﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

2
00:00:55,000 --> 00:01:02,000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
آوامووی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@AvaMovie_in

3
00:01:02,521 --> 00:01:03,721
‫خوبه که برگشتی خونه؟

4
00:01:05,241 --> 00:01:06,561
‫همیشه.

5
00:01:27,081 --> 00:01:28,761
‫تولدت مبارک، خانم هارت.

6
00:01:28,841 --> 00:01:31,001
‫مارتا! سلام.

7
00:01:31,361 --> 00:01:34,441
‫وای، تو همیشه موهات رو این‌قدر قشنگ درست می‌کنی!

8
00:01:47,721 --> 00:01:49,761
‫جری! خدایا! چه نمایشی راه انداخته!

9
00:01:49,841 --> 00:01:52,601
‫این دیگه چیه؟
‫یه ناهار دوستانه‌ست؟

10
00:01:52,681 --> 00:01:54,681
‫یا عملاً گروگان‌های جشن تولدیم؟

11
00:01:54,761 --> 00:01:55,921
‫خیلی زرنگه.

12
00:01:56,001 --> 00:01:57,721
‫می‌خواد همه‌مون رو به گلوله ببنده؟

13
00:01:57,801 --> 00:01:59,241
‫تا جایی که من میدونم، بانو

14
00:01:59,321 --> 00:02:01,561
‫مادرتون همیشه کاری رو که لازمه انجام بشه، انجام میده

15
00:02:01,641 --> 00:02:03,961
‫این حرفت اصلاً خیال آدم رو راحت نمی‌کنه، جری.

16
00:02:04,041 --> 00:02:06,361
‫-منظورم اینه که من... اوه
‫-اوه

17
00:02:06,441 --> 00:02:10,481
‫♪ تولدت مبارک

18
00:02:10,601 --> 00:02:15,041
‫♪ تولدت مبارک

19
00:02:15,121 --> 00:02:19,881
‫♪ تولدت مبارک، مادر عزیز

20
00:02:20,441 --> 00:02:24,841
‫♪ تولدت مبارک! ♪

21
00:02:27,521 --> 00:02:28,761
‫خیلی تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

22
00:02:30,521 --> 00:02:32,721
‫خب، همه خائن‌ها حاضرن؟

23
00:02:38,201 --> 00:02:39,521
‫خوبه.

24
00:02:41,121 --> 00:02:43,481
‫پس شروع کنیم، موافقین؟

25
00:02:50,050 --> 00:02:52,050
‫"زن ثروتمند"

26
00:02:58,321 --> 00:02:59,321
‫راحت باش.

27
00:03:01,481 --> 00:03:02,681
‫میشه؟

28
00:03:11,601 --> 00:03:12,841
‫مک، درسته؟

29
00:03:14,161 --> 00:03:15,601
‫قبلاً توی فیرلی هال کار می‌کردی.

30
00:03:16,841 --> 00:03:18,481
‫درسته.

31
00:03:19,081 --> 00:03:20,921
‫-من ادوین فیر...
‫-می‌دونم...

32
00:03:21,641 --> 00:03:23,001
‫که کی هستی

33
00:03:28,681 --> 00:03:31,641
‫ممکنه تو رو توی جبهه دیده باشم؟
‫فستوبر؟

34
00:03:34,001 --> 00:03:38,401
‫هشت ماه جنگ بی‌هدف و بی‌معنی
‫ولی اون یکی...

35
00:03:40,081 --> 00:03:41,601
‫شب خیلی هولناکی بود.

36
00:03:44,281 --> 00:03:45,641
‫پس داری برمی‌گردی خونه؟

37
00:03:46,681 --> 00:03:49,321
‫رسماً، به خاطر شرایط پزشکی ترخیص شدم

38
00:03:50,801 --> 00:03:53,201
‫ولی همه زخم‌ها که با باند بسته نمیشن.

39
00:03:56,081 --> 00:03:58,241
‫-تو؟
‫-مرخصی.

40
00:04:00,961 --> 00:04:02,601
‫برای دیدن زن باردارم.

41
00:04:04,481 --> 00:04:06,001
‫-تبریک میگم
‫-و همین‌طور...

42
00:04:07,601 --> 00:04:10,761
‫اِما هارت
‫فکر کنم یادت باشه.

43
00:04:11,601 --> 00:04:13,601
‫-می‌خوای اِما رو ببینی؟
‫-درسته.

44
00:04:13,681 --> 00:04:16,401
‫خونه بزرگش جا...

45
00:04:16,521 --> 00:04:17,841
‫ برای مهمون زیاد داره

46
00:04:21,761 --> 00:04:23,001
‫و تو...

47
00:04:24,361 --> 00:04:27,721
‫وقتی اونجایی، خانواده اِما رو هم می‌بینی؟

48
00:04:31,161 --> 00:04:33,361
‫برای اطلاع شما

49
00:04:33,441 --> 00:04:37,121
‫شوهر اِما
‫جو لوثر...

50
00:04:40,361 --> 00:04:41,721
‫نتونست جون سالم به در ببره.

51
00:04:46,561 --> 00:04:48,801
‫متأسفم که اینو می‌شنوم.

52
00:04:48,881 --> 00:04:51,441
‫اِما به همدردی تو نیازی نداره.

53
00:04:51,521 --> 00:04:54,121
‫بدون هیچ کمکی از طرف تو هم خیلی خوب از پس زندگی بر اومده.

54
00:05:09,881 --> 00:05:11,041
‫خب...

55
00:05:12,641 --> 00:05:13,801
‫موفق باشی.

56
00:05:19,401 --> 00:05:21,881
‫اون... یه شب هولناک بود.

57
00:05:23,521 --> 00:05:24,841
‫توی فستوبر.

58
00:05:27,761 --> 00:05:29,721
‫یه شب هولناک.

59
00:06:27,361 --> 00:06:29,681
‫همه‌چی... خوبه؟

60
00:06:30,561 --> 00:06:32,241
‫از هر چیزی دوتا.

61
00:06:35,041 --> 00:06:36,881
‫فقط فکر کردن لازمه بیام خونه.

62
00:06:36,961 --> 00:06:38,001
‫هوم، خب...

63
00:06:40,121 --> 00:06:41,321
‫اینم از این.

64
00:06:52,801 --> 00:06:55,121
‫خدای من! ادوین!

65
00:06:55,201 --> 00:06:56,201
‫اوه!

66
00:06:58,361 --> 00:06:59,721
‫بابا افتضاح به نظر میاد.

67
00:07:00,681 --> 00:07:02,681
‫حداقل امروز از تخت اومده بیرون.

68
00:07:03,961 --> 00:07:05,521
‫مشکلی پیش اومده؟

69
00:07:05,601 --> 00:07:08,601
‫پوله.
‫مشکل پوله.

70
00:07:08,681 --> 00:07:10,401
‫به همه بدهکاره، از این سر تا اون سر.

71
00:07:11,241 --> 00:07:13,001
‫خونه رو برای فروش گذاشتن.

72
00:07:13,081 --> 00:07:15,481
‫چی؟ چرا؟

73
00:07:15,561 --> 00:07:19,201
‫یه قرارداد خیلی بزرگ برای لباس فرم از یکی از دوستای قدیمیش گرفته

74
00:07:19,281 --> 00:07:21,121
‫ولی بیشتر از توانش قول داده.

75
00:07:21,201 --> 00:07:23,921
‫اِما هارت کارخونه‌مون رو داره و دیگه کسی نیست که بهش لطفی بکنه

76
00:07:24,001 --> 00:07:26,921
‫برای همین اصلاً نمی‌تونه سفارشش رو تحویل بده.

77
00:07:28,201 --> 00:07:31,441
‫ولی حالا که تو برگشتی، اوضاع بهتر میشه.

78
00:07:31,881 --> 00:07:32,881
‫چرا؟

79
00:07:33,481 --> 00:07:36,321
‫خب... چون از این به بعد همه اینا می‌افته گردن تو.

80
00:07:38,881 --> 00:07:41,081
‫به‌هرحال، ببین
‫تو که برای دیدن من نیومدی.

81
00:07:41,761 --> 00:07:43,801
‫-پریا.
‫-نه، خواهش می‌کنم... نکن.

82
00:07:45,001 --> 00:07:46,201
‫خاله اولیویا

83
00:07:46,281 --> 00:07:48,281
‫داشتم فکر می‌کردم که...

84
00:07:49,081 --> 00:07:50,961
‫برای خاطر هر دومون، هم خودم هم پریا...

85
00:07:53,241 --> 00:07:55,921
‫شاید بهتره آزادش کنم.

86
00:08:11,681 --> 00:08:13,041
‫اگه بیشتر از این به اونایی که

87
00:08:13,121 --> 00:08:15,161
‫ پولشون رو نمیدن سخت نگیرم، باید برای همیشه در مغازه رو ببندم

88
00:08:15,241 --> 00:08:17,801
‫باید برای کسایی که بهمون بدهکارن تلگرام بفرستم.

89
00:08:17,881 --> 00:08:19,921
‫اگه نتونن پرداخت کنن، مجبورم ازشون بهره بگیرم.

90
00:08:20,001 --> 00:08:21,201
‫چاره‌ای ندارم.
‫باید این کارو بکنم.

91
00:08:30,201 --> 00:08:31,161
‫اوه!

92
00:08:32,961 --> 00:08:34,121
‫خودتی!

93
00:08:37,721 --> 00:08:38,841
‫اینجایی!

94
00:08:50,881 --> 00:08:52,881
‫پس یه بچه.

95
00:08:54,801 --> 00:08:56,761
‫تا حالا بچه نداشتی، داشتی؟

96
00:09:03,561 --> 00:09:05,641
‫کارخونه ما تنها چیزی نیست که اِما هارت

97
00:09:05,721 --> 00:09:08,001
‫ از چیزایی که مال توئه گرفته، مگه نه؟

98
00:09:08,081 --> 00:09:09,921
‫فکر کرده کیه؟
‫ها؟

99
00:09:12,481 --> 00:09:13,641
‫خب...

100
00:09:15,961 --> 00:09:17,081
‫چطور بود؟

101
00:09:18,681 --> 00:09:19,681
‫فرانسه.

102
00:09:20,721 --> 00:09:24,241
‫خیلی رفاقت و صمیمیتی بینت و بچه‌ها هست، هان؟

103
00:09:24,801 --> 00:09:27,561
‫بین تو و پسرا؟
‫هوم؟

104
00:09:29,401 --> 00:09:32,441
‫یکی دوتا آهنگ باهاشون خوندم.

105
00:09:32,521 --> 00:09:34,161
‫اوه؟ هوم.

106
00:09:36,841 --> 00:09:38,441
‫پس چرا فرستادنت خونه؟

107
00:09:44,081 --> 00:09:45,561
‫چون همه‌ش که آواز خوندن نیست.

108
00:09:51,121 --> 00:09:54,321
‫...باعث شد به این فکر کنم
‫که چی از خودمون به جا می‌ذاریم

109
00:09:55,721 --> 00:09:58,321
‫دلم می‌خواد آدمایی که بعد از ما میان...

110
00:09:59,881 --> 00:10:02,401
‫بچه‌هامون، نوه‌هامون

111
00:10:04,441 --> 00:10:06,121
‫حداقل بدونن که ما اینجا بودیم.

112
00:10:07,601 --> 00:10:08,921
‫فکر کنم...

113
00:10:10,441 --> 00:10:13,241
‫مهم‌ترین چیزی که همه‌مون از خودمون به جا می‌ذاریم...

114
00:10:15,081 --> 00:10:16,241
‫اسممونه.

115
00:10:20,201 --> 00:10:21,801
‫و این خونه.

116
00:10:21,881 --> 00:10:22,961
‫آره، اونم هست.

117
00:10:25,281 --> 00:10:27,801
‫اگه پدر نتونه این خونه رو نگه داره، دیگه چیزی برامون نمی‌مونه

118
00:10:30,721 --> 00:10:32,961
‫اما هارت خیلی چیزا باید جواب پس بده.

119
00:11:34,761 --> 00:11:38,121
‫اگه اما هارت فقط باعث مشکلات ما نباشه چی؟

120
00:11:38,201 --> 00:11:39,881
‫اگه راه‌حل مشکلاتمون هم خودش باشه چی؟

121
00:11:40,921 --> 00:11:42,441
‫فکر کنم جوابشو پیدا کردم.

122
00:11:46,721 --> 00:11:47,721
‫میدونی...

123
00:11:48,601 --> 00:11:51,081
‫یه بار دیدمش... جو رو

124
00:11:54,161 --> 00:11:55,521
‫توی فرانسه؟

125
00:11:56,281 --> 00:11:59,041
‫یه شب سر یه پیچ اومدم و دیدمش.

126
00:12:00,241 --> 00:12:03,921
‫کلاه‌خودش رو عقب زده بود
‫تفنگش رو روی زانوش گذاشته بود

127
00:12:04,641 --> 00:12:08,001
‫و عکس تو...
‫توی دستش بود.

128
00:12:10,481 --> 00:12:12,441
‫داری همین‌جوری میگی؟

129
00:12:12,521 --> 00:12:14,601
‫نه، خودش بود، جو بود.

130
00:12:17,041 --> 00:12:19,561
‫خودشو کشیده بود بالا و روی یه قوطی گوشت نشسته بود.

131
00:12:21,961 --> 00:12:23,481
‫گفت وقت ندارم بخورمش

132
00:12:23,961 --> 00:12:26,321
‫ولی حداقل می‌تونم کونم رو روش خشک نگه دارم.

133
00:12:34,601 --> 00:12:35,681
‫و بعد...

134
00:12:37,961 --> 00:12:39,441
‫همه‌چی...

135
00:12:40,281 --> 00:12:41,801
‫دوباره شروع شد.

136
00:12:45,201 --> 00:12:46,721
‫تیراندازی و...

137
00:12:49,321 --> 00:12:50,521
‫دیگه نفهمیدم کجا رفت.

138
00:12:57,321 --> 00:12:58,601
‫می‌تونم یه چیزی بهت بگم؟

139
00:13:00,281 --> 00:13:01,721
‫هرچی می‌خوای بگو.

140
00:13:06,961 --> 00:13:09,001
‫وقتی تلگرام رسید

141
00:13:09,721 --> 00:13:12,001
‫توی سالن بودیم
‫و صورت لورا رو دیدم

142
00:13:14,121 --> 00:13:15,281
‫و فهمیدم.

143
00:13:16,881 --> 00:13:18,801
‫همون لحظه فهمیدم
‫خبر بدیه

144
00:13:22,561 --> 00:13:23,881
‫و فکر کردم...

145
00:13:28,161 --> 00:13:30,321
‫اشکالی نداره، می‌دونم.

146
00:13:31,761 --> 00:13:33,401
‫دلت براش تنگ شده، می‌دونم.

147
00:13:33,481 --> 00:13:35,881
‫نه، نمیدونی.
‫تو نمیدونی.

148
00:13:37,201 --> 00:13:38,601
‫بذار بگم.

149
00:13:40,361 --> 00:13:42,001
‫می‌دونستم خبر بدیه

150
00:13:44,801 --> 00:13:46,001
‫و فکر کردم...

151
00:13:48,561 --> 00:13:49,761
‫که تویی.

152
00:13:51,881 --> 00:13:53,681
‫فکر کردم تویی

153
00:13:54,201 --> 00:13:55,961
‫و نمی‌تونستم نفس بکشم، مک.

154
00:13:59,001 --> 00:14:00,801
‫ولی بعد تلگرام رو بهم نشون داد.

155
00:14:02,201 --> 00:14:04,921
‫دیدم خطاب به من بود، نه اون...

156
00:14:06,801 --> 00:14:08,761
‫و توش اسم اون نوشته شده بود.

157
00:14:10,041 --> 00:14:11,161
‫جو لوثر

158
00:14:17,041 --> 00:14:18,761
‫و من خیالم راحت شد.

159
00:14:21,041 --> 00:14:23,761
‫این بدترین چیزیه که تا حالا شنیدی؟

160
00:14:24,401 --> 00:14:25,641
‫جو بیچاره...

161
00:14:26,721 --> 00:14:28,241
‫البته از شدت نگرانی داشتم دیوونه می‌شدم.

162
00:14:28,321 --> 00:14:30,081
‫طاقت نداشتم اون باشه.

163
00:14:31,401 --> 00:14:33,721
‫ولی اولین چیزی که وقتی اسمشو دیدم به ذهنم رسید این بود...

164
00:14:35,201 --> 00:14:36,441
‫اوه، خدایا شکرت

165
00:14:37,641 --> 00:14:39,561
‫خدایا شکرت که مک نیست

166
00:14:42,641 --> 00:14:44,641
‫اشکالی نداره.

167
00:14:47,081 --> 00:14:48,321
‫می‌فهمم.

168
00:14:50,161 --> 00:14:51,481
‫واقعاً می‌فهمم.

169
00:14:57,481 --> 00:14:59,321
‫چون ما مثل هم هستیم...

170
00:15:00,401 --> 00:15:01,681
‫مگه نه؟

171
00:15:07,321 --> 00:15:10,601
‫پس من همیشه می‌فهممت.

172
00:15:27,801 --> 00:15:29,961
‫گوشت کنسروی؟

173
00:15:34,000 --> 00:15:41,000
آوا‌مــووی

174
00:15:45,281 --> 00:15:48,161
‫امروز یه دستیار دارم، خانم گریشام
‫چه خوش‌شانسم

175
00:15:48,561 --> 00:15:50,961
‫ببین، اینجا بسته‌های آماده برای کیک میوه‌ای داریم

176
00:15:51,041 --> 00:15:53,761
‫که می‌تونی با تقریباً بدون چربی
‫و حتی یه دونه تخم‌مرغ درستش کنی.

177
00:15:53,841 --> 00:15:56,081
‫اسمشو گذاشتم کیک جنگی.

178
00:15:58,801 --> 00:16:01,521
‫اوه، دخترای من اگه بذاریشون، از صبح تا شب کیک می‌خورن.

179
00:16:04,161 --> 00:16:06,641
‫میگی تخم‌مرغ نمی‌خواد؟
‫پس چقدر کره باید بریزم؟

180
00:16:06,721 --> 00:16:09,001
‫نمی‌فهمم با چی قراره خودش رو بگیره…

181
00:16:12,681 --> 00:16:13,961
‫خانم هارت؟

182
00:16:17,881 --> 00:16:18,961
‫خانم هارت؟

183
00:16:19,761 --> 00:16:22,521
‫من… باید یه مدتی مغازه رو ببندم، خانم گریشام

184
00:16:22,601 --> 00:16:24,681
‫یکی از بسته‌های مواد کیک رو بردار

185
00:16:24,761 --> 00:16:26,921
‫ببین جین و باربارا چی فکر می‌کنن و بهم خبر بده.

186
00:16:27,001 --> 00:16:29,561
‫خب، ممنونم.
‫خداحافظ ادوینا.

187
00:16:29,641 --> 00:16:32,081
‫-خوش بگذره، به مامانت کمک کنی
‫-خداحافظ... خداحافظ.

188
00:16:42,601 --> 00:16:44,881
‫سلام.

189
00:16:45,681 --> 00:16:46,761
‫سلام.

190
00:16:51,401 --> 00:16:52,401
‫ادوینا؟

191
00:16:54,561 --> 00:16:56,441
‫ادوینا، چرا نمیری بالا، عزیزم

192
00:16:56,521 --> 00:16:57,721
‫اون جعبه دکمه‌ها رو یه نگاهی بنداز

193
00:16:57,801 --> 00:17:00,001
‫-ببین کدومشون رو بیشتر دوست داری
‫-می‌تونم؟

194
00:17:00,081 --> 00:17:02,841
‫معلومه که می‌تونی، برو بالا
‫برو، معطل نکن

195
00:17:14,881 --> 00:17:17,121
‫خب، پس من قسمی که خورده بودم رو شکستم

196
00:17:17,521 --> 00:17:20,001
‫قسم خورده بودم تا وقتی زنده‌ام دیگه هیچ‌وقت نبینمت

197
00:17:23,001 --> 00:17:25,041
‫همه‌مون قول‌هایی میدیم که نمی‌تونیم بهشون عمل کنیم

198
00:17:27,881 --> 00:17:29,641
‫معمولاً مغازه شلوغ‌تر از این حرفاست

199
00:17:30,921 --> 00:17:33,241
‫ولی جنگه دیگه.
‫نمی‌دونم خبر داشتی یا نه.

200
00:17:33,321 --> 00:17:34,561
‫خبر داشتم.

201
00:17:35,481 --> 00:17:36,961
‫خیلی متأسفم، اِما.

202
00:17:37,761 --> 00:17:38,961
‫درباره شوهرت شنیدم.

203
00:17:39,041 --> 00:17:41,801
‫درباره همه شوهرها شنیدی؟
‫فقط شوهر من که نیست.

204
00:17:46,121 --> 00:17:47,881
‫خب، خودت که می‌بینی.

205
00:17:56,081 --> 00:17:57,121
‫اِما…

206
00:17:59,401 --> 00:18:00,561
‫همه اینا… این…

207
00:18:02,921 --> 00:18:04,121
‫یه معجزه‌ست.

208
00:18:05,521 --> 00:18:07,001
‫همون چیزی که همیشه می‌خواستی.

209
00:18:07,081 --> 00:18:08,961
‫نقشه ا‌ت، با یه «ن» بزرگ

210
00:18:10,841 --> 00:18:13,441
‫دقیقاً.
‫من موفق شدم.

211
00:18:13,961 --> 00:18:15,521
‫و تو چی شدی، ادوین فِرلی؟

212
00:18:16,401 --> 00:18:17,721
‫یه احمق.

213
00:18:18,001 --> 00:18:19,801
‫یه ابله، یه ترسو.
‫دیگه چیزی مونده؟

214
00:18:21,201 --> 00:18:22,321
‫نه، هنوز خیلی چیزا مونده

215
00:18:25,561 --> 00:18:27,081
‫اِما…

216
00:18:27,161 --> 00:18:29,921
‫هر ذره‌ای از نفرتی که نسبت به من داری…

217
00:18:30,001 --> 00:18:33,161
‫همه اون کینه، تلخی و خشمی که داری…

218
00:18:34,561 --> 00:18:39,041
‫من هر روز همه‌ش رو نسبت به خودم حس کردم
‫بهت قول میدم

219
00:18:39,921 --> 00:18:41,121
‫حتی یه لحظه هم نگذشته که…

220
00:18:41,201 --> 00:18:43,041
‫ آرزو نکرده باشم بتونم برگردم

221
00:18:45,281 --> 00:18:46,561
‫به همون باغ رز…

222
00:18:49,121 --> 00:18:50,521
‫و یه چیز دیگه بگم.

223
00:18:54,681 --> 00:18:55,801
‫مثلاً چی؟

224
00:18:57,481 --> 00:18:58,681
‫مثلاً بگم «با من ازدواج کن»

225
00:18:59,801 --> 00:19:02,561
‫مثلاً بگم «همه‌چی درست میشه»
‫مثلاً بگم «مراقبت هستم

226
00:19:02,641 --> 00:19:03,961
‫نمی‌ذارم کسی بهت آسیب بزنه»

227
00:19:04,041 --> 00:19:05,321
‫مثلاً بگم «دوستت دارم، اِما.

228
00:19:06,801 --> 00:19:08,121
‫بقیه عمرم رو کنارت می‌مونم و »

229
00:19:08,201 --> 00:19:09,881
‫مطمئن میشم همیشه کنارتم.

230
00:19:11,321 --> 00:19:12,801
‫تا تو همه این حرفا رو می‌زدی

231
00:19:12,881 --> 00:19:15,001
‫احتمالاً بچه‌م رو به دنیا آورده بودم.

232
00:19:15,161 --> 00:19:16,841
‫اِما، خواهش می‌کنم، من…

233
00:19:16,921 --> 00:19:18,721
‫من نیومدم اینجا که دعوا کنم.

234
00:19:18,801 --> 00:19:20,521
‫دیگه به اندازه کافی دعوا کردیم.

235
00:19:21,961 --> 00:19:24,841
‫وقتی اون روز ناامیدت کردم، یه دشمنی رو شروع کردم

236
00:19:24,921 --> 00:19:27,201
‫که هیچ‌وقت نباید کارمون به اینجا می‌کشید.

237
00:19:29,161 --> 00:19:31,001
‫برای همین امروز اومدم اینجا که تمومش کنم.

238
00:19:40,521 --> 00:19:42,361
‫شنیدم یه انبار پر از پارچه داری

239
00:19:42,441 --> 00:19:44,041
‫که هیچ استفاده‌ای هم ازش نمیشه.

240
00:19:44,121 --> 00:19:46,201
‫درسته. قرار بود با اون پارچه‌ها قراردادی رو که

241
00:19:46,281 --> 00:19:48,361
‫ پدرت ازم دزدید اجرا کنم.

242
00:19:48,481 --> 00:19:50,081
‫خب…

243
00:19:50,161 --> 00:19:53,081
‫چیزی که ما داریم
‫چیزی که فِرلی‌ها دارن

244
00:19:53,561 --> 00:19:55,241
‫همون قرارداده‌ست، ولی…

245
00:19:56,761 --> 00:19:58,201
‫پارچه‌ای نداریم…

246
00:19:59,161 --> 00:20:00,201
‫یا کارخانه‌ای.

247
00:20:01,441 --> 00:20:04,481
‫و اِما، تو دیگه یه زنِ اهل کسب‌وکاری

248
00:20:09,001 --> 00:20:10,161
‫یه شراکت.

249
00:20:11,601 --> 00:20:13,881
‫قرارداد مال ما، کارخانه‌ها مال تو.

250
00:20:15,121 --> 00:20:16,681
‫فِرلی‌ها و هارت‌ها.

251
00:20:17,721 --> 00:20:20,201
‫اگه با هم کار کنیم، می‌تونیم اون قرارداد رو عملی کنیم.

252
00:20:20,841 --> 00:20:23,121
‫به ازای هر یونیفرمی که تولید کنیم، یه پوند به تو میرسه

253
00:20:23,201 --> 00:20:24,281
‫یه پوند هم سهم ما میشه.

254
00:20:26,961 --> 00:20:28,721
‫اِما، نمی‌دونم کسب‌وکارت توی این اوضاع چطور داره پیش میره

255
00:20:28,801 --> 00:20:33,041
‫ولی… مال ما به زور داره سر پا می‌مونه

256
00:20:36,001 --> 00:20:38,281
‫اما اگه دست به دست هم بدیم

257
00:20:39,001 --> 00:20:40,361
‫هر دومون می‌تونیم…

258
00:20:41,841 --> 00:20:43,441
‫از خانواده‌هامون مراقبت کنیم.

259
00:20:47,201 --> 00:20:48,961
‫به نظرت یه پیمان منطقی نیست؟

260
00:20:54,881 --> 00:20:56,321
‫لطفاً برای ناهار بیا

261
00:20:57,401 --> 00:20:59,161
‫میای؟

262
00:20:59,441 --> 00:21:01,721
‫شنبه.
‫به عنوان مهمون ویژه‌مون.

263
00:21:03,681 --> 00:21:05,921
‫هیچ اجباری در کار نیست ولی می‌تونیم همه‌چی رو با هم مفصل صحبت کنیم.

264
00:21:09,081 --> 00:21:10,081
‫اِما…

265
00:21:11,361 --> 00:21:13,881
‫جنگ… واقعاً آدمو بیچاره می‌کنه.

266
00:21:16,281 --> 00:21:18,641
‫فکر کن اگه بتونیم…

267
00:21:19,761 --> 00:21:21,521
‫سلاح‌هامون رو زمین بذاریم چه حسی داره.

268
00:21:23,761 --> 00:21:25,001
‫فقط…

269
00:21:26,241 --> 00:21:27,321
‫تمومش کنیم.

270
00:21:29,361 --> 00:21:30,601
‫آتش‌بس.

271
00:21:33,321 --> 00:21:34,401
‫صلح.

272
00:21:37,241 --> 00:21:38,401
‫نظرت چیه؟

273
00:21:49,081 --> 00:21:51,001
‫خب، چطور پیش رفت؟

274
00:21:52,401 --> 00:21:53,721
‫حرفش رو باور کرد.

275
00:22:08,321 --> 00:22:10,281
‫این معامله می‌تونه راه نجاتمون باشه، مَک.

276
00:22:10,801 --> 00:22:13,841
‫اگه برای هر یونیفرم یه پوند گیرم بیاد، مجبور نیستم چیزی رو تعطیل کنم.

277
00:22:13,921 --> 00:22:15,881
‫می‌تونم حقوق‌ها رو بدم و کسی رو اخراج نکنم

278
00:22:16,321 --> 00:22:17,321
‫سودی در کار نیست

279
00:22:17,401 --> 00:22:19,361
‫ولی شاید بتونیم با همین تا آخر جنگ سر کنیم.

280
00:22:19,441 --> 00:22:22,201
‫آره.من هر روز هفته هم که باشه

281
00:22:22,281 --> 00:22:23,681
‫روی تو بیشتر از پیرمردی مثل اَسکوئیت شرط می‌بندم.

282
00:22:25,801 --> 00:22:28,041
‫ولی شراکت با فِرلی‌ها؟

283
00:22:28,121 --> 00:22:30,601
‫اگه تا همین الان کسی این پیشنهاد رو می‌داد، تف می‌کردم تو صورتش.

284
00:22:32,201 --> 00:22:34,961
‫-می‌تونی بهشون اعتماد کنی؟
‫-قبلاً که هیچ‌وقت.

285
00:22:36,481 --> 00:22:37,561
‫هیچ‌وقت.

286
00:22:39,361 --> 00:22:41,281
‫ولی به خاطر بچه‌ها…

287
00:22:41,361 --> 00:22:43,481
‫نباید این بار توی یه جبهه دیگه بجنگم، مَک؟

288
00:22:43,561 --> 00:22:45,841
‫مامان، مامان!

289
00:22:46,481 --> 00:22:49,521
‫-آها، این ما هستیم توی مغازه؟
‫-آره

290
00:22:50,921 --> 00:22:52,001
‫بیا اینجا.

291
00:22:54,401 --> 00:22:57,201
‫قشنگ نیست؟
‫خیلی دوستش دارم.

292
00:23:27,801 --> 00:23:29,721
‫داشتم فکر می‌کردم شاید بتونم بیام تو.

293
00:23:36,641 --> 00:23:37,801
‫سطح کارتون اومده پایین؟

294
00:23:38,721 --> 00:23:40,481
‫اوه، نه، مطمئنم این‌طور نیست.

295
00:23:41,841 --> 00:23:45,441
‫اومدم چون شنبه برای ناهار میام اینجا.

296
00:23:46,241 --> 00:23:47,561
‫شنیدم.

297
00:23:48,881 --> 00:23:51,361
‫و وقتی بیام، از درِ اصلی وارد میشم

298
00:23:52,201 --> 00:23:54,481
‫حتماً مواظب کتت هستم.

299
00:23:55,841 --> 00:24:00,321
‫ولی داشتم فکر می‌کردم…
‫اینکه اون بالا بشینم چه حسی داره.

300
00:24:00,401 --> 00:24:02,441
‫و می‌دونم دلم می‌خواد شدیداً

301
00:24:02,521 --> 00:24:03,881
‫همه این پایین رو ببینم…

302
00:24:05,801 --> 00:24:06,881
‫که یادم بمونه.

303
00:24:09,761 --> 00:24:12,921
‫برای همین امروز اومدم اینجا، به هر حال، تا با اِد حرف بزنم…

304
00:24:13,001 --> 00:24:16,281
‫با ارباب ادوین، درباره شرایط احتمالی و این چیزها به توافق برسیم.

305
00:24:18,001 --> 00:24:20,721
‫و می‌خواستم از این طرف بیام

306
00:24:20,801 --> 00:24:23,041
‫که کسی فکر نکنه برای خودم کلاس می‌ذارم یا ادا و اصولی دارم.

307
00:24:29,161 --> 00:24:32,841
‫خب چرا نباید این‌طور باشه، اِما هارت؟ هان؟

308
00:24:32,921 --> 00:24:35,801
‫از چیزایی که شنیدم، فکر کنم حق داری یه کم هم برای خودت کلاس بذاری.

309
00:24:35,881 --> 00:24:38,121
‫با این پیشرفتی هم که کردی، اگه یه کم ادا و اصول دربیاری

310
00:24:38,641 --> 00:24:39,881
‫کاملاً حق داری.

311
00:24:42,121 --> 00:24:44,561
‫خودتو به یه جایی رسوندی، مگه نه؟

312
00:24:47,561 --> 00:24:48,761
‫آفرین دختر.

313
00:24:50,321 --> 00:24:51,441
‫آفرین.

314
00:24:53,921 --> 00:24:57,681
‫و… من پدرت رو خیلی نمی‌شناختم.

315
00:24:58,401 --> 00:25:00,041
‫من معمولاً سرم به کار خودمه.

316
00:25:02,041 --> 00:25:04,641
‫ولی فکر کنم جک هارت از دیدن موفقیتت حسابی بهت افتخار می‌کرد.

317
00:25:07,121 --> 00:25:08,281
‫ممنونم.

318
00:25:17,281 --> 00:25:19,721
‫خب… بهتره برم و…

319
00:25:20,441 --> 00:25:23,401
‫اونا فکر می‌کنن ما مثل کاغذ دیواری هستیم، معلومه.

320
00:25:25,041 --> 00:25:27,321
‫بی‌صدا توی اون اتاق‌ها بالا و پایین میریم.

321
00:25:27,921 --> 00:25:30,841
‫یادشون میره که خدمتکارها هم آدمن…

322
00:25:31,961 --> 00:25:34,321
‫و آدما گوش دارن.

323
00:25:39,361 --> 00:25:41,361
‫این شراکت…

324
00:25:41,921 --> 00:25:43,441
‫اون چیزی نیست که فکر می‌کنی.

325
00:25:44,241 --> 00:25:48,001
‫ارباب ادوین دقیقاً همون‌جایی گیرت انداخته که می‌خواسته.

326
00:26:06,681 --> 00:26:08,121
‫خودت می‌دونی که دارم ترکت می‌کنم.

327
00:26:11,481 --> 00:26:13,241
‫چی؟ چرا؟

328
00:26:13,881 --> 00:26:16,681
‫تو درباره اَدِل بهم دروغ گفتی.

329
00:26:17,801 --> 00:26:19,001
‫تقصیر من نبود.

330
00:26:19,081 --> 00:26:21,361
‫من مسئول مرگ خواهرم نیستم

331
00:26:22,401 --> 00:26:24,201
‫و باید بتونم عزاداری کنم.

332
00:26:24,281 --> 00:26:26,481
‫باید از اینجا دور بشم.
‫از تو دور بشم.

333
00:26:26,561 --> 00:26:28,721
‫این حرفا چیه، اولیویا.
‫کجا می‌خوای بری؟

334
00:26:28,801 --> 00:26:31,321
‫به خاطر پسرا تا وقتی پیمان امضا بشه می‌مونم.

335
00:26:31,401 --> 00:26:33,841
‫ولی وقتی دیگه قرارداد و خونه‌ت در خطر نباشن

336
00:26:33,921 --> 00:26:36,721
‫وقتی جنگ تموم بشه…

337
00:26:38,121 --> 00:26:39,961
‫من دنبال یه زندگی آروم می‌گردم.

338
00:27:01,201 --> 00:27:04,481
‫فکر می‌کنی اومدی یه جایی که یه کم آرامش داشته باشی…

339
00:27:05,441 --> 00:27:06,521
‫فرانک!

340
00:27:07,961 --> 00:27:09,841
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

341
00:27:09,921 --> 00:27:11,881
‫من هر هفته میام اینجا.

342
00:27:12,001 --> 00:27:14,161
‫فقط تو نیستی که دلت براش تنگ شده.

343
00:27:15,161 --> 00:27:18,001
‫مدرسه چطوره؟
‫امتحانای نهاییت رو دادی؟

344
00:27:18,081 --> 00:27:19,121
‫آره، خب، فکر کنم

345
00:27:19,201 --> 00:27:21,521
‫آخرش منو استاد دانشگاه یا یه همچین چیزی می‌کنن

346
00:27:21,601 --> 00:27:23,481
‫یا احتمالاً لُرد

347
00:27:23,921 --> 00:27:26,081
‫وقتی نمره‌هات عالی باشه، همین میشه دیگه.

348
00:27:26,201 --> 00:27:27,921
‫فکر کنم آخرش شاه بشی، نه؟

349
00:27:28,001 --> 00:27:30,641
‫آره، یه همچین چیزی.

350
00:27:33,601 --> 00:27:36,241
‫پس این بالا چی کار می‌کنی؟ هول کردی؟

351
00:27:36,361 --> 00:27:37,801
‫نه.

352
00:27:40,481 --> 00:27:42,641
‫فقط دارم فکر می‌کنم باید چی کار کنم، همین

353
00:27:42,721 --> 00:27:44,481
‫اوه… نه…

354
00:27:45,001 --> 00:27:47,041
‫-چی؟
‫-می‌دونستم این اتفاق می‌افته.

355
00:27:47,121 --> 00:27:50,121
‫-حالا که پولدار شدی.
‫-وقت داری بشینی فکر کنی.

356
00:27:50,201 --> 00:27:52,761
‫پولدارها عاشق اینن که یه گوشه بشینن

357
00:27:52,841 --> 00:27:55,601
‫به آسمون نگاه کنن و فکر و خیال کنن.

358
00:27:55,681 --> 00:27:58,361
‫ما این‌جوری نیستیم.
‫دست بجنبون!

359
00:27:58,441 --> 00:28:01,441
‫وقتت رو با فکر کردن هدر نده که، اگه این کارو بکنم چی؟

360
00:28:01,521 --> 00:28:05,161
‫اگه پولمو خرج یه فواره طلایی کنم چی؟ یا یه همچین چیزی

361
00:28:05,241 --> 00:28:08,121
‫همه کاری که کردی اینه که چند دقیقه باارزش رو از دست دادی

362
00:28:08,201 --> 00:28:10,321
‫در حالی که می‌تونستی به حس درونیت اعتماد کنی.

363
00:28:10,401 --> 00:28:12,761
‫مام هم مگه همینو نمی‌گفت؟

364
00:28:16,561 --> 00:28:17,841
‫فواره طلایی؟

365
00:28:18,961 --> 00:28:21,601
‫خب، پولدارها که این چیزا رو دارن، مگه نه؟

366
00:28:22,561 --> 00:28:24,561
‫تو به جاش چی داری؟

367
00:28:24,641 --> 00:28:26,681
‫یه انبار گنده پر از پارچه.

368
00:28:26,761 --> 00:28:28,361
‫اون فواره طلایی توئه.

369
00:28:33,441 --> 00:28:35,441
‫فرانک، حالت خوب می‌مونه؟

370
00:28:35,521 --> 00:28:37,961
‫چی؟ همیشه خوبم.
‫تازه خودم تنهایی از یه تپه بالا اومدم.

371
00:28:38,041 --> 00:28:40,121
‫به حس درونیت اعتماد می‌کنی؟

372
00:28:40,201 --> 00:28:42,361
‫-به ندای دلت گوش بده، باشه؟
‫-باشه.

373
00:28:46,121 --> 00:28:47,321
‫برو اِما!

374
00:28:49,281 --> 00:28:50,601
‫هوووو!

375
00:30:47,481 --> 00:30:49,521
‫خب، ناهار آماده‌ست

376
00:30:50,561 --> 00:30:52,281
‫و مطمئنم خیلی هم خوشمزه‌ست.

377
00:30:54,601 --> 00:30:56,241
‫ولی یه چیزی هست که می‌خوام بگم.

378
00:31:00,601 --> 00:31:03,041
‫ادوین، تو یه پیشنهاد بهم دادی.

379
00:31:03,121 --> 00:31:05,241
‫درسته.
‫یه شراکت.

380
00:31:05,681 --> 00:31:08,401
‫ما با هم قراردادهای دوخت لباس‌های نظامی رو انجام میدیم.

381
00:31:08,521 --> 00:31:11,361
‫خب، این حرفات خیلی منطقی به نظر میاد.

382
00:31:11,441 --> 00:31:14,161
‫یعنی به‌عنوان یه تیم؟ درست فهمیدم؟ سود هم نصف‌نصف تقسیم میشه؟

383
00:31:14,241 --> 00:31:15,961
‫کاملاً، برای هر دست لباس

384
00:31:16,041 --> 00:31:17,721
‫-یه پوند برای تو...
‫و یه پوند برای تو.

385
00:31:18,921 --> 00:31:20,281
‫بله.

386
00:31:20,361 --> 00:31:21,761
‫خودت همینو گفتی.

387
00:31:23,441 --> 00:31:25,601
‫فقط اِدوین، نقشه‌ای که تو سرت داری این نیست، مگه نه؟

388
00:31:27,841 --> 00:31:29,881
‫-خب...
‫-فکر می‌کنم نقشه واقعیت اینه

389
00:31:29,961 --> 00:31:31,201
‫که برای من یه پوند باشه

390
00:31:31,281 --> 00:31:33,601
‫و برای خودت پنج پوند، بابت هر دست لباس.

391
00:31:34,521 --> 00:31:37,161
‫درسته؟ لباس‌ها رو گرون‌تر از قیمت واقعی می‌فروشی

392
00:31:37,241 --> 00:31:38,441
‫حداقل پول ممکن رو به من میدی

393
00:31:38,521 --> 00:31:41,001
‫و بیشتر سود رو برای خودت برمی‌داری.

394
00:31:42,001 --> 00:31:44,401
‫نقشه‌ت همینه، اِدوین، مگه نه؟

395
00:31:46,681 --> 00:31:48,041
‫راستشو بهم بگو!

396
00:31:49,121 --> 00:31:51,841
‫من... مجبور بودم یه کاری بکنم.

397
00:31:51,921 --> 00:31:54,561
‫تو داری نقشه میکشی که کسب‌وکار منو از پا دربیاری.

398
00:31:54,641 --> 00:31:56,601
‫آه، و یادت رفت بگی که یه بچه هم در راه داری

399
00:31:56,681 --> 00:31:59,641
‫پس فکر کنم همین توضیح میده چرا این‌همه نقشه و کلک سوار کردی، مگه نه اِدوین؟

400
00:32:00,081 --> 00:32:01,201
‫چون می‌دونم تو از اون آدم‌ها نیستی که

401
00:32:01,281 --> 00:32:03,561
‫ بچه‌ی خودتو بذاری توی سرما و بی‌پناهش کنی.

402
00:32:04,481 --> 00:32:05,881
‫منظورش چیه؟

403
00:32:07,481 --> 00:32:09,001
‫-اِدوین؟
‫-اِما...

404
00:32:09,081 --> 00:32:10,481
‫من هنوز حرفم تموم نشده!

405
00:32:11,041 --> 00:32:14,001
‫امروز رفتم پیش لرد اَکتون، آقای فِرلی، همون رفیق خودت

406
00:32:14,081 --> 00:32:15,321
‫و بهش گفتم که شما فِرلی‌ها دارید

407
00:32:15,401 --> 00:32:16,681
‫ مسخره‌ اش می‌کنید.

408
00:32:16,761 --> 00:32:18,321
‫چه خبره اینجا؟ داری چی میگی؟

409
00:32:18,401 --> 00:32:19,761
‫فقط من و هم‌کلاسی قدیمیت نیستیم که

410
00:32:19,841 --> 00:32:21,001
‫ داری حقمون رو می‌خوری، مگه نه؟

411
00:32:21,081 --> 00:32:22,721
‫به کارگرات هم دستمزدی نمیدی که بتونن باهاش زندگی کنن.

412
00:32:22,801 --> 00:32:24,561
‫تازه سربازهای خودمون رو هم بدبخت می‌کنی

413
00:32:24,641 --> 00:32:27,481
‫چون لباس‌هایی که می‌دوزی بی‌کیفیت از آب درمیاد.

414
00:32:27,561 --> 00:32:29,521
‫واقعاً می‌خوایم بذاریم این‌طوری با ما حرف بزنه؟

415
00:32:29,601 --> 00:32:31,321
‫نوبت تو هم میرسه، جرالد فِرلی!

416
00:32:31,801 --> 00:32:33,841
‫به لرد اَکتون گفتم که شما فِرلی‌ها

417
00:32:33,921 --> 00:32:35,561
‫حتی یه تکه پارچه هم از من گیرتون نمیاد.

418
00:32:35,641 --> 00:32:38,081
‫و اگه فکر کنه حتی کوچک‌ترین احتمالی هست

419
00:32:38,161 --> 00:32:40,641
‫که این جنگ تا سال ۱۹۱۶ ادامه پیدا کنه

420
00:32:40,721 --> 00:32:43,401
‫اون‌وقت فقط یه نفر هست که آسیاب‌های پارچه‌بافی

421
00:32:43,481 --> 00:32:44,961
‫کارخونه، مواد اولیه

422
00:32:45,041 --> 00:32:46,721
‫و یه مشت زن کاربلد و ماهر داره

423
00:32:46,801 --> 00:32:49,361
‫که می‌تونن قراردادش رو برای سال‌های آینده انجام بدن.

424
00:32:49,961 --> 00:32:51,961
‫برای همین هم پول رو از همون اول بهم داد.

425
00:32:57,361 --> 00:32:59,081
‫چطور جرات میکنی؟

426
00:33:02,281 --> 00:33:04,161
‫فکر کردی چی باعث شده

427
00:33:04,241 --> 00:33:06,801
‫یه خدمتکار بی‌ارزش و کوچیک

428
00:33:06,881 --> 00:33:08,361
‫بتونه با چند نسل از...

429
00:33:08,441 --> 00:33:10,201
‫چی؟ مردای پولدار و حق‌به‌جانب دربیفته؟

430
00:33:10,281 --> 00:33:11,761
‫این کارها رو می‌کنه که از اِدوین انتقام بگیره

431
00:33:11,841 --> 00:33:13,121
‫چون اِدوین اونو نخواست.

432
00:33:13,201 --> 00:33:15,041
‫فکر می‌کنی من همه‌ی این کارها رو

433
00:33:15,121 --> 00:33:17,641
‫برای کسی مثل اِدوین فِرلی انجام دادم که هیچ اهمیتی برام نداره؟!

434
00:33:17,721 --> 00:33:20,681
‫فقط دنبال اون نیستم، دنبال همه‌تونم.

435
00:33:21,041 --> 00:33:22,081
‫اسکوایر فیرلی

436
00:33:22,161 --> 00:33:24,201
‫طرز رفتارت با کارکنات واقعاً شرم‌آوره.

437
00:33:24,281 --> 00:33:27,081
‫ولی این در برابر رفتاری که با مادرم کردی هیچی نیست.

438
00:33:27,161 --> 00:33:29,041
‫مادرم وقتی مرد که اصلاً لازم نبود بمیره

439
00:33:29,121 --> 00:33:30,601
‫و تو فقط وایسادی و هیچ کاری نکردی

440
00:33:30,681 --> 00:33:32,961
‫با اینکه بین شما دوتا اتفاقات زیادی افتاده بود.

441
00:33:33,041 --> 00:33:35,121
‫اون تا آخرین نفسش به تو فکر می‌کرد.

442
00:33:35,201 --> 00:33:36,681
‫ولی تو حتی یه بار هم بهش فکر نکردی.

443
00:33:38,361 --> 00:33:39,881
‫با پدرم هم همین کارو کردی و ناامیدش کردی.

444
00:33:39,961 --> 00:33:42,841
‫پدرم به خاطر بی‌کفایتی و سوءمدیریت تو توی کارخونه‌ت جون داد!

445
00:33:42,921 --> 00:33:45,921
‫و از همه بدتر اینکه جونش رو داد تا پسر ترسوت رو نجات بده!

446
00:33:46,001 --> 00:33:48,361
‫تو هم اگه جای اون بودی همین کارو براش می‌کردی، ادوین؟ هان؟

447
00:33:49,521 --> 00:33:52,401
‫خانم فیرلی، حالا فهمیدم این اسم جدیدته.

448
00:33:52,481 --> 00:33:53,721
‫تو طرح‌های لباس منو دزدیدی

449
00:33:53,801 --> 00:33:55,961
‫و بدون اینکه حتی یه لحظه اسم منو بیاری، اونا رو فروختی.

450
00:33:56,041 --> 00:33:57,681
‫اما، اِما، من همیشه سعی کردم که...

451
00:33:57,761 --> 00:33:59,721
‫شاید هر از گاهی می‌تونستی یه حرف محبت‌آمیز بهم بزنی

452
00:33:59,801 --> 00:34:02,201
‫ولی با حرف‌های قشنگ که نمیشه شکم زن و بچه رو سیر کرد!

453
00:34:02,841 --> 00:34:05,841
‫و بالاخره، اسکوایر فیرلی، می‌رسیم به پسر دیگه‌ ات

454
00:34:07,161 --> 00:34:09,321
‫که فقط یه ترسو نیست

455
00:34:09,401 --> 00:34:11,321
‫یه هیولای خطرناکه.

456
00:34:12,721 --> 00:34:15,401
‫یه مرد موذی و پست که به زن‌ها تعرض می‌کنه

457
00:34:15,481 --> 00:34:17,241
‫فقط برای اینکه یه جوری به خودش ثابت کنه قویه

458
00:34:17,321 --> 00:34:19,721
‫در حالی که با ضعف‌های وحشتناک خودش دست‌وپنجه نرم می‌کنه!

459
00:34:19,801 --> 00:34:21,001
‫چرا؟

460
00:34:22,441 --> 00:34:24,041
‫چرا داری این کارو می‌کنی؟

461
00:34:24,121 --> 00:34:27,001
‫برای مادرم، برای پدرم

462
00:34:27,081 --> 00:34:30,361
‫برای همه کسایی که تا حالا تو خونه یا کارخونه‌ت کار کردن.

463
00:34:30,441 --> 00:34:31,881
‫البته اون‌قدر خودمو بزرگ نمی‌بینم که

464
00:34:31,961 --> 00:34:33,401
‫ ادعا کنم نماینده همه کارگرها هستم

465
00:34:33,481 --> 00:34:35,081
‫ولی به خدا، صدای اون‌ها رو در میارم!

466
00:34:35,161 --> 00:34:37,681
‫در حالی که تک‌تک شما بیکار وایسادین و فقط تماشا می‌کنین

467
00:34:37,761 --> 00:34:38,961
‫که دنیای دور و برتون

468
00:34:39,041 --> 00:34:41,521
‫هر روز بیشتر و بیشتر از هم می‌پاشه!

469
00:34:42,561 --> 00:34:44,681
‫راستی، بهترین قسمتش رو هنوز بهتون نگفتم

470
00:34:44,761 --> 00:34:46,521
‫هنوز نگفتم پولی رو که لرد اکتون

471
00:34:46,601 --> 00:34:48,201
‫پیشاپیش بهم داد، خرج چی کردم.

472
00:34:50,000 --> 00:34:57,000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

473
00:34:58,241 --> 00:35:01,041
‫سلام، فیرلی‌ها.
‫چه جالب که اینجا می‌بینمتون.

474
00:35:08,121 --> 00:35:09,241
‫ممنون.

475
00:35:11,241 --> 00:35:12,441
‫من این خونه رو خریدم.

476
00:35:15,121 --> 00:35:16,401
‫یعنی چی؟

477
00:35:16,481 --> 00:35:18,281
‫یعنی من مالک جدید فیرلی هال هستم

478
00:35:18,361 --> 00:35:19,921
‫پس اینو حکم تخلیه‌تون در نظر بگیرین.

479
00:35:21,241 --> 00:35:24,281
‫ادوین فیرلی، امروز آماده بودم خودمو پایین بیارم

480
00:35:24,361 --> 00:35:26,001
‫و شریک تو بشم.

481
00:35:26,201 --> 00:35:28,161
‫این دومین باره که نزدیک بود چنین اتفاقی بیفته.

482
00:35:28,241 --> 00:35:30,601
‫ولی پنج سال پیش تو ناامیدم کردی.

483
00:35:30,681 --> 00:35:33,521
‫و امروز هم نقشه کشیده بودی منو زمین بزنی و همون‌جا ول کنی

484
00:35:33,601 --> 00:35:35,441
‫من هیچ‌وقت نمی‌بخشمت.

485
00:35:37,361 --> 00:35:38,841
‫لطفاً شما کارکنان وفادار، این ناهار رو

486
00:35:38,921 --> 00:35:40,961
‫با خودتون ببرین خونه برای خانواده‌هاتون.

487
00:35:43,041 --> 00:35:44,681
‫و شما فیرلی‌ها هم...

488
00:35:46,161 --> 00:35:48,361
‫از خونه من برین بیرون.

489
00:36:02,881 --> 00:36:06,521
‫البته نقشه‌ ات یه ایراد اساسی و مرگبار داره.

490
00:36:07,001 --> 00:36:08,881
‫تو منو دست‌کم گرفتی.

491
00:36:10,481 --> 00:36:14,761
‫من تو زندگیم دوران‌های خیلی سختی رو پشت سر گذاشتم

492
00:36:14,841 --> 00:36:17,801
‫و فکر کنم خیلی‌هاتون معتقدین که من زیادی ازشون حرف می‌زنم.

493
00:36:17,881 --> 00:36:19,201
‫من که اینو نگفتم، من فقط...

494
00:36:19,281 --> 00:36:23,001
‫ولی هیچ‌چیزی که توی زندگیم تجربه کردم

495
00:36:23,081 --> 00:36:28,161
‫منو برای خیانت ناسپاسانه‌ی بچه‌های خودم آماده نکرده بود

496
00:36:28,241 --> 00:36:30,201
‫مامان، من واقعاً دلم می‌خواست باهات حرف بزنم

497
00:36:30,281 --> 00:36:32,121
‫-توضیح بدم.
‫-ولی تلفن من که زنگ نخورده

498
00:36:32,201 --> 00:36:33,281
‫الیزابت.

499
00:36:34,321 --> 00:36:35,921
‫حالا، ادوینا...

500
00:36:36,481 --> 00:36:37,601
‫کیت...

501
00:36:37,681 --> 00:36:40,121
‫رابین... الیزابت.

502
00:36:40,201 --> 00:36:44,201
‫شما چهارتا با هم نقشه کشیدین تا منو بی‌آبرو کنین.

503
00:36:44,801 --> 00:36:47,041
‫اگه یکم ظریف‌تر یا خلاقانه‌تر عمل کرده بودین

504
00:36:47,121 --> 00:36:49,361
‫شاید حتی یه جورایی براتون احترام قائل می‌شدم.

505
00:36:50,921 --> 00:36:53,721
‫ولی امروز می‌خوام ازتون تشکر کنم

506
00:36:54,401 --> 00:36:55,761
‫چون خیانتتون باعث شد بفهمم

507
00:36:55,841 --> 00:36:59,521
‫ یه چیزهایی واقعاً باید تغییر کنه.

508
00:36:59,881 --> 00:37:01,481
‫شما به من اعتماد ندارین.

509
00:37:01,561 --> 00:37:03,881
‫و این حرف حسابی منو به فکر فرو برد.

510
00:37:05,521 --> 00:37:06,681
‫پس...

511
00:37:07,601 --> 00:37:09,081
‫وصیت‌نامه‌ ام رو عوض کردم

512
00:37:09,561 --> 00:37:10,721
‫که وقتی مُردم

513
00:37:10,801 --> 00:37:12,921
‫هیچ‌کدومتون حتی یه پنی هم گیرتون نیاد.

514
00:37:13,001 --> 00:37:14,081
‫اوه، مامان!

515
00:37:14,161 --> 00:37:15,561
‫یعنی چی «حتی یه پنی»؟

516
00:37:15,921 --> 00:37:18,881
‫حالا امروز می‌خوام به همتون یه انتخاب بدم

517
00:37:18,961 --> 00:37:20,201
‫یا به مبارزه ادامه میدین

518
00:37:20,281 --> 00:37:23,121
‫و همچنان اون دروغ‌های نفرت‌انگیز رو درباره‌ی من

519
00:37:23,201 --> 00:37:24,521
‫به مطبوعات میدین...
‫یا چی؟

520
00:37:24,601 --> 00:37:26,841
‫یا اینا رو می‌گیرین.

521
00:37:28,161 --> 00:37:31,441
‫برای هر کدومتون یه چک یک میلیون پوندیه.

522
00:37:31,521 --> 00:37:32,761
‫البته در برابر چیزی که

523
00:37:32,841 --> 00:37:35,201
‫قرار بود بهتون برسه، پول ناچیزیه

524
00:37:35,281 --> 00:37:39,561
‫و به خاطر خدا، اینا رو با هدیه اشتباه نگیرین.

525
00:37:39,681 --> 00:37:41,401
‫من دارم شما رو می‌خرم.

526
00:37:41,481 --> 00:37:43,121
‫همه‌تونو.

527
00:37:43,201 --> 00:37:45,641
‫اگه این چک‌ها رو قبول کنین

528
00:37:45,721 --> 00:37:50,121
‫یعنی قبول کردین کل این نقشه‌ی چندش‌آور رو کنار بذارین

529
00:37:50,201 --> 00:37:54,041
‫و دیگه هیچ‌وقت با خواسته‌های من مخالفت نکنین.

530
00:37:58,481 --> 00:38:01,041
‫مامان، داری چی کار می‌کنی؟

531
00:38:01,561 --> 00:38:03,601
‫مادربزرگ، اینجا چه خبره؟

532
00:38:03,721 --> 00:38:05,841
‫سال‌هاست بحث و جدل زیادی بوده که

533
00:38:05,921 --> 00:38:09,081
‫کدوم‌یکی از بچه‌هام قراره کسب‌وکارهای منو به دست بگیره.

534
00:38:09,681 --> 00:38:12,481
‫امضای من روی این برگه

535
00:38:12,561 --> 00:38:15,081
‫یعنی دیگه می‌تونین به این بحث پایان بدین.

536
00:38:15,161 --> 00:38:18,561
‫چون از این به بعد، همه ا‌ش

537
00:38:18,641 --> 00:38:20,521
‫تک‌تک دارایی‌ها...

538
00:38:21,241 --> 00:38:22,441
‫همه‌شون...مال پائولاست

539
00:38:26,401 --> 00:38:28,161
‫نه، نه، مادربزرگ، من...

540
00:38:28,241 --> 00:38:30,601
‫خب، ما اختلاف‌نظرهایی داشتیم

541
00:38:30,681 --> 00:38:34,361
‫معلومه عزیزم، گاهی هم حواس‌پرتی‌هایی پیش میومد.

542
00:38:34,441 --> 00:38:35,761
‫ولی تو ازشون گذشتی.

543
00:38:35,841 --> 00:38:38,321
‫تو همیشه کسب‌وکار رو در اولویت گذاشتی.

544
00:38:38,401 --> 00:38:41,241
‫پائولا، تو کسی هستی که من تربیتش کردم.

545
00:38:42,361 --> 00:38:43,721
‫تو کسی هستی که بهش اعتماد دارم.

546
00:38:43,801 --> 00:38:47,281
‫و بارها و بارها ثابت کردی

547
00:38:47,361 --> 00:38:49,161
‫که شایسته‌ترین جانشین منی

548
00:38:51,481 --> 00:38:52,761
‫و حالا دیگه تموم شد.

549
00:38:54,321 --> 00:38:56,241
‫حالا اینم قرارداد‌هاتونه.

550
00:38:56,321 --> 00:38:57,601
‫پس شما چهارتا بیاین

551
00:38:57,681 --> 00:38:59,641
‫امضا کنین و چک‌هاتون رو بگیرین.

552
00:38:59,721 --> 00:39:01,201
‫یا دست خالی برین.

553
00:39:11,841 --> 00:39:14,481
‫پائولا؟ پائولا رو انتخاب کردی؟

554
00:39:14,561 --> 00:39:17,441
‫همه‌چی به اون میرسه و من هیچی گیرم نمیاد؟

555
00:39:17,521 --> 00:39:19,681
‫هیچی جز پولی که شوهرهای قبلیم بهم میدن؟

556
00:39:19,761 --> 00:39:21,881
‫خب، چه شانسی آوردی که شش‌تا شوهر قبلی داری.

557
00:39:35,321 --> 00:39:37,521
‫من که تقریباً با هیچ‌کدوم از خبرنگارها حرف نزدم.

558
00:39:37,601 --> 00:39:40,161
‫اصلاً سر میز ناهار هم نبودم.
‫من که حتی ناهار نمی‌خورم.

559
00:39:41,681 --> 00:39:44,201
‫یه حقه‌ست، مگه نه؟

560
00:39:44,281 --> 00:39:47,521
‫داری ازمون می‌پرسی می‌خوایم تسلیم بشیم یا ادامه بدیم.

561
00:39:47,601 --> 00:39:49,841
‫خب، به نظرم روش اِما هارت اینه که تا آخر بجنگه.

562
00:39:49,921 --> 00:39:51,161
‫مگه نه؟

563
00:39:54,041 --> 00:39:56,481
‫اینجا چه خبره، ادوینا؟

564
00:39:57,481 --> 00:40:01,201
‫می‌خوای یه دعوای خانوادگی مثل دعوای من راه بندازی؟

565
00:40:01,681 --> 00:40:04,281
‫یا فقط یه میلیون پوند می‌خوای و

566
00:40:04,361 --> 00:40:07,281
‫می‌خوای این ماجرا تموم بشه؟

567
00:40:24,161 --> 00:40:28,121
‫پائولا از این به بعد جای من توی هیئت‌مدیره‌ی شرکت نفت سیتکس میشینه.

568
00:40:28,201 --> 00:40:30,481
‫همچنین تمام سهام من در فروشگاه‌های هارت و

569
00:40:30,561 --> 00:40:32,961
‫ شرکت‌های هارت رو هم به عهده میگیره.

570
00:40:33,041 --> 00:40:35,361
‫این خونه مال پائولاست.
‫همه‌چی مال اونه.

571
00:40:35,921 --> 00:40:38,041
‫از اول هم قرار بود همه‌چی به اون برسه.

572
00:40:39,521 --> 00:40:43,281
‫هیچ‌کس دیگه‌ای این‌قدر منو یاد خودم نمی‌ندازه.

573
00:40:43,361 --> 00:40:45,881
‫و چه تعریف و تمجید بهتری از این می‌تونه وجود داشته باشه؟

574
00:40:49,001 --> 00:40:51,681
‫ادوینا، میشه یه لحظه بیای بیرون؟

575
00:40:52,921 --> 00:40:54,721
‫یه چیزی برات دارم.

576
00:40:59,321 --> 00:41:00,721
‫چیه؟

577
00:41:01,161 --> 00:41:04,361
‫یه سری اطلاعات برات دارم، ادوینا.

578
00:41:05,761 --> 00:41:09,281
‫مهم نیست توی شناسنامه‌ت چی نوشته باشه...

579
00:41:09,361 --> 00:41:13,881
‫پدرت اون «ایرلندی حقیر» که خودت می‌گفتی نیست.

580
00:41:13,961 --> 00:41:16,641
‫اسم مک واضح روی شناسنامه نوشته شده.

581
00:41:16,721 --> 00:41:18,201
‫چون مک همیشه

582
00:41:18,281 --> 00:41:20,881
‫و از همون اول

583
00:41:20,961 --> 00:41:23,041
‫بهترین مردی بوده که میتونست وجود داشته باشه.

584
00:41:25,121 --> 00:41:26,601
‫ولی پدرت...

585
00:41:27,201 --> 00:41:28,601
‫ادوین فیرلیه.

586
00:41:30,801 --> 00:41:31,961
‫چی؟

587
00:41:36,321 --> 00:41:37,601
‫من فیرلی‌ام؟

588
00:41:39,681 --> 00:41:41,401
‫چرا بهم نگفتی؟

589
00:41:41,481 --> 00:41:44,521
‫چون می‌دونستم مثل یه هدیه قبولش می‌کنی.

590
00:41:45,641 --> 00:41:48,801
‫و چون میدونستم این قضیه دلمو می‌شکنه.

591
00:41:48,881 --> 00:41:51,881
‫پس... این همون دعوای معروف فیرلی‌هاست؟

592
00:41:54,041 --> 00:41:55,161
‫حالا می‌فهمم چرا!

593
00:41:56,761 --> 00:41:59,041
‫تک‌تک اعضای خانواده فیرلی

594
00:41:59,121 --> 00:42:01,921
‫به تک‌تک اعضای خانواده من خیانت کردن.

595
00:42:03,361 --> 00:42:05,561
‫و تو با زندگی خودت ثابت کردی...

596
00:42:06,481 --> 00:42:09,361
‫که به هیچ فیرلی‌ای نمیشه اعتماد کرد

597
00:42:10,561 --> 00:42:13,201
‫حتی فیرلی‌هایی که خودت به دنیا آوردی...

598
00:42:13,681 --> 00:42:15,521
‫آخرش پشتت رو خالی می‌کنن.

599
00:42:28,521 --> 00:42:29,801
‫همه امضا کردن.

600
00:42:30,961 --> 00:42:34,521
‫خانم هارت، راز موفقیتتون چیه؟

601
00:42:35,721 --> 00:42:38,401
‫اوه، همون چیزی که همیشه بوده، عزیزم.

602
00:42:39,441 --> 00:42:40,921
‫دوام آوردن.

603
00:43:25,721 --> 00:43:28,081
‫هی! هی، اِما هارت!

604
00:43:29,201 --> 00:43:30,641
‫چطور جرأت میکنی!

605
00:43:30,721 --> 00:43:32,561
‫این خونه ی منه، خونه‌ی خودمه!

606
00:43:32,641 --> 00:43:33,841
‫دیگه نیست.

607
00:43:33,921 --> 00:43:37,441
‫این خونه همیشه خونه‌ی من می‌مونه.
‫اسم من روشه.

608
00:43:37,521 --> 00:43:39,121
‫پس شاید فعلاً تو برده باشی.

609
00:43:39,201 --> 00:43:41,161
‫شاید فیرلی هال برای مدت کوتاهی مال تو باشه.

610
00:43:41,241 --> 00:43:42,601
‫ولی هیچ‌وقت این اشتباه رو نکن که

611
00:43:42,681 --> 00:43:44,361
‫ دیگه پشت سرت رو نگاه نکنی

612
00:43:44,441 --> 00:43:46,761
‫چون اگه فکر می‌کنی این دعوا تا اینجا خیلی بی‌رحمانه بوده

613
00:43:46,841 --> 00:43:48,441
‫هنوز هیچی ندیدی.

614
00:43:48,521 --> 00:43:52,441
‫حالا منم وارد این ماجرا شدم و به‌زودی خودم یه خانواده تشکیل میدم.

615
00:43:52,521 --> 00:43:55,961
‫پس بهت قول میدم، چه سال دیگه باشه چه پنجاه سال دیگه

616
00:43:56,041 --> 00:43:57,681
‫وقتی اصلاً انتظارشو نداری

617
00:43:57,761 --> 00:44:01,081
‫یه جوری فیرلی‌ها این خونه رو پس می‌گیرن.

618
00:44:10,681 --> 00:44:11,801
‫پائولا؟

619
00:44:13,441 --> 00:44:14,681
‫پائولا؟

620
00:44:15,081 --> 00:44:16,041
‫گرندی!

621
00:44:16,121 --> 00:44:19,041
‫چرا دلیل دعوات با فیرلی‌ها رو بهم نگفتی؟

622
00:44:19,121 --> 00:44:21,921
‫و چرا بهم نگفتی که...

623
00:44:22,321 --> 00:44:23,561
‫که می‌خوای همه‌چیز رو به من بدی؟

624
00:44:23,641 --> 00:44:26,081
‫چون می‌دونستم مخالفت می‌کنی.

625
00:44:27,241 --> 00:44:28,641
‫ولی حالا دیگه همه‌ش مال توئه.

626
00:44:28,721 --> 00:44:30,001
‫نه...

627
00:44:30,281 --> 00:44:33,721
‫پائولا، من بدون هیچ قید و شرطی بهت اعتماد دارم...

628
00:44:33,801 --> 00:44:37,241
‫با اینکه اون رابطه‌ی نسنجیده ا‌ت

629
00:44:37,321 --> 00:44:38,401
‫ با جیم فیرلی تصمیم خیلی بدی بود

630
00:44:38,481 --> 00:44:39,441
‫هی!

631
00:44:40,961 --> 00:44:42,041
‫سلام.

632
00:44:43,121 --> 00:44:44,361
‫اِما هارت.

633
00:44:48,401 --> 00:44:49,521
‫ترسوندمت؟

634
00:44:50,761 --> 00:44:53,441
‫البته بی‌ادبی از من بود، معذرت می‌خوام.

635
00:44:53,521 --> 00:44:55,481
‫اونم درست توی روز تولدت.

636
00:44:55,561 --> 00:44:58,601
‫ولی... تا جایی که فهمیدم این یه مراسم خانوادگیه و، خب...

637
00:44:58,721 --> 00:45:01,361
‫من بالا منتظر بودم تا...

638
00:45:01,441 --> 00:45:02,681
‫به همسرم ملحق بشم.

639
00:45:06,041 --> 00:45:08,121
‫-نه...
‫-یه تصمیم یهویی بود.

640
00:45:08,201 --> 00:45:09,561
‫یه جور ضدحمله.

641
00:45:09,641 --> 00:45:11,001
‫بعد از اینکه من و تو با هم به مشکل خوردیم

642
00:45:11,081 --> 00:45:13,801
‫اون‌قدر مصمم بودم که نذارم...

643
00:45:13,881 --> 00:45:15,521
‫نذارم منو دست‌کم بگیری.

644
00:45:16,121 --> 00:45:19,201
‫تو با... جیم فیرلی ازدواج کردی؟

645
00:45:19,281 --> 00:45:21,241
‫می‌خواستم امروز بهت بگم.

646
00:45:21,321 --> 00:45:25,001
‫اصلاً نمی‌دونستم می‌خوای همه‌چی رو به من واگذار کنی.

647
00:45:25,081 --> 00:45:26,761
‫من... واقعاً شرمنده‌ ام.

648
00:45:26,841 --> 00:45:29,561
‫می‌دونم.می‌دونم باید بهت می‌گفتم... ولی...

649
00:45:32,441 --> 00:45:33,641
‫من دوستش دارم.

650
00:45:37,241 --> 00:45:38,441
‫و...؟

651
00:45:44,321 --> 00:45:45,641
‫ما قراره بچه‌دار بشیم.

652
00:45:47,401 --> 00:45:49,761
‫البته دقیق‌تر بخوایم بگیم، پائولاست که قراره بچه‌دار بشه

653
00:45:49,841 --> 00:45:53,681
‫ولی خب، بچه مال هردومونه

654
00:45:56,201 --> 00:45:58,481
‫هرچی مال اونه، مال منه و از این حرفا.

655
00:45:59,000 --> 00:46:19,000
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]

