1
00:00:05,000 --> 00:00:06,500
‫آنچه در مارشال ها گذشت...

2
00:00:06,500 --> 00:00:10,000
‫دوست دارم ایست کمپ رو بخشی از کارم کنم.

3
00:00:10,000 --> 00:00:11,000
‫پیشنهاد رسمی.

4
00:00:11,000 --> 00:00:13,500
‫با این همه پولی که جمع کرده،
‫بی صبرانه منتظره معامله رو ببنده.

5
00:00:13,500 --> 00:00:15,000
‫یا گسترش بده یا بمیر.

6
00:00:15,000 --> 00:00:16,600
‫ایست کمپ تنها چیزیه که میتونم حفظش کنم.

7
00:00:18,152 --> 00:00:19,953
‫این آدم ها مرگ من رو میخوان.

8
00:00:20,020 --> 00:00:21,289
‫باید مسلح و آماده باشیم.

9
00:00:25,759 --> 00:00:28,462
‫با برگشتن آندره آ به دی سی،
‫پر کردن جای خالیش کار سختیه.

10
00:00:28,500 --> 00:00:29,500
‫داری از پیش ما میری؟

11
00:00:29,500 --> 00:00:31,500
‫من، نمیدونستم چطور بهتون بگم.

12
00:00:31,532 --> 00:00:33,801
‫بابام میخواست ببینه
‫دوست داری به ماهی گیری بری؟

13
00:00:33,867 --> 00:00:35,503
‫توی تگزاس؟

14
00:00:39,207 --> 00:00:40,474
‫حل شد، قربان.

15
00:01:04,331 --> 00:01:05,799
‫کیسی؟

16
00:01:07,568 --> 00:01:09,337
‫کیسی؟

17
00:01:10,670 --> 00:01:13,006
‫- هنوز حواست با منه؟
‫- آره.

18
00:01:13,073 --> 00:01:14,408
‫ببخشید.

19
00:01:14,500 --> 00:01:18,000
‫تیراندازی به خونه وقتی پسرت توش بود،
‫حسابی توی فکر بردت.

20
00:01:18,000 --> 00:01:22,500
‫پدر باید از بچه‌ش محافظت کنه،
‫نه اینکه مدام بهش آسیب روحی بزنه.

21
00:01:22,515 --> 00:01:24,685
‫برای همین تیت رو فرستادی
‫با بابام به ماهی گیری بره.

22
00:01:26,454 --> 00:01:30,224
‫اگه یه نفر بتونه حالش رو جا بیاره،
‫اون تام ویوره.

23
00:01:34,762 --> 00:01:37,465
‫کال!

24
00:01:44,372 --> 00:01:46,106
‫حالت خوبه؟

25
00:01:46,940 --> 00:01:48,276
‫داره از پهلو میزنه.

26
00:01:48,376 --> 00:01:50,277
‫به موضع درگیری بهتری نیاز داریم.

27
00:01:50,378 --> 00:01:52,012
‫یالا، دنبالم بیا.

28
00:01:56,283 --> 00:01:58,686
‫باشه، همینجا میتونیم سنگر بگیریم.

29
00:02:04,458 --> 00:02:05,926
‫دارن در میرن.

30
00:02:06,026 --> 00:02:08,295
‫اون هم با جواب هایی که لازم داریم.

31
00:02:17,971 --> 00:02:20,408
‫پروازت هنوز سر وقته.

32
00:02:20,500 --> 00:02:22,500
‫دو تا از مهاجم های ایست کمپ...

33
00:02:22,500 --> 00:02:28,000
‫توی گردهمایی گروه بین المللی کهنه سربازها
‫توی نورفولک سال ۲۰۲۱ شرکت کرده بودن.

34
00:02:28,000 --> 00:02:32,500
‫پس فهمیدی که دو تا از نیروها
‫همدیگه رو میشناختن.

35
00:02:32,500 --> 00:02:33,500
‫مدرک ضعیفیه.

36
00:02:34,000 --> 00:02:38,000
‫من عکس رو بیشتر بررسی میکنم،
‫تو سراغ زندگی جدیدت توی دی سی برو.

37
00:02:50,338 --> 00:02:53,541
‫فکر کنم وجب به وجب
‫زمین ۵ هزار آکریت رو دیدیم.

38
00:02:53,641 --> 00:02:55,175
‫برات تور ویژه گذاشتم.

39
00:02:55,276 --> 00:02:57,177
‫مواظب باش.

40
00:02:57,278 --> 00:02:59,747
‫ممکنه آخرش به دست هم رو گرفتن بکشه.

41
00:03:03,150 --> 00:03:05,253
‫منتظر کسی هستی؟

42
00:03:06,787 --> 00:03:09,390
‫این هفته دیگه غافلگیری برام بسه.

43
00:03:37,385 --> 00:03:38,719
‫گم شدی؟

44
00:03:39,000 --> 00:03:45,000
‫دقیقاً همون جایی هستم که
‫موکلم میخواد باشم، آقای داتن.

45
00:03:45,192 --> 00:03:46,660
‫استن کاب، وکیل دادگستری.

46
00:03:46,760 --> 00:03:49,530
‫اینجا آمبولانسی نیست که دنبالش بدویی.

47
00:03:49,597 --> 00:03:51,198
‫بابت مزاحمت عذر میخوام.

48
00:03:51,265 --> 00:03:53,033
‫به درخواست تام ویور اینجا هستم.

49
00:03:53,100 --> 00:03:55,736
‫اگه پدرم با کیسی کاری داشت من باخبر میشدم.

50
00:03:55,836 --> 00:03:58,105
‫ترجیح میده این مسئله
‫بین خودش و کیسی بمونه.

51
00:03:58,238 --> 00:04:00,408
‫اگه ممکنه چند لحظه تنهامون بذاری؟

52
00:04:00,508 --> 00:04:01,575
‫میخوام این رو بشنوم.

53
00:04:01,709 --> 00:04:04,512
‫تام داره چیکار میکنه؟

54
00:04:04,578 --> 00:04:06,814
‫پیشنهادش رو برای ایست کمپ بالاتر می‌بره.

55
00:04:06,914 --> 00:04:08,749
‫این مسخره‌ست.
‫موضوع فیصله پیدا کرده.

56
00:04:08,849 --> 00:04:10,451
‫اون موضع من رو میدونه.

57
00:04:10,584 --> 00:04:13,654
‫آقای ویور هیچ وقت جواب رد رو قبول نمیکنه.

58
00:04:13,754 --> 00:04:15,489
‫خب، تو باید قبول کنی.

59
00:04:18,892 --> 00:04:21,661
‫وقتی پدرم رسید، این قضیه رو حل میکنم.

60
00:04:34,000 --> 00:04:39,000
‫پیشنهاد میکنم تجدید نظر کنی، آقای داتن.
‫چون آینده پسرت در خطره.

61
00:05:11,000 --> 00:05:15,000
<font color="#ff9632"><i><b>‫[ مارشال ها ]
‫[ فصل دوم : قسمت اول ]</b></i></font>

62
00:05:18,000 --> 00:05:21,000
‫تیراندازها ممکنه با اون گاوچرون
‫سوار وانت شده باشن.

63
00:05:21,000 --> 00:05:22,000
‫پلاکش رو برداشتی؟

64
00:05:22,155 --> 00:05:23,491
‫من فقط حواسم به شاتگان بود.

65
00:05:23,591 --> 00:05:26,827
‫حتماً ربطی به حمله به ایست کمپ داره.

66
00:05:28,161 --> 00:05:31,031
‫در حال حرکت، به سمت شرق.

67
00:05:31,131 --> 00:05:32,733
‫اوهوم.

68
00:05:33,534 --> 00:05:34,902
‫خودشون هستن.

69
00:05:45,946 --> 00:05:48,616
‫این یاروها به این راحتی تسلیم نمیشن.

70
00:06:06,500 --> 00:06:09,000
‫- مارشال های ایالات متحده!
‫- اسلحه رو بندازید زمین.

71
00:06:18,500 --> 00:06:19,500
‫بگردشون.

72
00:06:27,354 --> 00:06:30,123
‫همون گوشی مهاجم های ایست کمپه.

73
00:06:32,493 --> 00:06:34,327
‫شاید مأموریتشون هنوز تموم نشده بوده.

74
00:06:34,394 --> 00:06:36,697
‫آره، ولی رین واتر به دی سی رسید.

75
00:06:37,865 --> 00:06:40,901
‫مگه اینکه کیسی یا مایلز
‫چیز دیگه ای شنیده باشن.

76
00:06:44,500 --> 00:06:48,000
‫پدر من هیچ وقت دستور تهدید کسی رو نمیده،
‫چه برسه به تیت.

77
00:06:48,175 --> 00:06:50,611
‫کسی قرار نیست به اون پسر آسیبی بزنه.

78
00:06:50,744 --> 00:06:53,714
‫هر چند حوادث ماهیگیری هم
‫سابقه داشته پیش بیاد.

79
00:06:55,916 --> 00:06:57,784
‫تام برد.

80
00:06:57,918 --> 00:07:01,088
‫ایست کمپ مال اون.
‫فقط پسرم رو بهم پس بده.

81
00:07:02,322 --> 00:07:04,958
‫امضاء کن و تمومه.

82
00:07:06,860 --> 00:07:09,229
‫دو تا شرط دارم.

83
00:07:09,329 --> 00:07:11,599
‫باید ببینم تیت حالش خوبه.

84
00:07:11,699 --> 00:07:14,568
‫باشه، اون یکی چیه؟

85
00:07:14,668 --> 00:07:16,804
‫این تفنگ ها رو از روی ما بردارید.

86
00:07:18,772 --> 00:07:21,374
‫داستان هایی درباره داتن ها شنیدم.

87
00:07:21,500 --> 00:07:25,500
‫همین که داری این کار رو میکنی
‫یعنی همش رو نشنیدی.

88
00:07:26,980 --> 00:07:29,316
‫تیت تنها اهرم فشاریه که لازم داری.

89
00:08:02,082 --> 00:08:04,852
‫اینجا چه خبره، کیسی؟

90
00:08:06,987 --> 00:08:08,956
‫پسرم کجاست؟

91
00:08:14,000 --> 00:08:19,000
‫یا بهم میگی تیت کجاست،
‫یا از کاری که بعدش میکنم پشیمون میشی.

92
00:08:19,500 --> 00:08:22,000
‫کیسی، بس کن.
‫این من هستم.

93
00:08:22,000 --> 00:08:24,500
‫بابات از همون اول تو رو طعمه کرد
‫که برام تله بذاری؟

94
00:08:24,500 --> 00:08:26,500
‫- نقشه این بود؟
‫- داری من رو میترسونی.

95
00:08:26,500 --> 00:08:27,500
‫باید هم بترسی.

96
00:08:38,000 --> 00:08:41,000
‫فکر میکنی منم توی هر کاری
‫که بابام داره میکنه دست دارم؟

97
00:08:41,121 --> 00:08:43,857
‫مردی که من میشناسم اهل باج گیری نیست.

98
00:08:43,957 --> 00:08:45,693
‫باج گیری؟

99
00:08:47,000 --> 00:08:49,500
‫برای اینکه واگذاری ایست کمپ رو امضاء کنم
‫فقط به تیت نیاز داشت.

100
00:08:49,500 --> 00:08:51,500
‫اون مردهای مسلح اومده بودن من رو بکشن.

101
00:08:51,500 --> 00:08:55,000
‫اون وقت بابام مشکلی نداشت
‫که منم اون موقع اینجا باشم؟

102
00:08:57,705 --> 00:08:59,272
‫هیچکدوم اینا منطقی نیست.

103
00:08:59,372 --> 00:09:02,610
‫از تگزاس بگو، خونه بابات کجاست؟

104
00:09:02,710 --> 00:09:06,379
‫اوم، یه جایی حول و حوش لیک فورک.

105
00:09:06,479 --> 00:09:09,750
‫باید بدونم چند تا نیرو اونجا داره...

106
00:09:09,800 --> 00:09:12,000
‫نقاط نفوذ کجاست، وضعیت توپوگرافی چطوره.

107
00:09:12,000 --> 00:09:13,500
‫نقشه‌ت چیه، حمله؟

108
00:09:13,500 --> 00:09:16,500
‫قبلاً هم همینطوری حلش کردم،
‫کسی رو میشناسم که میتونه ارتش جمع کنه...

109
00:09:16,556 --> 00:09:18,726
‫- پس حرف بزن.
‫- میخوام کمکت کنم، واقعاً میخوام.

110
00:09:18,859 --> 00:09:19,860
‫فقط این...

111
00:09:20,000 --> 00:09:22,500
‫هضم این همه چیز برام سخته.

112
00:09:22,500 --> 00:09:26,500
‫خب، متأسفم که اینکه بابات
‫پسرم رو دزدیده برات سخته.

113
00:09:29,970 --> 00:09:31,739
‫اوم...

114
00:09:34,040 --> 00:09:37,611
‫اگه بابام واقعاً داره جنگ راه میندازه، پس...

115
00:09:37,745 --> 00:09:40,981
‫به نظرم به جایی میره که
‫برای خودش ارتش داشته باشه.

116
00:09:41,081 --> 00:09:44,284
‫اونجا، اونجا تگزاس نیست.

117
00:09:44,500 --> 00:09:45,500
‫پس کجاست؟

118
00:09:45,500 --> 00:09:47,500
‫مزرعه‌ش توی وایومینگ.

119
00:09:48,055 --> 00:09:50,991
‫کل اون منطقه تحت نظارتشه.

120
00:09:54,995 --> 00:09:58,231
‫ببین، هر چی عصبانی تر باشی،
‫کمتر میتونی درست فکر کنی.

121
00:09:58,500 --> 00:10:02,500
‫تا حالا فکر کردی اگه بابام به زودی
‫خبری از کاب نشنوه چی میشه؟

122
00:10:05,500 --> 00:10:09,000
‫همیشه وقتی زندگی شکستم داده
‫خودم رو جمع کردم، ولی...

123
00:10:09,409 --> 00:10:10,978
‫این یکی چی؟

124
00:10:12,846 --> 00:10:15,148
‫اون یه تاجره.

125
00:10:15,282 --> 00:10:16,616
‫هی.

126
00:10:19,119 --> 00:10:20,688
‫مذاکره کن.

127
00:10:28,962 --> 00:10:30,563
‫هی، من...

128
00:10:31,398 --> 00:10:32,933
‫من اینجا شریکت هستم.

129
00:10:33,000 --> 00:10:37,337
‫تو شریکم نیستی.
‫تو اهرم فشار من هستی.

130
00:10:49,482 --> 00:10:50,818
‫بذار ببینم.

131
00:10:50,918 --> 00:10:52,352
‫- نه، حالم خوبه.
‫- یالا.

132
00:10:55,122 --> 00:10:56,824
‫درباره کشته شده ها چیزی دستگیرت شد؟

133
00:10:56,957 --> 00:11:00,627
‫آره، مأمورهای خارجی.
‫دقیقاً مثل حمله به ایست کمپ.

134
00:11:00,728 --> 00:11:03,330
‫ظاهراً با یه توطئه طرف هستیم که باید رو بشه.

135
00:11:08,769 --> 00:11:11,371
‫هی، به این زودی از کاپیتول هیل برگشتی؟

136
00:11:11,500 --> 00:11:13,000
‫رین واتر حوصله گشت و گذار نداشت.

137
00:11:13,006 --> 00:11:15,042
‫بلافاصله بعد از جلسه استماع رفت.

138
00:11:15,142 --> 00:11:17,711
‫خب، این هم از من.
‫آماده برای کار پشت میز.

139
00:11:17,811 --> 00:11:21,614
‫خب ببین، بابت جابجا کردن معدن
‫تبریک میگم، رفیق.

140
00:11:21,681 --> 00:11:23,483
‫حداقل یکی از ما امروز برد.

141
00:11:23,583 --> 00:11:26,987
‫ظاهراً شما دو تا بدجوری کتک خوردید.

142
00:11:27,054 --> 00:11:29,456
‫یکی از کارگرهای مزرعه کیسی
‫به مهاجم ها خبر داده بود...

143
00:11:29,522 --> 00:11:32,392
‫درباره رین واتر.
‫رفتیم بازجوییش کنیم، دیدیم مُرده.

144
00:11:32,492 --> 00:11:34,327
‫قاتل ها غافلگیرمون کردن.

145
00:11:34,500 --> 00:11:36,500
‫هی، چیز جدیدی پیدا کردید؟

146
00:11:36,500 --> 00:11:38,000
‫آندره آ کشف کرده دو تا از مهاجم ها...

147
00:11:38,000 --> 00:11:40,500
‫چند سال پیش توی مراسم
‫کهنه سربازها با هم بودن.

148
00:11:41,000 --> 00:11:43,000
‫خب ببین، اگه چیز جدیدی پیدا نکنیم...

149
00:11:43,000 --> 00:11:46,200
‫دوباره توی سایه ها میرن،
‫درست مثل بعد از اون بمب گذاری.

150
00:11:46,200 --> 00:11:47,535
‫این آدم ها اشتباه نمیکنن.

151
00:11:47,540 --> 00:11:50,310
‫خب، یه اشتباه کردن.

152
00:11:50,410 --> 00:11:51,644
‫اینکه ما رو نکشتن.

153
00:11:51,711 --> 00:11:53,781
‫میشناسیش؟

154
00:11:55,048 --> 00:11:58,085
‫آره، همون گردن کلفت پارک کانکس ها؟

155
00:11:59,000 --> 00:12:00,000
‫هی، کریستی.

156
00:12:00,500 --> 00:12:02,000
‫اون جب باروزه.

157
00:12:02,000 --> 00:12:04,000
‫از کهنه سربازهای نیروی ویژه مشترک ۲ کانادا.

158
00:12:04,000 --> 00:12:06,500
‫یک دهه پیش بی افتخار از خدمت اخراج شد.

159
00:12:06,500 --> 00:12:10,500
‫سابقه چند دادگاه نظامی و بارها
‫دستگیری به جرم ضرب و جرح شدید.

160
00:12:10,500 --> 00:12:11,500
‫آدم خطرناکیه.

161
00:12:11,500 --> 00:12:13,200
‫شاید همون کسیه که این گروه رو هدایت میکنه.

162
00:12:13,200 --> 00:12:15,735
‫آره، ولی بعیده مغز متفکر ماجرا باشه.

163
00:12:15,836 --> 00:12:17,604
‫پس برای کی کار میکنه؟

164
00:12:33,720 --> 00:12:35,255
‫حل شد؟

165
00:12:35,388 --> 00:12:38,425
‫هیچ وقت کارهای کثیفت رو به یه وکیل نسپر.

166
00:12:40,027 --> 00:12:42,830
‫کیسی.

167
00:12:42,930 --> 00:12:45,465
‫پیش دالی هستی؟

168
00:12:45,598 --> 00:12:47,767
‫جواب زنگ هام رو نمیده.

169
00:12:47,901 --> 00:12:51,571
‫آره، بهتره کم کم بهش عادت کنی.

170
00:12:51,638 --> 00:12:52,940
‫احتمالاً همینطوره.

171
00:12:53,040 --> 00:12:57,444
‫ولی وقتی مردها توی کنج دیوار گیر میفتن...

172
00:12:57,544 --> 00:13:00,113
‫باید مطمئن بشم حال تیت خوبه.

173
00:13:06,319 --> 00:13:10,357
‫تنها دغدغه بچه اینه که
‫ماهی ها قلاب رو نمیگیرن.

174
00:13:18,098 --> 00:13:19,900
‫خب، از اینجا به بعد چی میشه، کیسی؟

175
00:13:19,967 --> 00:13:22,335
‫تنها چیزی که برام مهمه برگردوندن تیته.

176
00:13:22,500 --> 00:13:24,500
‫ایست کمپ مال تو.
‫دالی هم همینطور.

177
00:13:24,500 --> 00:13:26,500
‫بهترین نتیجه برای همه‌مونه.

178
00:13:26,500 --> 00:13:31,000
‫اگه دست از پا خطا کنی،
‫دیوارها رو با خون دخترت رنگ میکنم.

179
00:13:32,579 --> 00:13:34,081
‫مفهومه.

180
00:13:35,315 --> 00:13:39,152
‫نابودی دو طرفه،
‫یه بازدارنده اثبات شده‌ست...

181
00:13:39,252 --> 00:13:42,122
‫- ولی بعد از اینکه این معامله رو کردیم...
‫- قضیه همینجا ختم میشه.

182
00:13:42,189 --> 00:13:44,925
‫- هر دو برای همیشه پی کارمون میریم.
‫- مطمئن هستی؟

183
00:13:45,000 --> 00:13:49,000
‫شنیدم که انتقام جویی
‫یه ژن غالب توی داتن هاست.

184
00:13:49,000 --> 00:13:53,000
‫خب، اولین بار نیست که انتقام رو
‫با امنیت خانواده‌م معامله میکنم.

185
00:13:53,500 --> 00:13:55,500
‫وقتی تیت رو برام بیاری این قضیه تموم میشه.

186
00:13:55,500 --> 00:14:00,000
‫مطمئن نیستم بخوام به یه تکاور سیل
‫مزیت زمین خونگی بدم.

187
00:14:00,941 --> 00:14:02,842
‫لازمه خودت پیش من بیای.

188
00:14:03,944 --> 00:14:05,412
‫لیک فورک، مگه نه؟

189
00:14:08,315 --> 00:14:11,184
‫در واقع بیگ هورن، وایومینگ.

190
00:14:14,021 --> 00:14:17,190
‫چهار ساعت دیگه می‌بینمت.

191
00:14:19,960 --> 00:14:22,329
‫میتونم بچه رو به بالادست ببرم؟

192
00:14:22,395 --> 00:14:24,631
‫هنوز نه.

193
00:14:24,731 --> 00:14:26,466
‫داتن داره به اینجا میاد.

194
00:14:26,566 --> 00:14:28,535
‫با دالی.

195
00:14:28,635 --> 00:14:32,539
‫آره، و جهنم هم باهاشون میاد.

196
00:14:34,000 --> 00:14:37,000
‫بهت گفتم خودم باید حسابش رو میرسیدم.

197
00:14:37,000 --> 00:14:42,500
‫تنها چیزی که توی این دنیا
‫براش مهمه پیش ماست.

198
00:14:42,882 --> 00:14:44,551
‫کوتاه میاد.

199
00:15:08,341 --> 00:15:10,243
‫پس تنش زدایی چی شد؟

200
00:15:10,343 --> 00:15:13,413
‫کل زندگیم اتفاق افتاد.

201
00:15:13,500 --> 00:15:16,000
‫چرا از هم تیمی هات کمک نمیخوای؟

202
00:15:16,000 --> 00:15:19,000
‫تنها راهی که این ماجرا بی دردسر تموم بشه
‫اینه که بابات راه فرار داشته باشه.

203
00:15:19,019 --> 00:15:23,523
‫پای قانون رو وسط کشیدن فقط
‫تیت رو توی خطر بیشتری میذاره.

204
00:15:23,590 --> 00:15:25,058
‫بریم.

205
00:15:36,236 --> 00:15:38,505
‫بازم از آدم های بابام؟

206
00:15:40,107 --> 00:15:41,540
‫سوار شو.

207
00:15:52,285 --> 00:15:54,988
‫خوشحالم دستت زیاد روی ماشه نرفت.

208
00:15:55,122 --> 00:15:57,890
‫آره، بعد از دیروز فقط یکم گوش به زنگ هستم.

209
00:15:57,991 --> 00:16:01,128
‫برای همین سر راه فرودگاه یه سری بهت زدم.

210
00:16:02,795 --> 00:16:04,831
‫از مهاجم های رین واتر خبر جدیدی داری؟

211
00:16:04,931 --> 00:16:07,600
‫خب، سرنخ هایی که داریم به هم وصل نمیشن.

212
00:16:07,700 --> 00:16:08,968
‫تیت چطور باهاش کنار میاد؟

213
00:16:09,069 --> 00:16:11,671
‫همچین شوک روحی ای
‫راحت دست از سر آدم برنمیداره.

214
00:16:11,771 --> 00:16:13,373
‫حالش خوبه.

215
00:16:14,674 --> 00:16:17,677
‫اوه، نمیدونستم کسی پیشته.

216
00:16:17,810 --> 00:16:20,013
‫جایی دارید میرید؟

217
00:16:20,113 --> 00:16:22,082
‫آره، داریم به دیدن بابای تیت و دالی میریم.

218
00:16:22,182 --> 00:16:25,652
‫راستش، یه جورایی عجله داریم.

219
00:16:29,989 --> 00:16:34,727
‫اوه، درست میگی.
‫منم باید به پروازم برسم.

220
00:16:37,364 --> 00:16:38,665
‫مطمئنی رو به راه هستی؟

221
00:16:40,167 --> 00:16:42,135
‫آره، فقط مشتاق هستم که تیت رو ببینم.

222
00:16:43,703 --> 00:16:46,539
‫باشه، بعداً می‌بینمت.

223
00:16:53,500 --> 00:16:56,000
‫لطفاً بگو تو برای پیدا کردن جب
‫شانس بیشتری داشتی...

224
00:16:56,000 --> 00:16:58,500
‫- نسبت به من توی پیدا کردن کیسی.
‫- آره، همینطوره.

225
00:16:58,500 --> 00:17:01,000
‫اون به عنوان سرکارگر توی
‫مزرعه تام ویور کار میکنه.

226
00:17:01,000 --> 00:17:02,000
‫وایسا، وایسا، وایسا.

227
00:17:02,000 --> 00:17:06,000
‫داری میگی مردی که توی همه این حملات
‫دست داره برای تام ویور کار میکنه؟

228
00:17:06,000 --> 00:17:10,500
‫بعد از اینکه کیسی پیشنهاد تام رو رد کرد،
‫به ایست کمپ حمله شد.

229
00:17:10,500 --> 00:17:12,000
‫اون مرد از ستون های این جامعه‌ست.

230
00:17:12,000 --> 00:17:14,000
‫منظورم اینه که جب حتماً
‫یواشکی کار میکنه، مگه نه؟

231
00:17:14,000 --> 00:17:17,500
‫واقعاً عجیبه که دوست کیسی
‫پشت حملات به رین واتر باشه.

232
00:17:17,500 --> 00:17:18,500
‫دقیقاً.

233
00:17:18,500 --> 00:17:21,500
‫یه دامدار موفق چه کاری
‫با معدن عناصر کمیاب داره؟

234
00:17:21,540 --> 00:17:24,010
‫من برم یه زنگ بزنم.

235
00:17:25,500 --> 00:17:29,500
‫حتی ستون های جامعه هم
‫از سرزنش مبرا نیستن.

236
00:17:29,549 --> 00:17:31,017
‫باور کن.

237
00:17:32,652 --> 00:17:34,321
‫درباره تام ویور تحقیق کن، خب؟

238
00:17:34,387 --> 00:17:36,723
‫به سمت ایست کمپ میرم،
‫ببینم میتونم کیسی رو ببینم.

239
00:17:36,823 --> 00:17:39,426
‫حله، آره.

240
00:17:50,237 --> 00:17:51,404
‫این چه کاریه، دره؟

241
00:17:51,500 --> 00:17:54,500
‫فکر کنم نقطه فرودت رو،
‫مثلاً چند هزار مایل اشتباه اومدی.

242
00:17:54,500 --> 00:17:57,500
‫رفتم ایست کمپ کیسی رو ببینم،
‫رفتارش خیلی عجیب بود.

243
00:17:57,500 --> 00:18:00,000
‫فقط نمیتونم این حس رو از خودم
‫دور کنم که یه جای کار میلنگه.

244
00:18:00,113 --> 00:18:02,615
‫ولیسا، دیدیش؟
‫آخه چند وقته جواب من رو نمیده.

245
00:18:02,715 --> 00:18:04,851
‫حس کردم دلش نمیخواد اونجا باشم.

246
00:18:05,000 --> 00:18:07,500
‫احتمالاً چون میدونه رفتی، توی خودش رفته.

247
00:18:08,155 --> 00:18:10,990
‫یا شاید چون با دالی بود، من زیادی بودم.

248
00:18:13,500 --> 00:18:18,500
‫سرکارگر مزرعه ویور،
‫رهبر مهاجم های ایست کمپه.

249
00:18:19,599 --> 00:18:21,968
‫آخه اینجا چه خبره؟

250
00:18:27,106 --> 00:18:28,308
‫صورتت چی شده؟

251
00:18:28,500 --> 00:18:31,500
‫کار سرکارگر مزرعه‌ته.

252
00:18:31,500 --> 00:18:35,000
‫رئیس رین واتر به کنگره رفت
‫تا معدن رو جابجا کنه، نه تعطیل.

253
00:18:35,000 --> 00:18:38,500
‫میدونست یه زمین جایگزین توی منطقه هست؛
‫زمین تام ویور.

254
00:18:39,000 --> 00:18:40,500
‫پس برای همین ایست کمپ رو میخواست.

255
00:18:40,500 --> 00:18:42,500
‫و انقدر برای حذف رین واتر دست و پا میزد.

256
00:18:42,500 --> 00:18:47,000
‫آره، اونقدر توی مونتانا بودم که
‫بدونم زمین انگیزه کافی برای قتله.

257
00:18:47,126 --> 00:18:50,197
‫بریم دنبال تام ویور بگردیم.

258
00:18:53,500 --> 00:18:56,000
‫من تا جایی که بتونم
‫نیروهای قانونی رو وارد عمل میکنم.

259
00:18:56,000 --> 00:18:58,000
‫هی، اعلام هشدار تعقیب شاید فکر خوبی نباشه.

260
00:18:58,000 --> 00:19:01,500
‫دیگه توی تیم من نیستی، ولی بازم
‫داری تصمیم هام رو زیر سؤال می‌بری.

261
00:19:01,500 --> 00:19:03,000
‫تیت پیش تام ویوره.

262
00:19:03,000 --> 00:19:06,000
‫خب، پس دلیل بیشتری داریم
‫که همه رو خبر کنیم، مگه نه؟

263
00:19:06,000 --> 00:19:07,000
‫تا سریع پیداش کنیم.

264
00:19:07,000 --> 00:19:12,000
‫کیسی گفت خودش و دالی
‫دارن به دیدن تام و تیت میرن.

265
00:19:12,000 --> 00:19:14,000
‫شاید برای همین انقدر عجیب رفتار میکرد.

266
00:19:14,000 --> 00:19:17,500
‫یعنی میگی تام، تیت رو
‫به عنوان اهرم فشار نگه داشته؟

267
00:19:17,500 --> 00:19:21,000
‫ویور به زمین نیاز داره.
‫شاید تاکتیکش رو عوض کرده.

268
00:19:21,000 --> 00:19:25,500
‫باشه، ولی وقتی به خونه کیسی حمله شد،
‫اولین زنگش به ما بود، چرا الان سکوت کرده؟

269
00:19:25,665 --> 00:19:27,166
‫چون شاید ما براش تهدید هستیم.

270
00:19:27,267 --> 00:19:29,702
‫اگه ویور بفهمه دنبالش افتادیم...

271
00:19:29,802 --> 00:19:32,905
‫تیت دیگه اهرم فشار نیست
‫و میشه از شرش خلاص شد.

272
00:19:33,840 --> 00:19:36,309
‫کیسی و دردسرهاش.

273
00:19:39,500 --> 00:19:46,000
‫بابام هر کاری داره میکنه،
‫این اون آدمی نیست که من میشناسم.

274
00:19:46,253 --> 00:19:49,021
‫اون مرد خوبیه.

275
00:19:49,121 --> 00:19:50,757
‫فکر میکنی من مرد خوبی هستم؟

276
00:19:50,857 --> 00:19:52,659
‫بهترین.

277
00:19:52,759 --> 00:19:55,595
‫همین ثابت میکنه هیچی بارت نیست.

278
00:19:56,863 --> 00:20:00,233
‫قطعاً توی این سال ها تغییر کرده.

279
00:20:00,367 --> 00:20:04,337
‫بهترین بخش وجودش با مادرم مُرد.

280
00:20:04,500 --> 00:20:08,500
‫خودش رو غرق کار کرد،
‫روی کسب و کارش وسواس پیدا کرد...

281
00:20:08,741 --> 00:20:11,143
‫تا از میراث پدربزرگم پیشی بگیره.

282
00:20:13,000 --> 00:20:17,000
‫چطور کسی که بزرگ شدم و می‌پرستیدمش
‫میتونه یه جور هیولا باشه؟

283
00:20:19,486 --> 00:20:21,754
‫ما پدرهامون رو خودمون انتخاب نمیکنیم.

284
00:20:23,000 --> 00:20:28,000
‫اون چی بود که گفتی قبلاً انتقام رو
‫با حفظ امنیت خانواده‌ت عوض کردی؟

285
00:20:28,928 --> 00:20:31,230
‫یه قضیه ای با بابام بود.

286
00:20:32,899 --> 00:20:36,669
‫و بیخیال شدی؟
‫پشت سرت رو هم نگاه نکردی؟

287
00:20:39,439 --> 00:20:41,741
‫بیخیال شدن بخش راحتش بود.

288
00:20:42,500 --> 00:20:45,000
‫فکر میکنی بابای منم میتونه این کار رو بکنه؟

289
00:20:45,000 --> 00:20:47,500
‫نقشه اولیه‌ش این نبود.

290
00:20:47,500 --> 00:20:50,000
‫برای همین باید هر چقدر
‫میتونم به تیت نزدیک بشم...

291
00:20:50,000 --> 00:20:52,000
‫قبل از اینکه تام چهره واقعیش رو رو کنه.

292
00:20:57,500 --> 00:21:02,000
‫هی، این رو ببین.
‫تام ویور بیشتر از...

293
00:21:02,000 --> 00:21:05,000
‫۲۰۰ میلیون دلار فقط امسال توی
‫پروژه دامداریش پول جمع کرده.

294
00:21:05,000 --> 00:21:07,500
‫خب، این توضیح میده چطور
‫پول جت اختصاصی رو داده...

295
00:21:07,500 --> 00:21:10,000
‫که شش ساعت پیش از
‫باند فرودگاه نیستلر بلند شد.

296
00:21:10,036 --> 00:21:12,872
‫دقیقاً همون جایی که به من و بل کمین زدن.

297
00:21:12,972 --> 00:21:14,474
‫اون هواپیما کجا رفت؟

298
00:21:14,607 --> 00:21:17,477
‫خب، طبق گزارش پرواز به لیک فورک تگزاس رفته،
‫ولی هیچ وقت نرسیده.

299
00:21:17,577 --> 00:21:21,481
‫باشه، اون هواپیما رو برام پیدا کن، دره.

300
00:21:21,581 --> 00:21:24,351
‫هی، چیزی پیدا کردید؟

301
00:21:24,500 --> 00:21:28,000
‫تام ویور دو سال پیش به طور دائمی
‫از عرضه و فروش اوراق بهادار...

302
00:21:28,154 --> 00:21:30,156
‫توی ایالت وایومینگ منع شده بود.

303
00:21:30,500 --> 00:21:31,500
‫خب، این...

304
00:21:31,500 --> 00:21:34,000
‫به نظر من که فقط یه جور تعبیر شیک
‫برای گفتن کلاهبرداریه.

305
00:21:34,000 --> 00:21:36,400
‫یعنی به مونتانا اومده که فقط...

306
00:21:36,400 --> 00:21:38,500
‫- به کارهای خلافش ادامه بده یا...؟
‫- ظاهراً همینطوره.

307
00:21:38,598 --> 00:21:42,435
‫ویور ادعا میکنه ۸۰ هزار رأس گاو
‫توی سبد سرمایه گذاریش داره.

308
00:21:42,535 --> 00:21:45,972
‫وبسایت شرکت میگه اونا
‫بیشتر توی مراکز پرواربندی...

309
00:21:46,072 --> 00:21:47,840
‫پراکنده بین اوکلاهما و تگزاس هستن.

310
00:21:48,000 --> 00:21:53,500
‫به جز مزرعه خود ویور توی اینجا،
‫قراردادی با بقیه دامداری ها پیدا نمیکنم.

311
00:21:53,513 --> 00:21:55,648
‫پس این گاوها کجا هستن؟

312
00:21:56,000 --> 00:21:57,000
‫از کجا بدونم.

313
00:21:57,000 --> 00:22:00,000
‫طبق فاکتورهای کارخونه بسته بندی گوشت،
‫دقیقاً همون مقدار رو...

314
00:22:00,000 --> 00:22:02,000
‫تا آخرین پوندش، هر هفته میفروشن.

315
00:22:02,000 --> 00:22:04,000
‫هفته به هفته روی ریل بارگیری
‫با دقیقاً همون تعداد؟

316
00:22:04,000 --> 00:22:05,000
‫اصلاً امکان نداره.

317
00:22:06,500 --> 00:22:12,000
‫با یه تاجر مشکوک، فاکتورهای جعلی،
‫و گاوهایی طرف هستیم که وجود ندارن.

318
00:22:12,000 --> 00:22:14,500
‫فکر کنم تام ویور داره
‫یه ترفند پانزی پیاده میکنه.

319
00:22:14,500 --> 00:22:17,000
‫چرخوندن این کلاهبرداری
‫نُه رقمی گاوهای خیالی...

320
00:22:17,000 --> 00:22:20,000
‫چیزیه که، به خاطرش آدم میکشن.

321
00:22:20,000 --> 00:22:24,500
‫با یه ترفند پانزی در این حد،
‫ویور حتماً داره روی لبه تیغ راه میره.

322
00:22:24,844 --> 00:22:27,380
‫کوچیک ترین مشکلی پیش بیاد،
‫همه چی فرو میریزه.

323
00:22:27,514 --> 00:22:29,749
‫مشکلی مثل از دست دادن مزرعه‌ت.

324
00:22:30,583 --> 00:22:32,018
‫- سلام.
‫- سلام.

325
00:22:32,118 --> 00:22:33,252
‫هواپیمای ویور رو پیدا کردی؟

326
00:22:33,352 --> 00:22:35,021
‫توی یه فرودگاه بیرون بیگ هورن.

327
00:22:35,121 --> 00:22:36,389
‫اون نزدیکی ها یه مزرعه داره.

328
00:22:36,500 --> 00:22:38,500
‫اونجا که ۳۰۰ مایل فاصله داره.

329
00:22:38,500 --> 00:22:41,500
‫و اگه کیسی همون موقع که دیدمش
‫راه افتاده باشه یعنی تقریباً به اونجا رسیده.

330
00:22:41,500 --> 00:22:43,500
‫بذار یه زنگ بزنم.

331
00:22:48,134 --> 00:22:51,504
‫اگه همه چی طبق نقشه پیش بره،
‫بی سرپناه میشی.

332
00:22:51,604 --> 00:22:54,273
‫خونه هر جاییه که تیت باشه.

333
00:22:54,373 --> 00:22:56,409
‫منم در مورد بابام همین فکر رو میکردم.

334
00:22:58,500 --> 00:23:01,000
‫واقعاً میتونم توی زندگیم نگهش دارم؟

335
00:23:01,000 --> 00:23:06,000
‫کندن خودم از ماجراهای خانوادگی
‫هیچ وقت از نقاط قوتم نبود.

336
00:23:06,000 --> 00:23:07,500
‫هر کاری میکنم به خاطر اونه.

337
00:23:07,500 --> 00:23:09,000
‫منم آرزوها و رؤیاهای خودم رو داشتم...

338
00:23:09,000 --> 00:23:13,000
‫ولی اون همیشه یه جوری
‫من رو کنار خودش نگه میداشت.

339
00:23:14,093 --> 00:23:16,763
‫یه جورایی میراثش رو هدف زندگی من کرد.

340
00:23:16,863 --> 00:23:20,066
‫بابای منم قدیس نبود.

341
00:23:20,166 --> 00:23:23,803
‫اگه میدونستی واقعاً چه آدمی بود،
‫چطوری با هم ادامه دادید؟

342
00:23:25,237 --> 00:23:26,806
‫به سختی و با درد.

343
00:23:27,500 --> 00:23:32,000
‫گمونم خوبی این ماجرا اینه که میتونیم
‫سر خانواده های عجیبمون با هم صمیمی بشیم.

344
00:23:43,823 --> 00:23:45,992
‫این دیگه چه وضعیه؟

345
00:23:46,125 --> 00:23:48,495
‫تفنگ پر نشونه نیت بدیه.

346
00:23:53,432 --> 00:23:57,103
‫آقای ویور ازم خواسته
‫بقیه راه رو همراهیت کنم.

347
00:23:57,203 --> 00:23:59,472
‫خودم اینجا یه راهنمای خوب دارم.

348
00:23:59,606 --> 00:24:01,440
‫خواهش نکرد.

349
00:24:06,112 --> 00:24:07,580
‫میخوام یکم شکار کنم.

350
00:24:07,680 --> 00:24:10,583
‫نه توی زمین های آقای ویور.

351
00:24:14,521 --> 00:24:18,024
‫معلوم هست اینجا چه خبره؟

352
00:24:18,157 --> 00:24:21,227
‫پدرت داره اوضاع رو به نفع خودش میچینه.

353
00:24:27,500 --> 00:24:30,000
‫اگه بابام داره قانون رو میشکنه،
‫چرا پای پلیس رو وسط میکشه؟

354
00:24:30,102 --> 00:24:32,371
‫چون کلانتر جیره خوارشه.

355
00:24:33,500 --> 00:24:36,000
‫داره ازش استفاده میکنه
‫تا من رو توی منگنه بذاره.

356
00:24:36,000 --> 00:24:37,000
‫باید خودم رو وفق بدم.

357
00:24:37,243 --> 00:24:38,745
‫کلانتر همین الان تفنگت رو گرفت.

358
00:24:38,845 --> 00:24:41,548
‫امکان نداره بذاره با تفنگ نزدیک پدرم بشی.

359
00:24:41,681 --> 00:24:44,717
‫حق با توئه، به من اجازه نمیده.
‫به تو میده.

360
00:24:45,518 --> 00:24:48,120
‫میخوای به پدرم شلیک کنم؟

361
00:24:48,187 --> 00:24:51,457
‫فقط جهت اطمینانه تا بتونیم بی دردسر بریم.

362
00:24:51,500 --> 00:24:53,000
‫اگه اوضاع خراب شد...

363
00:24:53,000 --> 00:24:56,000
‫وقتی لوله تفنگ رو به خودش باشه،
‫آدم هاش دست از پا خطا نمیکنن.

364
00:24:57,029 --> 00:25:00,099
‫میخوام تو غلاف اسلحه من باشی.

365
00:25:02,168 --> 00:25:04,904
‫اون شاید یه هیولا باشه، ولی بازم پدرمه.

366
00:25:05,004 --> 00:25:06,973
‫ترجیح میدی این تفنگ رو روی سر تو بذارم؟

367
00:25:08,875 --> 00:25:11,443
‫فکر میکنی اینطوری برای
‫تو و تیت امن تر میشه؟

368
00:25:18,050 --> 00:25:19,418
‫شریک هستیم یا نه؟

369
00:25:40,773 --> 00:25:42,742
‫برو، برو، برو!

370
00:26:03,000 --> 00:26:07,000
‫اگه همه از این ماجرا سالم بیرون بیان،
‫اصلاً دوباره می‌بینمت؟

371
00:26:10,402 --> 00:26:12,438
‫شاید.

372
00:26:21,981 --> 00:26:25,818
‫من اینجا هستم تا مطمئن بشم
‫این موضوع ختم به خیر میشه.

373
00:26:25,918 --> 00:26:28,154
‫آقای ویور میخواد هیچ اسلحه ای در کار نباشه.

374
00:26:35,494 --> 00:26:37,697
‫مشکلی نداری.

375
00:26:38,931 --> 00:26:40,366
‫از این طرف.

376
00:26:53,212 --> 00:26:55,815
‫پاکه، تام.

377
00:26:55,948 --> 00:26:58,550
‫باید همه چی کاملاً قانونی پیش بره.

378
00:27:11,597 --> 00:27:12,999
‫جب.

379
00:27:20,339 --> 00:27:23,242
‫بقیه‌ش رو به تو میسپرم.

380
00:27:37,323 --> 00:27:40,059
‫دلم میسوزه که کارتون به اینجا کشید...

381
00:27:40,159 --> 00:27:44,063
‫ولی تمام چیزهایی که
‫براشون زحمت کشیدم در خطره.

382
00:27:44,196 --> 00:27:46,132
‫تیت رو به اینجا بیار، همین الان.

383
00:27:46,232 --> 00:27:48,400
‫بعد از اینکه امضاء کردی.

384
00:28:06,853 --> 00:28:08,054
‫بفرما.

385
00:28:22,869 --> 00:28:24,103
‫من به قولم عمل کردم.

386
00:28:24,236 --> 00:28:28,007
‫بیخیال بابا، به چیزی که میخواستی رسیدی.

387
00:28:32,845 --> 00:28:36,783
‫بعد از حادثه ماهی گیری تیت کیسی پیداش شد...

388
00:28:36,883 --> 00:28:40,552
‫به قصد انتقام.
‫چاره ای برای آدم هام نذاشت.

389
00:28:40,652 --> 00:28:42,755
‫داری چیکار میکنی؟

390
00:28:43,555 --> 00:28:46,525
‫میدونستم یه گاوچرون واقعی نیستی.

391
00:28:46,625 --> 00:28:50,129
‫واقعاً ای کاش پیشنهاد اولم رو قبول میکردی.

392
00:28:51,964 --> 00:28:53,732
‫جب.

393
00:28:53,800 --> 00:28:55,768
‫بابا!

394
00:28:55,902 --> 00:28:57,804
‫دالی.

395
00:28:59,638 --> 00:29:04,110
‫هر کاری که میکنم برای محافظت از توئه.

396
00:29:05,377 --> 00:29:07,413
‫بابا!

397
00:29:18,590 --> 00:29:20,927
‫خانواده رو نمیشه انکار کرد.

398
00:29:27,900 --> 00:29:29,869
‫بابا؟

399
00:32:53,639 --> 00:32:54,639
‫تیت.

400
00:33:23,169 --> 00:33:25,904
‫تیت، تیت.
‫هی، هی.

401
00:33:26,038 --> 00:33:29,908
‫هی حالت خوبه، حالت خوبه.
‫اون دیگه نمیتونه بهت آسیبی بزنه.

402
00:33:30,008 --> 00:33:32,078
‫من چه اشتباهی کردم؟

403
00:33:32,178 --> 00:33:34,713
‫تو هیچ اشتباهی نکردی.

404
00:33:36,915 --> 00:33:38,417
‫به جز اینکه پسر من هستی.

405
00:33:53,332 --> 00:33:57,203
‫مایلز، بل، از سمت چپ پیش برید، یالا!

406
00:34:00,000 --> 00:34:01,500
‫مارشال های ایالات متحده.

407
00:34:01,500 --> 00:34:03,000
‫اسلحه هاتون رو بندازید زمین!

408
00:34:03,041 --> 00:34:04,110
‫- روی زمین!
‫- دست ها بالا!

409
00:34:04,210 --> 00:34:05,444
‫- دست ها بالا!
‫- روی زمین!

410
00:34:09,581 --> 00:34:12,784
‫کیسی توی راهه.
‫تیت هم همینطور.

411
00:34:14,585 --> 00:34:16,522
‫شما داتن ها کارهاتون همیشه جالبه.

412
00:34:16,621 --> 00:34:17,889
‫حالت خوبه تیت؟

413
00:34:17,989 --> 00:34:19,425
‫خیلی طولش دادید.

414
00:34:19,525 --> 00:34:21,260
‫به فرودگاه نرسیدی؟

415
00:34:21,393 --> 00:34:23,195
‫بعد از اون خداحافظی ای که باهام کردی، نه.

416
00:34:23,295 --> 00:34:25,464
‫ویور داره فرار میکنه.

417
00:34:27,733 --> 00:34:29,568
‫این دستگیری حق خودمونه.

418
00:34:30,000 --> 00:34:32,500
‫با توجه به ارتباط شخصیت،
‫میخوای از این یکی کنار بکشی؟

419
00:34:32,504 --> 00:34:34,606
‫دقیقاً چون شخصیه باید تا آخرش برم.

420
00:34:34,706 --> 00:34:36,041
‫فقط یه اسلحه پر میخوام.

421
00:34:36,141 --> 00:34:40,045
‫دره باهام بیا، بریم.

422
00:35:15,247 --> 00:35:17,883
‫از ماشین بیا بیرون.

423
00:35:18,000 --> 00:35:20,000
‫نتونستی از زیر سایه پدرت بیرون بیای...

424
00:35:20,000 --> 00:35:22,500
‫برای همین داری کل میراث
‫خانوادگی رو به آتیش میکشی.

425
00:35:24,156 --> 00:35:26,024
‫تموم شد، بابا.

426
00:35:27,826 --> 00:35:29,895
‫همه چی یه جور مذاکره‌ست.

427
00:36:10,869 --> 00:36:12,771
‫دالی.

428
00:36:14,440 --> 00:36:15,941
‫عزیزم.

429
00:36:18,310 --> 00:36:19,611
‫اون مُرده.

430
00:36:31,757 --> 00:36:34,926
‫یه پیشنهاد آخر برات دارم، کیسی.

431
00:36:36,728 --> 00:36:39,898
‫انتقامی که حقته.

432
00:36:49,074 --> 00:36:53,144
‫زندگی با مرگ دالی مجازاتیه که سزاوارش هستی.

433
00:37:05,924 --> 00:37:07,726
‫زود باش، بیا.

434
00:37:08,000 --> 00:37:10,000
‫بیا دیگه، ببینم چی توی چنته داری.

435
00:37:10,000 --> 00:37:11,000
‫آفرین، همینه.

436
00:37:11,062 --> 00:37:12,998
‫همون حرکتی که بهت یاد دادم رو بزن.

437
00:37:13,098 --> 00:37:15,033
‫تو و تیت چطور دارید طاقت میارید؟

438
00:37:15,133 --> 00:37:18,504
‫شرور بودن تام ویور حتماً
‫ذهنتون رو به هم ریخته.

439
00:37:19,500 --> 00:37:23,000
‫انگار مهم نیست کجا زندگی کنم،
‫همیشه یکی هست که حاضره به خاطرش بکشه.

440
00:37:23,275 --> 00:37:26,177
‫بابت دالی متأسفم.

441
00:37:26,278 --> 00:37:28,814
‫میدونم درد و دل کردن باهاش راحت نبود.

442
00:37:31,082 --> 00:37:33,619
‫تام میگه اون از همه چی بی خبر بوده.

443
00:37:33,719 --> 00:37:36,700
‫پول رو اون میاورده،
‫ولی اصلاً نمیدونسته کجا میرفته.

444
00:37:38,557 --> 00:37:40,492
‫هوم.

445
00:37:40,626 --> 00:37:43,500
‫تنها گناهش این بود که
‫نتونست از خانواده‌ش دل بکنه.

446
00:37:45,964 --> 00:37:50,769
‫یه چیز دیگه هم از تام حرف کشیدم.

447
00:37:50,836 --> 00:37:53,672
‫کارگرهای مزرعه‌ش انبار رو آتیش زدن.

448
00:37:58,243 --> 00:37:59,277
‫گرت.

449
00:38:02,113 --> 00:38:03,449
‫آره.

450
00:38:03,515 --> 00:38:08,153
‫خب، حالا که قضیه این توطئه حل شده...

451
00:38:13,659 --> 00:38:15,260
‫میذاری کمکت کنم؟

452
00:38:17,128 --> 00:38:21,099
‫باشه.

453
00:38:25,537 --> 00:38:27,673
‫اینجا خیلی ها حواسشون به ماست.

454
00:38:27,773 --> 00:38:29,841
‫هی، من فقط دارم به زخم یه هم تیمی میرسم.

455
00:38:32,177 --> 00:38:34,880
‫واقعاً؟

456
00:38:34,980 --> 00:38:37,383
‫در ضمن، من کسی هستم که باید بهت کمک کنه...

457
00:38:37,516 --> 00:38:40,118
‫برای همین دارم باهات میام...

458
00:38:40,185 --> 00:38:43,154
‫پیش متخصص سرطانت
‫این هفته توی سالت لیک.

459
00:38:48,394 --> 00:38:49,695
‫اونجا چشم کمتری هست.

460
00:39:00,205 --> 00:39:02,000
‫کم کم داری اینجا پاگیر میشی، تیت.

461
00:39:03,475 --> 00:39:05,844
‫شاید باید من رو هم معاونت کنی.

462
00:39:07,379 --> 00:39:11,249
‫خب، کِی راهی دی سی میشی؟

463
00:39:11,349 --> 00:39:13,852
‫میدونی، هنوز پروازم رو دوباره رزرو نکردم.

464
00:39:13,952 --> 00:39:17,423
‫نکنه داری جا میزنی؟

465
00:39:17,500 --> 00:39:20,000
‫جوری که همتون تلاش کردید
‫تا کیسی و تیت رو امروز نجات بدید...

466
00:39:20,000 --> 00:39:24,500
‫من رو یاد جهنمی انداخت که من رو
‫از دست کلگ ها ازش بیرون کشیدید.

467
00:39:24,600 --> 00:39:28,600
‫هیچ وقت هم تیمی هایی نداشتم که
‫مثل شما اینطوری برای همدیگه بجنگن.

468
00:39:28,700 --> 00:39:32,700
‫نمیدونم، حس میکنم دیوونگیه
‫اگه از این گروه دست بکشم.

469
00:39:32,771 --> 00:39:34,406
‫پس دیگه مونتانایی شدی؟

470
00:39:34,506 --> 00:39:37,576
‫بیا اینجا.
‫بیا بغلم، مونتانایی.

471
00:39:41,747 --> 00:39:45,250
‫هی، پزشکی قانونی گفت،
‫جنازه ها رو از خونه‌ت بردن.

472
00:39:46,500 --> 00:39:53,000
‫قدردانت هستن که مشتری ثابتشون هستی.

473
00:39:53,759 --> 00:39:56,428
‫رفیق، این رو بهم بگو.

474
00:39:58,296 --> 00:40:00,432
‫تام ویور آدم باهوشیه.

475
00:40:00,500 --> 00:40:04,000
‫چرا فکر میکرد دزدیدن تیت
‫چیزی رو که میخواد بهش میده؟

476
00:40:04,000 --> 00:40:07,500
‫میخواست بهم فشار بیاره
‫تا ایست کمپ رو واگذار کنم.

477
00:40:07,500 --> 00:40:09,500
‫میخواست وانمود کنه که
‫برای تیت اتفاقی افتاده...

478
00:40:09,500 --> 00:40:11,500
‫و منم با عصبانیت توی ملکش رفتم.

479
00:40:11,777 --> 00:40:14,946
‫آهان که اینطور، اون وقت اونا هم
‫تو رو از پا در میاوردن، مثلاً از روی...

480
00:40:15,046 --> 00:40:16,615
‫دفاع از خود.

481
00:40:18,917 --> 00:40:20,619
‫هی.

482
00:40:20,752 --> 00:40:23,522
‫عجب پدری هستی، کویو.

483
00:40:25,724 --> 00:40:27,325
‫سخته همچین ادعایی بکنم وقتی...

484
00:40:27,500 --> 00:40:33,000
‫کشتن یه آدم، بدترین چیزی نیست
‫که تیت توی روز گذشته تجربه کرده.

485
00:40:33,298 --> 00:40:34,833
‫آره.

486
00:40:35,667 --> 00:40:39,671
‫خوشبختانه بازم روش داتن ها پیروز شد.

487
00:40:42,140 --> 00:40:44,342
‫روش داتن ها.

488
00:40:55,821 --> 00:40:59,491
‫شوخی نمیکردی.
‫حسابی اینجا رو به هم ریختی.

489
00:40:59,591 --> 00:41:02,861
‫کاری که لازم بود رو کردم تا بهت برسم.

490
00:41:04,429 --> 00:41:08,333
‫دلم میسوزه وقتی به چیزهایی
‫که از سر گذروندی فکر میکنم.

491
00:41:08,433 --> 00:41:12,370
‫تو دنبالم اومدی، بابا.
‫مثل همیشه.

492
00:41:14,606 --> 00:41:16,808
‫من اینجا رو تمیز میکنم.
‫تو چرا نمیری بالا بخوابی؟

493
00:41:16,908 --> 00:41:19,645
‫- بذار کمکت کنم.
‫- برو بالا.

494
00:41:20,512 --> 00:41:21,747
‫این به هم ریختگی کار منه.

495
00:41:21,847 --> 00:41:25,016
‫تا وقتی میتونی، میذارم نقش پدر رو بازی کنی.

496
00:41:26,852 --> 00:41:29,788
‫ولی چند ماه دیگه ۱۸ ساله‌م میشه.

497
00:41:30,000 --> 00:41:31,500
‫دیگه تقریباً یه مرد شدم.

498
00:42:00,000 --> 00:42:10,000
‫<font color="#96dcd2"><i><b><font color="#96ffee">⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡</font></b></i></font>

