

27
00:03:46,314 --> 00:03:48,238
‫ توی وزارت خارجه ربط داشته باشه چی؟

28
00:03:48,697 --> 00:03:51,399
‫اگه اونجا بو برده باشن که یه سری
 کارای خلاف داره انجام می‌شه چی؟

29
00:03:56,880 --> 00:03:58,189
‫نمی‌دونم چی باید فکر کنم

30
00:03:59,800 --> 00:04:02,980
‫اولش فکر می‌کردم لیدی کوت 
یه ربطی به مرگ جری داشته، اما

31
00:04:03,840 --> 00:04:06,018
‫بعید می‌دونم به مرگ رونی ربطی داشته باشه

32
00:04:07,920 --> 00:04:09,142
‫ جیمی، گوش کن،

33
00:04:09,545 --> 00:04:13,524
‫آخرین کلماتی که رونی گفت این بود که
"باید بهت بگم "سِون دایِلـز

34
00:04:15,240 --> 00:04:16,418
‫ببخشید، سِون چی؟

35
00:04:16,443 --> 00:04:17,443
دایِلـز

36
00:04:17,760 --> 00:04:18,760
‫عجب

37
00:04:20,160 --> 00:04:22,445
خب حالا از این چی باید بفهمم؟-
نمی‌دونم-

38
00:04:23,040 --> 00:04:26,117
‫ولی حرفش همین بود
 "به جیمی تسیجر بگو: سِون دایِلـز"

39
00:04:27,480 --> 00:04:30,096
‫آدم انتظار داره حرفای دم مرگ یه نفر
 یه کم واضح‌تر از این باشه

40
00:04:30,120 --> 00:04:31,136
‫اصلاً چرا من؟

41
00:04:32,200 --> 00:04:34,412
‫ما که اون‌قدرها هم با هم رفیق صمیمی نبودیم

42
00:04:36,282 --> 00:04:38,042
‫نه، داشتم به همین فکر می‌کردم

43
00:04:42,874 --> 00:04:45,085
‫حسابی تو خودت رفتی
 و داری خودخوری می‌کنی، نه؟

44
00:04:53,720 --> 00:04:56,132
‫خبری برای لورین، خواهر جری داری؟

45
00:04:56,760 --> 00:04:59,096
‫مامان گفت با خونواده‌ش تماس گرفتی
 تا خبر رو بهشون بدی

46
00:04:59,120 --> 00:05:00,280
‫آره، دادم

47
00:05:00,920 --> 00:05:02,686
‫کارِ چندان خوشایندی نبود

48
00:05:03,600 --> 00:05:06,720
‫ولی دخترِ جذابیـه، راستش افتخار می‌کنم
 که یه کم با هم جور شدیم

49
00:05:07,960 --> 00:05:09,040
‫چرا می‌پرسی؟

50
00:05:09,760 --> 00:05:12,828
‫یه نامه پیدا کردم که جری
قبل از مرگش واسه لورین می‌نوشته

51
00:05:12,853 --> 00:05:14,199
‫ولی آدرس نداشت

52
00:05:15,600 --> 00:05:16,600
‫که این‌طور

53
00:05:17,600 --> 00:05:20,348
‫نظرت چیه 
یه قرار ملاقات ردیف کنم؟ سه‌تایی با هم

54
00:05:21,202 --> 00:05:22,458
‫توی اتاق‌های من

55
00:05:22,483 --> 00:05:24,683
‫بدم نمیاد 
یه بهونه‌ای داشته باشم که دوباره ببینمش

56
00:05:25,440 --> 00:05:26,976
‫جیمی، تو واقعاً اصلاح‌ناپذیری

57
00:05:27,000 --> 00:05:28,855
‫من واژه‌ی "رومانتیکِ ناامید" رو ترجیح می‌دم

58
00:05:30,160 --> 00:05:33,131
‫توی این فضولی‌ها و سرک کشیدن‌هات
 مراقب هستی دیگه، نه باندل؟

59
00:05:34,200 --> 00:05:36,160
‫نباید خودتو هدف بقیه قرار بدی

60
00:05:36,953 --> 00:05:38,191
‫یا حتی منو،

61
00:05:38,801 --> 00:05:40,056
‫اگه بخوایم دقیق‌تر بگیم

62
00:05:44,265 --> 00:05:45,265
...حالا

63
00:05:45,960 --> 00:05:49,005
‫به نظرت اون یارو که
 از پشت درختا داره دیدمون می‌زنه کیه؟

64
00:05:50,466 --> 00:05:51,642
‫بازم همونـه

65
00:05:51,667 --> 00:05:52,667
می‌شناسیش؟

66
00:05:52,692 --> 00:05:55,630
‫ هی داره زاغ‌سیاه چوب می‌زنه
 و توی دفترچه‌ش یه چیزایی می‌نویسه

67
00:05:55,655 --> 00:05:59,055
‫آره، وقتی با رونی رفتیم سراغ لیدی کوت
داشت تعقیبمون می‌کرد

68
00:05:59,080 --> 00:06:01,576
‫بعدش هم فهمیدم
 که داشته به اسکاتلندیارد زنگ می‌زده

69
00:06:01,601 --> 00:06:04,353
‫یا شایدم خودشون باشه یا یه آدم‌فروشِ خبرچین

70
00:06:04,378 --> 00:06:06,378
‫در هر صورت، قصد دارم ته‌وتوی قضیه رو دربیارم

71
00:06:07,201 --> 00:06:08,817
‫نمی‌ذارم برای بار دوم از دستم در بره

72
00:06:08,842 --> 00:06:10,086
‫لورین رو فراموش نکنی!

73
00:07:30,120 --> 00:07:31,280
‫عصر بخیر خانم

74
00:07:35,160 --> 00:07:37,376
‫خانم، شما نمی‌تونین برید اون تو

75
00:07:37,400 --> 00:07:40,200
‫کاملاً در اشتباهی جناب افسر
 دقیقاً می‌تونم برم

76
00:07:41,360 --> 00:07:42,360
‫دیدی؟

77
00:07:49,648 --> 00:07:50,920
‫خب، خب

78
00:07:51,729 --> 00:07:54,009
‫باعث افتخاره

79
00:07:54,920 --> 00:07:57,076
‫لیدی آیلین برنت

80
00:07:57,101 --> 00:07:58,435
‫می‌دونم کی هستم

81
00:07:59,600 --> 00:08:01,216
اصلاً تو کی هستی؟

82
00:08:01,240 --> 00:08:03,223
‫و اصلاً چرا داری منو تعقیب می‌کنی؟

83
00:08:03,680 --> 00:08:07,720
‫"بتل" هستم. سرکمیسر بتل

84
00:08:08,640 --> 00:08:10,612
‫اجازه هست با چیزی ازتون پذیرایی کنم؟

85
00:08:10,880 --> 00:08:12,066
‫جین دارین؟

86
00:08:12,840 --> 00:08:14,744
‫راستش بیشتر توی فکر چای بودم

87
00:08:14,769 --> 00:08:16,749
‫خیلی واسه چای خوردن زوده‌

88
00:08:18,840 --> 00:08:20,536
‫چه خدمتی از دستم برمیاد؟

89
00:08:20,560 --> 00:08:23,374
‫می‌تونی بهم بگی چرا همین الان
 سعی می‌کردی از دستم در بری

90
00:08:24,760 --> 00:08:26,616
‫من عادت ندارم کسی تعقیبم کنه

91
00:08:26,640 --> 00:08:30,496
‫اگه قراره تعقیب‌بازی‌ای در کار باشه،
 ترجیح می‌دم کسی که تعقیب می‌کنه من باشم

92
00:08:30,520 --> 00:08:34,031
‫اصلاً چرا اون دفعه که با رونی دَورو بودم
 داشتی زاغ‌سیاه منو چوب می‌زدی؟

93
00:08:36,160 --> 00:08:38,256
‫اون دور و بر یه سری کار داشتم

94
00:08:38,280 --> 00:08:41,880
‫که مربوط می‌شد 
به تحقیقات پرونده‌ی مرگ آقای جرالد وید

95
00:08:46,447 --> 00:08:47,590
...‫می‌شه

96
00:08:51,507 --> 00:08:53,057
‫چرا این موضوع برات جالبه؟

97
00:08:54,680 --> 00:08:57,496
‫خیلی چیزها برای من جالبه، لیدی آیلین

98
00:08:57,520 --> 00:09:00,325
‫خب، پس باید اینم بدونی که توی اون 
تحقیقات همه‌چیز رو کاملاً غلط فهمیدن

99
00:09:00,840 --> 00:09:03,386
‫جری اصلاً احتیاجی 
به داروی خواب‌آور نداشت، اصلاً هم نمی‌خورد

100
00:09:03,411 --> 00:09:05,186
‫قطعا هم خودکشی نکرده

101
00:09:05,211 --> 00:09:07,935
‫بله، متوجه اظهارات‌تون شدم

102
00:09:07,960 --> 00:09:08,960
...آه

103
00:09:08,985 --> 00:09:11,247
‫توی تختخواب شما مُرد، مگه نه؟

104
00:09:11,800 --> 00:09:13,016
‫   همین‌طوره، بله

105
00:09:13,040 --> 00:09:15,656
‫بله و شما همون کسی هم بودید

106
00:09:15,681 --> 00:09:18,871
که جنازه‌ی آقای رونالد دورو رو
‫

107
00:09:19,320 --> 00:09:21,720
  بعد از اینکه تیر خورد، پیدا کردید؟

108
00:09:23,144 --> 00:09:24,245
 آره، خودم بودم

109
00:09:31,277 --> 00:09:32,277
...داری

110
00:09:32,640 --> 00:09:34,976
‫یه جورایی می‌گی
 که توی مرگ اونا دست داشتم؟

111
00:09:35,000 --> 00:09:38,176
‫فکر نمی‌کنم از همچین کلماتی
 استفاده کرده باشم، لیدی آیلین

112
00:09:38,200 --> 00:09:41,659
‫علاقه‌ی من فقط و فقط روی حقایقه

113
00:09:41,684 --> 00:09:44,506
‫تعجب می‌کنی اگه بدونی
 این حقایق چقدر می‌تونن فرار باشن

114
00:09:47,642 --> 00:09:48,642
...بگو ببینم

115
00:09:49,439 --> 00:09:51,816
‫ توی روزنامه‌ها هیچ خبری از مرگ رونی نبود

116
00:09:51,840 --> 00:09:53,292
‫می‌دونی علتش چیه؟

117
00:09:53,317 --> 00:09:54,760
آه... ‫بله

118
00:09:57,480 --> 00:09:59,068
‫اجازه داری به منم بگی؟

119
00:10:00,000 --> 00:10:02,496
‫شاید ازشون خواسته باشم
 خبر رو دیرتر چاپ کنن

120
00:10:02,520 --> 00:10:05,720
‫تا بتونم تحقیقاتم رو
 سرِ فرصت و به موقع انجام بدم

121
00:10:06,320 --> 00:10:08,800
‫دنبال ارتباطی بین مرگ این دو نفر گشتی؟

122
00:10:09,211 --> 00:10:11,256
‫از کسی توی وزارت خارجه بازجویی کردی؟

123
00:10:11,280 --> 00:10:12,422
‫یا از خونواده‌ی کوت؟

124
00:10:14,560 --> 00:10:16,476
‫در مورد "سِون دایِلـز" چی می‌دونی؟

125
00:10:17,843 --> 00:10:20,176
...‫حواست هست لیدی آیلین

126
00:10:20,200 --> 00:10:23,856
‫که توی این اتاق
 معمولاً من اونیم که سوال می‌پرسه؟

127
00:10:23,880 --> 00:10:26,560
‫پس امیدوارم
 از این چرخش جالب اوضاع لذت ببری

128
00:10:27,797 --> 00:10:28,900
‫سِون دایِلـز؟

129
00:10:29,798 --> 00:10:31,136
‫اگه بخوایم دقیق حرف بزنیم،

130
00:10:31,160 --> 00:10:34,311
‫این روزا دیگه جایی به اسمِ
سِون دایِلـز" وجود خارجی نداره"

131
00:10:34,336 --> 00:10:37,909
‫بیشترِ اون منطقه
 تخریب شده و از نو ساخته شده

132
00:10:38,320 --> 00:10:42,280
‫هنوزم یه جورایی
 پاتوق لات و لوت‌هاست، چطور مگه؟

133
00:10:49,224 --> 00:10:50,224
...جری

134
00:10:51,177 --> 00:10:54,444
‫توی نامه‌ای که شبِ مرگش
 می‌نوشته، بهش اشاره کرده بود

135
00:10:55,800 --> 00:10:56,800
‫می‌شه ببینمش؟

136
00:11:01,880 --> 00:11:05,080
‫خیلی وقته این پیشته؟
 چرا توی جلسه بازپرسی ارائه نشد؟

137
00:11:07,440 --> 00:11:09,920
‫حس کردم شخصیه
 فکر نمی‌کردم ربطی داشته باشه

138
00:11:10,604 --> 00:11:11,604
‫که این‌طور

139
00:11:17,652 --> 00:11:20,028
‫این که گفته "سِون دایِلـز"،

140
00:11:20,053 --> 00:11:21,890
‫فکر می‌کنی منظورش اون منطقه بوده

141
00:11:21,915 --> 00:11:23,417
‫یا کلوبی که توی خیابون هانستنتونـه؟

142
00:11:23,442 --> 00:11:24,454
‫خیابون "هانستون"

143
00:11:24,479 --> 00:11:25,535
‫نه، خیابون هانستنتون

144
00:11:25,560 --> 00:11:27,126
...‫نه، تلفظ درستش

145
00:11:28,183 --> 00:11:30,855
‫بگذریم
‫‫حالا منظورش کدوم بوده؟

146
00:11:31,160 --> 00:11:32,839
‫منطقه یا کلوب؟

147
00:11:32,864 --> 00:11:33,936
‫معلوم نیست

148
00:11:33,960 --> 00:11:37,512
‫من اگه جات بودم دورِ جفتشون رو خط می‌کشیدم
 راستی، اشکالی نداره نامه پیش من بمونه؟

149
00:11:37,537 --> 00:11:39,073
‫معلومه که داره

150
00:11:39,360 --> 00:11:40,925
‫خیلی هم اشکال داره

151
00:11:40,950 --> 00:11:43,856
‫بد برداشت نکن، سرکمیسر

152
00:11:43,880 --> 00:11:45,360
‫این تنها چیزیه که ازش برام مونده

153
00:11:48,640 --> 00:11:50,829
لنگه نداشت، بهترین بود-
درک می‌کنم-

154
00:11:54,090 --> 00:11:56,895
اگه نصیحت منو می‌شنوی، لیدی آیلین

155
00:11:56,920 --> 00:11:57,956
‫می‌دونم چی می‌خوای بگی

156
00:11:57,981 --> 00:12:00,911
‫باید برگردی خونه
 و همه‌ی اینا رو بسپاری به حرفه‌ای‌ها

157
00:12:01,519 --> 00:12:02,885
‫یعنی می‌گی من ناشی‌ام؟

158
00:12:03,225 --> 00:12:07,509
‫شما زن جوون باهوش
 و تیزبینی هستی، لیدی آیلین،

159
00:12:08,160 --> 00:12:09,700
‫ولی این قضایا خیلی خطرناکه

160
00:12:09,725 --> 00:12:11,656
‫شست‌م خبردار شده، احمق که نیستم

161
00:12:11,680 --> 00:12:14,691
‫یه لحظه هم همچین فکری نکردم، ابداً

162
00:12:15,360 --> 00:12:19,192
‫ولی خواهش می‌کنم
 دورِ وزارت خارجه، خونواده‌ی کوت

163
00:12:19,989 --> 00:12:22,693
‫و هر چی که 
به "سِون دایِلـز" ربط داره رو خط بکش

164
00:12:23,840 --> 00:12:26,706
‫این بازی... خیلی خطرناکه

165
00:12:26,731 --> 00:12:27,731
هوم؟

166
00:12:35,240 --> 00:12:38,488
‫دقیقاً می‌خوای عکسِ چیزی که
 نصیحتت کردم رو انجام بدی، مگه نه؟

167
00:12:38,987 --> 00:12:40,867
‫نمی‌دونم چرا همچین فکری کردی

168
00:12:45,336 --> 00:12:50,726
گ‌ ل‌ چ‌ ی‌ ن‌   د‌ ا‌ ن‌ ل‌ و‌ د

169
00:12:56,720 --> 00:12:59,536
‫نمی‌دونی چقدر از دیدنت خوشحالم
 واقعاً عالی شد

170
00:13:00,800 --> 00:13:04,443
‫خب، اوضاع چطوره؟
 نمی‌دونم چطوری خودتو سرِ پا نگه داشتی

171
00:13:04,468 --> 00:13:06,713
‫اون از جری بیچاره، اینم از رونی طفلی

172
00:13:08,200 --> 00:13:10,699
...‫اینکه اون‌جوری دمِ مرگ پیداش کردی

173
00:13:12,791 --> 00:13:14,920
 واقعاً خیلی ‫وحشتناک بوده

174
00:13:16,042 --> 00:13:17,736
‫آره، سعی می‌کنم بهش فکر نکنم

175
00:13:17,760 --> 00:13:19,800
‫بالاخره باید کم‌کم ادامه بدیم، مگه نه؟

176
00:13:21,120 --> 00:13:23,280
‫رونی قبل از اینکه تموم کنه، چیزی بهت نگفت؟

177
00:13:25,059 --> 00:13:28,424
‫"چیز" که خیلی کلیـه باندل
 دقیقاً منظورت چیه؟

178
00:13:30,114 --> 00:13:31,314
‫درباره‌ی جری؟

179
00:13:32,360 --> 00:13:34,096
‫یا اون ساعت‌های لعنتی؟

180
00:13:34,120 --> 00:13:35,200
‫نه، چیزی نگفت

181
00:13:42,160 --> 00:13:43,440
‫به یاد رفقایی که نیستن

182
00:13:44,003 --> 00:13:45,323
‫من که این‌طوری می‌گم

183
00:13:53,314 --> 00:13:55,125
‫از کلوب "سِون دایِلـز" چی می‌دونی؟

184
00:13:57,090 --> 00:13:58,454
‫چیِ کجا؟

185
00:13:58,479 --> 00:13:59,769
‫سِون دایِلـز

186
00:14:00,360 --> 00:14:01,729
‫توی خیابون هانستنتون

187
00:14:02,480 --> 00:14:03,551
‫فکر نکنم بشناسم

188
00:14:03,576 --> 00:14:05,576
‫الکی وانمود نکن که نمی‌فهمی چی می‌گم

189
00:14:05,600 --> 00:14:08,568
‫اون‌قدر می‌شناسمت که بدونم فقط وقتی
 از بقیه می‌خوای حرفشون رو تکرار کنن

190
00:14:08,593 --> 00:14:10,443
‫که وقت بخوای
 تا فکر کنی چی جواب بدی

191
00:14:13,612 --> 00:14:14,884
واقعاً؟-
اوهوم-

192
00:14:15,947 --> 00:14:18,274
‫لعنتی، باندل 
چطوریاست که منو انقدر خوب می‌شناسی

193
00:14:18,299 --> 00:14:20,248
‫ولی خودت واسه من یه معمای کاملی؟

194
00:14:20,840 --> 00:14:23,656
سِون دایِلـز. هر چی می‌دونی رو بگو-
آخه چیز زیادی نیست-

195
00:14:23,680 --> 00:14:25,800
‫وگرنه این شام خیلی زود تموم می‌شه

196
00:14:26,691 --> 00:14:28,871
‫حس می‌کنم یه جورایی تو تله افتادم

197
00:14:31,746 --> 00:14:33,226
‫چیز زیادی واسه تعریف کردن نیست

198
00:14:33,723 --> 00:14:35,598
‫الان دیگه کسی واقعاً اونجا نمی‌ره

199
00:14:35,956 --> 00:14:38,093
‫یه مدتی خیلی روی بورس بود 
و همه دیوونه‌ش بودن، اما خب

200
00:14:38,600 --> 00:14:41,496
‫معلوم شد آدم از خوردن ماهیِ
 سرخ‌کرده هم بالاخره خسته می‌شه

201
00:14:41,520 --> 00:14:42,896
‫پس یعنی یه جور کلوپ شبانه‌ست؟

202
00:14:42,920 --> 00:14:44,056
‫آره، دقیقاً همینه

203
00:14:44,080 --> 00:14:45,296
‫آدمای جورواجوری میان اونجا

204
00:14:45,320 --> 00:14:46,776
...‫از هنرمند بگیر تا

205
00:14:46,800 --> 00:14:47,840
...‫هر جور

206
00:14:49,000 --> 00:14:50,524
‫زن‌های عجیب و غریب

207
00:14:51,269 --> 00:14:54,547
‫یه سری از هم‌قطارهای ما هم تو وزارت خارجه
 و این‌جور جاها پاشون به اونجا باز می‌شه

208
00:14:55,882 --> 00:14:58,276
‫ولی دیگه از دهن افتاده
 الان دیگه پرنده هم اونجا پر نمی‌زنه

209
00:14:58,553 --> 00:14:59,713
از اونجا ‫خوشت نمیاد

210
00:15:00,760 --> 00:15:02,886
‫واقعاً خوشت نمیاد
‫‫دوست دارم برم ببینمش

211
00:15:03,207 --> 00:15:04,496
‫نه، باندل
‫‫همین امشب

212
00:15:04,520 --> 00:15:07,709
‫نه، نمی‌شه باندل، اگه پلیس بریزه اونجا چی؟

213
00:15:09,521 --> 00:15:10,681
‫ماشین بگیریم؟

214
00:15:17,097 --> 00:15:22,601
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...
کـ‌انـ‌ال تـلگـ‌‌رام : Saeed_Pardis_Sub

215
00:15:35,566 --> 00:15:36,880
آه، ‫شبت بخیر

216
00:15:37,600 --> 00:15:39,777
‫شب بخیر قربان، خوش اومدین

217
00:15:41,304 --> 00:15:42,339
‫آلفرد؟

218
00:15:43,040 --> 00:15:44,536
‫شب بخیر، لیدی آیلین

219
00:15:44,560 --> 00:15:46,816
‫اصلاً فکر نمی‌کردم شما رو اینجا ببینم

220
00:15:46,840 --> 00:15:48,455
‫مگه هنوز توی چیمنیز نیستی؟

221
00:15:48,954 --> 00:15:50,376
 آلفرد یکی از پیشخدمت‌های ماست

222
00:15:50,400 --> 00:15:52,496
‫بودم همین اواخر استعفا دادم،

223
00:15:52,520 --> 00:15:54,758
‫درست بعد از اون ماجرای وحشتناک آقای وید

224
00:15:56,440 --> 00:15:57,640
‫من خبر نداشتم

225
00:15:58,200 --> 00:15:59,959
‫با مادرتون به اختلاف خوردم

226
00:16:01,600 --> 00:16:03,093
‫چه جور اختلافی؟

227
00:16:03,118 --> 00:16:04,998
‫حس کردم باید حقوقم رو بگیرم

228
00:16:05,640 --> 00:16:06,880
‫ولی اون زیر بار نمی‌رفت

229
00:16:08,440 --> 00:16:09,840
‫بهم چیزی نگفته بود

230
00:16:10,819 --> 00:16:12,005
...مطمئنین

231
00:16:12,358 --> 00:16:15,297
‫ مطمئنین که جای درستی اومدین؟

232
00:16:15,948 --> 00:16:16,965
‫آره

233
00:16:16,990 --> 00:16:19,376
‫خیلی کلوب‌های دیگه هست
 که می‌تونم بهتون پیشنهاد بدم

234
00:16:19,401 --> 00:16:22,423
...‫این یکی ممکنه
اون‌جوری نباشه که بهش عادت دارین

235
00:16:23,106 --> 00:16:24,383
‫امیدوارم همین‌طور باشه

236
00:17:11,723 --> 00:17:13,294
‫گفته بودی اینجا دیگه کسی نمیاد

237
00:17:16,720 --> 00:17:18,296
‫اینجا که جای سوزن انداختن نیست!

238
00:17:18,320 --> 00:17:20,360
‫لابد دوباره افتاده رو غلتک

239
00:17:28,400 --> 00:17:30,416
♪ همه عاشق دلبر منن ♪

240
00:17:30,440 --> 00:17:33,990
♪ ولی دلبرم فقط منو دوست داره، فقط منو ♪

241
00:17:34,015 --> 00:17:35,321
♪ فقط منو ♪

242
00:17:36,840 --> 00:17:39,096
♪ همه دلشون می‌خواد مال من باشن ♪

243
00:17:39,120 --> 00:17:41,840
♪ ولی دلبرم کسی رو نمی‌خواد جز من ♪

244
00:17:42,680 --> 00:17:44,499
♪ مثل روز روشنه ♪

245
00:17:45,200 --> 00:17:49,616
♪هیکلش عین ونوسه ♪
♪ به جونم قسم، غلو نمی‌کنم ♪

246
00:17:49,640 --> 00:17:51,576
♪کسی نمی‌تونه بین ما جدایی بندازه ♪

247
00:17:51,600 --> 00:17:53,496
♪اون سوگلیِ منه و منم سرورش ♪

248
00:17:53,520 --> 00:17:56,256
♪واسه همینه که همه عاشق دلبر منن ♪

249
00:17:56,280 --> 00:17:59,367
♪ ولی دلبرم فقط منو دوست داره، فقط منو ♪

250
00:17:59,906 --> 00:18:01,568
♪ فقط منو ♪

251
00:21:00,080 --> 00:21:02,776
‫از مرگِ رونالد دَورو چه خبری هست؟

252
00:21:02,800 --> 00:21:05,696
‫الان دیگه به عنوان یه حادثه‌ی تلخ ثبت شده

253
00:21:05,720 --> 00:21:07,536
‫پلیس پرونده رو مختومه کرده

254
00:21:07,560 --> 00:21:09,416
‫پس یعنی خبری درز نکرده. آفرین

255
00:21:09,440 --> 00:21:11,496
‫باید بریم سراغ اولویت اصلی‌مون،

256
00:21:11,520 --> 00:21:13,420
‫به دست آوردن فرمول دکتر ماتیپ

257
00:21:13,445 --> 00:21:16,016
‫حیاتیه که این فرمول دست آدمای نااهل نیفته

258
00:21:16,040 --> 00:21:18,456
‫طبق شنیده‌ها، این فرمول قراره کانون توجهِ

259
00:21:18,480 --> 00:21:20,695
‫یه دورهمی توی عمارت وایورن باشه

260
00:21:20,720 --> 00:21:23,816
‫خب شماره هفت، با توجه به 
موفقیتی که سرِ قضیه‌ی "دَورو" داشتی

261
00:21:23,840 --> 00:21:28,280
‫وظیفه‌ی توئه که بری عمارت وایورن
 و از نتیجه‌بخش بودن کار مطمئن بشی

262
00:21:28,840 --> 00:21:31,360
‫هیچ‌کس و هیچ‌چیز نباید سدِ راهمون بشه

263
00:21:32,920 --> 00:21:34,400
‫موفق باشی، شماره هفت

264
00:21:57,080 --> 00:21:59,176
‫شبیه هیچ‌چیزی نبود که تا حالا دیده بودم

265
00:21:59,200 --> 00:22:00,453
‫یه گروهِ نقاب‌دار؟

266
00:22:01,152 --> 00:22:02,233
 اونم توی یه کلوبِ لندن؟

267
00:22:02,257 --> 00:22:03,696
‫می‌دونم باورنکردنی به نظر میاد

268
00:22:03,720 --> 00:22:05,016
‫ اون‌قدرها هم مطمئن نیستم

269
00:22:05,040 --> 00:22:06,536
‫می‌دونی چی پیدا کردی، باندل؟

270
00:22:06,560 --> 00:22:09,120
‫یه انجمنِ مخفی این روزا همه جا هستن

271
00:22:09,560 --> 00:22:11,856
‫فکر می‌کنی اینا 
همون‌هایی باشن که جری و رونی رو کشتن؟

272
00:22:11,880 --> 00:22:13,124
‫مطمئنم

273
00:22:13,400 --> 00:22:15,832
‫حتی داشتن درباره‌ی
 لاپوشونی مرگ رونی حرف می‌زدن

274
00:22:16,320 --> 00:22:18,168
‫اون شخصی که ماسک شماره هفت رو زده بود

275
00:22:18,193 --> 00:22:20,797
‫داره می‌ره عمارت وایورن تا اون فرمول رو بدزده

276
00:22:21,880 --> 00:22:23,680
‫به کس دیگه‌ای هم گفتی؟
‫‫فقط تو

277
00:22:24,680 --> 00:22:27,056
‫هنوز مطمئن نیستم بتونم به "بیل" اعتماد کنم،

278
00:22:27,080 --> 00:22:29,080
‫چون توی وزارت خارجه برو بیا داره

279
00:22:29,600 --> 00:22:31,955
‫وانمود می‌کرد که
 کلوپ "سِون دایِلـز" رو نمی‌شناسه

280
00:22:31,980 --> 00:22:33,511
‫در صورتی که قبلاً اونجا رفته بود

281
00:22:33,760 --> 00:22:35,457
‫خیلی عاقلانه‌ست که احتیاط می‌کنی

282
00:22:38,360 --> 00:22:40,902
‫دوشیزه "وید" تشریف آوردن قربان
‫‫ممنون استیونز

283
00:22:41,440 --> 00:22:44,544
اوه، ‫اون جنتلمن از طرفِ "لویدز" هم
 دوباره زنگ زدن قربان

284
00:22:45,280 --> 00:22:46,680
‫خیلی مشتاق صحبت بودن

285
00:22:47,002 --> 00:22:48,096
‫چه خبرِ عالی‌ای

286
00:22:48,120 --> 00:22:50,534
‫یه یادداشت برام بذار که حتماً همین کارو بکنم

287
00:22:50,559 --> 00:22:51,785
‫دوشیزه وید، بفرمایید

288
00:22:53,920 --> 00:22:57,096
‫لورین، دختر بیچاره، چطوری؟

289
00:22:57,565 --> 00:22:59,925
‫ایشون لیدی آیلین برنت هستن

290
00:23:01,403 --> 00:23:04,540
‫متأسفم که توی همچین 
شرایط وحشتناکی همدیگه رو می‌بینیم

291
00:23:04,904 --> 00:23:07,559
‫جری برای خیلی از ماها همه‌چیز بود

292
00:23:08,160 --> 00:23:09,243
‫ممنونم

293
00:23:09,640 --> 00:23:12,456
‫بعد از مرگش، انگار کلاً توی این دنیا نیستم

294
00:23:12,480 --> 00:23:14,456
‫آره، فقط تو این‌طوری نیستی

295
00:23:14,480 --> 00:23:16,720
‫متأسفم که قبلاً همدیگه رو ندیده بودیم

296
00:23:17,593 --> 00:23:19,092
‫تو و جری با هم صمیمی بودین؟

297
00:23:19,117 --> 00:23:20,813
‫آره، خیلی با هم جور شده بودیم

298
00:23:22,560 --> 00:23:24,685
‫پدرمون یکی بود، ولی مادرهامون جدا بودن

299
00:23:25,360 --> 00:23:27,840
‫توی ایتالیا بزرگ شدم و کلاً یه ساله برگشتم

300
00:23:28,360 --> 00:23:30,828
‫حس می‌کنم 
تقدیر نذاشت اون‌قدری که باید پیشش باشم

301
00:23:35,280 --> 00:23:38,058
‫آخرین بارهایی که دیدمش
 خیلی درباره‌ت حرف می‌زد

302
00:23:38,652 --> 00:23:40,440
‫معلوم بود خیلی براش عزیز بودی

303
00:23:42,436 --> 00:23:43,600
‫امیدوارم همین‌طور باشه

304
00:23:47,160 --> 00:23:49,460
‫جیمی گفت یه نامه پیدا کردی؟
‫‫آره

305
00:23:54,320 --> 00:23:57,680
‫انگار همون شب مرگش
 شروع کرده بود اینو برات بنویسه

306
00:23:58,582 --> 00:23:59,582
...می‌شه بپرسم

307
00:24:00,683 --> 00:24:02,734
‫ می‌دونی منظورش از "سِون دایِلـز" چی بود؟

308
00:24:04,480 --> 00:24:06,240
‫بهش گفته بودم که می‌خوام برم کلوب اونجا

309
00:24:06,773 --> 00:24:09,495
‫حسابی از کوره در رفت
 گفت اونجا جای دخترای مثلِ من نیست

310
00:24:09,520 --> 00:24:12,669
‫هنوزم نمی‌دونم چرا
 لابد می‌خواست ازم محافظت کنه

311
00:24:12,694 --> 00:24:15,176
‫یا شایدم از اون انجمن مخفی
که باندل اتفاقی کشفش کرده خبر داشته

312
00:24:15,200 --> 00:24:16,376
‫انجمن مخفی؟

313
00:24:16,400 --> 00:24:19,016
‫جیمی، نباید این حرفا رو همه جا پخش کنیم!
آره، ‫‫باشه

314
00:24:19,040 --> 00:24:21,560
‫لورین وید، کلاً از حافظه‌ت پاکش کن
‫‫دیگه خیلی دیر شده

315
00:24:22,320 --> 00:24:23,360
‫شرمنده 

316
00:24:25,520 --> 00:24:27,480
‫یک‌سره دارم با خودم فکر می‌کنم

317
00:24:29,000 --> 00:24:30,623
‫که اگه رونی و جری رو

318
00:24:31,201 --> 00:24:32,577
به خاطرِ این کشته باشن که

319
00:24:32,602 --> 00:24:35,373
‫توی وزارت خارجه یه چیزایی
 از این انجمن مخفی فهمیده بودن چی؟

320
00:24:37,080 --> 00:24:40,856
‫و رئیس این انجمن، یعنی شماره هفت
 قراره توی عمارت وایورن باشه

321
00:24:41,219 --> 00:24:43,622
‫من معتقدم ممکنه 
 جری و رونی رو اون کشته باشه

322
00:24:43,647 --> 00:24:45,000
‫و حتی ممکنه بازم آدم بکشه

323
00:24:45,025 --> 00:24:46,980
‫خب، پس نمی‌تونیم بذاریم تنها بری

324
00:24:47,005 --> 00:24:48,536
...آم... آه

325
00:24:48,560 --> 00:24:51,416
‫می‌تونیم از "بیل اِورزلی" بخوایم
 که برام یه دعوت‌نامه جور کنه؟

326
00:24:51,440 --> 00:24:54,096
‫اوه! مطمئنم اگه منو
 به‌عنوان یه جوون پولدار معرفی کنه که

327
00:24:54,120 --> 00:24:56,630
‫عشقِ نماینده مجلس شدنه
لوماکس" سه سوت وا می‌ده"

328
00:24:56,655 --> 00:24:58,096
‫منم دلم می‌خواد اونجا باشم

329
00:24:58,120 --> 00:25:01,824
آم... ‫این کار نه لازمه و نه به صلاحته

330
00:25:02,240 --> 00:25:04,184
‫تو عزیزتر از اونی که بخوایم به خطر بندازیمت

331
00:25:05,240 --> 00:25:08,893
‫اگه سه‌تایی بخوایم دعوت‌نامه بگیریم
 خیلی تابلو و شک‌برانگیزه

332
00:25:09,300 --> 00:25:11,456
‫تازه خودمم هنوز
 باید یه جوری دعوت‌نامه جور کنم

333
00:25:11,480 --> 00:25:13,016
‫پس باید برگردم خونه و منتظر بمونم؟

334
00:25:13,040 --> 00:25:14,174
‫این‌طوری امن‌تره

335
00:25:15,240 --> 00:25:16,766
‫و حالا که حرف از امنیت شد

336
00:25:19,360 --> 00:25:22,000
‫فکر می‌کنم این دفعه
 نوبت اون طرفیـه که تلفات بده

337
00:25:24,230 --> 00:25:25,489
اوه، ‫استیونز

338
00:25:26,640 --> 00:25:28,552
‫می‌شه بری بیرون و برام یه کلت بخری؟

339
00:25:29,240 --> 00:25:31,246
‫امروز صبح بدجوری تشنه‌ی خونم

340
00:25:31,271 --> 00:25:33,687
‫چه جور کلتی مد نظرتونه، قربان؟

341
00:25:35,560 --> 00:25:37,899
‫از اونا که با سرعت و دقت تیراندازی می‌کنه

342
00:25:37,924 --> 00:25:40,666
‫و دسته‌ش هم خیلی شیک و باکلاسه

343
00:25:42,600 --> 00:25:46,040
‫برای جور کردن دعوت‌نامه‌ی وایورن
 از سِر جورج لوماکس، موفق باشی

344
00:25:54,640 --> 00:25:58,136
‫لیدی آیلین عجب غافلگیریِ دل‌نشینی

345
00:25:58,160 --> 00:26:01,250
‫آقای لوماکس، شنیدم که
 قراره یه دورهمی توی عمارت وایورن

346
00:26:01,275 --> 00:26:02,925
‫برگزار کنین، درسته؟

347
00:26:11,280 --> 00:26:13,080
‫این اطلاعات چطوری به دستتون رسیده؟

348
00:26:14,043 --> 00:26:17,176
‫لیدی آیلین، ازتون خواهش می‌کنم
 این قضیه رو جایی درز ندید

349
00:26:17,200 --> 00:26:19,016
‫منافع ملی‌مون در خطره،

350
00:26:19,040 --> 00:26:22,888
‫و موفقیت این مهمونی
 به مخفی موندن کاملش بستگی داره

351
00:26:22,913 --> 00:26:24,034
‫معذرت می‌خوام

352
00:26:24,777 --> 00:26:27,174
‫همین الانشم بدجوری دلشوره دارم

353
00:26:27,920 --> 00:26:30,496
‫با توجه به تجربه‌ای که
  توی مهمونی‌های اعیونی داره

354
00:26:30,520 --> 00:26:33,112
مادرم می‌خواد 
هر توصیه‌ای که ممکنه برای برگزاری

355
00:26:33,950 --> 00:26:38,554
 و آداب‌ و رسوم آخر هفته
 مفید باشه، در اختیارتون بذاره‫

356
00:26:38,579 --> 00:26:40,739
‫مادرت پیشنهاد کمک داده؟

357
00:26:42,120 --> 00:26:43,840
‫اصلاً بهش نمی‌خوره

358
00:26:43,865 --> 00:26:45,656
‫آره، همه‌مون خیلی تعجب کردیم

359
00:26:45,680 --> 00:26:49,296
‫ولی واقعیت اینه که
 زمان‌بندی‌ش از این بهتر نمی‌شد

360
00:26:49,320 --> 00:26:50,487
‫بله، حتماً

361
00:26:50,880 --> 00:26:55,256
...‫به مادرت بگو
 همین الان خودمو می‌رسونم

362
00:26:55,280 --> 00:26:57,306
‫به امید دیدار، لیدی

363
00:27:08,920 --> 00:27:10,056
‫مامان؟

364
00:27:10,080 --> 00:27:12,000
!‫هیس

365
00:27:13,080 --> 00:27:14,323
‫چرا اونجا قایم شدی؟

366
00:27:14,945 --> 00:27:16,240
‫یه مزاحم داریم

367
00:27:17,080 --> 00:27:19,413
‫چطوری اومده تو؟
‫‫تردول راهش داد

368
00:27:21,120 --> 00:27:23,856
‫وقتی می‌گی "مزاحم"

369
00:27:23,880 --> 00:27:25,376
‫دقیقاً منظورت "مهمون" نیست؟

370
00:27:25,400 --> 00:27:27,600
فرقی با هم ندارن-
ای بابا، بی‌خیال دیگه-

371
00:27:29,362 --> 00:27:30,722
‫راستی
هوم؟

372
00:27:31,920 --> 00:27:33,976
‫آلفرد کِی رفت؟
‫‫آلفرد؟

373
00:27:34,000 --> 00:27:35,095
‫یکی از پیشخدمت‌ها

374
00:27:35,120 --> 00:27:36,379
‫ما هیچ‌وقت آلفرد نداشتیم

375
00:27:36,404 --> 00:27:39,176
‫چرا داشتیم، چند سالی اینجا کار می‌کرده

376
00:27:39,200 --> 00:27:41,832
‫خب... از تردول بپرس

377
00:27:41,857 --> 00:27:43,104
‫پرسیدم

378
00:27:44,000 --> 00:27:47,496
‫اونم گفت براش غیرقابل‌تصوره که
 بخواد درباره مسائل پرسنل با من حرف بزنه

379
00:27:47,520 --> 00:27:48,796
‫و گفت باید از خودت بپرسم

380
00:27:48,821 --> 00:27:50,317
‫نه، نه، نه

381
00:27:50,342 --> 00:27:52,126
...‫من همه‌ی این کارها رو می‌سپارم به

382
00:27:52,680 --> 00:27:55,936
‫راستش مطمئن نیستم به کی می‌سپارم
 ولی قطعاً یه نفر هست که این کارها رو بکنه

383
00:27:55,960 --> 00:27:58,560
آم... ‫حالا با این مزاحم چیکار کنیم؟

384
00:27:58,794 --> 00:27:59,977
‫منظورت مهمونه

385
00:28:00,720 --> 00:28:03,616
‫نمی‌فهمم چرا ملت
 انقدر اصرار دارن پاشن بیان مهمونی

386
00:28:03,640 --> 00:28:06,874
‫آخه این همه راه رو می‌کوبن میان
 تا برسن به دمِ درِ این عمارت

387
00:28:06,899 --> 00:28:08,915
‫با خودشون نمی‌گن یه کمی استراحت کنیم؟

388
00:28:11,080 --> 00:28:13,897
‫دارم به فکر زدنِ یه خندق دور خونه می‌افتم

389
00:28:15,360 --> 00:28:19,000
‫این مهمون نکنه جورج لوماکس باشه؟

390
00:28:19,520 --> 00:28:22,336
‫ از کجا می‌دونی؟
‫‫شنیدم بدجوری مشتاقِ شنیدنِ نصیحت‌های توئه

391
00:28:22,360 --> 00:28:24,424
‫نصیحت؟ اوه، باندل، ابداً

392
00:28:24,449 --> 00:28:29,209
‫اینکه منو همیشه تحت این فشارها
 قرار می‌دن، واقعاً غیرقابل‌تحمله

393
00:28:30,240 --> 00:28:34,171
‫مامان، تو واقعاً قصد داری بقیه‌ی عمرت رو
 توی این انزوا و تنهایی سر کنی؟

394
00:28:34,196 --> 00:28:36,071
‫من دنیا رو دیدم باندل

395
00:28:36,399 --> 00:28:38,008
اصلاً ‫خوشم نیومد

396
00:28:38,840 --> 00:28:40,052
‫بابا اگه بود اصلاً راضی نمی‌شد

397
00:28:40,077 --> 00:28:42,442
‫ خودش نباید انقدر واسه مُردن اصرار می‌کرد

398
00:28:45,632 --> 00:28:46,816
‫اگه اون بود،

399
00:28:46,840 --> 00:28:51,170
‫شاید منم بیشتر دلم می‌خواست
 توی این دنیای بیرون قدم بردارم

400
00:28:53,360 --> 00:28:54,880
‫هنوز منو که داری

401
00:28:55,374 --> 00:29:00,606
گـــ‌لـــ‌چـــ‌یـــ‌نـــ‌ ‌دـــ‌اـــ‌نـــ‌لـــ‌وـــ‌د

402
00:29:02,440 --> 00:29:04,216
‫چطوره کمکت کنم تا با هم

403
00:29:04,240 --> 00:29:07,678
‫به استقبالِ قائم‌مقام دائم
 وزیر امور خارجه‌ی اعلی‌حضرت بریم؟

404
00:29:09,859 --> 00:29:11,713
‫خب، خیلی حیاتیه که

405
00:29:12,089 --> 00:29:16,545
‫گفتگوی ما کاملاً بین خودمون بمونه

406
00:29:18,320 --> 00:29:23,067
‫نخست‌وزیر وظیفه‌ی میزبانیِ
 دورهمی عمارت وایورن رو به من سپرده

407
00:29:23,092 --> 00:29:24,736
‫که برای امنیت آینده‌ی

408
00:29:24,760 --> 00:29:27,896
‫این ملت بزرگمون، بسیار ضروریـه

409
00:29:27,920 --> 00:29:32,216
‫این پروژه... خب دقیقاً چیه؟

410
00:29:32,240 --> 00:29:36,336
‫جلب اعتماد قراردادیِ شخصی به اسم
 دکتر سیریل ماتیپ

411
00:29:36,360 --> 00:29:38,416
‫یه مخترع از کامرون

412
00:29:40,120 --> 00:29:41,300
‫چی اختراع کرده؟

413
00:29:43,055 --> 00:29:45,216
‫فقط باید معذرت‌خواهی کنم لیدی آیلین

414
00:29:45,240 --> 00:29:48,616
‫این قضایا ابداً نباید باعث جلب توجه شما بشه

415
00:29:48,640 --> 00:29:50,186
‫نه، کاملاً برعکس

416
00:29:51,043 --> 00:29:53,863
‫دارم واو به واوِ حرفاتون رو می‌بلعم
 جناب لوماکس

417
00:29:56,170 --> 00:29:57,439
‫واقعاً؟
اوهوم

418
00:29:58,120 --> 00:30:00,839
‫نه... جداً؟

419
00:30:03,760 --> 00:30:07,752
‫دکتر ماتیپ یه فرآیند ثبت‌شده داره
 که روی فولاد پیاده‌سازی می‌شه

420
00:30:08,280 --> 00:30:10,516
‫اون‌قدر مستحکم می‌شه که،

421
00:30:10,541 --> 00:30:14,336
‫یه سیم نازک 
به اندازه یه میله فولادی مقاومت داره

422
00:30:14,360 --> 00:30:16,896
‫و اگه دست آدم اهلش باشه و درست به کار بره،

423
00:30:16,920 --> 00:30:19,496
‫توی صنعت تولیدمون انقلاب به پا می‌کنه،

424
00:30:19,520 --> 00:30:22,181
‫دیگه توان نظامی‌مون که جای خود داره

425
00:30:22,206 --> 00:30:23,806
‫و اگه بیفته دست نااهلش؟

426
00:30:25,640 --> 00:30:29,252
‫می‌تونه برای آرمان‌های ملی‌مون
 فاجعه‌بار باشه

427
00:30:30,120 --> 00:30:32,440
‫پس به خاطر همینه که نخست‌وزیر پیگیره

428
00:30:35,373 --> 00:30:37,312
...‫بسیار عجیبه که چقدر زود

429
00:30:38,320 --> 00:30:41,950
 عمقِ فاجعه رو درک کردین، لیدی آیلین

430
00:30:42,320 --> 00:30:47,096
‫راستش باید اعتراف کنم
 که میزبانی اصلاً کارِ من نیست

431
00:30:47,120 --> 00:30:48,239
‫جداً؟

432
00:30:48,264 --> 00:30:53,248
‫چون همسر ندارم و کل زندگیم رو
 وقف سیاست و مصلحت اندیشی کردم

433
00:30:53,273 --> 00:30:59,689
‫اون‌قدری که باید با فوت و فن
 و ظرافت‌های میزبانی آشنایی ندارم

434
00:30:59,714 --> 00:31:03,610
‫واسه همین هم 
مامان این کتاب‌ها رو براتون آماده کرده

435
00:31:03,635 --> 00:31:04,775
‫من؟!

436
00:31:04,800 --> 00:31:05,936
‫شما؟!
‫‫بله دیگه

437
00:31:05,960 --> 00:31:07,215
‫بله، بله!

438
00:31:07,240 --> 00:31:11,098
اوه خدای من، ‫واقعاً روحیه‌م عوض شد

439
00:31:11,123 --> 00:31:12,277
...‫این

440
00:31:12,480 --> 00:31:17,199
‫این بهترین تسکین
 بعد از اون نامه‌ی تهدیدآمیزِ لعنتی بود

441
00:31:17,720 --> 00:31:18,976
‫نامه تهدیدآمیز؟

442
00:31:19,001 --> 00:31:20,361
‫اصلاً فرض کنید چیزی نگفتم

443
00:31:20,629 --> 00:31:21,794
از طرف کی؟

444
00:31:24,960 --> 00:31:26,656
‫بدون امضا بود

445
00:31:26,680 --> 00:31:29,072
‫فقط روش نوشته شده بود: "سِون دایِلـز"

446
00:31:29,097 --> 00:31:33,876
‫بهم هشدار داده بود که
 ادامه ندم، وگرنه جونم به خطر می‌افته

447
00:31:34,240 --> 00:31:37,136
‫جداً؟ خب، قاعدتاً یه نامه‌ی هشدارآمیز

448
00:31:37,160 --> 00:31:41,022
‫نشون‌دهنده‌ی اینه که رقبایی هستن که

449
00:31:41,047 --> 00:31:43,568
‫چشمشون دنبالِ این اختراعـه

450
00:31:43,593 --> 00:31:44,673
‫بله،

451
00:31:45,680 --> 00:31:49,016
‫تمام کشورهای متمدنِ دنیا،

452
00:31:49,040 --> 00:31:52,560
‫و از همه بیشتر، دوستای آلمانی‌مون

453
00:31:53,240 --> 00:31:56,365
‫نگرانم که نکنه توی مراسم خرابکاری کنن

454
00:31:57,150 --> 00:31:58,696
‫اصلاً باید ادامه بدیم؟

455
00:31:58,720 --> 00:31:59,880
‫البته که بله

456
00:32:01,440 --> 00:32:03,528
‫نمی‌تونین که با یه نامه‌ی خشک و خالی بترسین

457
00:32:03,805 --> 00:32:04,845
‫نمی‌تونم؟

458
00:32:05,480 --> 00:32:07,880
‫نه نه، نمی‌تونم

459
00:32:08,840 --> 00:32:12,897
‫من مردی نیستم که 
با چارتا قطره جوهر خودشو ببازه و جا بزنه

460
00:32:12,922 --> 00:32:15,510
‫جورج لوماکس اهلِ این حرفا نیست

461
00:32:16,280 --> 00:32:18,976
‫متوجه هستین که
‫‫بله، دقیقاً همین‌طوره

462
00:32:19,000 --> 00:32:23,176
‫اصلاً فکر نمی‌کردم
انقدر پیگیرِ مسائل روز باشین

463
00:32:23,200 --> 00:32:27,776
‫اما سیاست جذاب‌ترین
 موضوعیه که بشر می‌تونه دنبالش کنه

464
00:32:27,800 --> 00:32:32,138
‫کاش بقیه‌ی خانم‌های 
هم‌سن و سالتون هم همین حس رو داشتن

465
00:32:32,163 --> 00:32:33,821
‫حق رأی رو 
بهمون بدین، اونوقت شاید داشته باشن

466
00:32:36,557 --> 00:32:39,086
‫چیزی که آدم واقعاً دلش لک می‌زنه براش،

467
00:32:39,520 --> 00:32:41,800
‫اینه که سیاست رو از نزدیک ببینه

468
00:32:43,640 --> 00:32:45,040
‫رویدادهای بزرگ

469
00:32:45,560 --> 00:32:47,187
‫سیاست‌مداری‌های هوشمندانه

470
00:32:47,212 --> 00:32:50,856
‫پس باید به عنوان مهمون من
 توی عمارت وایورن حضور داشته باشی

471
00:32:50,880 --> 00:32:51,921
‫نه!
‫‫بله

472
00:32:51,946 --> 00:32:53,367
‫چی؟ نه؟
‫‫ابداً حرفش رو هم نزنین

473
00:32:54,800 --> 00:32:56,400
...‫مگه جناب لوماکس همین الان

474
00:32:57,040 --> 00:33:00,016
‫خطر نهفته تو کل این ماجرا رو توضیح ندادن؟

475
00:33:00,040 --> 00:33:02,936
‫نه، نه، لیدی کیت، لیدی کترهام، نگران نباشین

476
00:33:02,960 --> 00:33:06,026
‫لیدی آیلین خونم رو به جوش آورده

477
00:33:06,720 --> 00:33:10,040
‫مراسم برگزار می‌شه
 مشتاقانه منتظر میزبانی از شما هستم

478
00:33:10,760 --> 00:33:16,520
‫دیدنِ کسی که انقدر
 انقدر عالی تغییر کرده، واقعاً لذت‌بخشه

479
00:33:17,400 --> 00:33:21,456
‫به پیش، به سوی امنیت و شکوفایی!

480
00:33:21,480 --> 00:33:23,280
‫تردول راهنمایی‌تون می‌کنه

481
00:33:26,726 --> 00:33:29,651
[عمـارت وایـورن]

482
00:33:34,120 --> 00:33:35,240
‫بزن

483
00:33:39,750 --> 00:33:41,494
‫خب، همه‌شون که به هدف نمی‌خورن

484
00:33:41,519 --> 00:33:42,519
!آها

485
00:33:43,760 --> 00:33:47,080
‫لیدی آیلین
 نمی‌دونی چقدر از دیدنت تو اینجا خوشحالم

486
00:33:48,080 --> 00:33:53,351
‫اجازه می‌دید
 آقای جیمز جاناتان تسیجر رو بهت معرفی کنم؟

487
00:33:54,560 --> 00:33:57,216
‫آقای تسیجر خیلی مشتاقه که نامزد مجلس بشه

488
00:33:57,240 --> 00:34:00,376
‫ایشون آینده‌ی درخشانی دارن
 آقای اِورزلی سفارش‌شون رو کردن

489
00:34:00,400 --> 00:34:04,296
‫خودِ آقای اورزلی هم الان داخلِ عمارتن و دارن 
کارهای اداری و جزئیات نهایی رو ردیف می‌کنن

490
00:34:04,632 --> 00:34:05,792
‫باعث خوشحالیه

491
00:34:05,817 --> 00:34:08,577
‫آقای تسیجر، از دیدنتون خوشبختم

492
00:34:11,152 --> 00:34:14,616
‫خب، البته که قبلاً 
با سِر آزوالد و لیدی کوت آشنایی دارید

493
00:34:14,640 --> 00:34:16,496
‫بله، قبلاً خدمت‌شون ارادت داشتیم

494
00:34:16,520 --> 00:34:18,160
‫می‌بینم که اهل تیراندازی هستین

495
00:34:18,689 --> 00:34:19,689
‫زیاد

496
00:34:20,146 --> 00:34:21,586
‫و البته بِیتمن

497
00:34:22,618 --> 00:34:23,798
‫سلام، پونگو

498
00:34:24,120 --> 00:34:26,347
‫فقط منتظر آخرین مهمون‌مون هستیم

499
00:34:26,372 --> 00:34:29,416
‫ آمارِ شلیک‌ها رو می‌گیری؟
‫بالاخره یه نفر باید حساب‌کتاب نگه داره

500
00:34:29,440 --> 00:34:30,960
‫بله، درسته بیتمن

501
00:34:33,369 --> 00:34:36,872
‫خوشحال می‌شی اگه بدونی
 اسکاتلندیارد بهترین مامورش رو فرستاده

502
00:34:36,897 --> 00:34:39,135
‫تا از امنیت همه‌مون محافظت کنه

503
00:34:43,080 --> 00:34:45,056
‫چقدر مایه‌ی دلگرمی
‫‫هی!

504
00:34:45,080 --> 00:34:48,593
‫بگو ببینم کوت! درست دیدم؟
 با دست چپ شلیک کردی؟

505
00:34:48,618 --> 00:34:49,696
‫بله، کاملاً درست دیدی

506
00:34:49,720 --> 00:34:51,207
‫سِر آزوالد هر دو دستش به یه اندازه قویه

507
00:34:51,232 --> 00:34:52,981
‫مطمئنم پمادی چیزی براش پیدا می‌شه!

508
00:34:53,720 --> 00:34:55,256
‫منظورت چیه تسیجر؟

509
00:34:55,280 --> 00:34:57,640
‫قربان، تسیجر داشت سعی می‌کرد بذله‌گویی کنه

510
00:34:57,665 --> 00:34:59,360
‫هیچ‌وقت شوخی رو درک نکردم

511
00:34:59,930 --> 00:35:01,256
 آخه اصلاً به چه دردی می‌خوره؟

512
00:35:01,280 --> 00:35:04,932
‫ درسته، حق با شماست پونگو، یه یادداشت بردار
 که ته و توی این قضیه رو دربیاریم، باشه؟

513
00:35:10,360 --> 00:35:12,520
‫ماجرای اون پسر، "وید"، واقعاً حیف شد

514
00:35:13,200 --> 00:35:14,912
‫و اون جوونی که توی وزارت هند بود

515
00:35:15,475 --> 00:35:16,907
‫اسمِ اون رونی بود

516
00:35:18,604 --> 00:35:20,444
‫زندگی واقعاً بی‌رحمه

517
00:35:21,440 --> 00:35:22,920
...‫اجازه بدید

518
00:35:23,440 --> 00:35:24,816
‫می‌شه شما...؟ ممنونم

519
00:35:24,840 --> 00:35:29,462
‫اجازه بدید به همه‌مون یادآوری کنم که
 ما برای یک هدفِ جدی اینجا جمع شدیم

520
00:35:29,733 --> 00:35:33,998
‫اینکه مطمئن بشیم دکتر ماتیپ
 اختراعش رو به کشور بزرگ ما می‌سپاره

521
00:35:34,023 --> 00:35:37,031
‫خب، برای رسیدن به این هدف
 باید در بهترین وضعیت‌مون باشیم

522
00:35:37,056 --> 00:35:37,915
اومد

523
00:35:37,940 --> 00:35:40,559
اومد پس خونسرد باشید، آروم، آروم

524
00:35:40,584 --> 00:35:43,455
...‫همگی، در کمالِ ادب، متین، آروم

525
00:35:44,000 --> 00:35:45,000
و باوقار

526
00:35:58,880 --> 00:36:01,720
‫دکتر ماتیپ، جورج لوماکس هستم

527
00:36:02,360 --> 00:36:05,351
‫به عمارت وایورن خوش اومدید
‫‫ممنونم جناب لوماکس

528
00:36:05,376 --> 00:36:10,015
‫خب، اجازه بدید شما رو 
به سِر آزوالد و لیدی کوت معرفی کنم

529
00:36:10,040 --> 00:36:11,176
‫از دیدنتون خوشبختم

530
00:36:11,200 --> 00:36:12,919
‫آقای جیمز تسیجر

531
00:36:13,720 --> 00:36:15,056
‫خوشبختم
‫‫از دیدنتون خوشبختم

532
00:36:15,080 --> 00:36:16,766
‫و لیدی آیلین برنت

533
00:36:17,295 --> 00:36:18,519
‫سلام
‫خوشبختم

534
00:36:19,038 --> 00:36:20,211
از آشنایی‌تون خوشحالم

535
00:36:20,236 --> 00:36:22,292
‫باز هم دارن میان قربان، بسیارخب
‫واو

536
00:36:22,317 --> 00:36:24,902
بسیار‫خب، برای یه قتل‌عامِ دیگه آماده بشید

537
00:36:27,560 --> 00:36:30,034
‫دکتر ماتیپ، شما تیراندازی می‌کنین؟

538
00:36:32,360 --> 00:36:33,420
‫نه

539
00:36:33,979 --> 00:36:35,039
...اسلحه

540
00:36:36,127 --> 00:36:37,151
با روحیه‌ی من سازگار نیست

541
00:36:41,642 --> 00:36:43,039
‫جسارت که نکردیم؟

542
00:36:44,200 --> 00:36:45,510
...اوه، ‫نه، آم

543
00:36:46,960 --> 00:36:50,456
‫اگه بشه می‌خوام قبل از شام کمی استراحت کنم
‫‫البته، البته

544
00:36:50,480 --> 00:36:51,816
‫سروصدا نمی‌کنیم

545
00:36:51,840 --> 00:36:53,376
‫تیراندازی ممنوع!

546
00:36:53,401 --> 00:36:55,856
‫تیراندازی اصلاً ایده مزخرفی بود
 نمی‌دونم پیشنهاد کی بود

547
00:36:55,881 --> 00:36:57,382
‫بفرمایید داخل تا راهنمایی‌تون کنم

548
00:37:07,840 --> 00:37:09,245
‫روبراهی دختر؟

549
00:37:11,607 --> 00:37:14,766
‫حواست هست ببینی
 این "شماره هفت" آدمکش کیه؟

550
00:37:15,060 --> 00:37:16,385
‫به قفسه سینه رونی شلیک شده بود

551
00:37:19,120 --> 00:37:20,736
‫معلومه که با اسلحه خیلی راحتن

552
00:37:20,760 --> 00:37:22,736
‫البته اینجا همه همین‌طورن

553
00:37:22,760 --> 00:37:25,413
‫به نظر من که فعلاً لوماکس از همه مضطرب‌تره

554
00:37:26,967 --> 00:37:30,440
‫فکر می‌کنم یا لوماکس یا کوت
 یکیشون ممکنه همون شماره هفتِ تو باشه

555
00:37:30,465 --> 00:37:32,191
‫و بعدش هم، البته، این یارو هست

556
00:37:32,680 --> 00:37:33,840
‫لیدی آیلین

557
00:37:34,800 --> 00:37:36,296
‫آقای تسیجر

558
00:37:36,630 --> 00:37:37,761
اسمم رو بلده

559
00:37:38,110 --> 00:37:40,000
‫ یه لحظه صبرکن
 اصلاً نشونه‌ی خوبی نیست، مگه نه؟

560
00:37:41,120 --> 00:37:45,286
‫می‌بینم که تمامِ توصیه‌ها 
و نصیحت‌های منو نشنیده گرفتی

561
00:37:45,311 --> 00:37:47,767
‫من شخصاً توسط جورج لوماکس دعوت شدم

562
00:37:48,960 --> 00:37:51,798
‫هنوز نفهمیدین کی
 جری وید یا رونی دَورو رو کشته؟

563
00:37:52,760 --> 00:37:55,360
‫تحقیقات من همچنان ادامه داره

564
00:37:56,035 --> 00:37:57,035
...‫اما حضورِ تو

565
00:37:59,040 --> 00:38:02,736
‫حضورِ تو اینجا 
فقط کار رو برای من سخت‌تر می‌کنه

566
00:38:02,760 --> 00:38:04,511
‫من صرفاً به عنوان مهمون اینجام

567
00:38:05,480 --> 00:38:06,564
‫واقعاً این‌طوره؟

568
00:38:17,440 --> 00:38:19,540
‫باید بگم عالی بود

569
00:38:19,880 --> 00:38:22,576
‫یه نمایش خیره‌کننده. کی بود؟

570
00:38:22,600 --> 00:38:24,546
‫ از خانواده‌ی "کوت"؟
 کار یکی از شما دوتا بود

571
00:38:24,571 --> 00:38:25,712
‫‫من بودم، لیدی کوت

572
00:38:25,737 --> 00:38:27,777
‫لیدی کوت باید حدس می‌زدم

573
00:38:34,226 --> 00:38:39,522
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

574
00:38:50,332 --> 00:38:52,652
‫امتیازهای نهایی چقدر شد، لیدی ماریا؟

575
00:38:55,080 --> 00:38:57,415
‫خب، حالا که همگی دور هم جمع شدیم،

576
00:38:57,440 --> 00:39:00,073
‫دکتر ماتیپ، جسارتاً ممکنه این افتخار رو بدید

577
00:39:00,098 --> 00:39:02,214
‫و کمی درباره‌ی زندگی و مسیری که طی کردید

578
00:39:02,239 --> 00:39:04,634
‫تا به این میز برسید، برامون بگید؟

579
00:39:06,120 --> 00:39:09,455
‫خانواده‌ی من اهلِ "دوالا" 
در جنوب غربی کامرون هستن

580
00:39:09,480 --> 00:39:10,480
!ها

581
00:39:11,280 --> 00:39:14,711
‫زمان تولدم، "دوالا" تحت‌الحمایه‌ی آلمان بود

582
00:39:15,960 --> 00:39:18,200
‫پدرم کدخدای دهکده بود،

583
00:39:19,080 --> 00:39:21,336
‫و مثل خیلی از بچه‌های خانواده‌های تراز اول،

584
00:39:21,360 --> 00:39:24,000
‫منو برای تحصیل به آلمان فرستادن

585
00:39:24,892 --> 00:39:26,293
‫گفتید آلمان؟

586
00:39:26,815 --> 00:39:27,982
‫واقعاً اونجا بودید؟

587
00:39:29,400 --> 00:39:31,343
‫دقیقاً کجای آلمان، دکتر ماتیپ؟

588
00:39:32,480 --> 00:39:35,376
‫در دانشگاه "گوته" فرانکفورت مهندسی خوندم،

589
00:39:35,400 --> 00:39:38,245
‫و دوره‌های کارآموزی هم در منطقه "رور" گذروندم

590
00:39:39,840 --> 00:39:41,360
‫کشور خیلی زیباییـه

591
00:39:42,200 --> 00:39:45,656
‫و کلِ ارتباط شما با آلمان
 به همین‌جا ختم می‌شه؟

592
00:39:47,450 --> 00:39:48,450
‫نه

593
00:39:50,360 --> 00:39:51,897
‫ توی جنگ براشون جنگیدم

594
00:39:53,038 --> 00:39:54,867
‫شما برای آلمانی‌ها جنگیدید؟

595
00:39:55,240 --> 00:39:57,640
‫بله... چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

596
00:39:59,393 --> 00:40:00,616
‫کلِ غرب آفریقا

597
00:40:00,640 --> 00:40:04,151
‫درگیرِ نبردهای بین آلمان، فرانسه و انگلستان بود

598
00:40:05,560 --> 00:40:08,358
‫توی کامرون، ما با نیروهایی از نیجریه،

599
00:40:08,745 --> 00:40:10,105
‫کنگوی بلژیک،

600
00:40:10,680 --> 00:40:12,581
‫و آفریقای استواییِ فرانسه روبرو شدیم

601
00:40:13,988 --> 00:40:15,493
‫برای بیش از دو سال،

602
00:40:15,775 --> 00:40:17,976
...آفریقایی‌ها با همدیگه جنگیدن

603
00:40:18,001 --> 00:40:21,397
...‫ به نیابت و تحت فرماندهیِ

604
00:40:23,970 --> 00:40:25,364
‫اروپایی‌های سفیدپوست،

605
00:40:25,389 --> 00:40:26,848
...‫خب، پس ما

606
00:40:27,960 --> 00:40:31,078
‫قدردانِ تمام تلاش‌های اون‌ها و شما هستیم

607
00:40:33,440 --> 00:40:35,320
‫من کلِ خانواده‌م رو از دست دادم

608
00:40:37,040 --> 00:40:39,250
‫هیچ‌وقت دلم نمی‌خواد
 دوباره شاهدِ همچین اتفاقی باشم

609
00:40:40,465 --> 00:40:42,431
‫توی این مورد تنها نیستید، دکتر ماتیپ

610
00:40:45,080 --> 00:40:46,816
‫حالا دیگه کشور من فرانسوی محسوب می‌شه

611
00:40:46,840 --> 00:40:49,669
‫به لطفِ پیمان ورسای

612
00:40:49,694 --> 00:40:53,086
‫ولی از انگلستان ممنونم
 که امنیت عبورِ منو فراهم کرد

613
00:40:53,111 --> 00:40:54,958
‫و اجازه داد که امروز اینجا کنار شما باشم

614
00:40:54,983 --> 00:40:57,496
‫ممنونم حالا دیگه خیالتون راحت باشه، چون

615
00:40:57,520 --> 00:41:00,936
‫توی کشوری هستید که می‌تونید بهش اعتماد کنید

616
00:41:00,960 --> 00:41:01,960
‫بله

617
00:41:02,440 --> 00:41:03,440
‫البته

618
00:41:06,440 --> 00:41:08,320
‫ولی خب، شما اینو می‌گید، غیر از اینه؟

619
00:41:10,123 --> 00:41:11,357
‫ببخشید؟

620
00:41:11,804 --> 00:41:13,365
‫منظورتون رو نمی‌فهمم

621
00:41:14,020 --> 00:41:16,153
‫وقتی می‌خوایم کسی بهمون اعتماد کنه،

622
00:41:16,480 --> 00:41:19,280
‫اول از همه بهش اطمینان می‌دیم
 که چقدر قابل‌اعتمادیم

623
00:41:20,610 --> 00:41:23,080
‫اما به همون اندازه
 اولین حرکت آدم‌های دورو هم اینه که

624
00:41:23,105 --> 00:41:25,920
‫نشون بدن که هیچ وصله‌ای بهشون نمی‌چسبه

625
00:41:26,474 --> 00:41:27,771
‫اینجا انگلستانه

626
00:41:28,040 --> 00:41:29,748
‫حرفِ ما ردخور نداره

627
00:41:30,132 --> 00:41:31,652
‫آلمانی‌ها هم همینو می‌گفتن

628
00:41:33,185 --> 00:41:34,321
‫فرانسوی‌ها هم همین‌طور

629
00:41:34,346 --> 00:41:38,551
‫اگه واقعاً دلت نمی‌خواد
 رنگِ یه جنگ دیگه رو ببینی، ما مردِ میدان شماییم

630
00:41:39,000 --> 00:41:41,256
‫مگه نه لوماکس؟
‫‫کاملاً درسته

631
00:41:41,280 --> 00:41:42,280
‫خب،

632
00:41:42,960 --> 00:41:45,395
‫حالا دیگه وقتشه عملکرد این فرمول رو ببینم

633
00:41:46,480 --> 00:41:47,616
‫نمونه‌ای همراهت آوردی؟

634
00:41:47,640 --> 00:41:49,416
‫آزوالد، سر میزِ شام آخه؟

635
00:41:49,440 --> 00:41:52,577
‫تشریفات رو ول کن
 بذار ببینیم چی تو چنته داری

636
00:41:52,602 --> 00:41:54,184
‫اون درس‌های آداب معاشرت رو یادت رفت؟

637
00:41:54,209 --> 00:41:56,409
‫شما موافق نیستین، لیدی آیلین؟

638
00:41:57,800 --> 00:41:59,880
‫چرا، منم خیلی مشتاقم که ببینم

639
00:42:07,800 --> 00:42:09,919
...‫بدنه‌ی این ساعت جیبی

640
00:42:09,944 --> 00:42:14,024
‫از فلزی ضدزنگ و غیرمغناطیسیه،

641
00:42:15,230 --> 00:42:19,070
‫که برای تحملِ دماهای بسیار بالا ساخته شده

642
00:42:21,200 --> 00:42:23,920
‫این امن‌ترین راه برای جابه‌جا کردنش بود

643
00:42:25,933 --> 00:42:28,629
‫از پایان جنگ تا حالا، این شده تمام زندگیِ من

644
00:42:28,654 --> 00:42:31,341
‫خلقِ فلزی که اون‌قدر در برابر تخریب نفوذناپذیر باشه

645
00:42:33,081 --> 00:42:35,120
‫که دیگه خود جنگ هم معناش رو از دست بده

646
00:42:35,452 --> 00:42:36,772
...‫این نمونه

647
00:42:40,040 --> 00:42:42,600
‫می‌تونی ثابت کنی
 که واقعاً به همون محکمیه که می‌گی؟

648
00:42:47,043 --> 00:42:49,163
‫هنوز اون تفنگ‌های شاتگان رو دارید؟

649
00:42:56,499 --> 00:42:59,863
‫مطمئنیم که این کار خطری نداره؟
‫‫سِر آزوالد دست‌به‌تیرش حرف نداره

650
00:43:07,551 --> 00:43:08,551
!هوم

651
00:43:09,266 --> 00:43:10,266
‫اجازه هست؟

652
00:43:10,880 --> 00:43:11,880
‫بله

653
00:43:14,840 --> 00:43:16,456
‫باورنکردنیه

654
00:43:16,480 --> 00:43:19,280
‫روی بدنه ساعت حتی یه خط هم نیفتاده

655
00:43:20,680 --> 00:43:22,400
‫آفرین جوون، آفرین داری

656
00:43:23,720 --> 00:43:25,200
‫واقعاً تأثیرگذار بود

657
00:43:26,840 --> 00:43:30,896
‫خب، توی اتاقتون یه گاوصندوق هست
 که فرمول و مدلِ نمونه رو اونجا بذارید

658
00:43:30,920 --> 00:43:34,096
‫مامورهای پلیس هم
 دورتادورِ محوطه مستقر شدن

659
00:43:34,120 --> 00:43:40,373
‫پیشنهاد می‌کنم بعد از این شب بسیار موفق
 همگی بریم برای استراحت

660
00:43:40,398 --> 00:43:42,638
‫کارت عالی بود
‫ ‫ممنونم

661
00:43:45,520 --> 00:43:46,560
‫شب خوش

662
00:43:46,585 --> 00:43:47,685
‫متشکرم

663
00:43:48,147 --> 00:43:49,440
‫تبریک می‌گم

664
00:43:51,212 --> 00:43:56,530
گ‌‌‌ل‌‌چ‌‌ی‌‌ن‌  د‌ا‌ن‌‌ل‌‌و‌‌د

665
00:44:12,160 --> 00:44:13,640
‫بیا پیش من، جیمی

666
00:44:16,960 --> 00:44:19,031
‫باندل باندل، باندل!

667
00:44:19,056 --> 00:44:21,056
‫ آخه اینجا چه غلطی می‌کنی؟

668
00:44:21,080 --> 00:44:22,875
‫قرار نبود خودتو قاتیِ این بازی کنی!

669
00:44:22,900 --> 00:44:25,460
‫حالیت هست؟
‫‫من همین الانشم تا خرخره قاتیِ این ماجرام!

670
00:44:28,946 --> 00:44:31,748
‫فکر می‌کنم هر کسی که 
جری و رونی رو کشته، همین‌جا توی این عمارتـه

671
00:44:33,291 --> 00:44:36,080
‫و فکر می‌کنم همین الانم دارن 
نقشه می‌کشن تا فرمول دکتر ماتیپ رو بدزدن

672
00:44:36,674 --> 00:44:38,554
‫حالا، یا می‌تونی از دستم عصبانی باشی،

673
00:44:39,307 --> 00:44:41,205
‫یا اینکه سه نفری یه نقشه بکشیم

674
00:44:41,230 --> 00:44:44,469
‫تا هم جلوی دزدی رو بگیریم
 و هم قاتل رو لو بدیم

675
00:44:44,494 --> 00:44:46,390
‫آره، فکر خوبیه

676
00:44:47,520 --> 00:44:51,171
‫باید مطمئن بشیم که کل شب هیچ‌کس
 به اتاق دکتر ماتیپ رفت و آمد نمی‌کنه

677
00:44:56,357 --> 00:44:58,296
‫اینجا بهترین نقطه برای دید زدنِ اوضاع‌ست

678
00:44:58,320 --> 00:45:00,760
‫هر کسی که بخواد وارد یا خارج بشه
 راحت دیده می‌شه

679
00:45:01,304 --> 00:45:03,047
‫شب رو به چند نوبتِ نگهبانی تقسیم می‌کنیم

680
00:45:04,640 --> 00:45:06,376
‫شیر بیاد تو اول میری، من دوم

681
00:45:06,400 --> 00:45:07,576
‫خط بیاد، برعکس

682
00:45:07,600 --> 00:45:08,978
‫اینکه کلاً شد دوتا شیفت

683
00:45:09,003 --> 00:45:11,336
‫این کار اصلاً زنانه نیست خیلی خطرناکه

684
00:45:11,360 --> 00:45:15,216
‫خب خط اومد اول من میرم 
ساعت سه جامون رو عوض می‌کنیم

685
00:45:15,240 --> 00:45:17,796
‫حتی وقتی نوبتت شد
 لئوپولد رو هم بهت قرض می‌دم

686
00:45:18,306 --> 00:45:19,478
‫لئوپولد؟

687
00:45:20,360 --> 00:45:21,416
‫بهترین دوستِ جدیدم

688
00:45:21,440 --> 00:45:23,296
‫باندل! چرا گذاشتی با خودش اسلحه بیاره؟

689
00:45:23,320 --> 00:45:24,659
‫مگه من مامورِ مراقبتشم؟

690
00:45:24,684 --> 00:45:26,156
‫پس نوبتِ نگهبانیِ من چی؟

691
00:45:26,181 --> 00:45:27,776
‫این یارو اصلاً عادلانه بازی نمی‌کنه

692
00:45:27,800 --> 00:45:30,096
‫بذار ما پسرها نگهبانی بدیم، باشه؟

693
00:45:30,120 --> 00:45:33,130
‫بسیارخب، هر کسی بره سرِ جای خودش، بدو

694
00:46:26,160 --> 00:46:28,000
!‫ای بابا! مزاحم

695
00:46:32,520 --> 00:46:33,882
‫چقدر این پیچک‌ها داغونن

696
00:46:37,972 --> 00:46:39,352
‫اتاق دکتر ماتیپ

697
00:46:48,986 --> 00:46:50,320
‫جناب بازرس

698
00:46:51,120 --> 00:46:52,424
‫ترسوندیم

699
00:46:53,800 --> 00:46:57,017
‫من دقیقاً واسه همین اینجام، لیدی آیلین

700
00:46:58,200 --> 00:46:59,536
‫ اینجا چیکار می‌کنین؟

701
00:46:59,560 --> 00:47:02,256
‫دارم چک می‌کنم 
کسی که نباید اینجا باشه، اینجا نباشه

702
00:47:02,280 --> 00:47:04,313
‫می‌تونم بپرسم 
خودتون بیرون عمارت چیکار می‌کنین؟

703
00:47:04,338 --> 00:47:06,296
‫من؟
‫‫بله، شما

704
00:47:06,320 --> 00:47:08,856
‫شما معمولاً 
از پنجره‌ی ساختمون‌ها خارج می‌شید؟

705
00:47:08,881 --> 00:47:09,881
...آه

706
00:47:10,712 --> 00:47:12,321
‫بستگی به ساختمونش داره

707
00:47:13,480 --> 00:47:15,976
‫داشتم... دنبال تراس غربی می‌گشتم

708
00:47:16,000 --> 00:47:17,376
‫تراس غربی؟
اوهوم

709
00:47:17,400 --> 00:47:19,017
‫خب، تراس غربی توی حوزه‌ی استحفاظی منه

710
00:47:19,042 --> 00:47:22,536
‫پس توصیه می‌کنم برگردید به تخت‌خوابتون

711
00:47:22,560 --> 00:47:24,256
‫و وقتی می‌گم "توصیه"،

712
00:47:24,280 --> 00:47:27,376
‫اگه براتون اثرگذارتره، می‌تونین
 به عنوان یه دستورِ مستقیم در نظر بگیریدش

713
00:47:27,400 --> 00:47:28,846
‫چون جدی‌تره

714
00:47:30,000 --> 00:47:32,576
‫جناب بازرس
چند وقته که توی اسکاتلندیارد کار می‌کنین؟

715
00:47:32,600 --> 00:47:33,856
...‫من سرِ فرصت

716
00:47:33,880 --> 00:47:36,232
‫رزومه‌ی کاملِ حرفه‌ایم رو در اختیارتون می‌ذارم

717
00:47:36,257 --> 00:47:39,296
‫اما شما توی یه مقطعِ حیاتی
دارید حواسِ منو پرت می‌کنین

718
00:47:39,321 --> 00:47:42,136
‫و بنابراین دارید
 خطرِ بازداشت شدن رو به جون می‌خرید

719
00:47:42,160 --> 00:47:45,713
‫مگه اینکه همین الان
 هر چی می‌گم فوراً گوش کنین

720
00:47:47,916 --> 00:47:49,076
‫خواهش می‌کنم

721
00:47:50,519 --> 00:47:53,520
‫از همون پیچک‌ها برگردم بالا؟
‫‫آره اگه می‌شه از همونی که باقی مونده برید بالا

722
00:47:54,307 --> 00:47:55,307
‫البته که می‌تونم

723
00:47:55,960 --> 00:47:57,047
‫مثلِ آب خوردن

724
00:48:30,000 --> 00:48:31,240
‫نگهبان‌مون کجاست؟

725
00:48:39,290 --> 00:48:40,290
‫بیل

726
00:48:42,960 --> 00:48:43,960
‫لعنتی!

727
00:48:44,904 --> 00:48:47,097
‫بیل، بیدار شو جیمی پستش رو ترک کرده

728
00:48:49,282 --> 00:48:50,282
‫بچه‌ها؟

729
00:48:58,613 --> 00:48:59,668
‫بیل؟

730
00:49:00,600 --> 00:49:01,720
!زودباش
‫جیمی؟

731
00:49:02,840 --> 00:49:04,160
‫جیمی، خودتی؟

732
00:49:05,906 --> 00:49:07,815
‫نه! جیمی!

733
00:49:10,560 --> 00:49:12,256
‫زود باشین!
‫‫اینجا چه خبره؟

734
00:49:12,280 --> 00:49:14,333
‫پناه بر خدا چی شده؟
‫‫هاسکینز!

735
00:49:17,200 --> 00:49:18,440
‫جیمی
‫‫باندل

736
00:49:32,509 --> 00:49:37,737
« ارائه شده توسط وبسایت گلچین دانلود »
<font color="#FFFF00">« Golchindl.Me »

737
00:49:37,762 --> 00:49:43,010
« کانال تلگرام گلچین دانلود »
<font color="#ff281e">« @MyGolchindl »

738
00:49:43,840 --> 00:49:49,100
<font color="#ff0000">‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس</font>
<font color="#46ccff">:کـانـال تلگـرام</font>
<font color="#eaff3a"> Saeed_Pardis_Sub</font>

