1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
با تشکر از «ادوین» بابت بررسی و بازبینی 
.زیرنویس از زبان آلمانی

2
00:00:06,000 --> 00:00:11,000
،قوی‌تر از همیشه باشید
.ایران آزاد نزدیکه

3
00:00:44,000 --> 00:00:50,000
مترجم: اشکان هیدی

4
00:00:50,024 --> 00:01:00,024
<font color="#8000ff">ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ</font>
 <font color="#ffff00">@CinemDreaming</font>

5
00:01:43,800 --> 00:01:47,800
«رُز»

6
00:02:04,399 --> 00:02:08,819
‫باری، در همان روزگارانِ
‫نخستین جنگ بزرگ بود،

7
00:02:10,079 --> 00:02:12,699
‫جنگی که قرار بود ده‌ها سال
‫این سرزمین را در هم بلرزاند؛

8
00:02:14,160 --> 00:02:19,259
‫که رز تصمیم گرفت به زندگی
‫در کسوت یک سرباز پشت کند.

9
00:02:20,199 --> 00:02:23,400
‫و بدین‌گونه بود که داستان
‫او، گرچه آغازش از اینجا نبود،

10
00:02:24,619 --> 00:02:27,079
‫امّا چرخشی جدی و
‫سرنوشت‌ساز به خود گرفت.

11
00:02:28,142 --> 00:02:33,420
‫روایتی واقعی از ماجرای زنی فریبکار،
‫که علیرغم آنکه زن زاده شده بود،

12
00:02:33,444 --> 00:02:40,539
‫اما با نامی جعلی خود را مرد جا زد و
‫مرتکب اعمال ننگین بسیاری شد.

13
00:03:25,650 --> 00:03:27,230
‫همه‌چیز قانونیه.

14
00:03:28,330 --> 00:03:29,330
‫چیزی کم نشده؟

15
00:03:29,810 --> 00:03:30,850
‫تا جایی که من می‌بینم، خیر.

16
00:03:32,890 --> 00:03:34,670
‫این سند دست شماست

17
00:03:34,789 --> 00:03:36,750
‫و معنیش اینه که حق دارید، ادعای
‫تصاحب میراث را داشته باشید.

18
00:03:39,300 --> 00:03:40,420
‫اون منطقه رو می‌شناسین، آقا؟

19
00:03:42,480 --> 00:03:45,020
‫بله. وقتی بچه بودم، دو تا
‫تابستون رو با مادرم در اونجا گذروندم.

20
00:03:46,680 --> 00:03:48,260
‫بعد از فوت پدرم،

21
00:03:48,260 --> 00:03:49,800
‫با مهمون‌نوازی ازمون
‫استقبال کردن.

22
00:03:53,699 --> 00:03:55,940
‫همون موقع بود که کلیسای
‫کوچیک آتیش گرفت.

23
00:03:56,380 --> 00:03:57,479
‫بعد از اینکه صاعقه بهش زد.

24
00:04:09,049 --> 00:04:10,809
‫مزرعه مدت زیادی
‫متروکه مونده بود.

25
00:04:12,410 --> 00:04:14,189
‫چرا تا الان صبر کردید که حالا پیداتون
‫بشه و ادعای مالکیتش رو بکنید؟

26
00:04:15,410 --> 00:04:17,949
‫خیلی طول کشید تا خبرش
‫به گوشم برسه. سرباز بودم.

27
00:04:18,289 --> 00:04:19,289
‫کجا؟

28
00:04:20,389 --> 00:04:21,389
‫ارتش.

29
00:04:23,030 --> 00:04:24,030
‫ده سال.

30
00:04:25,049 --> 00:04:26,049
‫مادرتون چی؟

31
00:04:27,989 --> 00:04:28,989
‫اونم از دنیا رفت.

32
00:04:30,590 --> 00:04:31,590
‫حالا دیگه همه‌شون رفتن.

33
00:04:49,400 --> 00:04:52,700
‫از آنجا که دیگر آن روز برای

34
00:04:52,700 --> 00:04:54,239
‫بازدید و سرکشی مناسب نبود،

35
00:04:55,280 --> 00:04:58,940
‫قرار گذاشتند که بامداد
‫روز بعد همراه هم راه بیفتند

36
00:04:59,940 --> 00:05:02,960
‫تا آن مِلک را از نزدیک ببینند.

37
00:05:33,749 --> 00:05:39,369
‫احشام (دام) رو بین اهالی دهکده تقسیم
‫کردن، وگرنه همه‌شون تلف می‌شدن.

38
00:05:55,799 --> 00:05:59,220
‫زمین خوبیه، ولی همه
‫چیزت رو ازت می‌گیره.

39
00:05:59,220 --> 00:06:01,079
‫اونم در ازای یه
‫محصول خیلی ناچیز.

40
00:06:02,239 --> 00:06:05,600
‫آدم باید ششدانگ حواسش جمع باشه داره
‫چیکار می‌کنه، وگرنه بهتره بی‌خیالش بشه.

41
00:06:07,559 --> 00:06:09,879
‫شما به عنوان یه سرباز
‫برای این سرزمین جنگیدی.

42
00:06:11,619 --> 00:06:14,199
‫اما این به این معنی نیست که شما از پسِ
‫درگیری با مسائل این زمین هم بر بیای.

43
00:06:17,229 --> 00:06:19,109
‫و همون‌طور که می‌بینی، کلی
‫کار هست که باید انجام بشه.

44
00:06:19,589 --> 00:06:21,389
‫قبل از اینکه کار
‫اصلی اصلاً شروع بشه.

45
00:06:22,669 --> 00:06:24,196
‫باب طبع همه نیست،

46
00:06:25,129 --> 00:06:26,756
‫عیب و عاری هم نداره.

47
00:06:27,749 --> 00:06:29,329
‫خوشحال میشم زمین رو ازتون بخرم.

48
00:06:30,049 --> 00:06:31,049
‫به قیمت خوب.

49
00:06:32,529 --> 00:06:33,629
‫اما من قصد دارم بمونم.

50
00:06:35,789 --> 00:06:37,289
‫و بالاخره یه جا مستقر بشم.

51
00:06:39,069 --> 00:06:41,809
‫و پی شانس خودم توی
‫این منطقه باشکوه بگردم.

52
00:06:44,650 --> 00:06:46,970
‫و توی روزهای آینده، می‌تونیم
‫کارهای اداری رو تکمیل کنیم،

53
00:06:46,970 --> 00:06:48,510
‫و مدارک رو امضا کنیم.

54
00:06:49,709 --> 00:06:50,382
‫باشه.

55
00:07:06,049 --> 00:07:09,189
‫و این‌طور اولین مراحل ورود و
‫جاگیر شدنش سرانجام گرفته بود؛

56
00:07:14,049 --> 00:07:17,249
‫و اگرچه هیچ‌کس پیدا نشد که بخواهد

57
00:07:17,249 --> 00:07:18,590
‫به این مناسبت با رز هم‌پیاله
‫شود و به سلامتی بنوشند،

58
00:07:21,450 --> 00:07:25,210
‫امّا پول آن پیاله را با
‫کمال میل از او قبول کردند.

59
00:09:59,149 --> 00:10:00,229
‫باید روش یخ بذاری.

60
00:10:02,309 --> 00:10:03,309
‫از همین‌جا رفت توی دهنم.

61
00:10:05,950 --> 00:10:07,290
‫کاملاً قُر شده.

62
00:10:09,070 --> 00:10:11,550
‫فقط صورتم نیست که اینطوریه،
‫الان همه جام از شکل و ریخت افتاده.

63
00:10:38,200 --> 00:10:40,979
‫تو دِه می‌گن اون سربازه.

64
00:10:43,780 --> 00:10:45,999
‫و میگن که آدم عجیبی هستش؛

65
00:10:46,280 --> 00:10:47,280
‫خفه شو.

66
00:10:50,399 --> 00:10:52,999
‫و یه چیز مرموز و
‫پنهانی هم با خودش داره

67
00:10:53,199 --> 00:10:54,220
‫بهت گفتم خفه شو.

68
00:11:45,970 --> 00:11:48,609
‫زندگی بر اساس دروغ
‫و فریب چه معنایی دارد؟

69
00:11:50,350 --> 00:11:51,770
‫هیچ قهرمانی و
‫دلاوری‌ای در آن نیست؛

70
00:11:52,650 --> 00:11:55,330
‫تنها اجبار است و درماندگی، و ترسی
‫مدام که همیشه باید حواست به اطراف باشد.

71
00:11:57,070 --> 00:11:59,330
‫و آیا واقعاً به چنین زیستنی
‫می‌توان نام "آزادی" داد؟

72
00:12:32,710 --> 00:12:35,430
‫بعضی‌ها می‌گویند گذر
‫زمان راهِ چاره را نشان می‌دهد،

73
00:12:36,529 --> 00:12:39,989
‫و بعضی دیگر می‌گویند خدا به
‫بندگانش در خواب هم خیر و برکت می‌رساند.

74
00:12:42,509 --> 00:12:45,222
‫حالا هرکس هرچه
‫دلش می‌خواهد بگوید؛

75
00:12:45,549 --> 00:12:49,929
‫رز هرگز در عمرش خوابی به این آرامی
‫و آسودگی—مثل آن شب—ندیده بود.

76
00:12:51,590 --> 00:12:55,269
‫و خدا... درست همان
‫فردای آن روز از راه رسید.

77
00:12:58,660 --> 00:12:59,660
‫چی شده؟

78
00:13:00,160 --> 00:13:04,260
‫طوفان حصارهامون رو با
‫خودش برد و گَله فرار کرد.

79
00:13:05,600 --> 00:13:09,740
‫شاید بتونیم گوسفندا
‫رو بیاریم اینجا پیش تو.

80
00:13:11,567 --> 00:13:14,454
‫آره؛ بیاین کمک کنین.

81
00:14:16,249 --> 00:14:17,609
‫زود باش! زود باش! زود باش!

82
00:15:01,649 --> 00:15:05,149
‫فردای آن روز، خرس ماده
‫را در جنگل مرده یافتند.

83
00:15:07,069 --> 00:15:08,449
‫گوشتش دیگر فاسد شده بود؛

84
00:15:10,429 --> 00:15:11,609
‫اما از پوستِ آن،

85
00:15:12,629 --> 00:15:15,309
‫ به افتخار رز، شنلی،

86
00:15:16,169 --> 00:15:18,269
‫کلاهی و شال گردنی دوختند.

87
00:15:23,749 --> 00:15:28,429
‫از آن سرباز، آن آدم
‫عجیب‌وغریب و وارثِ نامتعارف

88
00:15:28,850 --> 00:15:32,889
‫حالا دیگر یک شکارچیِ
‫خرس ساخته شده بود؛

89
00:15:32,889 --> 00:15:36,149
‫کسی که دیگر مجبور
‫نبود با گذشته بجنگد،

90
00:15:36,149 --> 00:15:38,409
‫بلکه داستان خودش
‫را در دلِ تاریخ آن دهکده

91
00:15:38,850 --> 00:15:39,850
‫حک کرده بود.

92
00:15:41,800 --> 00:15:44,560
‫پس، دیگر چه ماجراهایی
‫ممکن بود در راه باشد؟

93
00:15:46,880 --> 00:15:50,740
‫و آیا نشانهٔ خدا
‫به‌ندرت نمایان می‌شود،

94
00:15:50,740 --> 00:15:52,120
‫یا در دلِ امور روزمره بیش
‫از اندازه محو و پنهان است؟

95
00:15:53,520 --> 00:15:56,600
‫روزگار آشکارا می‌گذشت
‫و زمان پیش می‌رفت...

96
00:16:04,999 --> 00:16:07,940
‫یک سال از آمدنش می‌گذشت،

97
00:16:09,379 --> 00:16:12,460
‫و شور و انگیزه‌ای بزرگ برای
‫کسب‌وکار به جان رز افتاده بود.

98
00:16:12,460 --> 00:16:13,460
‫و کاملاً او را غرق
‫در خود کرده بود.

99
00:16:14,679 --> 00:16:18,080
‫فکرش مدام در پیِ گسترش
‫و توسعه دادنِ همه‌چیز بود؛

100
00:16:19,159 --> 00:16:21,899
‫در پیِ محصولی بیش از
‫نیاز، و البته، سودی سرشار.

101
00:16:46,739 --> 00:16:49,146
‫خیلی قشنگه که می‌بینیم
‫زمین دوباره داره جون می‌گیره.

102
00:16:50,999 --> 00:16:53,100
‫فکر نمی‌کردم از پسش بربیای.

103
00:16:56,509 --> 00:16:57,689
‫منم همین‌طور.

104
00:16:59,249 --> 00:17:02,616
‫هر روز، مات و مبهوت
‫میمونم چون اینجام.

105
00:17:06,550 --> 00:17:10,970
‫قبلاً، اصلاً نمی‌تونستم
‫تصور کنم فردا قراره چی بشه.

106
00:17:13,210 --> 00:17:14,470
‫چی ممکنه پیش بیاد، یا
‫چی ممکنه اتفاق بیفته.

107
00:17:17,030 --> 00:17:19,689
‫اون‌قدر درگیر بودم که فقط
‫افتاده بودم به روزمرگی.

108
00:17:22,600 --> 00:17:23,639
‫و حالا؟

109
00:17:26,750 --> 00:17:29,550
‫برای اولین بار، همه‌چیز
‫این‌قدر عالی و قشنگ به نظر میاد.

110
00:17:33,469 --> 00:17:34,790
‫این منو به وجد میاره.

111
00:17:37,199 --> 00:17:39,719
‫که کار کنم و تصور کنم آدم
‫دیگه چه کارایی می‌تونه بکنه.

112
00:17:44,350 --> 00:17:47,790
‫که به همه‌چیزهایی فکر کنم که هنوز
‫می‌تونم خلقشون کنم یا بسازمشون.

113
00:17:51,449 --> 00:17:53,109
‫و برای همین، آدم به
‫این زمین نیاز داره.

114
00:17:55,399 --> 00:17:56,659
‫این یه شروعه.

115
00:17:58,320 --> 00:18:00,159
‫ارزش زمین با ارزش پول فرق داره.

116
00:18:01,219 --> 00:18:02,859
‫پول رو یه بار میدی
‫و یه چیزی می‌خری.

117
00:18:03,679 --> 00:18:05,139
‫اما زمین هر سال بهت محصول میده.

118
00:18:06,119 --> 00:18:07,139
‫مثل رحم یه زن.

119
00:18:10,350 --> 00:18:11,350
‫نه.

120
00:18:13,109 --> 00:18:14,550
‫از فروش نقدی خوشم نمیاد.

121
00:18:19,899 --> 00:18:21,699
‫اما یه پیشنهادی برات دارم.

122
00:18:24,359 --> 00:18:27,119
‫یه راهی که بتونی صاحب
‫یه تیکه زمین بشی.

123
00:18:27,119 --> 00:18:28,979
‫در حالی که برای من همه‌چیز
‫همون‌طوری که هست باقی بمونه.

124
00:18:31,500 --> 00:18:35,640
‫من پنج تا دختر دارم که هر چی تو
‫خونه و اطرافش هست رو دارن به باد میدن.

125
00:18:38,139 --> 00:18:40,540
‫تا بدین‌جا، رز در کارهای
‫بسیاری به موفقیت رسیده بود؛

126
00:18:42,480 --> 00:18:45,140
‫امّا برای این کار، ناچار بود
‫هر روز خویشتن‌داری کند

127
00:18:46,320 --> 00:18:49,560
‫و تن به پرهیزی سخت بدهد.

128
00:18:51,060 --> 00:18:54,320
‫باید محرومیت می‌کشید
‫تا بتواند چیزی طلب کند؛

129
00:18:55,959 --> 00:18:58,200
‫چشم‌پوشی می‌کرد تا به دست آورَد؛

130
00:19:00,000 --> 00:19:02,240
‫و پنهان‌کاری می‌کرد تا اصلاً
‫مجالی برای بودن داشته باشد.

131
00:19:05,040 --> 00:19:08,880
‫امّا همین که نیازهای ناگزیر برآورده شوند،

132
00:19:09,280 --> 00:19:11,340
‫میل به بیشتر داشتن
‫خیلی زود از راه می‌رسد

133
00:19:12,900 --> 00:19:14,880
‫چرا که طمع نوعی مستی است؛

134
00:19:16,160 --> 00:19:18,520
‫به آدم این توهم را می‌دهد که
‫انگار همه‌چیز حق مسلم اوست،

135
00:19:19,780 --> 00:19:23,420
‫و بدین‌گونه تنها با
‫منطقِ خودش توجیه می‌شود.

136
00:19:25,060 --> 00:19:26,420
‫طمع هیچ مرزی نمی‌شناسد؛

137
00:19:28,200 --> 00:19:30,640
‫طمع یعنی زیاده‌خواهیِ بی‌پایان،

138
00:19:31,440 --> 00:19:34,300
‫یعنی نبودِ هدف و انضباط.

139
00:19:36,380 --> 00:19:39,220
‫یک خمره هرگز نمی‌تواند
‫خالی‌تر از تهی باشد،

140
00:19:40,560 --> 00:19:43,200
‫امّا سرریز کردنش بسیار آسان است.

141
00:19:47,100 --> 00:19:52,459
‫این سوزاناست، دختری
‫بافضیلت و خداترس؛

142
00:19:53,379 --> 00:19:54,820
‫توی تمام کارهای زنونه ماهره.

143
00:19:55,919 --> 00:20:00,419
‫از مادرش مراقبت می‌کرد که
‫قبل از مرگش خیلی زجر کشید.

144
00:20:11,179 --> 00:20:12,179
‫فقط همین هست.

145
00:20:25,250 --> 00:20:27,130
‫همسر مرحومم بود که شروعش کرد..

146
00:20:28,810 --> 00:20:31,270
‫حتی وقتی درد زایمان داشت هم کار
‫می‌کرد و ما از هر کدومشون یکی داریم.

147
00:20:33,030 --> 00:20:34,030
‫ولی اون ضعیف بود.

148
00:20:34,090 --> 00:20:35,090
‫ولش کن.

149
00:20:35,630 --> 00:20:36,630
‫خیلی ضعیف بود

150
00:20:37,650 --> 00:20:38,650
‫و بیشتر اوقات هم بستری بود.

151
00:20:43,850 --> 00:20:44,850
‫خب؟

152
00:21:00,449 --> 00:21:02,469
‫آقا می‌خواد ازت خواستگاری کنه

153
00:21:03,569 --> 00:21:04,889
‫و من حاضرم تو رو به عقدش دربیارم

154
00:21:05,969 --> 00:21:06,969
‫تو هم حاضری؟

155
00:21:58,949 --> 00:21:59,949
‫برو حیوون.

156
00:22:19,800 --> 00:22:22,440
‫خدا برکتت بده و حفظت کنه

157
00:23:39,000 --> 00:23:40,000
‫برو کنار

158
00:23:56,750 --> 00:23:59,270
‫فردا همه‌مون بیشتر
‫با هم آشنا می‌شیم

159
00:24:22,330 --> 00:24:23,510
‫نمی‌خوای با آتیش درستش کنی؟

160
00:24:30,050 --> 00:24:31,050
‫من انجامش بدم؟

161
00:24:32,050 --> 00:24:34,830
‫می‌تونم سعی کنم تا لباس‌ها خشک بشن

162
00:24:36,500 --> 00:24:40,260
‫یا شاید هم شما آقا،
‫بهتر از من بلد باشی

163
00:24:49,920 --> 00:24:51,820
سبد مربا و گوشت سرد

164
00:24:51,859 --> 00:24:54,260
‫که از عروسی مونده بود رو
‫هم کنار کالسکه جا گذاشتیم

165
00:24:57,100 --> 00:24:58,419
‫نمی‌دونم

166
00:25:02,800 --> 00:25:05,119
‫خداوندِ مهربان را شکر
‫و سپاس می‌گوییم

167
00:25:05,119 --> 00:25:07,280
‫که روزهای گذشته سرشار
‫از نعمت و برکت بود

168
00:25:07,280 --> 00:25:08,280
‫و [امشب نیز] گرسنه
‫سر بر بالین نمی‌نهیم.

169
00:25:10,300 --> 00:25:13,340
‫سپاس تو را که در این روز، از روی لطف و
‫رحمتت مرا پناه بخشیدی و حفظ نمودی؛

170
00:25:13,340 --> 00:25:14,440
‫و از درگاهت تمنا دارم که از تمامی
‫گناهانم درگذری و مرا ببخشایی؛

171
00:25:14,859 --> 00:25:16,980
‫و از تو می‌خواهیم که
‫تمام گناهانم را ببخشی.

172
00:25:17,659 --> 00:25:20,460
‫چرا که من خویشتن،
‫تن و جانم و همه چیز را،

173
00:25:20,460 --> 00:25:22,680
‫همه و همه را، به دستان
‫(امن) تو می‌سپارم

174
00:25:23,580 --> 00:25:25,340
‫فرشتهٔ مقدست همراه و نگهبانم باد،

175
00:25:26,080 --> 00:25:29,419
‫تا آن دشمنِ پلید (اهریمن) هیچ
‫تسلط و قدرتی بر من نیابد...

176
00:25:30,619 --> 00:25:31,619
‫آمین.

177
00:26:25,350 --> 00:26:29,830
‫از بین همه چیزهایی که برام عزیزه
‫باارزش‌ترین چیزی که دارم پاکی توئه...

178
00:26:32,500 --> 00:26:34,119
‫و تصمیم دارم تا
‫مدت‌ها ازش محافظت کنم.

179
00:28:46,000 --> 00:28:50,200
‫تا جایی که من دیدم چیزی
‫نبود که آسیب دیده باشه.

180
00:28:50,320 --> 00:28:51,800
‫کافیه که اینجا رو
‫خونه خودمون کنیم

181
00:28:54,199 --> 00:28:55,359
‫یه خونه قشنگ

182
00:28:57,139 --> 00:28:58,139
‫آره

183
00:29:16,809 --> 00:29:19,649
‫نمی‌خوای به مناسبت این اتفاق
‫یه آهنگ کوچولو برامون بخونی؟

184
00:29:32,210 --> 00:29:33,210
‫بجنب دیگه

185
00:29:33,210 --> 00:29:34,210
‫نمی‌دونم چی بخونم

186
00:29:34,750 --> 00:29:35,750
‫هر چی

187
00:29:35,750 --> 00:29:36,750
‫یه آهنگ دیگه

188
00:29:41,069 --> 00:29:43,909
‫♪ همه راه‌های زندگیت ♪

189
00:29:45,009 --> 00:29:48,729
‫♪ و هر چیزی که قلبت ♪
‫♪ رو غمگین می‌کنه ♪

190
00:29:49,609 --> 00:29:53,310
‫♪ به وفادارترین مراقب ♪

191
00:29:53,929 --> 00:29:55,749
‫♪ کسی بسپار که حاکم ♪

192
00:29:57,889 --> 00:29:59,149
‫♪ آسمان‌هاست ♪

193
00:30:00,149 --> 00:30:04,449
‫♪ کسی که به ابرها، هوا و بادها ♪

194
00:30:04,989 --> 00:30:08,189
‫♪ مسیر و راهشون رو نشون میده ♪

195
00:30:09,129 --> 00:30:13,330
‫♪ اون راه‌هایی رو هم پیدا می‌کنه ♪

196
00:30:13,889 --> 00:30:17,489
‫♪ که پاهات بتونن ازش عبور کنن ♪

197
00:30:25,589 --> 00:30:29,229
‫♪ باید به خدا اعتماد کنی ♪

198
00:30:30,109 --> 00:30:33,109
‫♪ اگه می‌خوای کارات خوب پیش بره ♪

199
00:30:37,550 --> 00:30:40,889
‫♪ باید به کارهاش فکر کنی ♪

200
00:30:41,450 --> 00:30:45,330
‫♪ اگه می‌خوای کارت موندگار باشه ♪

201
00:30:50,830 --> 00:30:57,350
‫♪ چون با نگرانی، غم و ♪
‫♪ با رنج‌های خودساخته ♪

202
00:30:58,790 --> 00:31:05,189
‫♪ خدا اجازه نمی‌دهد چیزی از دست برود ♪
‫♪ همه چیز باید با دعا به دست بیاید. ♪

203
00:31:34,769 --> 00:31:35,769
‫کجا داری میری؟

204
00:31:39,350 --> 00:31:40,600
‫دهکده.

205
00:31:42,621 --> 00:31:46,079
‫به کشیش قول دادم که توی
‫خوندن و نوشتن کمکش کنم.

206
00:31:46,246 --> 00:31:49,829
‫چند نفری داوطلب شدن
‫که می‌خوان امتحانش کنن.

207
00:31:51,538 --> 00:31:53,913
‫اینجا نمیتونی کاری
‫واسه انجام دادن پیدا کنی؟

208
00:31:55,479 --> 00:31:56,479
‫میتونم.

209
00:31:57,539 --> 00:31:59,119
‫ولی الان قول دادم.

210
00:32:00,340 --> 00:32:01,819
‫شاید بتونم کمک دستت باشم.

211
00:32:05,199 --> 00:32:06,779
‫اینحا خیلی آرومه.

212
00:32:16,300 --> 00:32:17,580
‫این اسمته.

213
00:32:19,379 --> 00:32:21,460
‫اینا پنج حرفن که تکرار شدن.

214
00:32:23,449 --> 00:32:24,749
‫میخوای امتحان کنی؟

215
00:32:35,708 --> 00:32:36,968
‫سین...

216
00:32:50,000 --> 00:32:51,380
‫اوه خیلی آروم.

217
00:33:47,649 --> 00:33:48,649
‫آه

218
00:34:18,850 --> 00:34:19,850
‫آره، بفرما تو

219
00:34:19,869 --> 00:34:20,869
‫صبر کن

220
00:34:28,710 --> 00:34:30,730
‫می‌خواستم بپرسم
‫سوزانا رفتار خوبی داره؟

221
00:34:31,770 --> 00:34:33,409
‫و اینکه تو همه چی
‫ازت اطاعت می‌کنه؟

222
00:34:34,170 --> 00:34:35,170
‫حالش خوبه؟

223
00:34:36,230 --> 00:34:37,650
‫یا اینکه پس‌ت می‌زنه؟

224
00:34:39,429 --> 00:34:41,909
‫یا رفتارش برات زننده است؟

225
00:34:42,050 --> 00:34:43,050
‫نه، نه، نه

226
00:34:43,090 --> 00:34:45,230
‫اون دقیقاً همونیه که بهم گفتی

227
00:34:46,350 --> 00:34:47,350
‫حتی بهتر از اون

228
00:34:51,949 --> 00:34:53,369
‫می‌دونی اوضاع چطوری پیش میره؟

229
00:34:53,909 --> 00:34:54,989
‫در مورد تولید مثل

230
00:34:58,100 --> 00:35:00,880
‫گاوی که جفت‌گیری
‫نکنه رو عوض می‌کنن.

231
00:35:01,900 --> 00:35:03,540
‫ما خیلی درگیر کاریم.

232
00:35:03,679 --> 00:35:05,219
‫حتی بهش فکر هم نکردم

233
00:35:05,219 --> 00:35:06,440
‫که بخوام پرورش
‫حیوانات رو هم شروع کنم.

234
00:35:07,659 --> 00:35:10,400
‫ازدواج یه قرارداده که واردش شدی

235
00:35:11,500 --> 00:35:13,060
‫و بدون همبستری کامل نمیشه.

236
00:35:14,279 --> 00:35:16,639
‫بهتره زودتر انجامش بدی
‫وگرنه همه چی باطل میشه.

237
00:35:17,440 --> 00:35:18,920
‫از جمله باقی توافق‌ها.

238
00:35:21,799 --> 00:35:24,759
‫مثل زمینی که روش ایستادی.

239
00:35:28,190 --> 00:35:31,670
‫لازم نیست نگران باشی،
‫همه چی همون‌طوریه که باید باشه

240
00:36:19,299 --> 00:36:20,299
‫چی شده؟

241
00:36:22,400 --> 00:36:23,400
‫بچرخ

242
00:37:09,199 --> 00:37:10,239
‫میاد، میره

243
00:37:18,250 --> 00:37:19,250
‫چی شده؟

244
00:37:23,630 --> 00:37:25,630
‫میشه یه لحظه بیای پایین؟

245
00:37:29,879 --> 00:37:30,879
‫باردار شدم

246
00:37:32,659 --> 00:37:33,659
‫چی؟

247
00:37:35,219 --> 00:37:36,219
‫باردار شدم

248
00:37:37,939 --> 00:37:39,259
‫کاملاً مطمئنم

249
00:37:40,580 --> 00:37:42,560
‫همین الان یه پروانه
‫از پنجره اومد تو

250
00:37:42,560 --> 00:37:44,619
‫و نشست روی شکمم

251
00:37:45,500 --> 00:37:46,500
‫این همون نشونه‌ست

252
00:37:47,580 --> 00:37:49,379
‫همین اتفاق برای
‫قدیس ورونیکا هم افتاد

253
00:37:50,799 --> 00:37:53,980
‫هنوز خیلی زوده، ولی این
‫نعمت رو بهت تبریک می‌گم.

254
00:37:54,339 --> 00:37:56,159
‫بجنب! بجنب.

255
00:38:04,449 --> 00:38:05,449
‫خداحافظ. چاو.

256
00:38:14,730 --> 00:38:16,429
‫اولش، خودت می‌دونی چطوریه.

257
00:38:16,429 --> 00:38:19,590
‫اوایل بچه رو پیش
‫خودم نگه می‌دارم،

258
00:38:20,570 --> 00:38:21,570
‫ولی اینکه همیشه اونجا توی
‫جعبه بخوابه، تا ابد نمیشه.

259
00:38:22,949 --> 00:38:24,530
‫چرا امروز گوشت خوب
‫ریختی توی سوپه؟

260
00:38:26,730 --> 00:38:27,810
‫خب، بالاخره امروز روز عیده.

261
00:38:33,350 --> 00:38:37,250
‫باید یه بخش اضافه
‫بسازیم و چند تا چوب ببریم.

262
00:38:39,369 --> 00:38:41,250
‫و باید یه دریچه توی
‫اتاق پذیرایی باز کنیم.

263
00:38:41,489 --> 00:38:42,489
‫برو بیرون.

264
00:38:43,049 --> 00:38:44,569
‫اونجا کنار دیوار خیلی مناسبه.

265
00:38:45,650 --> 00:38:46,650
‫بجنب.

266
00:38:54,600 --> 00:38:56,659
‫آدم که نمی‌تونه هر بار که
‫وظیفه زناشویی‌اش رو انجام میده،

267
00:38:56,759 --> 00:38:58,239
‫انتظار بچه داشته باشه.

268
00:38:59,299 --> 00:39:00,299
‫باید صبر کنیم و ببینیم.

269
00:39:01,920 --> 00:39:02,920
‫ولی همینطوره.

270
00:39:09,900 --> 00:39:10,900
‫آره.

271
00:39:12,750 --> 00:39:14,230
‫پدر چی میگه؟

272
00:39:14,909 --> 00:39:15,909
‫کی؟

273
00:39:18,250 --> 00:39:19,690
‫پدر.

274
00:39:41,500 --> 00:39:46,500
‫فرزندی سالم و سرزنده
‫پا به این دنیا گذاشت؛

275
00:39:47,234 --> 00:39:52,400
‫هرچند برای رز دور از انتظار بود، و از نگاهِ برخی
‫از مردم، هفته‌ها زودتر از موعد به دنیا آمده بود.

276
00:39:57,340 --> 00:40:00,600
‫و اگر سوزانا به‌آسانی با
‫نقش مادری‌اش خو گرفت،

277
00:40:00,600 --> 00:40:05,199
‫در عوض احساسات پدرانه‌ی رز

278
00:40:06,159 --> 00:40:08,780
‫گیج‌کننده و از جنسی
‫بسیار پیچیده‌تر بود.

279
00:40:46,509 --> 00:40:49,369
‫با این همه، اوضاع رو
‫به بهبودی رفته بود.

280
00:40:50,629 --> 00:40:53,149
‫رز در نگاهِ مردم دهکده، باز هم

281
00:40:53,149 --> 00:40:54,549
‫ارج و اعتبار بیشتری
‫پیدا کرده بود؛

282
00:40:55,609 --> 00:41:00,330
‫او زمین را به بار و شکوفایی نشانده بود، درست
‫همان‌گونه که گلِ زندگیِ همسرش شکوفا شده بود.

283
00:41:03,049 --> 00:41:06,149
‫و حتی اگر دیگر فرزند دیگری به
‫عنوان برکت زندگی از راه نمی‌رسید،

284
00:41:07,409 --> 00:41:11,169
‫رز تا همین‌جا هم تنها
‫معنای بودونبود و

285
00:41:12,129 --> 00:41:14,729
‫یگانه خدمتی را که جامعه
‫چشم‌انتظارش بود برآورده کرده بود:

286
00:41:15,169 --> 00:41:18,669
‫تداوم نسل و تولید مثل؛

287
00:41:20,009 --> 00:41:22,589
‫مهم نبود دیگران چه
‫ادعایی داشته باشند.

288
00:41:24,449 --> 00:41:27,710
‫با این حال، همیشه و الزاماً
‫رویدادهای بزرگ نیستند

289
00:41:29,669 --> 00:41:31,730
‫که دگرگونی‌ها را رقم می‌زنند.

290
00:41:33,449 --> 00:41:37,549
‫گاه چیزهای کوچک نیز اثری
‫بزرگ از خود به جا می‌گذارند؛

291
00:41:38,569 --> 00:41:41,109
‫درست مانند بال زدن یک پروانه،

292
00:41:41,889 --> 00:41:43,669
‫یا نیش یک زنبور.

293
00:42:01,600 --> 00:42:03,139
‫فکر کردم توی اصطبل هستی.

294
00:42:04,480 --> 00:42:06,279
‫داره دندون درمیاره و
‫کل روز رو گریه میکنه.

295
00:42:08,259 --> 00:42:09,580
‫دوباره بیدار شد.

296
00:42:17,600 --> 00:42:18,600
‫این چیه کنار چشمت؟

297
00:42:20,339 --> 00:42:21,339
‫هیچی نیست.

298
00:42:21,339 --> 00:42:22,339
‫اونجا روی دستت هم هست.

299
00:42:35,299 --> 00:42:37,100
‫زود بیا! بیا.

300
00:42:38,379 --> 00:42:39,379
‫بیا.

301
00:42:43,100 --> 00:42:44,100
‫آه.

302
00:42:58,839 --> 00:43:00,219
‫نیش تو بدنش مونده.

303
00:43:01,119 --> 00:43:02,119
‫اینجا هم همین‌طور.

304
00:43:04,679 --> 00:43:06,199
‫کمکم کن شلوارشو درش بیارم.

305
00:43:08,020 --> 00:43:09,020
‫بکش.

306
00:43:09,699 --> 00:43:10,699
‫بکش.

307
00:43:12,179 --> 00:43:13,179
‫بکش.

308
00:43:18,600 --> 00:43:19,600
‫هنوزم هست.

309
00:43:25,489 --> 00:43:27,949
‫باید آب رو بجوشونیم.
‫برو سمت چاه.

310
00:43:35,549 --> 00:43:38,869
‫چرا اونجا وایسادی؟ بدو.
‫اون یکی دیگ رو هم بردار.

311
00:45:14,799 --> 00:45:15,799
‫آه.

312
00:45:19,630 --> 00:45:21,210
‫چه اتفاقی برای ارباب افتاده؟

313
00:45:33,449 --> 00:45:34,449
‫خفه شو. خفه شو!

314
00:45:37,100 --> 00:45:38,179
‫برو توی طویله!

315
00:45:40,549 --> 00:45:42,249
‫همه برین توی طویله.

316
00:45:53,600 --> 00:45:54,759
‫بیایین این تو...

317
00:46:08,657 --> 00:46:10,137
‫اون به شدت مریضه.

318
00:46:12,010 --> 00:46:13,010
‫باید استراحت کنه.

319
00:46:14,190 --> 00:46:15,470
‫هیچ‌کس نباید اون رو ببینه.

320
00:46:16,850 --> 00:46:18,570
‫اگه می‌خوایم جونش در خطر نباشه.

321
00:46:26,290 --> 00:46:28,210
‫بقیه کارها هم طبق روال پیش میره.

322
00:46:29,650 --> 00:46:30,650
‫این همون چیزیه که
‫با هم توافق کردیم.

323
00:46:32,389 --> 00:46:34,350
‫و شما خدمتکارها هم باید
‫تو مزرعه کار کنین.

324
00:46:37,449 --> 00:46:40,489
‫تا وقتی که منجی سلامتی
‫ارباب رو بهش برگردونه.

325
00:46:40,649 --> 00:46:41,869
‫همون چیزی که الان
‫براش دعا می‌کنیم.

326
00:46:43,129 --> 00:46:44,730
‫من مسئولیت همه کارها
‫رو به عهده می‌گیرم.

327
00:46:45,689 --> 00:46:46,689
‫خدا این‌طور خواسته.

328
00:46:48,699 --> 00:46:51,879
‫ما از عصری به عصر
‫دیگه سفر می‌کنیم.

329
00:46:51,879 --> 00:46:55,580
‫زندگی می‌کنیم و به یاد
‫میاریم، از قدیم تا جدید.

330
00:46:55,580 --> 00:46:56,580
‫از قدیم تا جدید.

331
00:46:57,199 --> 00:47:00,939
‫برکت مهربانانه‌ات رو
‫نثار تمام مسیرهای ما کن.

332
00:47:01,619 --> 00:47:05,379
‫بگذار خورشید رحمتت،
‫بر بزرگ و کوچک بتابه.

333
00:47:06,020 --> 00:47:07,699
‫تا آرامش رو پیدا کنیم.

334
00:47:43,000 --> 00:47:44,040
‫تو کی هستی؟

335
00:49:09,210 --> 00:49:10,569
‫بهترین کار اینه که برم.

336
00:49:15,549 --> 00:49:16,869
‫آره، این‌طوری بهتره.

337
00:49:18,229 --> 00:49:19,509
‫ولی نمی‌تونی بری.

338
00:49:20,649 --> 00:49:21,649
‫تو خیلی ضعیفی.

339
00:49:23,799 --> 00:49:28,379
‫پشت اولین درخت از پا در میای.

340
00:49:28,379 --> 00:49:32,219
‫یکی دیگه، و اون‌وقت...

341
00:49:32,219 --> 00:49:33,219
‫...و اون‌وقت.

342
00:49:36,600 --> 00:49:38,460
‫چون بچه هنوز به من نیاز داره.

343
00:49:40,520 --> 00:49:43,799
‫برای چند هفته
‫دیگه، شاید هم نیم سال.

344
00:49:45,560 --> 00:49:46,739
‫بعدش کار راحت‌تر میشه.

345
00:49:49,600 --> 00:49:52,100
‫وقتی جاده‌ها از برف
‫و یخ خالی بشن.

346
00:49:55,440 --> 00:49:56,440
‫می‌تونی بری.

347
00:50:01,699 --> 00:50:04,980
‫تا اون موقع، وقت کافی داریم
‫تا یه داستانی سر هم کنیم.

348
00:50:45,010 --> 00:50:48,150
‫در آن شب، رز تا دمیدن
‫سپیده سخن گفت.

349
00:50:51,360 --> 00:50:54,540
‫در آغاز با تردید، و سپس
‫بی‌هیچ درنگ و مهاری.

350
00:50:57,949 --> 00:51:01,029
‫از روزگار کودکی‌اش
‫در یتیم‌خانه گفت؛

351
00:51:02,469 --> 00:51:05,469
‫از اینکه چه شد که برای
‫نخستین بار جامه مردانه به تن کرد،

352
00:51:06,250 --> 00:51:08,549
‫و از همه تلاش‌های بعد از آن.

353
00:51:09,909 --> 00:51:12,969
‫از روزهای جنگ و سربازی
‫هم چیزی فروگذار نکرد.

354
00:51:14,549 --> 00:51:16,469
‫نه رعایت حال خودش
‫را کرد و نه سوزانا؛

355
00:51:17,850 --> 00:51:19,129
‫همه‌چیز را بی‌کم‌وکاست بازگو کرد.

356
00:51:20,350 --> 00:51:23,929
‫حتی از اینکه چطور
‫شد به‌جای مردی دیگر

357
00:51:24,369 --> 00:51:26,210
‫صاحب ارث‌ومیراث شد.

358
00:51:29,150 --> 00:51:31,430
‫و این حرف زدن چه حس سبکی
‫و تسکینی به او می‌داد!

359
00:51:34,630 --> 00:51:37,850
‫بارها در خیالش مجسم کرده بود که
‫خودش را تسلیم کند و پرده از راز بردارد؛

360
00:51:39,990 --> 00:51:42,990
‫با این حال، خودش نیز از این‌همه احساس
‫رهایی و آسودگی شگفت‌زده شده بود،

361
00:51:43,570 --> 00:51:46,770
‫از اینکه دیگر مجبور نبود بار سنگین
‫این رازها را به‌تنهایی به دوش بکشد.

362
00:51:58,699 --> 00:52:03,339
‫فقط از یک چیز حاضر نشد
‫پرده بردارد: نام واقعی‌اش؛

363
00:52:04,480 --> 00:52:08,060
‫مبادا که این نام
‫در جایی نامناسب،

364
00:52:08,560 --> 00:52:10,500
‫ناخواسته و از سر اشتباه از زبان سوزانا جاری شود.

365
00:52:23,869 --> 00:52:24,869
‫اونجا چیکار می‌کنی؟

366
00:52:25,929 --> 00:52:26,929
‫دارم نگاه می‌کنم.

367
00:52:27,750 --> 00:52:28,750
‫حالت چطوره؟

368
00:52:29,369 --> 00:52:30,369
‫حالش بده.

369
00:52:30,369 --> 00:52:31,369
‫برو تو.

370
00:52:31,830 --> 00:52:33,310
‫- نه، نه.
‫- یه ذره هوا لازم دارم.

371
00:52:33,650 --> 00:52:35,369
‫بیا، پنجره رو برات باز می‌کنم.

372
00:52:36,350 --> 00:52:37,350
‫چرا اونجا وایسادی و زل زدی؟

373
00:52:37,569 --> 00:52:39,170
‫تکون بخور! حالش خوب میشه.

374
00:52:40,850 --> 00:52:41,850
‫برگردین سر کارتون.

375
00:52:42,529 --> 00:52:43,529
‫خوک حالش خوبه.

376
00:52:43,690 --> 00:52:44,830
‫آره، کلی گوشت برامون میاره.

377
00:52:46,429 --> 00:52:47,429
‫برگردین سر کارتون.

378
00:52:50,112 --> 00:52:50,619
‫بیا.

379
00:54:22,949 --> 00:54:23,949
‫هُش...

380
00:54:47,909 --> 00:54:48,909
‫میای؟

381
00:54:51,600 --> 00:54:53,080
‫پدر بچه کیه؟

382
00:55:16,949 --> 00:55:19,310
‫زیاد تنها نمی‌مونی، تا
‫وقتی کارم تموم بشه.

383
00:55:21,529 --> 00:55:22,529
‫چی؟

384
00:55:23,330 --> 00:55:24,810
‫پدرت اجازه نمیده.

385
00:55:29,319 --> 00:55:31,139
‫شوهرت میده به اولین
‫مردی که سر راهش سبز بشه.

386
00:55:31,139 --> 00:55:32,299
‫دقیقاً همون کاری که با من کرد.

387
00:55:33,919 --> 00:55:34,919
‫با یه غریبه.

388
00:55:37,250 --> 00:55:39,350
‫الان حس می‌کنی صاحب اینجایی، نه؟

389
00:55:41,630 --> 00:55:42,630
‫ولی اینجا مال تو نیست.

390
00:55:51,589 --> 00:55:52,589
‫شاید.

391
00:55:59,590 --> 00:56:01,210
‫شاید لازم نباشه یه
‫داستان جدید بسازیم.

392
00:56:01,210 --> 00:56:05,010
‫شاید بشه همه چیز همین‌طوری بمونه.

393
00:56:10,049 --> 00:56:11,969
‫من و تو به عنوان یه...

394
00:56:13,709 --> 00:56:14,709
‫خانواده شناخته بشیم.

395
00:56:16,609 --> 00:56:17,609
‫این چیزیه که بقیه می‌بینن.

396
00:56:22,600 --> 00:56:25,500
‫و این همون چیزیه
‫که بهمون آزادی میده.

397
00:56:27,949 --> 00:56:29,589
‫نیازی نیست اوضاع
‫جور دیگه‌ای باشه.

398
00:57:13,076 --> 00:57:15,909
‫لازم نیست همون لحظه تصمیم بگیری.

399
00:57:16,839 --> 00:57:20,219
‫تختی که طبقه بالا
‫توش می‌خوابی راحته؟

400
00:57:22,999 --> 00:57:25,339
‫خدمتکارها باید خونه
‫خودشون رو داشته باشن.

401
00:57:25,859 --> 00:57:28,159
‫یه جای دور توی مرغزار.
‫یه فاصله مناسب.

402
00:57:28,939 --> 00:57:30,279
‫ما به یه جای اضافه نیاز داریم.

403
00:57:31,359 --> 00:57:33,499
‫اصلاً برازنده نیست که
‫یواشکی توی جنگل حموم کنی.

404
00:57:33,919 --> 00:57:34,919
‫تو جوونی.

405
00:57:38,000 --> 00:57:41,940
‫یا حتی حموم کردن
‫توی سالن هم خطرناکه.

406
00:57:46,779 --> 00:57:48,279
‫در مورد خوندن و نوشتن چی؟

407
00:57:53,469 --> 00:57:54,969
‫تو بهم یاد میدی.

408
00:57:57,650 --> 00:58:01,250
‫گرچه رز و سوزانا به
‫این جمع‌بندی رسیدند

409
00:58:01,250 --> 00:58:02,670
‫که فوراً تصمیمی نگیرند،

410
00:58:03,810 --> 00:58:06,389
‫اما همه‌چیز از همان
‫لحظه دگرگون شده بود.

411
00:58:09,049 --> 00:58:14,429
‫قامتشان راست‌تر شده بود، در برابر یکدیگر
‫رها‌تر و آسوده‌تر گام برمی‌داشتند، و مستقل‌تر بودند؛

412
00:58:15,650 --> 00:58:18,570
‫و شاید درست به همین خاطر
‫بود که برای نخستین بار،

413
00:58:19,730 --> 00:58:21,250
‫نگاهشان به هم پر از مهر
‫و توجهی واقعی شده بود.

414
00:58:24,049 --> 00:58:26,229
‫همه اینا خیلی
‫غیرمنتظره اتفاق افتاد.

415
00:58:27,449 --> 00:58:28,929
‫این دگرگونی، دور
‫از انتظار رخ داده بود؛

416
00:58:28,954 --> 00:58:31,409
‫درست همان‌گونه که معمولاً تنها شکستنِ سکوت و بر
‫زبان آوردنِ کلمات می‌تواند چنین تحولی با خود بیاورد.

417
00:58:33,409 --> 00:58:36,169
‫اما در آن روز، هنوز اتفاقات دیگری
‫نیز در راه بود که باید رقم می‌خورد...

418
00:58:40,150 --> 00:58:41,150
‫چی شده؟

419
00:58:41,389 --> 00:58:47,270
‫یکی از دختران خدمتکار در ساعت مقرر
‫همراه دیگران به عمارت بازنگشته بود؛

420
00:58:47,770 --> 00:58:53,063
‫و تازه قرار بود فردای آن روز، توسط
‫پدر و برادرانش بازگردانده شود.

421
00:58:53,570 --> 00:58:55,730
‫کل شب رو توی جنگل گشتیم.

422
00:58:55,730 --> 00:58:56,730
‫از نگرانی داشتیم دیوونه می‌شدیم.

423
00:58:58,250 --> 00:59:00,850
‫این دو تا رو فرستادم سمت
‫برکه و خودم داشتم می‌رفتم دهکده.

424
00:59:02,070 --> 00:59:03,389
‫خبر نداشتیم.

425
00:59:04,170 --> 00:59:05,650
‫همین امروز صبح پیداش کردن.

426
00:59:05,770 --> 00:59:06,869
‫جایی که قایم شده بود.

427
00:59:06,869 --> 00:59:08,530
‫بعدش بلافاصله راه افتادیم.

428
00:59:12,150 --> 00:59:15,730
‫چرا فرار کردی و همه رو نگران کردی
‫که از ترس داشتیم مریض می‌شدیم؟

429
00:59:16,150 --> 00:59:17,150
‫خفه شو.

430
00:59:17,150 --> 00:59:18,310
‫اما دستاش خیلی کوچیکه.

431
00:59:18,469 --> 00:59:19,889
‫نمی‌ذارم مردم پشت سرمون حرف بزنن.

432
00:59:21,750 --> 00:59:23,489
‫از اربابت عذرخواهی
‫کن و ازش بخواه.

433
00:59:23,489 --> 00:59:25,350
‫که ببخشتت و دوباره قبولت کنه.

434
00:59:28,799 --> 00:59:30,779
‫زندگی و کار اینجا خوبه.

435
00:59:31,399 --> 00:59:33,399
‫از هر جای دیگه‌ای بهتره،
‫هیچ‌وقت هم شکایتی نداشتی.

436
00:59:34,560 --> 00:59:35,979
‫ولی دیگه نمی‌تونم نگهت دارم.

437
00:59:37,139 --> 00:59:39,339
‫ممنون که دخترت رو برام آوردی.

438
00:59:39,459 --> 00:59:41,299
‫اما کی تضمین می‌کنه
‫که دوباره فرار نکنه؟

439
00:59:41,319 --> 00:59:42,359
‫- دخترم، التماسش کن.
‫- یعنی باید دوباره...

440
00:59:42,359 --> 00:59:43,899
‫از ترس اینکه اتفاق بدی بیفته.

441
00:59:43,979 --> 00:59:45,600
‫راه بیفتیم و همه کار و
‫زندگیمون رو ول کنیم؟

442
00:59:47,739 --> 00:59:48,819
‫ارباب مرد نیست.

443
00:59:49,039 --> 00:59:50,719
‫- چی؟
‫- ارباب مرد نیست.

444
00:59:50,719 --> 00:59:51,719
‫بذارید حرف بزنه.

445
00:59:57,330 --> 00:59:58,810
‫می‌گن اون چیزی که بین
‫پاهاشه، شبیه زن‌هاست.

446
00:59:59,029 --> 01:00:00,029
‫باید ساکت بمونیم.

447
01:00:00,830 --> 01:00:02,210
‫اینا همش چرنده.

448
01:00:02,449 --> 01:00:03,750
‫من می‌دونم چی دیدم.

449
01:00:03,850 --> 01:00:04,850
‫کِی؟

450
01:00:05,350 --> 01:00:06,710
‫کی می‌تونستی اون رو ببینی؟

451
01:00:06,989 --> 01:00:08,069
‫وقتی آقا مریض بود.

452
01:00:08,549 --> 01:00:10,149
‫این پرت و پلاها
‫چیه که داری میگی؟

453
01:00:10,250 --> 01:00:11,250
‫هیچ‌کس پیشش نبود.

454
01:00:11,250 --> 01:00:12,850
‫- اولِ اولش؟
‫- تنها بودم پیشش.

455
01:00:13,009 --> 01:00:14,009
‫وقتی جای نیش‌ها هنوز تازه بود.

456
01:00:14,009 --> 01:00:16,330
‫شلوارش رو درآوردیم و
‫نیش‌ها رو تا اینجا درآوردیم.

457
01:00:16,409 --> 01:00:17,509
‫اون اصلاً چی می‌تونست دیده باشه؟

458
01:00:17,589 --> 01:00:18,770
‫- از کجا بدونم؟
‫- به نظرم...

459
01:00:18,850 --> 01:00:20,189
‫کاملاً عقلت رو از دست دادی.

460
01:00:20,909 --> 01:00:22,449
‫اون مال چند روز پیش بود.
‫چرا تا الان چیزی نگفتی؟

461
01:00:22,509 --> 01:00:23,649
‫همون موقع گفتم.

462
01:00:24,609 --> 01:00:25,850
‫بهم خندیدین.

463
01:00:25,850 --> 01:00:27,409
‫- دروغگو!
‫- بهم دستور دادی...

464
01:00:27,409 --> 01:00:30,310
‫که ساکت بمونم چون حرفام بی‌معنیه.

465
01:00:30,529 --> 01:00:31,549
‫- دروغگو!
‫- دروغگو!

466
01:00:31,710 --> 01:00:32,710
‫- دروغگو!
‫- دروغگو!

467
01:00:32,710 --> 01:00:33,909
‫- دروغگو!
‫- دروغگو!

468
01:00:34,270 --> 01:00:35,270
‫- دروغگو!
‫- دروغگو!

469
01:00:35,310 --> 01:00:36,310
‫- دروغگو!
‫- دروغگو!

470
01:00:36,489 --> 01:00:38,609
‫- دروغگو!
‫- برو داخل خونه سوزانا.

471
01:00:39,009 --> 01:00:40,210
‫دیروز تو کلیسا چی؟

472
01:00:40,790 --> 01:00:42,730
‫و هر چیزی که جلوی
‫چشمامون اتفاق افتاد.

473
01:00:43,189 --> 01:00:44,189
‫دروغگو.

474
01:00:45,750 --> 01:00:49,330
‫دخترت خیلی کم سن و ساله، با این حال
‫بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی متوجه میشه.

475
01:00:49,330 --> 01:00:50,949
‫و شاید چیزایی
‫رو به زبون میاره...

476
01:00:50,949 --> 01:00:53,010
‫که هنوز اصلاً نمی‌تونه درکشون کنه.

477
01:00:56,100 --> 01:00:57,839
‫باید برگردیم سر کار.

478
01:00:58,619 --> 01:01:00,779
‫اگه می‌خوایم قبل از تاریک
‫شدن هوا محصول رو جمع کنیم.

479
01:01:01,080 --> 01:01:02,540
‫نصف روزمون هدر رفت.

480
01:01:03,900 --> 01:01:05,179
‫حالا هم دو تا کارگر کم داریم.

481
01:01:06,339 --> 01:01:07,739
‫امیدوارم ضررش کم باشه.

482
01:01:11,699 --> 01:01:14,839
‫بچه‌هات اینجا پیش
‫پدرزنم کار می‌کنن.

483
01:01:15,679 --> 01:01:16,679
‫خودمم همین‌طور.

484
01:01:19,580 --> 01:01:21,539
‫پس بیا این موضوع
‫بین خودمون بمونه.

485
01:01:22,959 --> 01:01:24,499
‫تا به خاطرش آسیبی
‫به شما هم نرسه.

486
01:01:26,619 --> 01:01:27,619
‫حله؟

487
01:03:01,869 --> 01:03:03,409
‫خواهرت هنوز دنبال کاره؟

488
01:03:05,709 --> 01:03:06,709
‫آره.

489
01:03:09,199 --> 01:03:10,199
‫خیلی خب پس.

490
01:03:26,900 --> 01:03:28,740
‫شب خوش و پربرکتی داشته باشید.

491
01:05:30,000 --> 01:05:31,000
‫این چیه دیگه...؟

492
01:05:55,750 --> 01:05:58,110
‫خیلی ساده‌ست. همین‌جا و همین
‫الان این مسئله رو تموم می‌کنیم.

493
01:05:58,790 --> 01:05:59,790
‫چی رو تموم کنیم؟

494
01:06:00,210 --> 01:06:01,310
‫باید ثابت کنی.

495
01:06:02,050 --> 01:06:03,110
‫که من مَردم؟

496
01:06:03,550 --> 01:06:05,310
‫- آره.
‫- و اینکه وارث این زمینی.

497
01:06:05,469 --> 01:06:06,469
‫و کلاهبردار نیستی.

498
01:06:06,710 --> 01:06:07,710
‫اونوقت چطوری باید این کارو بکنم؟

499
01:06:08,929 --> 01:06:09,989
‫با پایین کشیدن شلوارم؟

500
01:06:10,210 --> 01:06:11,210
‫و نشون دادن کیرم؟

501
01:06:11,369 --> 01:06:13,090
‫فقط یه لحظه طول
‫می‌کشه و قضیه حل میشه.

502
01:06:14,949 --> 01:06:17,150
‫این خونه... واقعیه؟

503
01:06:17,810 --> 01:06:19,550
‫و اون خاک، اون زمین؟

504
01:06:21,050 --> 01:06:22,050
‫و پول؟

505
01:06:23,170 --> 01:06:26,010
‫اون دستمزد خوبی که گرفتین، که دم
‫کریسمس دو برابر شد، اینا شیادیه؟

506
01:06:27,010 --> 01:06:28,010
‫اونم کلاهبرداری بود؟

507
01:06:28,330 --> 01:06:31,030
‫و اینکه همیشه یه چیزی
‫از محصول ما براتون بمونه؟

508
01:06:32,590 --> 01:06:33,590
‫یا برای تو؟

509
01:06:34,130 --> 01:06:36,409
‫من بهت الفبا رو
‫یاد دادم، از الف تا ی.

510
01:06:37,110 --> 01:06:38,489
‫و کلماتی که حالا می‌تونی بنویسی.

511
01:06:38,570 --> 01:06:40,310
‫و قراردادهایی که
‫حالا می‌تونی بخونی.

512
01:06:40,310 --> 01:06:41,350
‫تا دیگه هیچ‌کس
‫نتونه سرت کلاه بذاره.

513
01:06:41,670 --> 01:06:43,770
‫تا هیچ‌وقت کمتر از حقت نگیری.

514
01:06:43,790 --> 01:06:44,790
‫اینم کلاهبرداریه؟

515
01:06:45,969 --> 01:06:47,469
‫اینکه دستت رو از دست دادی؟

516
01:06:47,530 --> 01:06:48,530
‫اون واقعیه؟

517
01:06:49,989 --> 01:06:51,449
‫اینکه الان اینجا ایستادی؟

518
01:06:51,449 --> 01:06:52,949
‫و اینکه هنوز زنده‌ای؟

519
01:06:53,310 --> 01:06:54,310
‫اونم کلاهبرداریه؟

520
01:06:55,210 --> 01:06:57,130
‫و اینجا، گلوله.

521
01:06:57,530 --> 01:06:58,530
‫اینجا، نگاهش کن.

522
01:06:59,310 --> 01:07:00,310
‫و این گوشت تن منه.

523
01:07:00,810 --> 01:07:01,969
‫حالا نمی‌تونی منو ببینی؟

524
01:07:02,050 --> 01:07:03,130
‫من ازت می‌خوام که کمکم کنی.

525
01:07:04,230 --> 01:07:06,949
‫مگه من انتخاب کردم که
‫صورتم با گلوله متلاشی بشه؟

526
01:07:07,070 --> 01:07:08,070
‫اونم به خاطر این
‫زمین و به خاطر شماها.

527
01:07:09,010 --> 01:07:10,010
‫اینم واقعیه؟

528
01:07:10,010 --> 01:07:13,489
‫یا اینکه اینجا هیچی نیست و همه
‫چی صاف و قشنگه و فقط یه کلکه؟

529
01:07:14,190 --> 01:07:15,190
‫نمی‌دونم.

530
01:07:15,590 --> 01:07:16,590
‫و تو هم نمی‌دونی.

531
01:07:16,810 --> 01:07:18,330
‫و شاید الان بهتر باشه.

532
01:07:18,330 --> 01:07:21,310
‫که هر کی برگرده خونه‌اش
‫و به معنی این فکر کنه.

533
01:07:21,449 --> 01:07:22,449
‫کلک.

534
01:07:29,290 --> 01:07:32,090
‫من تا حالا کیرهای شما رو دیدم؟

535
01:07:32,590 --> 01:07:34,070
‫ازتون در موردشون پرسیدم؟

536
01:07:34,770 --> 01:07:36,130
‫ما می‌تونیم با کمال
‫میل همه‌اش رو انجام بدیم.

537
01:07:36,489 --> 01:07:38,270
‫ولی می‌خوام که رسمی باشه.

538
01:07:38,750 --> 01:07:41,210
‫اون‌وقت می‌خوام ببینم
‫هر کدومتون چی دارید.

539
01:07:41,210 --> 01:07:42,389
‫بین پاهاتون.

540
01:07:42,510 --> 01:07:43,510
‫چه مرد چه زن.

541
01:07:43,570 --> 01:07:45,190
‫مال تو، مال تو.

542
01:07:45,550 --> 01:07:47,150
‫مال باباتم میخوام ببینم.

543
01:07:47,949 --> 01:07:49,969
‫کلانتر رو برام بیارین
‫و بذارین رسمی‌اش کنیم.

544
01:07:50,810 --> 01:07:53,350
‫البته اگه بتونید
‫هزینه‌ی اون سند رو بدید!

545
01:07:54,070 --> 01:07:55,850
‫و بذارین کشیش همون‌جا
‫تو کلیسا اعلامش کنه.

546
01:07:56,050 --> 01:07:57,650
‫حتی بهتره که از
‫بالای منبر اعلامش کنه.

547
01:07:58,750 --> 01:07:59,750
‫یالا، کلانتر رو بیارین.

548
01:08:01,449 --> 01:08:03,710
‫تو برو، شما دو تا هم باهاش برید،

549
01:08:03,770 --> 01:08:05,230
‫تا کسی نگه که من
‫به مامور رشوه دادم.

550
01:08:06,969 --> 01:08:09,490
‫بقیه هم می‌تونین
‫بیرون در اتاقم بشینین

551
01:08:09,969 --> 01:08:12,790
‫و مراقب باشین
‫تا از مدرکی که الان

552
01:08:12,869 --> 01:08:14,009
‫دنبالشین محروم نشین.

553
01:08:14,489 --> 01:08:16,730
‫و قبل از اینکه مجبور
‫بشم به بدن‌هاتون نگاه کنم

554
01:08:16,790 --> 01:08:18,150
‫دیگه نمی‌خوام ریخت‌تون رو ببینم.

555
01:08:30,990 --> 01:08:33,910
‫می‌گویند مأمور یا بخشدار
‫نیز از خواسته‌ای که

556
01:08:33,910 --> 01:08:36,810
‫نزدش برده بودند، به‌شدت

557
01:08:36,810 --> 01:08:38,250
‫در بهت و حیرت فرو رفته بود؛

558
01:08:41,999 --> 01:08:46,079
‫اما حتی حضور او نیز
‫در آن روز نتوانست

559
01:08:46,079 --> 01:08:49,079
‫مدرکِ خواسته‌شده را
‫تأیید و اثبات کند.

560
01:08:55,100 --> 01:08:58,139
‫خبر این پیشامدها همگان را

561
01:08:58,139 --> 01:08:59,520
‫تا عمق جان تکان داد.

562
01:09:01,549 --> 01:09:04,570
‫اهالی که رز را

563
01:09:04,570 --> 01:09:05,709
‫در جمع خود پناه داده
‫و پذیرفته بودند،

564
01:09:06,789 --> 01:09:09,610
‫اکنون خود را فریب‌خورده می‌دیدند؛

565
01:09:11,049 --> 01:09:13,969
‫آن‌ها احساس می‌کردند
‫که از فریب‌کاریِ رز،

566
01:09:15,170 --> 01:09:17,629
‫حرمتشان لکه‌دار،
‫بی‌آبرو و آلوده شده است.

567
01:09:19,509 --> 01:09:23,049
‫آنچه همه با اصرار و
‫بی‌قراری طلب می‌کردند،

568
01:09:24,009 --> 01:09:25,709
‫عبرتی بزرگ بود؛ مایه‌ای از عبرت که با آن
‫بتوانند دامن خود را دوباره از این ننگ پاک کنند،

569
01:09:27,469 --> 01:09:31,249
‫و از همین رو، برپا کردنِ چنین
‫مجازاتِ عبرت‌آموزی اجتناب‌ناپذیر بود.

570
01:10:48,100 --> 01:10:51,919
‫بدین‌سان در سومین
‫روز از فرار و آوارگی‌شان،

571
01:10:51,919 --> 01:10:53,959
‫چند ماجراجو توانستند

572
01:10:54,820 --> 01:10:58,039
‫رد آن دو فراری را بیابند

573
01:10:58,039 --> 01:10:59,480
‫تا آن‌ها را دوباره به
‫دهکده بازگردانند.

574
01:11:13,287 --> 01:11:14,287
‫رز

575
01:11:16,900 --> 01:11:18,040
‫رز

576
01:11:18,240 --> 01:11:19,240
آره

577
01:11:22,740 --> 01:11:23,740
‫رز.

578
01:11:50,249 --> 01:11:53,189
‫اما میان اهل فضل
‫و حقوق‌دانان دیار

579
01:11:53,189 --> 01:11:54,409
‫نیز اختلافی تند درگرفت؛

580
01:11:55,489 --> 01:11:59,149
‫بر سر این‌که چه کسی
‫صلاحیت دارد برای پدیده‌ای چنین

581
01:11:59,569 --> 01:12:00,829
‫غریب و پرونده‌ای تا این حد
‫نامتعارف، داوری کند و حکم دهد

582
01:12:05,249 --> 01:12:08,869
‫درست به همین خاطر بود که
‫سه ماه دیگر نیز سپری شد،

583
01:12:10,370 --> 01:12:13,709
‫پیش از آن‌که بتوانند برای رز
‫محاکمه‌ای رسمی و درخور برپا کنند

584
01:12:32,999 --> 01:12:34,060
‫نوار.

585
01:12:46,450 --> 01:12:47,730
‫شاخ.

586
01:13:01,900 --> 01:13:02,960
‫خار.

587
01:13:05,840 --> 01:13:13,840
<font color="#8000ff">ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ</font>
 <font color="#ffff00">@CinemDreaming</font>

588
01:13:33,950 --> 01:13:34,950
‫نه

589
01:13:44,600 --> 01:13:48,160
‫معاینات ثابت کرده

590
01:13:48,160 --> 01:13:51,379
‫که متهم یه زن سالم و تندرسته

591
01:13:52,560 --> 01:13:53,940
‫هیچ ویژگی مردانه‌ای نداره.

592
01:13:55,320 --> 01:13:58,780
‫اندام جنسیش رشد طبیعی داره.

593
01:13:58,780 --> 01:14:02,100
‫با اون نمی‌تونسته به همسر
‫فرضی‌اش تجاوز کرده باشه.

594
01:14:05,280 --> 01:14:08,280
‫البته منی قطعاً

595
01:14:08,280 --> 01:14:09,600
‫در مسیر برعکس جاری شده

596
01:14:11,160 --> 01:14:13,620
‫چون متهم بارداره.

597
01:14:30,400 --> 01:14:35,679
‫اون یه زنه ولی مدت زیادی
‫خودش رو به شکل مرد جا زده بوده.

598
01:14:37,620 --> 01:14:38,620
‫بله.

599
01:14:43,100 --> 01:14:44,400
‫و اون ارثیه چی؟

600
01:14:46,740 --> 01:14:47,740
‫به کی تعلق داره؟

601
01:14:52,450 --> 01:14:56,209
‫اون رفیق و دوست من
‫بود و خیلی ازش حرف می‌زد

602
01:14:56,209 --> 01:14:57,709
‫و با جزئیات

603
01:14:59,730 --> 01:15:02,350
‫از برگشتن بعد از جنگ و
‫اینکه زندگیش چطوری می‌شه

604
01:15:04,499 --> 01:15:05,699
‫اما کشته شد؛

605
01:15:06,779 --> 01:15:08,459
‫پاش منفجر شد؛

606
01:15:09,679 --> 01:15:11,299
‫و اون‌قدر خون ازش رفت که مُرد.

607
01:15:14,799 --> 01:15:16,159
‫واسه همین وسایلش رو برداشتم

608
01:15:21,249 --> 01:15:23,789
‫و بینشون این مدرک بود

609
01:15:26,009 --> 01:15:31,669
‫دیدم حیف می‌شه اگه کسی
‫سراغش نیاد و راهش رو ادامه نده.

610
01:15:32,709 --> 01:15:33,709
‫به هر حال، ما مثل
‫دو تا برادر بودیم

611
01:15:36,810 --> 01:15:37,810
‫و این یکی؟

612
01:15:41,350 --> 01:15:42,350
‫آره

613
01:15:45,459 --> 01:15:46,459
‫این رو از کجا آوردی؟

614
01:15:47,959 --> 01:15:49,319
‫اونم توی جنگ

615
01:15:51,850 --> 01:15:55,749
‫گاهی اوقات، با دستور نظامی ما هم مجبور
‫می‌شدیم به شکست‌خورده‌ها نشون بدیم

616
01:15:55,749 --> 01:15:57,589
‫که رئیس کیه

617
01:16:00,950 --> 01:16:02,130
‫با دستور

618
01:16:02,410 --> 01:16:03,410
‫آره

619
01:16:06,179 --> 01:16:07,179
‫اون کار حماقت بود

620
01:16:08,850 --> 01:16:09,850
‫و وحشی‌گری

621
01:16:12,879 --> 01:16:14,759
‫اما اگه انجامش نمی‌دادم،
‫برام خطرناک می‌شد

622
01:16:14,759 --> 01:16:17,179
‫اگه باهاشون همراهی نمی‌کردم، واسه
‫همین گذاشتم اون بلا سرم بیاد

623
01:16:19,100 --> 01:16:20,739
‫و هیچ‌کس هم چیزی نفهمید

624
01:16:22,950 --> 01:16:25,370
‫و اون زنی که می‌گی همسرته چی؟

625
01:16:27,749 --> 01:16:31,029
‫اون هیچی نمی‌دونست
‫از هر گناهی مبراست

626
01:16:31,129 --> 01:16:32,489
‫خواهش می‌کنم، باید آزادش کنین

627
01:16:33,429 --> 01:16:34,869
‫اما پدر بچه‌اش کیه؟

628
01:16:41,850 --> 01:16:42,870
‫و این یکی چی؟

629
01:16:45,280 --> 01:16:48,040
‫به منم نشون دادن که کی رئیسه.

630
01:16:48,179 --> 01:16:49,179
‫کی؟

631
01:16:49,480 --> 01:16:50,780
‫نمی‌دونم. چهار نفر بودن

632
01:16:58,370 --> 01:16:59,810
‫چرا اون کار رو کردی؟

633
01:17:04,850 --> 01:17:07,749
‫می‌خواستم ببینم چه چیزهایی ممکنه

634
01:17:12,690 --> 01:17:13,690
‫چی؟

635
01:17:14,959 --> 01:17:16,889
‫اینکه بتونم این‌طوری زندگی کنم

636
01:17:18,929 --> 01:17:19,969
‫مثل یه مرد؟

637
01:17:21,850 --> 01:17:23,850
‫نه. نمی‌خواستم مرد باشم

638
01:17:25,270 --> 01:17:26,270
‫پس چی؟

639
01:17:29,100 --> 01:17:35,400
‫شلوار پوشیدن آزادی بیشتری
‫داشت، و یه تیکه لباس جداست.

640
01:17:36,320 --> 01:17:37,419
‫و توی شلوار من هم
‫چیز دیگه‌ای نیست.

641
01:17:40,139 --> 01:17:41,219
‫و کی بهت اجازه داد
‫این کار رو بکنی؟

642
01:17:45,800 --> 01:17:46,800
‫هیچ‌کس.

643
01:17:47,780 --> 01:17:48,780
‫اوه، هیچ‌کس؟

644
01:17:51,400 --> 01:17:52,400
‫خودم

645
01:17:54,499 --> 01:17:56,659
‫پس خود ساخته‌ای.

646
01:17:58,799 --> 01:18:00,739
‫جامعه فقط با قانون
‫می‌تونه وجود داشته باشه

647
01:18:01,520 --> 01:18:03,759
‫و قانون رو واقعیت‌ها تعیین می‌کنن

648
01:18:04,539 --> 01:18:06,439
‫با این حال، بین پاهات

649
01:18:06,439 --> 01:18:08,600
‫عضو مردانه‌ای برای
‫تولیدمثل پیدا نشد

650
01:18:09,359 --> 01:18:10,419
‫فقط یه روزنه

651
01:18:11,819 --> 01:18:13,319
‫آدم شاید دلش بخواد
‫به غیرممکن برسه.

652
01:18:13,919 --> 01:18:15,299
‫اما نمی‌تونه باهاش زندگی کنه.

653
01:18:15,739 --> 01:18:18,479
‫و با تلاشت برای
‫زندگی کردنِ اون غیرممکن،

654
01:18:18,819 --> 01:18:21,020
‫انتخاب کردی که به
‫جنگ واقعیت بری.

655
01:18:21,020 --> 01:18:22,560
‫و به جنگِ ضرورت؛

656
01:18:22,560 --> 01:18:26,259
‫ضرورتی که برای تو یعنی
‫تن دادن به خواسته‌های بدنت

657
01:18:26,259 --> 01:18:27,359
‫و طبیعتش

658
01:18:27,719 --> 01:18:30,339
‫تو خودت رو بالاتر
‫از قانونی قرار دادی

659
01:18:30,339 --> 01:18:32,819
‫که تنها عاملِ ممکن
‫بودنِ زندگیِ جمعیه

660
01:18:33,119 --> 01:18:35,839
‫و وقتی خودت رو در
‫تقابل با واقعیت قرار دادی

661
01:18:36,319 --> 01:18:39,279
‫و در تقابل با ضرورت و قوانین

662
01:18:39,659 --> 01:18:42,179
‫خودت رو در تقابل
‫با جامعه هم قرار دادی

663
01:18:42,499 --> 01:18:44,459
‫این همون چیزیه که انتخاب کردی

664
01:18:44,779 --> 01:18:48,079
‫این همون امکانیه که انتخاب
‫کردی باهاش زندگی کنی

665
01:18:48,459 --> 01:18:50,219
‫و اون آزادی‌ای که برای
‫خودت غصب کردی.

666
01:18:55,100 --> 01:19:00,780
‫واقعاً همیشه باور
‫داشتی که موفق میشی؟

667
01:19:02,900 --> 01:19:04,179
‫هیچ احساس گناهی نداری؟

668
01:19:08,749 --> 01:19:10,889
‫کسی که در برابر جامعه گناهکاره.

669
01:19:13,150 --> 01:19:14,490
‫دیگه بخشی از اون جامعه نیست،

670
01:19:16,509 --> 01:19:18,030
‫باید دور نگه داشته بشه،

671
01:19:19,530 --> 01:19:20,530
‫برای مدتی،

672
01:19:21,389 --> 01:19:22,389
‫توی سیاهچال،

673
01:19:24,030 --> 01:19:25,030
‫برای همیشه؛

674
01:19:26,749 --> 01:19:27,869
‫و بعد اعدام بشه.

675
01:19:31,950 --> 01:19:35,730
‫اما شاید نشه هیچ
‫محدودیتی برای تو قائل شد

676
01:19:37,050 --> 01:19:38,690
‫شاید برات بال دربیاد،

677
01:19:38,690 --> 01:19:42,030
‫و خیلی ساده از پیش
‫ما پرواز کنی و بری.

678
01:19:44,929 --> 01:19:46,610
‫یا نکنه فکر می‌کنی این ممکن نیست؟

679
01:20:18,049 --> 01:20:19,869
‫حکم صادر شد.

680
01:20:22,049 --> 01:20:23,049
‫شمشیر.

681
01:20:24,897 --> 01:20:25,963
‫کی؟

682
01:20:28,160 --> 01:20:29,940
‫به محض اینکه بچه به دنیا بیاد.

683
01:20:32,249 --> 01:20:34,389
‫هیچ آسیبی نباید به بچه برسه،

684
01:20:34,449 --> 01:20:36,109
‫چون این خلافِ فرامین خداست.

685
01:20:44,100 --> 01:20:46,360
‫تا زمان زایمانش همین‌جا می‌مونه.

686
01:20:52,450 --> 01:20:56,950
‫و حکم سوزانا هم صادر شد.

687
01:20:58,929 --> 01:20:59,929
‫کیسه و رودخانه

688
01:21:03,150 --> 01:21:05,790
‫و حکم بلافاصله اجرا شد

689
01:21:08,100 --> 01:21:12,079
‫و میگن که خیلی راحت
‫با این قضیه کنار نیومد

690
01:21:14,320 --> 01:21:17,360
‫و برای جلادش کلی
‫دردسر و زحمت درست کرد

691
01:21:19,499 --> 01:21:21,600
‫و برای خودش هم کلی
‫مشقت درست کرد.

692
01:21:41,870 --> 01:21:45,549
‫ای پدر مهربان، حالا
‫که در آستانه مرگم

693
01:21:45,549 --> 01:21:47,449
‫به گناهان و خطاهایم
‫نزد تو اعتراف می‌کنم

694
01:21:48,089 --> 01:21:50,649
‫که با فکر، گفتار
‫و کردارم مرتکب شدم

695
01:21:51,669 --> 01:21:53,589
‫از صمیم قلب بابتشون
‫متاسفم و توبه می‌کنم

696
01:21:54,949 --> 01:21:57,869
‫به خاطر رنج‌های تلخ

697
01:21:57,869 --> 01:21:59,909
‫و مرگ پسرت عیسی
‫مسیح از تو میخواهم

698
01:21:59,909 --> 01:22:00,909
‫که این دعا رو اجابت کنی

699
01:22:01,029 --> 01:22:02,889
‫بر من رحم کن، بر
‫من که انسانی خطاکارم

700
01:22:02,889 --> 01:22:04,889
‫و اعمال شرم‌آورم رو بر من ببخش

701
01:22:04,889 --> 01:22:08,489
‫برای همیشه، تا لایق
‫باشم که وارد خانه‌ات شوم

702
01:22:10,329 --> 01:22:13,649
‫ای پدر مهربان، حالا
‫که با مرگ روبرو شدم

703
01:22:13,649 --> 01:22:15,669
‫به گناهان و خطاهایم
‫پیش تو اعتراف می‌کنم

704
01:22:27,900 --> 01:22:29,900
‫همه جا دارن اینو می‌فروشن.

705
01:22:32,799 --> 01:22:34,239
‫فقط تو راهی که به اینجا
‫می‌اومدم، سه تا فروشنده دیدم

706
01:22:38,600 --> 01:22:39,960
‫اونقدر داد می‌زنن
‫که صداشون می‌گیره

707
01:22:41,179 --> 01:22:43,480
‫و نمی‌تونن اون‌قدر
‫سریع سکه جمع کنن

708
01:22:47,249 --> 01:22:49,149
‫مردم درباره‌ش این‌طوری می‌گن

709
01:22:49,431 --> 01:22:53,278
‫شب‌نامه | شرح دقیق و راستینِ
‫زنی که مردم و دهکده را فریب داد.

710
01:22:53,600 --> 01:22:54,639
‫واقعاً این‌طوری اتفاق افتاد؟

711
01:22:56,900 --> 01:23:00,120
‫در هفته‌های واپسین زندگی‌اش،

712
01:23:00,120 --> 01:23:02,100
‫رز کاری برای خود یافته بود؛

713
01:23:02,679 --> 01:23:05,280
‫کاری که بی‌گمان می‌خواست
‫آن را به سرانجام برساند.

714
01:23:06,980 --> 01:23:09,280
‫اگر دیگران برای زندگی
‫او تصمیم گرفته بودند،

715
01:23:10,100 --> 01:23:13,120
‫رز دست‌کم نمی‌خواست بگذارد
‫داستانش را هم از او بربایند.

716
01:23:14,040 --> 01:23:16,820
‫دست‌به‌کار شده بود تا
‫داستان خویش را بنویسد؛

717
01:23:18,560 --> 01:23:20,500
‫و این نوشته‌ها برای
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نبود

718
01:23:21,660 --> 01:23:22,820
‫نه برای هیچ‌کس دیگر،
‫تنها و تنها برای خودش.

719
01:23:23,920 --> 01:23:27,280
‫و چون به زمان حال و
‫روزگار کنونی‌اش رسید،

720
01:23:28,080 --> 01:23:30,100
‫پا را از آن هم فراتر نهاد؛

721
01:23:31,120 --> 01:23:32,740
‫رویایی به خود هدیه داد از آنچه

722
01:23:33,179 --> 01:23:35,299
‫می‌توانست جور دیگری رقم بخورد.

723
01:23:36,379 --> 01:23:39,639
‫چرا که ناممکن تنها یک واژه است،

724
01:23:40,719 --> 01:23:42,900
‫و واژه‌ها را می‌توان دگرگون کرد.

725
01:23:44,219 --> 01:23:47,080
‫کلمات همین که بر زبان آیند، پا به
‫عرصه جهان می‌گذارند، به حقیقت بدل می‌شوند

726
01:23:47,920 --> 01:23:51,360
‫ و واقعیت را رقم می‌زنند.

727
01:23:53,380 --> 01:23:55,879
‫همه این افکار از سر رز می‌گذشت،

728
01:23:56,379 --> 01:23:58,780
‫در حالی که در جایی دیگر،

729
01:23:59,460 --> 01:24:02,280
‫سخن از جدا کردن سر
‫رز از تنش در میان بود.

730
01:24:09,950 --> 01:24:14,730
‫زندانی درخواست کرد
‫که اعدامش رو تمرین کنه

731
01:24:16,429 --> 01:24:18,710
‫و ما با درخواستش موافقت کردیم

732
01:24:20,250 --> 01:24:21,570
‫و باید بهش کمک بشه

733
01:24:30,950 --> 01:24:36,050
‫خدایا منو ببخش، پادشاها
‫منو ببخش، مردم منو ببخشید

734
01:24:42,490 --> 01:24:46,549
‫خدایا منو ببخش، پادشاها
‫منو ببخش، مردم منو ببخشید

735
01:24:54,720 --> 01:24:59,560
‫خدایا منو ببخش، پادشاها
‫منو ببخش، مردم منو ببخشید

736
01:24:59,620 --> 01:25:00,620
‫در مورد جلاد چی؟

737
01:25:13,150 --> 01:25:14,469
‫به گناهت اعتراف می‌کنی؟

738
01:25:15,110 --> 01:25:16,110
‫بله

739
01:25:16,570 --> 01:25:18,770
‫پس سکه رو به جلاد بده

740
01:25:31,280 --> 01:25:34,719
‫و مجازاتت رو به
‫چشم یک تطهیر ببین

741
01:26:12,749 --> 01:26:13,929
‫دندونات رو روی هم فشار بده

742
01:26:31,550 --> 01:26:34,350
‫حالا که همه چیز تموم
‫شده، اعدام فردا اجرا می‌شه

743
01:26:36,650 --> 01:26:38,750
‫می‌خوای قبلش برای
‫آخرین بار بچه رو ببینی؟

744
01:26:39,030 --> 01:26:40,030
‫نه

745
01:26:41,499 --> 01:26:42,979
‫می‌شه آوردش اینجا

746
01:26:49,060 --> 01:26:51,460
‫نه اینکه بی‌رحم یا سنگدل باشم

747
01:26:53,950 --> 01:26:56,030
‫برای اون بچه کوچیک، این موضوع...

748
01:26:59,480 --> 01:27:01,299
‫فقط من نیستم که
‫به صورتش نگاه می‌کنم

749
01:27:01,400 --> 01:27:02,700
‫اونم به صورت من نگاه می‌کنه

750
01:27:07,890 --> 01:27:10,410
‫نباید هیچ تصویری
‫از من تو ذهنش بمونه

751
01:27:10,410 --> 01:27:12,570
‫تا وقتی بزرگ شد، مجبور
‫نشه تو دنیا دنبال من بگرده.

752
01:27:46,423 --> 01:27:48,970
‫نخستین ضربه جلاد خطا رفت

753
01:27:48,970 --> 01:27:52,870
‫و بر شانه رز فرود آمد.

754
01:27:54,550 --> 01:27:56,450
‫ضربه دوم اما کاری‌تر
‫بود و کار را تمام کرد.

755
01:27:59,170 --> 01:28:03,970
‫پس از مرگ، پیکر رز را
‫پاره‌پاره کردند، سوزاندند

756
01:28:03,970 --> 01:28:07,950
‫و خاکسترش را در جایی
‫نامعلوم بر باد دادند،

757
01:28:08,389 --> 01:28:12,190
‫تا دیگر هیچ نام و نشانی
‫از او در یادها باقی نماند.

758
01:28:18,669 --> 01:28:21,029
‫امروز فکر کردم که شاید ما
‫اصلاً از طرف خدا نیومدیم.

759
01:28:26,600 --> 01:28:29,339
‫شاید فقط خودمون رو
‫تصور کردیم و ساختیم.

760
01:28:35,600 --> 01:28:37,700
‫بعد یه آرامش کامل
‫حس کردم و گفتم:

761
01:28:40,160 --> 01:28:41,679
‫این دورترین جاییه
‫که تونستم بهش برسم.

762
01:28:44,749 --> 01:28:46,329
‫و هر کاری که از دستم
‫برمی‌اومد انجام دادم.

763
01:29:22,000 --> 01:29:28,000
مترجم: اشکان هیدی

