﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:09,000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

2
00:00:09,921 --> 00:00:13,441
‫تماس گریس میرابلا رو و به یه قرار ملاقات
‫حضوری برای امروز بعد از ظهر،

3
00:00:13,521 --> 00:00:16,441
‫تو دفتر مرکزی ووگ تغییر بده لطفاً.‬

4
00:00:16,521 --> 00:00:18,629
‫باید سر حال باشم،‬

5
00:00:18,654 --> 00:00:20,001
‫بذاریم مردم خودشون ببینن‬

6
00:00:20,081 --> 00:00:22,481
‫که ادعاهای بچه‌هام‬
‫راجع به وضعیت بد سلامتی من‬

7
00:00:22,561 --> 00:00:24,161
‫خیلی اغراق‌آمیزه.‬

8
00:00:24,241 --> 00:00:26,321
‫گرندی، با هیچ کدوم‌شون‬ حرف زدی؟‬

9
00:00:26,401 --> 00:00:29,361
‫میگم ممکنه یه مکالمه آروم‌تر‬
‫و با ملاحظه‌تر

10
00:00:29,441 --> 00:00:30,721
‫با عمه ادوینا بتونه...‬

11
00:00:30,801 --> 00:00:33,561
‫و بگو هنری راسیتر‬ به دیدنم بیاد.

12
00:00:33,921 --> 00:00:36,081
‫باید یه سری از دارایی‌هام رو‬ نقد کنم.‬

13
00:00:36,161 --> 00:00:37,841
‫واقعاً؟ چقدر نیاز دارین؟‬

14
00:00:37,921 --> 00:00:39,161
‫هفت میلیون.‬

15
00:00:39,241 --> 00:00:41,241
‫- پوند.‬
‫- برای چی؟‬

16
00:00:41,321 --> 00:00:43,641
‫و با این که گفتنش برام دردناکه،

17
00:00:43,721 --> 00:00:45,481
‫باید یه حضور‬ تلویزیونی داشته باشم.‬

18
00:00:45,561 --> 00:00:47,241
‫پس با پیتر لاسالی تماس بگیر‬

19
00:00:47,321 --> 00:00:49,961
‫و بهش بگو بالاخره دارم
‫به شرکت تو تونایت شو جواب مثبت میدم.‬

20
00:00:50,041 --> 00:00:52,189
‫و بعد از اون، می‌خوام که

21
00:00:52,213 --> 00:00:53,761
‫به جیم فرلی زنگ بزنی‬

22
00:00:53,841 --> 00:00:56,961
‫و این رابطه‌... غیرجدی
‫خودت باهاش پایان بدی.‬

23
00:00:59,241 --> 00:01:01,721
‫من... نمی‌دونم منظورتون...‬

24
00:01:03,841 --> 00:01:05,961
‫وقتی با هم آشنا شدیم
‫اصلاً نمی‌دونستم کیه.

25
00:01:06,041 --> 00:01:08,481
‫فکر می‌کردم برای آینده‌ت
‫تو این‌جا‬ جدی هستی،‬

26
00:01:08,561 --> 00:01:10,281
‫پائولا، فکر می‌کردم‬ جاه‌طلبی داری.‬

27
00:01:10,361 --> 00:01:13,881
‫- هستم. دارم. اما...‬
‫- پس امروز تموم میشه.‬

28
00:01:13,961 --> 00:01:15,721
‫اما گرندی، من دوستش دارم.‬

29
00:01:17,601 --> 00:01:20,109
‫پائولا، من درک می‌کنم،‬

30
00:01:20,133 --> 00:01:21,561
‫باور کن،‬

31
00:01:21,641 --> 00:01:24,668
‫که آدم گاهی ممکنه‬ ببینه دچار...

32
00:01:24,692 --> 00:01:25,936
‫حواس‌پرتی شده.

33
00:01:25,961 --> 00:01:28,921
‫اما آدم باید از اون حواس‌پرتی
‫مثل یه تخته پرش

34
00:01:29,001 --> 00:01:30,281
‫برای به جلو پیش رفتن استفاده کنه.‬

35
00:01:31,081 --> 00:01:33,881
‫رابطه تو و جیم فرلی تموم شده.‬

36
00:01:33,961 --> 00:01:35,281
‫ختم کلام.‬

37
00:01:36,361 --> 00:01:38,576
‫بدون این که فداکاری کنی،‬

38
00:01:38,600 --> 00:01:40,761
‫به جایگاه من نمیرسی.‬

39
00:01:50,000 --> 00:01:57,000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
آوامووی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@AvaMovie_in

40
00:02:14,121 --> 00:02:16,361
‫برای روز افتتاحیه بزرگت آماده‌ای؟‬

41
00:02:20,401 --> 00:02:21,841
‫روز دوست‌داشتنی‌ای داشته باشی.‬

42
00:02:37,641 --> 00:02:38,761
‫ممنون.‬

43
00:02:41,601 --> 00:02:44,761
‫خیلی خب دیگه، آروم بگیر.‬

44
00:02:44,841 --> 00:02:48,201
‫بچه دومم‌ـه. تو مقایسه با اولی،
‫عین یه فرشته‌ست.‬

45
00:02:50,641 --> 00:02:53,241
‫اما؟ این پارچه حوله‌ای‌ـه
‫یا پشم فاستونی؟‬

46
00:02:53,321 --> 00:02:54,441
‫حوله‌ای.‬

47
00:03:23,690 --> 00:03:26,043
‫« تولیدی و لباس فروشی هارت »

48
00:03:35,361 --> 00:03:37,721
‫عالیه خانم جیکوبز. با این قدی‬

49
00:03:37,801 --> 00:03:39,921
‫که خدا بهتون داده،‬
‫اگه من بودم لبه دامن رو تا وسط ساق میاوردم.

50
00:03:40,001 --> 00:03:41,881
‫باید شوهرم رو قانع کنم
‫که یه کت جدید نیاز داره.‬

51
00:03:41,961 --> 00:03:43,761
‫وگرنه تو کلیسا آبروم رو میبره!‬

52
00:03:44,081 --> 00:03:45,641
‫شاید بهتر باشه اول
‫با یه چیز شیرین خرش کنی.‬

53
00:03:45,721 --> 00:03:47,881
‫بسته‌های تارت شیره‌م رو دیدی؟
‫ دستور پخت مادرمه.‬

54
00:03:47,961 --> 00:03:49,522
‫پدرم همیشه تو ماه
‫ژوئن جای کیک تولد

55
00:03:49,546 --> 00:03:51,041
‫یکی از این‌ها می‌خواست.‬

56
00:03:55,721 --> 00:03:58,801
‫خب تو هر ثانیه‬ هر روز رو
‫داشتی کار می‌کردی.‬

57
00:03:58,881 --> 00:04:00,721
‫کی اوضاع این‌جا‬
‫به قدری رو به راه میشه‬

58
00:04:00,801 --> 00:04:02,961
‫که بتونی مرخصی بگیری‬
‫و خانواده‌ت رو ببینی، ها؟‬

59
00:04:03,041 --> 00:04:04,961
‫لباس مردانه. بایدقدم بعدی باشه.‬

60
00:04:05,041 --> 00:04:06,921
‫بهترین راه برای‬ گسترش
‫دامنه مشتری‌هاست.‬

61
00:04:07,041 --> 00:04:08,161
‫می‌تونم به لباس تو نگاه کنم؟‬

62
00:04:09,761 --> 00:04:10,841
‫بله.‬

63
00:04:11,881 --> 00:04:13,761
‫اما اگه قراره‬ لباسم رو در بیاری...‬

64
00:04:14,841 --> 00:04:16,241
‫...شاید بهتر باشه بدون تماشاچی باشه؟‬

65
00:04:16,321 --> 00:04:17,521
‫متاسفم.‬

66
00:04:20,041 --> 00:04:22,321
‫توئیت. کلی پارچه توئیت
‫نیاز دارم. می‌تونی...؟‬

67
00:04:22,401 --> 00:04:23,321
‫برو.‬

68
00:04:24,401 --> 00:04:25,681
‫کارم توی رئیس بودن خوبه.

69
00:04:34,321 --> 00:04:36,321
‫هر چقدر پارچه توئیت
‫و پشم فاستونی که داری رو

70
00:04:36,401 --> 00:04:38,961
‫نیاز دارم، شاید هم یه مقداری کتان.‬

71
00:04:39,041 --> 00:04:40,361
‫ممکن نیست به این زودی‬
‫تموم کرده باشی.

72
00:04:40,441 --> 00:04:42,041
‫داریم یه خط تولید‬ لباس مردانه راه میندازیم.‬

73
00:04:42,921 --> 00:04:45,321
‫شنیدی دارن‬ دوزبری میل رو می‌فروشن؟‬

74
00:04:45,401 --> 00:04:46,681
‫یکی یه ثروت بزرگ به جیب میزنه.‬

75
00:04:46,761 --> 00:04:48,401
‫آره، ولی اولش باید‬ کلی خرج کنه.‬

76
00:04:48,481 --> 00:04:50,001
‫تو باید بخریش.
‫فکر کن‬ که چقدر

77
00:04:50,081 --> 00:04:51,481
‫حاشیه سودت بیشتر میشه.‬

78
00:04:51,561 --> 00:04:53,881
‫نه، ممنون.‬
‫برای من بیش از حد ریسک داره.‬

79
00:04:53,961 --> 00:04:55,361
‫اون طوری باید
‫یه وام خیلی سنگین بگیرم.‬

80
00:04:55,441 --> 00:04:56,681
‫بیشتر از هزینه‌ خودش سود داره.‬

81
00:04:56,761 --> 00:04:59,241
‫با توجه به این که از نظر همه
‫کیفیت تولید فرلی میل خیلی بده،

82
00:04:59,321 --> 00:05:00,841
‫به نظرم قراردادهایی‬
‫که براشون باقی مونده‬،

83
00:05:00,921 --> 00:05:02,721
‫برای تو میشن.

84
00:05:02,801 --> 00:05:03,921
‫آقای لودر.‬

85
00:05:04,801 --> 00:05:05,961
‫دیدین داره چیکار می‌کنه؟‬

86
00:05:06,041 --> 00:05:08,441
‫بسته تارت شیره‬
‫توی مغازه خیاطی!‬

87
00:05:08,521 --> 00:05:10,321
‫تا حالا همچین چیزی‬ شنیده بودین؟

88
00:05:10,401 --> 00:05:12,161
‫می‌دونستم!‬ همون لحظه‌ای
‫که گذاشتین بیاد این‌جا،‬

89
00:05:12,241 --> 00:05:14,281
‫به شوهرم گفتم، گفتم:
‫«اون چشمش دنبال مغازه من‌ـه.»‬

90
00:05:14,361 --> 00:05:16,521
‫خانم هارت آزادن هرچی
‫دل‌شون می‌خواد بفروشن.‬

91
00:05:16,601 --> 00:05:18,416
‫اوه، شما باید هم این رو بگین،

92
00:05:18,440 --> 00:05:19,841
‫دارین از معشوقه‌‌تون دفاع می‌کنین.‬

93
00:05:19,921 --> 00:05:21,641
‫اما یه زن متاهله.‬

94
00:05:21,721 --> 00:05:24,321
‫با کی ازدواج کرده؟‬
‫مرد نامرئی؟‬

95
00:05:24,401 --> 00:05:26,281
‫من دیدم که چطور
‫جوری تو مغازه‌تون میره و میاد

96
00:05:26,361 --> 00:05:27,401
‫که انگار اصلاً به کسی دخلی نداره.‬

97
00:05:27,481 --> 00:05:29,321
‫به نظر میرسه که شما
‫خودتون رو دخالت دادین.

98
00:05:29,401 --> 00:05:31,681
‫خانم مینتون، اگه می‌خواین‬
‫به اجاره ملک من ادامه بدین‬،

99
00:05:31,761 --> 00:05:34,161
‫پیشنهاد می‌کنم فوراً
‫از خانم هارت عذرخواهی کنین‬

100
00:05:34,241 --> 00:05:35,481
‫و زمان کمتری رو‬

101
00:05:35,561 --> 00:05:38,281
‫صرف نگرانی بابت چیزهایی که می‌فروشه
‫کنین و بیشتر به فکر فروش خودتون باشین،‬

102
00:05:38,361 --> 00:05:40,481
‫که شک دارم این اواخر
‫خیلی زیاد بوده باشه.‬

103
00:05:44,961 --> 00:05:46,041
‫ببخشید.‬

104
00:05:48,121 --> 00:05:50,321
‫شوهر نامرئی،‬ بچه نامرئی.‬

105
00:05:50,401 --> 00:05:52,121
‫ممنون که پرسیدین خانم مینتون
‫ولی در حقیقت از دخترم‬

106
00:05:52,201 --> 00:05:54,481
‫خیلی خوب مراقبت میشه.‬

107
00:05:54,561 --> 00:05:56,721
‫- هیچ کم و کسری هم نداره.‬
‫- اما...‬

108
00:06:00,441 --> 00:06:03,041
‫اون چی می‌دونه، ها؟
‫فکر می‌کنه ما با هم داستانی داریم!‬

109
00:06:04,441 --> 00:06:05,601
‫باید مغازه اون رو بدین به من.‬

110
00:06:05,681 --> 00:06:07,321
‫من هیچ‌وقت شما رو
‫برای اجاره منتظر نمیذارم.

111
00:06:07,401 --> 00:06:09,881
‫من خیلی نگرانم که اون جفت‌مون رو

112
00:06:09,961 --> 00:06:11,521
‫با یکی از اون تارت‌های شیره‌‌ت
‫تا سر حد مرگ بزنه.‬

113
00:06:19,681 --> 00:06:21,281
‫یه سری ساسون چشم ماهی
‫این‌جا در جلو بذاریم،

114
00:06:21,361 --> 00:06:23,721
‫تن‌خورش بهتر میشه،
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟‬

115
00:06:23,801 --> 00:06:25,201
‫کمر رو جمع می‌کنه‬
‫بدون این که...‬

116
00:06:25,281 --> 00:06:26,401
‫پارچه کش بیاد.‬

117
00:06:27,441 --> 00:06:29,081
‫آره. حق با توـه.‬

118
00:06:30,761 --> 00:06:32,201
‫خطوط تمیزتر.‬

119
00:06:35,881 --> 00:06:38,441
‫می‌تونم اندازه‌هات رو‬
‫برای نمونه بگیرم؟‬

120
00:06:41,361 --> 00:06:42,521
‫الان خوبه؟‬

121
00:06:42,601 --> 00:06:44,681
‫آره. مرسی.‬

122
00:07:05,041 --> 00:07:06,561
‫بیشتر مردم...‬

123
00:07:07,641 --> 00:07:09,041
‫بیشتر از چند ماه

124
00:07:09,121 --> 00:07:11,561
‫بعد از باز کردن مغازه لباس زنانه صبر می‌کنن
‫و بعد کارشون رو گسترش میدن.

125
00:07:12,801 --> 00:07:14,441
‫فکر می‌کنی زیادی زوده؟‬

126
00:07:14,521 --> 00:07:16,401
‫نه، همچین فکری نمی‌کنم.‬

127
00:07:19,121 --> 00:07:21,761
‫و دقیقاً به همین دلیله که‬
‫می‌خواستم با تو کار کنم.‬

128
00:07:28,681 --> 00:07:30,681
‫چون تو مثل بیشتر مردم نیستی.‬

129
00:07:42,521 --> 00:07:44,441
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم. من متاهلم.‬

130
00:07:44,521 --> 00:07:46,321
‫خب، یکی باید این رو‬
‫به شوهرت یادآوری کنه،‬

131
00:07:46,401 --> 00:07:48,561
‫چون الان تقریباً‬ یک سال شده اما،‬

132
00:07:48,641 --> 00:07:50,081
‫اون حتی زحمت نداده‬ نزدیکت بشه،‬

133
00:07:50,161 --> 00:07:51,801
‫حتی وقتی که‬ بچه‌ش رو به دنیا آوردی.‬

134
00:07:51,881 --> 00:07:53,761
‫- اما اون خیلی دوره!‬
‫- هفته به هفته، با خودم میگم،‬

135
00:07:53,841 --> 00:07:55,869
‫«اون اصلاً می‌دونه
‫با کی ازدواج کرده؟

136
00:07:55,893 --> 00:07:56,841
‫اصلاً تو رو می‌شناسه؟‬

137
00:07:56,921 --> 00:07:58,601
‫اصلاً تو رو دیده؟»‬

138
00:08:00,161 --> 00:08:02,001
‫چون مسلماً اگه حتی‬
‫یه نگاه بهت انداخته بود،‬

139
00:08:02,081 --> 00:08:04,081
‫نمی‌تونست از‬ کنارت جم بخوره.‬

140
00:08:04,161 --> 00:08:06,081
‫متاسفم. متاسفم.‬

141
00:08:39,121 --> 00:08:41,201
‫اما هارت، درسته؟‬

142
00:08:42,441 --> 00:08:45,041
‫بله.‬
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم خانم...؟‬

143
00:08:45,121 --> 00:08:46,201
‫دوشیزه.‬

144
00:08:46,281 --> 00:08:47,561
‫چاندرا.‬

145
00:08:48,201 --> 00:08:49,681
‫حداقل تا چند هفته دیگه.‬

146
00:08:49,761 --> 00:08:52,201
‫بعدش میشم‬ خانم ادوین فرلی.‬

147
00:08:53,561 --> 00:08:55,121
‫برای همین اومدم این‌جا.‬

148
00:09:05,041 --> 00:09:07,121
‫بله. می‌تونم ببینم.‬

149
00:09:08,641 --> 00:09:11,121
‫فقط نیاز به...‬
‫یه سری تغییرات عجیب داره.‬

150
00:09:13,161 --> 00:09:14,201
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که...‬

151
00:09:14,281 --> 00:09:15,561
‫آتشش بزنیم.‬

152
00:09:17,001 --> 00:09:19,681
‫این میراث خاندان فرلیه
‫ که اصرار داشتن تنم کنم،‬

153
00:09:19,761 --> 00:09:23,041
‫و همون‌طور که می‌بینی، اندازه‌ست
‫که این خیلی مایه تاسفه‌،‬

154
00:09:23,121 --> 00:09:24,921
‫چون واقعاً‬ زشت به تمام عیاره.

155
00:09:28,561 --> 00:09:29,961
‫متاسفم.‬

156
00:09:30,041 --> 00:09:31,201
‫من هم همین‌طور.‬

157
00:09:31,321 --> 00:09:32,972
‫اما مدام تعریف‌های خیلی خوبی

158
00:09:32,996 --> 00:09:34,361
‫راجع به این‌جا می‌شنیدم‬

159
00:09:34,481 --> 00:09:36,229
‫امیدوار بودم بتونی حتی یه ذره هم

160
00:09:36,253 --> 00:09:37,521
‫که شده از زشتیش کم کنی.‬

161
00:09:37,881 --> 00:09:39,041
‫بذار ببینم.‬

162
00:09:42,601 --> 00:09:44,081
‫همیشه تصور می‌کردم‬
‫لباسی رو می‌پوشم‬

163
00:09:44,161 --> 00:09:46,361
‫که مادرم توی‬ عروسیش پوشیده بود.‬

164
00:09:46,441 --> 00:09:48,361
‫یه ساری قرمز زیبا بود.‬

165
00:09:49,001 --> 00:09:50,401
‫با تار و پود طلا.‬

166
00:09:50,481 --> 00:09:53,201
‫اما از اون‌جایی که خودش‬
‫توی مراسم عروسی نیست...‬

167
00:09:57,721 --> 00:09:58,801
‫اون فوت کرده.‬

168
00:10:02,441 --> 00:10:03,641
‫متاسفم.‬

169
00:10:05,041 --> 00:10:06,481
‫از دست دادن مادر، این...‬

170
00:10:09,521 --> 00:10:10,761
‫می‌دونم.‬

171
00:10:11,361 --> 00:10:12,721
‫بدترین اتفاقه.‬

172
00:10:13,521 --> 00:10:15,721
‫بله. همین‌طوره.‬

173
00:10:23,361 --> 00:10:24,881
‫اون برات می‌نویسه.‬

174
00:10:27,041 --> 00:10:28,401
‫نامه.‬

175
00:10:29,801 --> 00:10:31,161
‫مدام.‬

176
00:10:33,021 --> 00:10:34,466
‫هرچند به نظر میرسه اصلاً

177
00:10:34,490 --> 00:10:36,161
‫قصد فرستادنشون رو نداره، پس...‬

178
00:10:36,241 --> 00:10:38,841
‫...حدس میزنم بالاخره
‫قرار بود یه روز پیداشون کنم.‬

179
00:10:43,241 --> 00:10:44,761
‫چرا اومدی این‌جا؟‬

180
00:10:46,681 --> 00:10:49,081
‫اگه قراره بقیه عمرم رو‬ با مردی بگذرونم‬

181
00:10:49,161 --> 00:10:51,761
‫که قلبش شکسته، فکر کردم
‫حداقل باید یه نگاه درست و حسابی‬

182
00:10:51,841 --> 00:10:53,881
‫به زنی که مسبب قلب شکسته‌ش‌ـه بندازم.‬

183
00:10:53,961 --> 00:10:56,561
‫اگه قلب ادوین شکسته،‬
‫کاملاً تقصیر خودشه،‬

184
00:10:56,641 --> 00:10:58,161
‫این رو می‌تونم بهت اطمینان بدم.‬

185
00:11:05,081 --> 00:11:06,361
‫می‌تونی نگاه کنی.‬

186
00:11:11,801 --> 00:11:13,536
‫خب، اگه من جای
‫تو بودم قیافه خودم رو

187
00:11:13,560 --> 00:11:15,001
‫خیلی ترسناک درست می‌کردم.‬

188
00:11:15,481 --> 00:11:17,201
‫اوه، بهش فکر کردم.‬

189
00:11:17,361 --> 00:11:20,001
‫زمانی بود که‬
‫لباس رو کاملاً خراب می‌کردم.‬

190
00:11:20,121 --> 00:11:22,921
‫هر کاری برای تلافی سرشون انجام میدم،
‫حتی شده یه ذره.‬

191
00:11:25,921 --> 00:11:27,761
‫می‌دونی، من عهد بستم

192
00:11:27,841 --> 00:11:30,721
‫که بقیه عمرم رو صرف مجازات‌شون کنم.‬

193
00:11:31,081 --> 00:11:32,921
‫همه فرلی‌ها رو.‬

194
00:11:33,001 --> 00:11:34,161
‫و حالا؟‬

195
00:11:37,481 --> 00:11:39,681
‫بعضی وقت‌ها از خودم می‌پرسم‬
‫که با این کار،‬

196
00:11:39,761 --> 00:11:41,441
‫دارم خودم رو هم مجازات می‌کنم یا نه.‬

197
00:11:53,481 --> 00:11:54,561
‫باهاش ازدواج نکن.‬

198
00:11:56,041 --> 00:11:57,281
‫نه به خاطر این که من اون رو می‌خوام‬

199
00:11:57,361 --> 00:11:59,201
‫یا چون دارم سعی می‌کنم‬
‫زندگیش رو خراب کنم.‬

200
00:12:00,201 --> 00:12:01,201
‫فقط...‬

201
00:12:02,641 --> 00:12:04,281
‫...فکر می‌کنم تو لیاقتت
‫بیشتر از این‌هاست.

202
00:12:09,801 --> 00:12:11,241
‫رفتارش با من خوبه.‬

203
00:12:12,761 --> 00:12:14,921
‫و عشق می‌تونه شکل بگیره... فکر کنم.‬

204
00:12:17,281 --> 00:12:19,161
‫من... امید دارم.‬

205
00:12:22,801 --> 00:12:24,961
‫می‌دونم ممکنه این حرفم‬
‫خیلی نامناسب باشه،‬

206
00:12:25,041 --> 00:12:26,641
‫اما واقعاً‬ ازتون می‌خواستم که...‬

207
00:12:26,721 --> 00:12:28,121
‫میگم برات بیارنش.‬

208
00:12:29,041 --> 00:12:31,361
‫- وقتی تموم شد.‬
‫- ممنون.‬

209
00:12:54,721 --> 00:12:56,441
‫مطمئناً فکر می‌کردم
‫از شنیدنش این که ادوین

210
00:12:56,521 --> 00:12:58,201
‫توی فلاکت زندگی می‌کنه خوشحال میشی.‬

211
00:12:58,281 --> 00:13:00,961
‫اما، حس خوبی نداره که بدونی
‫همه این‌ها رو خودت ساختی‬

212
00:13:01,041 --> 00:13:03,361
‫در حالی که اون همون‌جا که
‫ولش کردی درجا زده؟‬

213
00:13:03,441 --> 00:13:05,761
‫اما بخشی از من هم اون‌جا
‫پیشش بوده، مگه نه؟‬

214
00:13:05,841 --> 00:13:07,201
‫با گذاشتن انگشتری که برام گرفته؟‬

215
00:13:07,281 --> 00:13:09,281
‫حتی با وانمود کردن به این که
‫شوهرم تو دریاست!

216
00:13:09,361 --> 00:13:11,961
‫با این که مطمئن بشم حتی
‫کوچک‌ترین احتمالی وجود نداره‬

217
00:13:12,041 --> 00:13:14,041
‫که یه روز بتونم‬ با کسی دیگه آشنا بشم.‬

218
00:13:17,601 --> 00:13:19,161
‫برای اون آماده‌ای؟‬

219
00:13:20,241 --> 00:13:22,401
‫می‌خوام باشم، فکر کنم.

220
00:13:24,001 --> 00:13:25,361
‫اما می‌ترسم.‬

221
00:13:26,321 --> 00:13:28,441
‫اون خشم،‬
‫اون خشم نسبت به ادوین،‬

222
00:13:28,521 --> 00:13:30,881
‫همون چیزیه که هر روز صبح من رو
‫از تخت می‌کشید بیرون.‬

223
00:13:30,961 --> 00:13:33,561
‫همون چیزیه که شکم ادوینا رو سیر
‫و جاش رو امن کرده. اگه ولش کنم،‬

224
00:13:33,641 --> 00:13:35,841
‫قراره دوباره‬ حواسم پرت بشه؟‬

225
00:13:35,921 --> 00:13:37,081
‫ممکنه مادرم رو ناامید کنم؟‬

226
00:13:37,161 --> 00:13:40,921
‫نه. اما، اون آتشی که
‫تو وجودته جایی نمیره.‬

227
00:13:41,001 --> 00:13:43,681
‫به خاطر خشم نیست.‬
‫به خاطر خود توـه.

228
00:13:43,761 --> 00:13:46,201
‫خشم فقط یه مدتی‬
‫سوختی برای اون آتیش بود،‬

229
00:13:46,281 --> 00:13:48,641
‫اما اون سوخت‬ می‌تونه
‫از هر جایی بیاد.‬

230
00:13:50,161 --> 00:13:51,641
‫می‌تونه از عشق بیاد.‬

231
00:13:54,121 --> 00:13:55,521
‫حق با توـه.‬

232
00:13:57,801 --> 00:13:58,881
‫اما؟‬

233
00:13:58,961 --> 00:14:00,721
‫از طرفم باهاش حرف میزنی؟‬

234
00:14:01,241 --> 00:14:02,801
‫با دیوید حرف میزنی؟‬

235
00:14:04,321 --> 00:14:05,709
‫احتمالاً متوجه شدی‬

236
00:14:05,733 --> 00:14:07,361
‫که وقتی پیش همیم چطوری‌ایم.‬

237
00:14:08,561 --> 00:14:10,401
‫هیچ‌وقت انتظارش رو نداشتم.‬

238
00:14:10,881 --> 00:14:13,081
‫سعی کردم به خودم بگم‬
‫خبری نیست اما...‬

239
00:14:14,041 --> 00:14:15,241
‫اون باعث میشه حس کنم...‬

240
00:14:16,281 --> 00:14:17,801
‫نمی‌دونم.‬

241
00:14:17,881 --> 00:14:19,127
‫هیجان‌زده؟

242
00:14:19,201 --> 00:14:20,401
‫پرشور؟‬

243
00:14:21,281 --> 00:14:22,521
‫امیدوار؟‬

244
00:14:23,681 --> 00:14:24,841
‫این بده؟‬

245
00:14:26,121 --> 00:14:27,361
‫اصلاً.‬

246
00:14:28,201 --> 00:14:29,481
‫چی... عه...‬

247
00:14:31,441 --> 00:14:33,201
‫چی می‌خوای‬ بهش چی بگم؟‬

248
00:14:58,241 --> 00:15:00,001
‫می‌دونم باید عذاب وجدان داشته باشم...‬

249
00:15:01,081 --> 00:15:04,721
‫...اما این چند ماه گذشته
‫که ادل نبوده،

250
00:15:04,841 --> 00:15:06,561
‫بهترین دوران عمرم بود.‬

251
00:15:14,161 --> 00:15:16,361
‫- یه بسته برای شما اومده دوشیزه چاندرا.‬
‫- اوه، ممنون.‬

252
00:15:19,281 --> 00:15:22,041
‫لباس عروسم‌ـه. پس بهتره
‫به کسی حرفی ازش نزنی...‬

253
00:15:22,121 --> 00:15:23,641
‫البته.‬

254
00:15:23,721 --> 00:15:26,521
‫نمی‌خوایم‬ که هیچ گونه...
‫بدشانسی‌ای پیش بیاد.‬
‫‬
‫238: - اون‌جا چی داری؟‬
‫- اوه!‬

255
00:15:31,000 --> 00:15:38,000
آوا‌مــووی

256
00:15:42,761 --> 00:15:44,521
‫- اون‌جا چی داری؟
‫- اوه!

257
00:15:44,881 --> 00:15:48,121
‫- این... عه...‬
‫- اوه، ببخشید. اون...؟‬

258
00:15:50,321 --> 00:15:52,361
‫لباس عروس؟ آره.‬

259
00:15:52,441 --> 00:15:54,561
‫دادم یه مقدار توی این خیاطی جدیدی

260
00:15:54,641 --> 00:15:57,401
‫دائماً تعریفش رو می‌شنیدم
‫یکم تغییرش بدن.

261
00:16:01,321 --> 00:16:02,561
‫واقعاً؟‬

262
00:16:03,321 --> 00:16:05,721
‫درسته. خوبه. خوبه.‬

263
00:16:07,041 --> 00:16:08,641
‫خب، امیدوارم به...‬

264
00:16:08,721 --> 00:16:10,081
‫...چیزی که می‌خواستی رسیده باشی.‬

265
00:16:26,801 --> 00:16:28,721
‫این‌ها... برای توـن.‬

266
00:16:30,281 --> 00:16:32,601
‫مک در مورد شوهرت بهم گفت.
‫واقعاً متاسفم.‬

267
00:16:34,521 --> 00:16:35,761
‫ممنون.‬

268
00:16:45,881 --> 00:16:49,081
‫چرا زودتر بهم نگفتی‬
‫که اون فوت کرده؟‬

269
00:16:52,481 --> 00:16:54,081
‫یه مدتی ازش می‌گذره.‬

270
00:16:56,401 --> 00:16:58,121
‫فکر کنم می‌ترسیدم.‬

271
00:16:59,921 --> 00:17:01,121
‫از رابطه‌مون.‬

272
00:17:03,721 --> 00:17:04,881
‫نه...‬

273
00:17:05,641 --> 00:17:07,161
‫...نگران این بودی که من...‬

274
00:17:08,961 --> 00:17:10,161
‫...جسور باشم؟‬

275
00:17:13,361 --> 00:17:14,801
‫نگران اینم که خودم جسور باشم.‬

276
00:17:20,881 --> 00:17:23,281
‫فقط اومدم این‌جا ببینم
‫که حالت خوبه یا نه.‬

277
00:17:25,161 --> 00:17:27,681
‫خب، مک میگه خوبی
‫اما از دست دادن شوهر...‬

278
00:17:29,841 --> 00:17:32,081
‫بابت چیزهایی که راجع بهت
‫گفتم احساس خیلی بدی دارم.

279
00:17:32,161 --> 00:17:33,481
‫حق با تو بود.‬

280
00:17:33,973 --> 00:17:36,960
‫حقیقت اینه که‬ من خیلی وقت پیش
‫اون رو از دست دادم.‬

281
00:17:38,721 --> 00:17:40,161
‫حتی قبل از این که بمیره.‬

282
00:17:42,081 --> 00:17:43,761
‫تو باعث میشی حس کنم...‬

283
00:18:44,721 --> 00:18:46,921
‫دوزبری میل برای فروش گذاشته شده.
‫می‌تونیم ازشون بپرسیم‬

284
00:18:47,001 --> 00:18:48,761
‫که یکی از دستگاه‌های بافندگی‌شون رو
‫به ما می‌فروشن یا نه.‬

285
00:18:48,841 --> 00:18:50,041
‫به خاطر آتش‌سوزی هنوز
‫یه دستگاه کم داریم

286
00:18:50,121 --> 00:18:52,201
‫اما اگه بتونیم دوباره با تمام ظرفیت
‫کار کنیم...‬

287
00:18:52,281 --> 00:18:53,721
‫کار با تمام ظرفیت فایده خاصی نداره

288
00:18:53,801 --> 00:18:55,441
‫وقتی حتی نمی‌تونیم پارچه‌هایی
‫که تولید می‌کنیم رو

289
00:18:55,521 --> 00:18:56,881
‫- به نصف قیمت بفروشیم...
‫- وقتی سر ویکرام اومد،‬

290
00:18:56,961 --> 00:18:58,801
‫نبینم هیچ نوعی از
‫این حرف‌ها بزنین.‬

291
00:18:58,881 --> 00:19:01,521
‫تمام تمرکزتون روی عروسی باشه.
‫اگه حس کردین صحبت‌تون

292
00:19:01,601 --> 00:19:04,401
‫داره سمتی جدی میره،
‫بحث رو عوض کنین.‬

293
00:19:04,481 --> 00:19:06,281
‫فکر کنم همه‌مون‬
‫این کار رو خوب بلدیم.‬

294
00:19:06,361 --> 00:19:08,961
‫خب اولیویا، توی مهمونی ناهار،
‫نیاز دارم که...‬

295
00:19:08,986 --> 00:19:10,589
‫کسی گفت مهمونی ناهار؟

296
00:19:10,613 --> 00:19:12,121
‫من عاشق مهمونی ناهارم.

297
00:19:12,201 --> 00:19:15,401
‫اوه! ادل،‬ انتظار اومدنت رو نداشتیم.

298
00:19:15,481 --> 00:19:18,081
‫- مادر! شما...‬
‫- می‌دونم عزیزم. بیا این‌جا.‬

299
00:19:20,681 --> 00:19:23,321
‫- شری، مادر؟‬
‫- خفه شو جرالد.‬

300
00:19:23,401 --> 00:19:26,521
‫- نه، ممنون عزیزم.‬
‫- بله. عاقلانه‌ست.‬

301
00:19:26,601 --> 00:19:29,321
‫تو این دو ماه طولانی‌ای
‫که شما... سفر بودین،

302
00:19:29,401 --> 00:19:32,601
‫مجبور شدیم سراغ چیزهای ارزون بریم.

303
00:19:33,241 --> 00:19:36,201
‫با این حال، هر وقت نیاز داشتین این‌جا هست.‬

304
00:19:37,441 --> 00:19:40,241
‫- چای؟ چای داریم.‬
‫- فکر کنم بهتره استراحت کنم.‬

305
00:19:40,721 --> 00:19:43,041
‫- بسیار خب.‬
‫- راه زیادی رو اومدم.‬

306
00:19:44,481 --> 00:19:47,081
‫اما خیلی مشتاقم‬

307
00:19:47,161 --> 00:19:50,041
‫بشنوم وقتی من نبودم
‫همه‌تون مشغول چی بودین.

308
00:20:07,201 --> 00:20:11,001
‫ممکنه من امروز
‫از حدم فراتر رفته باشم.

309
00:20:11,441 --> 00:20:13,102
‫یه نقشه داشتم، می‌دونی.

310
00:20:13,126 --> 00:20:14,481
‫می‌دونم چقدر از نقشه خوشت میاد.‬

311
00:20:15,761 --> 00:20:18,041
‫این نقشه‌ت شامل چی بود؟‬

312
00:20:18,121 --> 00:20:20,441
‫خب، قدم اولش این بود تو رو راضی کنم‬

313
00:20:20,521 --> 00:20:21,521
‫که یه روز مرخصی بگیری.‬

314
00:20:21,601 --> 00:20:23,401
‫می‌دونم چقدر‬ متعهد
‫به سخت کار کردنی.‬

315
00:20:29,081 --> 00:20:30,801
‫وقتشه که یه روز‬ مرخصی بگیرم.‬

316
00:20:32,041 --> 00:20:33,601
‫باید برگردم.‬

317
00:20:34,081 --> 00:20:36,309
‫منظورم خونه‌ست.
‫خانواده‌م رو ببینم.

318
00:20:36,333 --> 00:20:38,121
‫خیلی ازشون بی‌خبرم.‬

319
00:20:38,201 --> 00:20:40,001
‫می‌تونی حواست به مغازه باشی؟‬

320
00:20:40,081 --> 00:20:43,481
‫البته. اما این خیلی مطابق نقشه من نیست.‬

321
00:20:43,561 --> 00:20:46,961
‫متاسفم. فقط هر لحظه آزادی که گیرم میاد،‬

322
00:20:47,041 --> 00:20:48,889
‫میرم پیش دخترخاله‌م
‫تا ادوینا رو ببینم.

323
00:20:48,913 --> 00:20:50,361
‫پس رفتن به خونه...‬

324
00:20:50,441 --> 00:20:51,881
‫فکر کنم می‌ترسیدم‬

325
00:20:51,961 --> 00:20:54,201
‫که یاد شوهرم بیوفتم.‬

326
00:20:55,161 --> 00:20:56,909
‫اما حالا فکر کنم آماده‌ام

327
00:20:56,933 --> 00:20:58,681
‫که پدر و برادرم رو ببینم.‬

328
00:20:59,721 --> 00:21:01,681
‫به هر حال، این نقشه من
‫برای جمعه‌ست.‬

329
00:21:02,681 --> 00:21:04,041
‫تو شنبه...‬

330
00:21:05,041 --> 00:21:06,761
‫...کاملاً متعهد به نقشه توـم.‬

331
00:21:06,841 --> 00:21:08,509
‫دو روز مرخصی پشت سر هم!

332
00:21:08,533 --> 00:21:10,201
‫اما هارت، ای زنیکه تنبل!‬

333
00:21:53,001 --> 00:21:54,641
‫متاسفم این‌جا نبودم.

334
00:21:55,841 --> 00:21:58,801
‫بابت اون متاسف نباش.
‫اگه چیزی هم باشه، باعث رهایی‌ـه.‬

335
00:22:02,441 --> 00:22:04,841
‫فقط راجع به زمانی که رفتم حرف نمیزنم.

336
00:22:09,881 --> 00:22:11,921
‫من اون مادری که‬
‫لایقش بودی نبودم.‬

337
00:22:14,241 --> 00:22:15,521
‫خیلی وقته که نبودم.‬

338
00:22:16,801 --> 00:22:19,841
‫احتمالاً... هیچ‌وقت نبودم.‬

339
00:22:25,561 --> 00:22:27,761
‫یادت میاد وقتی تازه‬ داشتم
‫سوارکاری یاد می‌گرفتم...‬

340
00:22:28,761 --> 00:22:30,064
‫...و بابتش داشتم‬

341
00:22:30,088 --> 00:22:32,121
‫کارهای مسخره انجام می‌دادم؟‬

342
00:22:32,201 --> 00:22:34,841
‫و اون شب...‬

343
00:22:36,841 --> 00:22:40,441
‫...پدر مجبورم کرد اون‌جا،
‫توی اصطبل بخوابم.‬

344
00:22:40,521 --> 00:22:42,201
‫من خیلی مخالفش بودم.‬

345
00:22:43,281 --> 00:22:46,481
‫تو اومدی و من...‬

346
00:22:46,561 --> 00:22:48,389
‫...بهت التماس کردم

347
00:22:48,413 --> 00:22:50,161
‫من رو برگردونی خونه .‬

348
00:22:50,241 --> 00:22:51,801
‫اما تو گفتی نه.‬

349
00:22:52,521 --> 00:22:53,881
‫گفتی باید باهاش روبرو بشم،‬

350
00:22:53,961 --> 00:22:56,561
‫- گفتی این تنها راهشه.‬
‫- واقعاً متاسفم عزیزم.‬

351
00:22:56,641 --> 00:22:59,041
‫نه. حق با تو بود.‬

352
00:23:01,201 --> 00:23:04,561
‫و تو تا خود صبح‬ پیش من موندی.‬

353
00:23:07,881 --> 00:23:10,041
‫و اون موقع دیگه ترسی نداشتم.‬

354
00:23:15,521 --> 00:23:18,641
‫تو... تو یه مادر فوق‌العاده بودی...‬

355
00:23:19,921 --> 00:23:21,881
‫...تا وقتی که دیگه نبودی.‬

356
00:23:22,361 --> 00:23:24,721
‫و همین بود که‬ خیلی بدترش کرد.‬

357
00:23:25,841 --> 00:23:27,961
‫زمان‌های زیادی بود‬
‫که نیاز داشتم...‬

358
00:23:28,041 --> 00:23:29,321
‫الان این‌جام.‬

359
00:23:34,641 --> 00:23:36,961
‫چیه؟ می‌تونی بهم بگی.‬

360
00:23:38,481 --> 00:23:39,834
‫سعی داشتم کمک کنم.‬

361
00:23:39,859 --> 00:23:41,136
‫واقعاً سعی داشتم کمک کنم.‬

362
00:23:41,161 --> 00:23:43,241
‫و خیلی توی پوکر خوبم.

363
00:23:43,321 --> 00:23:44,561
‫همه همین رو میگن.‬

364
00:23:45,641 --> 00:23:47,881
‫و اوضاع کسب و کار انقدر بد شده که‬

365
00:23:47,961 --> 00:23:50,841
‫فکر کردم اگه بتونم
‫یه پول اضافی در بیارم،‬

366
00:23:50,921 --> 00:23:52,321
‫اون‌وقت پدر...‬

367
00:23:54,321 --> 00:23:56,241
‫بی‌احتیاطی کردم و...‬

368
00:23:58,001 --> 00:23:59,302
‫وای خدا.

369
00:23:59,326 --> 00:24:01,441
‫کلی بدهی بالا آوردم!‬

370
00:24:01,521 --> 00:24:03,601
‫و پدر خیلی ناراحت میشه.‬

371
00:24:03,681 --> 00:24:05,241
‫پدرت رو به من بسپر.‬

372
00:24:06,721 --> 00:24:08,281
‫من درستش می‌کنم، قول میدم.‬

373
00:25:27,961 --> 00:25:29,562
‫دارم ناهارت رو آماده کنم.

374
00:25:29,586 --> 00:25:32,401
‫حسابی هم دارم گند میزنم.‬

375
00:25:32,961 --> 00:25:34,641
‫به هر حال، گرسنه نیستم.‬

376
00:25:37,001 --> 00:25:38,121
‫فرانک!‬

377
00:25:45,801 --> 00:25:46,841
‫کجا بودی؟‬

378
00:25:46,921 --> 00:25:48,921
‫آرملی. توی لیدز!‬

379
00:25:50,601 --> 00:25:52,602
‫چرا آدرس نفرستادی؟‬

380
00:25:52,626 --> 00:25:53,982
‫نمی‌دونستیم کجایی.‬

381
00:25:54,007 --> 00:25:55,576
‫- حتی نمی‌تونستیم نامه بنویسیم.‬
‫- داشتم تمام ساعت‌های شبانه‌روز رو

382
00:25:55,601 --> 00:25:58,041
‫کار می‌کردم و سعی داشتم‬
‫به خودم سر و سامون بدم.‬

383
00:26:00,001 --> 00:26:01,481
‫اما دیگه دادم.‬

384
00:26:03,081 --> 00:26:04,761
‫شبیه خودت نیستی.‬

385
00:26:05,561 --> 00:26:07,241
‫یا حتی صدات هم شبیه خودت نیست.‬

386
00:26:07,361 --> 00:26:10,241
‫فرانک... خواهش می‌کنم.‬

387
00:26:10,321 --> 00:26:11,601
‫متاسفم.‬

388
00:26:12,441 --> 00:26:14,561
‫ولی گوش کن، کلی حرف دارم‬
‫که بهت بگم.‬

389
00:26:16,121 --> 00:26:17,601
‫برام مهم نیست اما.

390
00:26:17,674 --> 00:26:19,416
‫نمی‌تونی بعد این همه مدت،
‫همین‌طوری بیای این‌جا

391
00:26:19,441 --> 00:26:21,721
‫طوری رفتار کنی‬ انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.‬

392
00:26:24,401 --> 00:26:26,561
‫پس گمون کنم
‫این کادوها رو نمی‌خوای.‬

393
00:26:27,121 --> 00:26:29,521
‫کلی چیز آوردم،
‫هم برای تو، هم برای بابا.‬

394
00:26:30,921 --> 00:26:33,561
‫بیخیال فرانک، کمک می‌کنم این‌ رو‬
‫جمع کنی و بعدش می‌تونیم حرف بزنیم.‬

395
00:26:35,001 --> 00:26:36,761
‫منتظری بابا برای ناهار‬ بیاد خونه، مگه نه؟‬

396
00:26:36,841 --> 00:26:39,321
‫خب، اون که دلش نمی‌خواد
‫از روی زمین‬ غذا بخوره، مگه نه؟‬

397
00:26:46,601 --> 00:26:48,241
‫چرا کت زمستونیش این‌جاست؟‬

398
00:26:50,041 --> 00:26:51,361
‫خونه‌ست؟‬

399
00:26:57,241 --> 00:26:58,281
‫بابا؟‬

400
00:26:59,801 --> 00:27:00,881
‫بابا!‬

401
00:27:06,121 --> 00:27:07,241
‫بابا؟‬

402
00:27:08,601 --> 00:27:10,321
‫نمی‌تونستم از شرشون خلاص شم.‬

403
00:27:11,241 --> 00:27:12,841
‫نمی‌تونستم از شر هیچ‌کدوم
‫اون چیزها خلاص شم.‬

404
00:27:19,481 --> 00:27:22,041
‫من می‌فهمیدم.‬
‫می‌فهمیدم...‬

405
00:27:24,681 --> 00:27:26,521
‫توی قلبم،‬ حسش می‌کردم.‬

406
00:27:26,601 --> 00:27:28,881
‫می‌دونم که می‌فهمیدم.
‫حتماً می‌فهمیدم!‬

407
00:27:31,001 --> 00:27:33,201
‫کی؟ چی؟ چه اتفاقی افتاد؟‬

408
00:27:35,601 --> 00:27:36,961
‫آتش‌سوزی شد.‬

409
00:27:38,361 --> 00:27:39,561
‫توی کارخونه.‬

410
00:27:41,921 --> 00:27:43,361
‫نزدیک به سه ماه پیش.‬

411
00:27:48,121 --> 00:27:50,161
‫البته که باید‬ قهرمان‌بازی در میاورد‬

412
00:27:50,281 --> 00:27:52,121
‫و رفت تو تا مردم رو نجات بده.‬

413
00:27:55,721 --> 00:27:57,229
‫من این‌جا نبودم.

414
00:27:57,253 --> 00:27:58,827
‫من این‌جا نبودم!‬

415
00:28:01,081 --> 00:28:03,401
‫- الان هستی.‬
‫- متاسفم.‬

416
00:28:06,921 --> 00:28:09,401
‫وای فرانک، خیلی متاسفم.‬

417
00:28:12,081 --> 00:28:14,401
‫و البته، فردا کلیسا رو‬
‫بهتون نشون میدیم.‬

418
00:28:14,481 --> 00:28:15,681
‫- تماشایی‌ـه.‬
‫- اوه، بله.‬

419
00:28:15,761 --> 00:28:18,401
‫فرلی‌ها قرن‌هاست که‬
‫اون‌جا ازدواج میکنن.‬

420
00:28:20,521 --> 00:28:21,481
‫به سلامتی خانواده.‬

421
00:28:23,121 --> 00:28:24,481
‫به سلامتی خانواده.‬

422
00:28:24,561 --> 00:28:26,281
‫- خانواده.‬
‫- خانواده.‬

423
00:28:30,801 --> 00:28:32,882
‫اوه، نگاشون کنین. تا حالا‬

424
00:28:32,906 --> 00:28:34,761
‫زوجی از این
‫خوشتیپ‌تر دیده بودین؟‬

425
00:28:34,841 --> 00:28:37,521
‫اوه، خب، من و آدام هم قدیم‌ها‬
‫کلی سر به طرف خودمون بر می‌گردوندیم،‬

426
00:28:37,601 --> 00:28:40,281
‫مگه نه آدام؟
‫اون دست از‬ سرم بر نمی‌داشت،‬

427
00:28:40,361 --> 00:28:42,029
‫خوشحالم که این رو میگم

428
00:28:42,053 --> 00:28:44,161
‫اما ادوین محترم‌تره.‬

429
00:28:46,961 --> 00:28:50,001
‫- پریا، ادوین بهم میگه که...‬
‫- گمونم فرق داره،

430
00:28:50,081 --> 00:28:52,521
‫مگه نه؟
‫وقتی ازدواج‬ مصلحتی باشه.

431
00:28:52,601 --> 00:28:54,241
‫- ادل...‬
‫- مصلحتی؟‬

432
00:28:54,321 --> 00:28:56,681
‫از این جهت که برای‬ کسب و کار
‫به طور مفیدی خوبه.

433
00:28:56,761 --> 00:29:00,201
‫مادرم حس شوخ طبعی عجیبی داره.‬

434
00:29:00,281 --> 00:29:03,241
‫خب، برای کسب و کار خوبه‌، مگه نه؟‬

435
00:29:03,321 --> 00:29:06,961
‫ گمونم بیشتر برای‬ ما خوبه
‫تا شما سر ویکرام.

436
00:29:09,641 --> 00:29:11,601
‫پریا، خیلی عالیه که‬ قراره‬

437
00:29:11,681 --> 00:29:13,321
‫لباس عروسی مادر آدام رو‬ بپوشی.‬

438
00:29:13,401 --> 00:29:16,281
‫اوه، واقعاً؟
‫این فوق‌العاده‌ست.‬

439
00:29:16,361 --> 00:29:17,561
‫یه امانتی.‬

440
00:29:18,521 --> 00:29:20,441
‫کاملاً با ما جور میشی.‬

441
00:29:20,521 --> 00:29:23,681
‫توی این خانواده، هرچی دلت بخواد‬
‫می‌تونی قرض بگیری.‬

442
00:29:23,761 --> 00:29:24,961
‫مثلاً سر ویکرام،‬

443
00:29:25,041 --> 00:29:27,681
‫خواهرم مدتیه که شوهرم رو‬ قرض گرفته‬

444
00:29:27,761 --> 00:29:29,481
‫- مدتیه.‬
‫- ادل...‬

445
00:29:32,001 --> 00:29:34,921
‫چی؟ مطمئنم پریا می‌دونه.‬
‫مگه نه عزیزم؟‬

446
00:29:35,001 --> 00:29:37,641
‫اون هم زیر یه سقف باهاتون می‌خوابیده.
‫و اگه نمی‌دونه هم،

447
00:29:37,721 --> 00:29:40,121
‫باید بدونه داره وارد
‫چه خانواده‌ای میشه.‬

448
00:29:40,601 --> 00:29:42,201
‫خیلی متاسفم سر ویکرام.‬

449
00:29:43,001 --> 00:29:44,822
‫حقیقت اینه که‬ همسرم...

450
00:29:44,846 --> 00:29:46,041
‫خیلی مریض‌ـه.‬

451
00:29:46,121 --> 00:29:48,361
‫اوه، هیچ‌وقت حالم انقدر خوبی نبوده.‬

452
00:30:03,161 --> 00:30:04,361
‫خب!‬

453
00:30:05,081 --> 00:30:06,281
‫خوش گذشت.‬

454
00:30:08,000 --> 00:30:15,000
آ و ا ‌مـ ـو و ی

455
00:30:16,121 --> 00:30:18,121
‫- خیلی متاسفم!‬
‫- این کار رو نکن لیوی.‬

456
00:30:18,961 --> 00:30:21,561
‫یه جور عذرخواهی نکن که
‫انگار‬ فقط یه اتفاق تصادفی بوده،‬

457
00:30:21,641 --> 00:30:23,281
‫یا یه اشتباه بوده.‬

458
00:30:23,401 --> 00:30:25,481
‫تو شوهرم رو می‌خواستی و گرفتیش.‬

459
00:30:27,081 --> 00:30:29,521
‫خیلی وقت بود که دوستش داشتم.‬

460
00:30:33,841 --> 00:30:35,641
‫بیشتر از مقدار وقتی
‫که من رو دوست داشتی؟‬

461
00:30:48,161 --> 00:30:49,521
‫پس همون خاله لیلی همیشگی.

462
00:30:50,841 --> 00:30:52,121
‫اون موقع رو یادته که مچ بابا رو

463
00:30:52,201 --> 00:30:53,961
‫حین این که داشت بهمون
‫یاد می‌داد تو خونه سوت بزنیم گرفت؟

464
00:30:54,041 --> 00:30:56,121
‫«شیطان!‬ اون‌ها می‌خوان شیطان رو احضار کنن!»‬

465
00:30:56,201 --> 00:30:58,681
‫فکر کنم بابا عمداً این کار رو کرد
‫تا حرصش رو در بیاره.‬

466
00:31:04,721 --> 00:31:06,521
‫محبت کرد که اومد
‫و بهت رسیدگی کرد.

467
00:31:07,481 --> 00:31:08,961
‫اما دیگه بهش نیازی نیست.‬

468
00:31:09,361 --> 00:31:11,361
‫می‌تونی بیای آرملی،
‫تو مغازه کمکم کنی.‬

469
00:31:11,441 --> 00:31:13,761
‫نمی‌تونم. به زودی میرم‬
‫مدرسه شبانه‌روزی.‬

470
00:31:13,841 --> 00:31:15,481
‫- چی؟‬
‫- آره.‬

471
00:31:15,506 --> 00:31:16,989
‫فرلی‌ها دارن پولش رو میدن.‬

472
00:31:17,013 --> 00:31:18,336
‫خیلی مهربون بوده‌ن.‬

473
00:31:18,361 --> 00:31:19,881
‫چرا باید همچین کاری کنن؟‬

474
00:31:19,961 --> 00:31:22,001
‫گمونم فکر می‌کنن‬ دینی به ما دارن،‬

475
00:31:22,081 --> 00:31:24,761
‫از اون‌جایی که بابا
‫جون ارباب ادوین رو نجات داد.‬

476
00:31:26,481 --> 00:31:28,601
‫- ادوین؟‬
‫- آره.‬

477
00:31:29,721 --> 00:31:31,881
‫برگشت تو آتش تا اون رو نجات بده.

478
00:31:36,321 --> 00:31:38,601
‫اما؟ اما!‬

479
00:32:24,761 --> 00:32:27,441
‫چه غلطی داشتی می‌کردی؟‬

480
00:32:27,521 --> 00:32:31,561
‫اصلاً می‌دونی اون ازدواج‬ چقدر اهمیت داره؟‬

481
00:32:31,641 --> 00:32:34,361
‫تو می‌خوای برای من در مورد
‫اهمیت ازدواج سخنرانی کنی؟

482
00:32:34,441 --> 00:32:38,161
‫ادل، کسب و کار توی وضعیت

483
00:32:38,241 --> 00:32:40,681
‫به شدت ناپایداریه.
‫وضعیت مالی‌مون...‬

484
00:32:40,761 --> 00:32:43,761
‫تو رو خدا با جزئیات
‫حوصله‌م رو سر نبر عزیزم.

485
00:32:43,841 --> 00:32:46,201
‫توی برگه‌های طلاق می‌خونم‌شون.‬

486
00:32:47,001 --> 00:32:48,841
‫ما نمی‌تونیم طلاق بگیریم.‬

487
00:32:48,921 --> 00:32:50,729
‫بذار ببینم. خیانت.‬

488
00:32:50,753 --> 00:32:52,481
‫آره، از این بابت که
‫می‌تونیم مطمئن باشیم.‬

489
00:32:52,841 --> 00:32:55,281
‫و برای زمینه‌های اضافه،‬

490
00:32:55,361 --> 00:32:58,601
‫فکر کنم برم سراغ خشونت.‬

491
00:32:58,681 --> 00:33:00,001
‫خشونت؟‬

492
00:33:01,441 --> 00:33:04,281
‫تو خودت ملکه خشونتی.‬

493
00:33:04,841 --> 00:33:07,761
‫ادل، واقعاً من رو بابت این که
‫جای دیگه‌ای دنبال آرامش گشتم سرزنش می‌کنی؟‬

494
00:33:07,841 --> 00:33:09,721
‫جای دیگه؟ شاید نه.‬

495
00:33:10,601 --> 00:33:12,241
‫اما با خواهرم؟‬

496
00:33:14,921 --> 00:33:16,001
‫چرا؟‬

497
00:33:17,761 --> 00:33:19,761
‫چرا حتماً باید اون می‌بود آدام؟‬

498
00:33:20,441 --> 00:33:25,481
‫چون اون تنها کسی بود
‫که می‌فهمید تماشای‬

499
00:33:25,561 --> 00:33:27,201
‫غیب شدن تو چه حسی داره.‬

500
00:33:29,001 --> 00:33:30,201
‫تو من رو هم زندانی کردی،‬

501
00:33:30,281 --> 00:33:32,121
‫وقتی خودت رو تو این اتاق لعنتی زندانی کردی.‬

502
00:33:32,201 --> 00:33:34,401
‫در بیماری و سلامت آدام!‬

503
00:33:34,481 --> 00:33:36,241
‫عهدمون این بود، یادته؟‬

504
00:33:36,321 --> 00:33:38,282
‫من سال‌ها صرف سرزنش خودم کردم.

505
00:33:38,306 --> 00:33:40,081
‫اما تو من رو ترک کردی!‬

506
00:33:40,161 --> 00:33:42,041
‫به محض این که دیدی دارم غرق میشم،‬

507
00:33:42,121 --> 00:33:45,001
‫- دستم رو رها کردی.‬
‫- این حقیقت نداره.‬

508
00:33:45,026 --> 00:33:46,396
‫من تلاش کردم.

509
00:33:46,420 --> 00:33:48,056
‫تو خودت رو غرق کردی ادل.‬

510
00:33:48,081 --> 00:33:50,481
‫تمام چیزی که می‌خواستم این بود
‫که راضی نگه‌ت دارم،‬

511
00:33:50,561 --> 00:33:53,841
‫که روی اون جایگاهی که
‫من رو روش گذاشتی بمونم.

512
00:33:53,921 --> 00:33:57,161
‫یه زن کوچولو بی‌نقص و نجیب...‬

513
00:33:58,601 --> 00:34:01,561
‫...که هر یکشنبه توی کلیسا کنارت بشینه‬

514
00:34:01,681 --> 00:34:04,761
‫و بعد هر شب تسلیم تاریک‌ترین
‫خواسته‌هات بشه.‬

515
00:34:07,161 --> 00:34:10,881
‫من هیچ‌وقت کاری باهات نکردم‬

516
00:34:10,961 --> 00:34:13,441
‫که خودت تشنه‌ش نبوده باشی.‬

517
00:34:13,521 --> 00:34:15,201
‫این کاملاً درسته.‬

518
00:34:20,521 --> 00:34:21,881
‫تو عاشق تک تک لحظه‌هایی بودی‬

519
00:34:21,961 --> 00:34:23,801
‫که من رو تبدیل
‫به فاحشه‌ کوچولوی خودت می‌کردی.‬

520
00:34:25,441 --> 00:34:27,201
‫ولی بعدش نتونستی فکر این که

521
00:34:27,281 --> 00:34:29,001
‫با یه فاحشه کوچولو ازدواج کنی رو تحمل کنی.

522
00:34:32,761 --> 00:34:34,441
‫زانو بزن.‬

523
00:34:44,721 --> 00:34:46,881
‫دیگه هیچ‌وقت زانو نمیزنم.‬

524
00:34:59,561 --> 00:35:01,201
‫اگه مشکل منم،‬

525
00:35:01,281 --> 00:35:04,281
‫پس چطور من و اولیویا‬

526
00:35:04,361 --> 00:35:07,481
‫بدون حضور تو این‌جا
‫کاملاً خوشحال بودیم؟‬

527
00:35:08,641 --> 00:35:11,161
‫ادل، تو همیشه فاقد صلاحیت بودی،‬

528
00:35:11,241 --> 00:35:14,841
‫هم صلاحیت همسر بودن و هم مادر بودن.

529
00:35:14,921 --> 00:35:17,641
‫اما اولیویا، توی هر دوتاش فوق‌العاده‌ست،‬

530
00:35:17,721 --> 00:35:19,081
‫براشون زاده شده،‬

531
00:35:19,721 --> 00:35:22,001
‫درست همون‌طوری که تو برای...‬

532
00:35:22,081 --> 00:35:25,001
‫...یه فاحشه کثیف و فاسد کوچولو بودن...‬

533
00:35:27,281 --> 00:35:28,601
‫زاده شدی.‬

534
00:37:45,961 --> 00:37:47,961
‫دارم میام. اومدم.‬

535
00:37:55,401 --> 00:37:58,001
‫- سفرت به خونه چطور بود؟‬
‫- من خواربارفروشی رو می‌خوام.‬

536
00:38:00,121 --> 00:38:01,601
‫کلا چند ماهه هارت رو داری.

537
00:38:01,626 --> 00:38:03,354
‫تو از خواربارفروشی چی می‌دونی؟

538
00:38:03,379 --> 00:38:04,736
‫خیلی زوده اما.‬

539
00:38:04,761 --> 00:38:07,441
‫مدیریتش خیلی سخته.
‫خیلی ریسک داره.‬

540
00:38:07,521 --> 00:38:10,161
‫چی می‌تونه بیشتر از ضرری که
‫همین الان داری میدی ریسک داشته باشه؟‬

541
00:38:10,241 --> 00:38:12,641
‫من براش حاضرم.
‫من رو بذار اون‌جا. نه تنها

542
00:38:12,721 --> 00:38:15,161
‫پول یه ماه رو جلوتر میدم،
‫بلکه هر ماه ۵ درصد به اجاره اضافه می‌کنم‬

543
00:38:15,241 --> 00:38:16,721
‫و باز هم به سود می‌کنم.‬

544
00:38:20,361 --> 00:38:21,321
‫۱۰ درصد.‬

545
00:38:21,401 --> 00:38:22,441
‫۸ درصد.‬

546
00:38:23,321 --> 00:38:25,041
‫قبوله!‬

547
00:38:26,081 --> 00:38:27,961
‫تا حالا زنی مثل تو ندیده‌ام.‬

548
00:38:29,081 --> 00:38:31,041
‫مطمئن نیستم اصلاً
‫مثلت وجود داشته باشه.‬

549
00:38:31,601 --> 00:38:32,881
‫راجع به همین...

550
00:38:33,441 --> 00:38:35,521
‫...یه پیشنهاد دیگه هم برات دارم.‬

551
00:38:51,761 --> 00:38:53,481
‫کمک! یکی بیاد کمک!‬

552
00:38:55,761 --> 00:38:58,761
‫مامان...‬

553
00:38:58,841 --> 00:39:00,041
‫مامان...‬

554
00:39:07,561 --> 00:39:08,921
‫وای خدای من!‬

555
00:39:09,201 --> 00:39:10,881
‫نه... نه!‬

556
00:39:16,441 --> 00:39:18,001
‫بهش چی گفتی؟‬

557
00:39:19,201 --> 00:39:20,881
‫چی؟ من...‬

558
00:39:39,721 --> 00:39:40,801
‫تادا!‬

559
00:39:42,441 --> 00:39:45,321
‫چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟‬

560
00:39:47,561 --> 00:39:49,921
‫من و جو لوتر داریم
‫با هم ازدواج می‌کنیم.‬

561
00:39:53,521 --> 00:39:56,321
‫- چی؟‬
‫- متاسفم دیوید.‬

562
00:39:56,401 --> 00:39:57,921
‫جدی نمیگی؟‬

563
00:39:58,761 --> 00:39:59,841
‫جو؟!‬

564
00:40:03,481 --> 00:40:05,161
‫خودش می‌دونه داری به خاطر
‫مغازه‌هاش باهاش ازدواج می‌کنی؟‬

565
00:40:05,241 --> 00:40:07,481
‫- این تنها دلیلش نیست.‬
‫- اوه، معذرت می‌خوام.‬

566
00:40:07,561 --> 00:40:09,641
‫داشت یادم می‌رفت که اون
‫یه خونه خیلی خوب هم داره!‬

567
00:40:11,481 --> 00:40:12,601
‫اما!‬

568
00:40:14,201 --> 00:40:16,601
‫واقعاً فکر می‌کنم این‌جا یه چیزی هست،‬

569
00:40:16,681 --> 00:40:19,441
‫یه چیزی بین ما هست که
‫می‌تونه فوق‌العاده باشه‬،

570
00:40:19,521 --> 00:40:21,881
‫- اگه فقط بذاریم...‬
‫- من باید این کار رو بکنم.‬

571
00:40:24,361 --> 00:40:26,201
‫من واقعاً خیلی متاسفم.

572
00:40:41,001 --> 00:40:42,681
‫ببخشید اما خیلی زود اومدین.‬

573
00:40:42,761 --> 00:40:45,029
‫مشکلی نیست.
‫می‌تونم منتظر بمونم.

574
00:40:45,053 --> 00:40:46,256
‫اگه شما و شوهرتون...‬

575
00:40:46,281 --> 00:40:48,081
‫اون هنوز شوهرم نیست.‬

576
00:40:48,161 --> 00:40:50,081
‫می‌دونین برای وام اومدم این‌جا؟‬

577
00:40:50,161 --> 00:40:51,881
‫می‌دونم. خودم وقت گرفتم.‬

578
00:40:51,961 --> 00:40:54,041
‫می‌دونین که یه زن مجرد نمی‌تونه‬

579
00:40:54,121 --> 00:40:55,361
‫هیچ نوع وامی بگیره؟‬

580
00:40:55,441 --> 00:40:58,281
‫متوجهم و تا کمتر از یک ساعت دیگه،
‫مشکلی برای این نداریم.

581
00:40:58,361 --> 00:41:00,001
‫عادت ندارم تو روزهایی
‫به غیر از روز عروسیم

582
00:41:00,081 --> 00:41:01,681
‫لباس عروس بپوشم.‬

583
00:41:07,921 --> 00:41:09,081
‫با اجازه.‬

584
00:41:13,921 --> 00:41:15,681
‫می‌دونم یه مراسم سریعه
‫ اما فکر می‌کردم

585
00:41:15,761 --> 00:41:17,521
‫که شاید یه لباس یه ذره شیک‌تر بپوشی.‬

586
00:41:18,921 --> 00:41:19,961
‫نمی‌تونم انجامش بدم.‬

587
00:41:20,041 --> 00:41:22,801
‫نمی‌تونم تا پایین راهرو همراهیت کنم
‫و به دست مردی که دوستش نداری بسپرمت.

588
00:41:24,721 --> 00:41:25,881
‫پس دیوید چی؟‬

589
00:41:25,961 --> 00:41:27,921
‫من عاشق دیوید هم نیستم!‬

590
00:41:28,001 --> 00:41:29,601
‫اما اون‌جا حداقل یه احساساتی هست،‬

591
00:41:29,681 --> 00:41:31,641
‫و احساسات چیزهای مهمی‌ـن.‬

592
00:41:31,721 --> 00:41:34,681
‫فضولی نمی‌کنم. فقط متوجه شدم
‫که هنوز تعطیل نکردین،‬

593
00:41:34,761 --> 00:41:36,681
‫برای همین اومدم ببینم هنوز...‬

594
00:41:36,761 --> 00:41:38,681
‫- بله.‬
‫- شما داماد هستین قربان؟‬

595
00:41:38,761 --> 00:41:41,081
‫بله. ببخشید، شما کی هستین؟‬

596
00:41:41,161 --> 00:41:43,216
‫آقای ایونس، وکیل.

597
00:41:43,240 --> 00:41:44,961
‫و من باید مطمئن بشم که شما‬

598
00:41:45,041 --> 00:41:48,281
‫خطرات ضمانت برای همچین وام بزرگی رو
‫درک می‌کنین.‬

599
00:41:48,361 --> 00:41:51,202
‫اگه عروس‌تون نتونه پسش بده،

600
00:41:51,226 --> 00:41:52,721
‫بدهی گردن شما میوفته.‬

601
00:41:52,801 --> 00:41:55,481
‫فقط اسماً این‌طوریه.
‫کل ریسکش پای منه.‬

602
00:41:56,641 --> 00:41:58,961
‫و من بدقولی نمی‌کنم.
‫اما اگه کردم، توافق کردیم که‬

603
00:41:59,041 --> 00:42:01,121
‫برای پرداختش اجناس من رو بفروشیم.‬

604
00:42:01,801 --> 00:42:04,041
‫قانون میگه برای این که کسی از طرفم
‫امضا کنه، نیاز دارم یه شوهر داشته باشم.‬

605
00:42:04,121 --> 00:42:06,321
‫خب، تا 45 دقیقه دیگه،
‫دقیقاً همون رو خواهم داشت.‬

606
00:42:06,401 --> 00:42:09,681
‫هیچ‌کس چشم‌بسته وارد این نمیشه آقای ایونس.‬

607
00:42:09,761 --> 00:42:11,121
‫اما!‬

608
00:42:11,201 --> 00:42:12,601
‫من به خرافات اعتقاد ندارم.‬

609
00:42:12,681 --> 00:42:14,081
‫به نظر من شانس رو خودمون می‌سازیم.‬

610
00:42:20,201 --> 00:42:22,481
‫مطمئن نیستم چیکار کردم
‫که انقدر خوش‌شانس شدم.

611
00:42:24,081 --> 00:42:26,401
‫تو برو سمت کلیسا.
‫من هم زود میام.‬

612
00:42:26,481 --> 00:42:29,201
‫اگه مایلین بیاین آقای ایونس.
‫می‌تونیم راجع به شرایط صحبت کنیم.‬

613
00:42:35,201 --> 00:42:36,321
‫اما...‬

614
00:42:36,841 --> 00:42:39,401
‫اجناست.
‫هرچیزی که ساختی.‬

615
00:42:39,481 --> 00:42:41,801
‫این؟ این فقط زیربناـه.‬

616
00:42:41,881 --> 00:42:43,401
‫و وام. اون برای چیه‌؟‬

617
00:42:43,481 --> 00:42:45,241
‫دارم دوزبری میل رو میخرم.‬

618
00:42:45,841 --> 00:42:47,686
‫اگه پارچه‌ خودم رو تولید کنم،

619
00:42:47,710 --> 00:42:49,121
‫حاشیه سودم نجومی میشه!‬

620
00:42:49,201 --> 00:42:50,441
‫تو که بلد نیستی یه کارخونه بچرخونی.‬

621
00:42:50,521 --> 00:42:52,081
‫اما کلی مرد می‌شناسم که بلدن.‬

622
00:42:53,921 --> 00:42:56,521
‫مردهایی که به اندازه خودم
‫عاشق بابام بودن.‬

623
00:42:56,601 --> 00:42:59,401
‫مردهایی که از کارفرما فعلی‌شون ناراضی‌ـن.‬

624
00:42:59,481 --> 00:43:02,641
‫می‌خوای از فرلی‌ها
‫کارگرهاشون رو بدزدی؟‬

625
00:43:02,721 --> 00:43:04,921
‫فقط می‌خوام بهشون پیشنهاد بهتری بدم.‬

626
00:43:06,161 --> 00:43:08,441
‫پس دوباره برگشته، اون خشم.‬

627
00:43:09,881 --> 00:43:11,761
‫فکر کردم داری رهاش می‌کنی.‬

628
00:43:12,321 --> 00:43:13,641
‫اما همه این‌ها برای انتقامه.‬

629
00:43:13,721 --> 00:43:16,241
‫آره، همین‌طوره.
‫و حس فوق‌العاده‌ای داره.‬

630
00:43:16,321 --> 00:43:17,441
‫اما!‬

631
00:43:18,241 --> 00:43:19,561
‫یه ازدواج بدون عشق...‬

632
00:43:19,641 --> 00:43:22,081
‫- چیزهای بدتری هم وجود داره!‬
‫- خب، اگه انقدر اصرار داری‬

633
00:43:22,161 --> 00:43:24,041
‫با کسی که دوستش نداری ازدواج کنی،
‫پس با من ازدواج کن.‬

634
00:43:24,121 --> 00:43:25,201
‫قبلاً هم یه بار درخواست کردم.‬

635
00:43:26,401 --> 00:43:28,001
‫اما من دوستت دارم.‬

636
00:43:32,481 --> 00:43:34,001
‫فکر کن من به زندگیت گند بزنم.

637
00:43:36,481 --> 00:43:38,049
‫جو می‌تونه کمکم کنه.

638
00:43:38,073 --> 00:43:39,641
‫خودش هم می‌خواد.‬

639
00:43:39,761 --> 00:43:41,321
‫و نفوذ هم داره.‬

640
00:43:42,321 --> 00:43:43,588
‫جو آدم شریفی‌ـه

641
00:43:43,613 --> 00:43:45,587
‫و تبدیل به یه حواس‌پرتی نمیشه.‬

642
00:43:45,961 --> 00:43:47,841
‫من خام شدم و فکر کردم می‌تونم‬

643
00:43:47,921 --> 00:43:50,241
‫همه این‌ها رها کنم،
‫اون‌ها رو رها کنم.‬

644
00:43:50,321 --> 00:43:51,841
‫و حالا پدرم مرده.‬

645
00:43:51,921 --> 00:43:54,401
‫- اون تقصیر تو نبود.‬
‫- اوه، خودم می‌دونم.‬

646
00:43:54,481 --> 00:43:56,801
‫خون پدرم گردن فرلی‌هاست!
‫و تا وقتی‬

647
00:43:56,881 --> 00:43:59,001
‫تک تک قطرات خون‌شون روی
‫دست من نباشه آروم نمی‌گیرم!‬

648
00:43:59,081 --> 00:44:00,604
‫دیگه هیچ فرلی‌ای حق نداره

649
00:44:00,628 --> 00:44:02,321
‫به من یا خانواده‌م نزدیک بشه!‬

650
00:44:09,041 --> 00:44:11,342
‫تو نمی‌تونی بهم
‫بگی عاشق کی باشم.

651
00:44:11,366 --> 00:44:12,961
‫من یه زن بالغم.‬

652
00:44:14,081 --> 00:44:16,281
‫من فقط دارم بهت یه حق انتخاب

653
00:44:16,361 --> 00:44:19,961
‫بین جیم فرلی و آینده‌ت
‫توی این شرکت میدم.‬

654
00:44:20,041 --> 00:44:22,641
‫تو حتی اون رو نمی‌شناسی.
‫فقط فامیلی‌ش رو می‌دونی.‬

655
00:44:22,721 --> 00:44:25,881
‫فکر می‌کنی تصادفی به تو علاقه‌مند شده؟‬

656
00:44:25,961 --> 00:44:28,241
‫به نوه من؟ شاگرد من؟‬

657
00:44:28,321 --> 00:44:30,401
‫وقتی برای اولین بار هم رو دیدیم،
‫هیچ کدوم نمی‌دونستیم طرف مقابل کیه

658
00:44:30,481 --> 00:44:32,841
‫اوه، بیخیال پائولا،
‫انقدر ساده‌لوح نباش.‬

659
00:44:32,921 --> 00:44:36,521
‫تمام دنیا می‌دونن که من داشتم
‫ آموزشت می‌دادم تا تبدیل به من بشی،‬

660
00:44:36,601 --> 00:44:37,921
‫تا همه‌چیز رو به دست بگیری!‬

661
00:44:38,001 --> 00:44:40,441
‫معلومه که یه فرلی دنبال راهی
‫می‌گرده که سوءاستفاده کنه.

662
00:44:40,521 --> 00:44:42,361
‫اگه موضوع اصلاً راجع به تو نباشه چی؟

663
00:44:42,441 --> 00:44:44,521
‫اگرچه برای کسی به خودمحوری تو،

664
00:44:44,601 --> 00:44:47,401
‫این خیلی غیر قابل درکه.

665
00:44:47,481 --> 00:44:49,309
‫تو روحت هم خبر نداره که

666
00:44:49,333 --> 00:44:51,161
‫من چه فداکاری‌هایی کردم.‬

667
00:44:51,241 --> 00:44:52,961
‫اگه جیم من رو به خاطر خودم
‫دوست داشته باشه چی؟‬

668
00:44:53,921 --> 00:44:55,192
‫همین که فکر می‌کنی

669
00:44:55,216 --> 00:44:57,161
‫من دلم می‌خواد مثل تو باشم،

670
00:44:57,241 --> 00:44:59,405
‫دورم رو آدم‌ها محاصره کرده باشن

671
00:44:59,429 --> 00:45:00,961
‫ولی کاملاً تنها باشم!‬

672
00:45:01,041 --> 00:45:03,521
‫نه، ممنون. من زندگی رو انتخاب می‌کنم!‬

673
00:45:15,161 --> 00:45:17,881
‫- بله خانم هارت؟‬
‫- جری...‬

674
00:45:18,881 --> 00:45:19,921
‫خانم هارت؟‬

675
00:45:20,001 --> 00:45:22,441
‫میشه لطفاً یه آمبولانس خبر کنی؟‬

676
00:45:22,521 --> 00:45:23,841
‫خانم هارت؟‬

677
00:45:24,441 --> 00:45:26,681
‫فکر کنم بهم حمله قلبی دست داده.‬

678
00:45:27,281 --> 00:45:28,441
‫وای خدای من!‬

679
00:45:29,401 --> 00:45:30,641
‫خانم هارت؟‬

680
00:45:31,401 --> 00:45:32,681
‫خانم هارت!‬

681
00:45:37,361 --> 00:45:39,321
‫شب کریسمس‌ـه،
‫و جوراب‌هایی داریم

682
00:45:39,401 --> 00:45:41,521
‫که باید آویزون کنیم
‫و درخت‌هایی که باید تزیین کنیم.‬

683
00:45:41,601 --> 00:45:43,881
‫نمی‌تونم همین‌طوری وانمود کنم
‫که یه دوست خانوادگی معمولی‌ـم.‬

684
00:45:43,961 --> 00:45:46,161
‫امیدوار بودم که بتونیم...
‫به خوابیدن برسیم؟

685
00:45:46,241 --> 00:45:48,001
‫مگه من تو اون مورد کم و کاستی دارم؟‬

686
00:45:48,081 --> 00:45:50,521
‫- ماوورنین. حالت خوبه؟‬
‫- الان خوبم!‬

687
00:45:51,521 --> 00:45:54,441
‫جو لیاقت کمی دلداری
‫برای زنش که غایبه داره.

688
00:45:54,521 --> 00:45:57,561
‫اون بچه‌ای که برای برادرمه کجاست؟

689
00:45:58,000 --> 00:46:18,000
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]

