1
00:00:05,000 --> 00:00:06,500
‫آنچه در مارشال ها گذشت...

2
00:00:06,500 --> 00:00:09,000
‫پدرم میخواست بدونه دوست داری
‫به ماهیگیری بری یا نه.

3
00:00:09,000 --> 00:00:10,500
‫اون من رو یاد پدربزرگ میندازه.

4
00:00:10,500 --> 00:00:11,500
‫تام داره چیکار میکنه؟

5
00:00:11,500 --> 00:00:13,100
‫پیشنهادش رو برای کمپ ایست بالا می‌بره.

6
00:00:14,400 --> 00:00:16,500
‫تام داره تیت رو به عنوان
‫نوعی اهرم فشار نگه میداره؟

7
00:00:16,500 --> 00:00:17,500
‫بابا!

8
00:00:19,500 --> 00:00:20,500
‫هی، حالت خوبه.

9
00:00:20,500 --> 00:00:22,000
‫- حالت خوبه.
‫- تموم شد، بابا.

10
00:00:22,000 --> 00:00:23,500
‫همه چی یه جور معامله‌ست.

11
00:00:26,327 --> 00:00:27,561
‫دالی...

12
00:00:27,695 --> 00:00:29,097
‫من چند ماه دیگه ۱۸ ساله میشم.

13
00:00:29,897 --> 00:00:31,165
‫تقریباً یه مرد.

14
00:00:59,500 --> 00:01:01,000
‫هی، راه ورودی رو بستی.

15
00:01:40,000 --> 00:01:50,000
‫<font color="#96dcd2"><i><b><font color="#96ffee">⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡</font></b></i></font>

16
00:02:00,000 --> 00:02:04,000
<font color="#ff9632"><i><b>‫[ مارشال ها ]
‫[ فصل دوم : قسمت دوم ]</b></i></font>

17
00:02:06,000 --> 00:02:08,500
‫دید حرارتی، پوشش رادار.

18
00:02:08,500 --> 00:02:12,000
‫پیشرفتی شگرف از قرن نوزدهم، گاوچرون.

19
00:02:12,065 --> 00:02:14,602
‫اگه خطری برای رم کردن گله نداشت
‫مین های زمینی کار میذاشتم.

20
00:02:14,702 --> 00:02:15,836
‫نقشه جدید همینه؟

21
00:02:15,969 --> 00:02:18,806
‫ساختن یه دژ، و راه ندادن هیچکس؟

22
00:02:18,906 --> 00:02:20,674
‫اگه باعث امنیت تیت بشه.

23
00:02:23,500 --> 00:02:26,500
‫خب، شنیدم با درخواست آزادی مشروط
‫تام ویور موافقت نشد...

24
00:02:26,500 --> 00:02:29,000
‫برای شرکت توی مراسم خاکسپاری دالی.

25
00:02:30,083 --> 00:02:32,586
‫اون آرامشی رو که رفتن به اونجا میده،
‫به دست نمیاری.

26
00:02:34,488 --> 00:02:36,524
‫شما شهرنشین ها
‫و این اصطلاحات روانشناختیتون.

27
00:02:37,000 --> 00:02:39,500
‫حواست باشه، من حالا دیگه مونتانیایی شدم.

28
00:02:40,000 --> 00:02:42,000
‫طرز برخوردت با اون اسب
‫چیز دیگه ای رو نشون میده.

29
00:02:44,000 --> 00:02:49,500
‫مامان همیشه میگفت تنها چیزی که بعد از رفتنت
‫دلش براش تنگ میشده، راسته فیله پخت توئه.

30
00:02:49,500 --> 00:02:52,500
‫پس، تو هم دیگه گوشت قرمز نمیخوری؟ یا...

31
00:02:53,000 --> 00:02:55,000
‫احتمالش هست یه روزی برام درستش کنی؟

32
00:02:55,000 --> 00:02:57,500
‫وای، خواهش می‌کنم.
‫تاریخش رو مشخص کن، البته.

33
00:02:58,000 --> 00:03:01,000
‫تو خودت کسی هستی که
‫برنامه‌ت قابل پیش بینی نیست.

34
00:03:01,000 --> 00:03:04,000
‫دیروز بدون هیچ توضیحی بیرون از شهر بودی.

35
00:03:04,500 --> 00:03:08,500
‫نمیدونستم مارشال ها هم مثل سیل ها
‫درگیر عملیات های خیلی محرمانه میشن.

36
00:03:08,622 --> 00:03:11,358
‫وایسا، یادته من درگیر شدم؟

37
00:03:11,500 --> 00:03:15,500
‫یادمه هر وقت میگفتی «زودی برمیگردم»
‫عروسک کوچولوی آنابلم رو محکم بغل میکردم.

38
00:03:15,729 --> 00:03:20,534
‫اون نمیذاشت بترسم
‫تا وقتی که تو به خونه برگردی.

39
00:03:20,634 --> 00:03:24,203
‫این بزرگ ترین حسرت زندگی منه، مدز.

40
00:03:24,204 --> 00:03:26,307
‫میدونی، همه صدمه هایی که بهت زدم.

41
00:03:27,140 --> 00:03:31,044
‫فقط دارم، سعی میکنم
‫الان تاوانش رو بدم، میدونی؟

42
00:03:32,746 --> 00:03:36,584
‫وایسا، چی شد که از بین همه جا
‫سر از مونتانا در آوردی؟

43
00:03:36,717 --> 00:03:40,421
‫منظورم اینه که تو تا کورونادو
‫راه زیادی داری، باشه؟

44
00:03:41,221 --> 00:03:42,956
‫دنبال یه نفر بودم.

45
00:03:44,024 --> 00:03:45,459
‫نشد.

46
00:03:46,500 --> 00:03:50,500
‫باید نگران باشم که قلب یکی از
‫مارشال های من رو بشکنی؟

47
00:03:52,500 --> 00:03:53,500
‫چیه؟

48
00:03:53,500 --> 00:03:56,000
‫معمولاً من کسی هستم
‫که قلبش شکسته میشه.

49
00:03:57,500 --> 00:04:02,000
‫دوست هام فکر میکنن شاید ربطی به این
‫داشته باشه که به موندن مردها اعتماد ندارم.

50
00:04:16,590 --> 00:04:18,257
‫چرا فردا رو بیشتر نمیخوابی؟

51
00:04:18,258 --> 00:04:21,362
‫به بازسازی کمپ ایست یکم استراحت بده.

52
00:04:21,500 --> 00:04:25,500
‫وقتی این کیسه بوکس گلوله درست شد،
‫منم به اندازه کافی استراحت میکنم.

53
00:04:40,213 --> 00:04:42,816
‫از جشن گرفتن برای پیروزی
‫توی معدن خسته شدید؟

54
00:04:43,000 --> 00:04:48,500
‫اومدیم کمکت کنیم بازسازی کنی،
‫چون من خونه‌ت رو توی دردسر انداختم.

55
00:04:48,822 --> 00:04:50,324
‫این برادر زاده‌مه، تروی.

56
00:04:50,700 --> 00:04:52,500
‫نیروی کمکی برای کارهای
‫سختی که در پیش داریم.

57
00:04:52,500 --> 00:04:56,000
‫منم عقل دارم،
‫ولی عمو هر چی رو بخواد می‌بینه.

58
00:04:57,030 --> 00:04:58,965
‫خب ممنون، ولی...

59
00:04:58,966 --> 00:05:02,636
‫نیازی نیست، هم تیمی هام دارن کمک میکنن.

60
00:05:02,736 --> 00:05:05,339
‫کمک بیشتر برای کلبه یعنی وقت بیشتر با تیت.

61
00:05:05,500 --> 00:05:10,000
‫شرم آوره کسایی که بعد از من اومدن
‫فکر کردن تیت طعمه راحتیه.

62
00:05:11,000 --> 00:05:16,000
‫اینکه اون مرد رو زد یه طرف،
‫ولی اینکه دوباره ازت گرفته بشه...

63
00:05:16,000 --> 00:05:17,500
‫بابا!

64
00:05:17,751 --> 00:05:18,819
‫شما هم شنیدید؟

65
00:05:23,724 --> 00:05:25,926
‫میرم تیت رو بیدار کنم.

66
00:05:34,935 --> 00:05:36,269
‫تیت؟

67
00:05:52,820 --> 00:05:56,524
‫شکمم درد میکنه.
‫بیا با هم خونه بمونیم.

68
00:05:57,357 --> 00:05:59,126
‫بازم دل درد.

69
00:06:00,000 --> 00:06:05,500
‫عزیزم، تو ایثن، تئو و خانم ساسا رو داری.

70
00:06:05,899 --> 00:06:07,868
‫اونا همگی حالت رو خوب میکنن.

71
00:06:08,602 --> 00:06:11,238
‫بابا سر کار صدمه نمی‌بینه.

72
00:06:16,243 --> 00:06:19,913
‫مدام دارم بهت میگم...

73
00:06:20,047 --> 00:06:22,015
‫مامان خوبه.

74
00:06:23,484 --> 00:06:26,720
‫قول میدی دیگه آسیب نبینی؟

75
00:06:29,657 --> 00:06:31,959
‫قول انگشتی.

76
00:06:41,500 --> 00:06:45,000
‫دادن قولی که نمیتونی نگهش داری،
‫بهترین راه برای کنار اومدن با اضطرابشه؟

77
00:06:45,000 --> 00:06:49,000
‫خودت روشن کردی که باید
‫مشکلاتم رو خودم حل کنم.

78
00:06:50,277 --> 00:06:53,146
‫مگه اینکه درباره پشت گرمی دادن
‫به من نظرت عوض شده باشه؟

79
00:06:55,749 --> 00:06:57,918
‫خداحافظ رفیق، دوستت دارم!

80
00:08:10,658 --> 00:08:13,527
‫اینکه نمیدونم کجا هستی نگرانم میکنه.

81
00:08:16,000 --> 00:08:18,000
‫بازم میگم حالم خوبه.

82
00:08:18,000 --> 00:08:22,500
‫مطمئن نیستم وقت گذرونی
‫سر قبر پدربزرگت این رو ثابت کنه.

83
00:08:24,171 --> 00:08:26,506
‫آقای ویور آدم شروری بود.

84
00:08:29,142 --> 00:08:32,512
‫باورم نمیشه فکر میکردم
‫اون حتی یه ذره شبیه پدربزرگه.

85
00:08:34,281 --> 00:08:36,383
‫خب، ویور همه رو سر کار گذاشته بود رفیق.

86
00:08:38,451 --> 00:08:40,788
‫و اشکالی نداره که آدم حالش خوب نباشه.

87
00:08:49,763 --> 00:08:52,966
‫میدونم نگران هستی.

88
00:08:55,002 --> 00:08:57,270
‫ولی من دیگه نیازی به نجات دادن ندارم.

89
00:09:01,675 --> 00:09:04,745
‫میدونی، میراث خاندان ما...

90
00:09:04,845 --> 00:09:07,047
‫هیچ وقت ربطی به زمین نداشت.

91
00:09:09,750 --> 00:09:11,952
‫درباره اینه که همیشه باید بجنگی.

92
00:09:13,253 --> 00:09:15,122
‫تاوان سنگینی داره، پسرم.

93
00:09:15,923 --> 00:09:18,058
‫خوبیش اینه که من قوی هستم.

94
00:09:19,392 --> 00:09:21,895
‫این همون چیزیه که تو و پدربزرگ ازم ساختید.

95
00:09:23,530 --> 00:09:25,565
‫این روش داتنه.

96
00:09:38,378 --> 00:09:41,413
‫- اوه، این چیه؟
‫- نون سرخ شده و سس توت.

97
00:09:41,414 --> 00:09:43,083
‫- این برای...
‫- خودت درستشون کردی؟

98
00:09:43,183 --> 00:09:45,118
‫مامانم درست کرده.

99
00:09:45,252 --> 00:09:48,421
‫بیخيال، من این کربوهیدرات ها رو
‫حق خودم کردم.

100
00:09:49,500 --> 00:09:51,000
‫در واقع، همش برای مدیه.

101
00:09:51,000 --> 00:09:55,000
‫هی بچه ها، مهمونی دورهمی
‫تموم شد، فهمیدید؟

102
00:09:55,000 --> 00:09:57,000
‫وقتشه توی یه حکم جلب
‫پر خطر سراغ یکی بریم.

103
00:09:57,000 --> 00:10:01,500
‫وین پلامر، اون به خاطر ساختن و فروش
‫صدا خفه کن های دست ساز تحت تعقیبه.

104
00:10:01,501 --> 00:10:03,136
‫اون معاون کلانتر شهرستان گالاتینه؟

105
00:10:03,270 --> 00:10:04,804
‫خب قبلاً بود، آره.

106
00:10:04,805 --> 00:10:06,774
‫ولی به خاطر دلایل انضباطی اخراج شد.

107
00:10:06,907 --> 00:10:08,475
‫اخراج شدن باعث شد به جاده خاکی بزنه؟

108
00:10:08,500 --> 00:10:10,200
‫میدونی چیه؟
‫وقتی دستگیرش کنیم...

109
00:10:10,200 --> 00:10:13,200
‫خودت میتونی ازش بپرسی،
‫که اصلاً هم کار راحتی نیست، فهمیدید؟

110
00:10:13,380 --> 00:10:15,683
‫اون نیروی سابق یگان ویژه‌ست، پس آماده بشیم.

111
00:10:16,750 --> 00:10:18,285
‫ممنون.

112
00:10:18,418 --> 00:10:20,020
‫دستگیر کردن یه نیروی سابق یگان ویژه؟

113
00:10:20,120 --> 00:10:22,055
‫به یه تفنگ دیگه نیاز داری.

114
00:10:24,000 --> 00:10:26,000
‫آره، همینطوره.
‫میخوام از مال کیسی استفاده کنم.

115
00:10:26,059 --> 00:10:27,795
‫اون توی هدف به ما ملحق میشه، باشه؟

116
00:10:28,000 --> 00:10:29,500
‫تو هنوز پشت میز کار هستی، مایلز.

117
00:10:29,500 --> 00:10:33,000
‫فکر کردم اومدنم از روی نیمکت برای کمک
‫به کمپ ایست و تیت یعنی به بازی برگشتم.

118
00:10:33,000 --> 00:10:37,000
‫ببین، حمله به یه هم تیمی
‫یه اتفاق فوق العاده‌ست، باشه؟

119
00:10:37,500 --> 00:10:41,500
‫داری تنبیهم میکنی یا فقط میخوای من رو سالم
‫نگه داری تا توی دل مدی جا داشته باشم؟

120
00:10:42,000 --> 00:10:46,500
‫ببین رفیق، هر کاری میکنم
‫تا نگاهش پر از نفرت نباشه...

121
00:10:46,500 --> 00:10:49,500
‫ولی این یکی رو به خاطر تو انجام میدم.

122
00:10:50,000 --> 00:10:51,500
‫باشه؟

123
00:10:51,500 --> 00:10:53,000
‫لعنتی، این خیلی خوبه.

124
00:10:59,500 --> 00:11:01,000
‫- سلام.
‫- سلام.

125
00:10:01,500 --> 00:11:03,500
‫تیت حالش چطوره؟

126
00:11:03,500 --> 00:11:05,000
‫بستگی داره از کی بپرسی.

127
00:11:05,000 --> 00:11:11,000
‫خب، ایده مرکز اسب درمانی به نظر راه خوبی
‫برای التیام کمپ ایست بعد از اون اتفاقاته.

128
00:11:11,338 --> 00:11:13,673
‫آره، اول باید تیت رو خوب کنیم.

129
00:11:14,474 --> 00:11:15,876
‫نمیشه داخل گاراژش رو دید.

130
00:11:16,000 --> 00:11:18,000
‫اصلاً معلوم نیست که
‫ماشین پلامر اونجا هست یا نه.

131
00:11:18,000 --> 00:11:19,500
‫باشه، حکم ورود بدون اخطاره.

132
00:11:19,747 --> 00:11:21,314
‫گیجش میکنیم، سریع به داخل میریم.

133
00:11:21,414 --> 00:11:23,383
‫کیسی تو جلودار باش، باشه؟

134
00:11:49,376 --> 00:11:52,045
‫چی شده؟

135
00:11:54,147 --> 00:11:56,083
‫صدای کلیک شنیدم.

136
00:11:58,485 --> 00:11:59,920
‫حرکت نکن.

137
00:12:16,436 --> 00:12:17,670
‫مشکلی پیش اومده؟

138
00:12:21,341 --> 00:12:24,077
‫بل روی یه بمب وایساده.

139
00:12:31,218 --> 00:12:34,086
‫نمیخوام شماها رو هم درگیر این دردسر کنم.

140
00:12:34,087 --> 00:12:35,755
‫بزنید برید بیرون.

141
00:12:36,000 --> 00:12:39,500
‫به عنوان یه تیم اومدیم تو،
‫و به عنوان یه تیم هم بیرون میریم، باشه؟

142
00:12:46,699 --> 00:12:47,968
‫این از اولیش.

143
00:12:50,000 --> 00:12:52,500
‫- مطمئنی از پسش بر میای، کیسی؟
‫- هی، میدونی که...

144
00:12:52,500 --> 00:12:56,000
‫کایو توی منطقه جنگی به بودن دور و بر
‫بمب های کنار جاده ای عادت داره، نگران نباش.

145
00:13:05,552 --> 00:13:06,686
‫کاملاً امنه.

146
00:13:08,488 --> 00:13:09,957
‫حالت خوبه؟

147
00:13:11,391 --> 00:13:12,692
‫حتی یه خراش هم برنداشتم.

148
00:13:13,593 --> 00:13:15,795
‫پس چرا اینجا تله انفجاری گذاشتن؟

149
00:13:17,000 --> 00:13:21,000
‫که مانع ورود از هر چیزی که
‫اون طرف این در قرار داره بشن.

150
00:13:26,974 --> 00:13:29,809
‫میفهمم چرا نمیخواست کسی سرک بکشه.

151
00:13:29,910 --> 00:13:33,812
‫آره، کلی مدرک اینجا هست که
‫کارگاه خونگیش رو نشون میده.

152
00:13:34,000 --> 00:13:36,500
‫بیاید جمعش کنیم و برچسب بزنیم.

153
00:13:37,000 --> 00:13:42,000
‫دوربین های امنیتی و تله های انفجاری
‫مثل کمربند و بند شلوار میمونه.

154
00:13:44,500 --> 00:13:46,100
ایده ای برای دکور خونه به ذهنت رسیده؟

155
00:13:46,126 --> 00:13:49,930
‫من دلیل پارانویای خودم رو میدونم.
‫مال اون چیه؟

156
00:13:53,500 --> 00:13:57,500
‫خط آبی باریک تبدیل به
‫طنابی شده که من رو خفه کرده.

157
00:13:57,500 --> 00:14:02,000
‫وقتش رسیده کسایی که مجازات رو ناعادلانه
‫اعمال میکنن، به نوبه خودشون رنج بکشن.

158
00:14:02,000 --> 00:14:03,500
‫به نظر یه بیانیه میاد.

159
00:14:03,500 --> 00:14:07,000
‫حدس میزنم بقیه‌ش همینجا باشه،
‫ولی با رمز محافظت میشه.

160
00:14:07,900 --> 00:14:10,000
‫متخصص های فنی میتونن بفهمن
‫علیه چی داره موضع میگیره.

161
00:14:10,000 --> 00:14:13,500
‫خب، وظیفه ماست که قبل از اینکه
‫اون حرف ها رو عملی کنه، پیداش کنیم.

162
00:14:18,825 --> 00:14:20,127
‫ببخشید.

163
00:14:22,329 --> 00:14:25,132
‫لذت بردن از پیروزیمون همینجا به پایان رسید.

164
00:14:25,232 --> 00:14:28,234
‫نتونستیم بیرونشون کنیم.
‫یه تجمع مسالمت آمیزه.

165
00:14:28,235 --> 00:14:29,769
‫اونا وارد ملک شخصی نشدن.

166
00:14:30,000 --> 00:14:34,500
‫و حق دارن حرفشون رو بزنن،
‫هر چند خشمشون نادرسته.

167
00:14:34,874 --> 00:14:37,644
‫کورین آیرونز رهبرشونه.

168
00:14:38,878 --> 00:14:40,747
‫کورین.

169
00:14:41,000 --> 00:14:45,500
‫دفترم همیشه به روت بازه تا بهترین راه رو
‫برای تجلیل از نیتن برنامه ریزی کنیم.

170
00:14:45,500 --> 00:14:50,500
‫همسرم و کامرون استندینگ بر قربانی شدن...

171
00:14:50,500 --> 00:14:56,500
‫توی مبارزه اشتباه تو با اون معدن،
‫ولی اونا تنها نیستن.

172
00:14:59,000 --> 00:15:03,000
‫میدونم که مردم ما مجبور بودن
‫سختی های اقتصادی رو تحمل کنن.

173
00:15:03,000 --> 00:15:06,000
‫تو راهی پیدا کردی تا آینده
‫زنده ها رو هم به سرقت ببری.

174
00:15:06,373 --> 00:15:09,642
‫من دارم تلاش میکنم تا رفاه رو...

175
00:15:09,742 --> 00:15:14,081
‫به بروکن راک بیاورم که همراه
‫با افتخار باشه نه با سم و زهر.

176
00:15:16,149 --> 00:15:19,252
‫این شعارهای تبلیغاتی رو برای
‫مبارزه های انتخاباتیت نگه دار.

177
00:15:19,500 --> 00:15:24,000
‫اگه به اون وعده عمل نکنی،
‫برنامه ریزی میکنیم علیه تو رأی جمع کنیم.

178
00:15:32,332 --> 00:15:34,867
‫ببین، صفحه فشار هر کسی رو میترسونه.

179
00:15:34,968 --> 00:15:36,903
‫نه.

180
00:15:40,640 --> 00:15:43,710
‫من بیشتر حواسم به این بود
‫که چقدر نزدیک بودم به...

181
00:15:44,978 --> 00:15:47,747
‫شکستن قولی که به برکستون داده بودم.

182
00:15:53,000 --> 00:15:55,000
‫ببخشید، تو کسی هستی که نیاز به رسیدگی داری.

183
00:15:55,000 --> 00:15:56,000
‫من...

184
00:15:56,289 --> 00:15:59,792
‫واقعاً شرمنده‌م که نتونستم
‫خودم رو به سالت لیک برسونم.

185
00:15:59,892 --> 00:16:01,961
‫نه خواهش میکنم، خودت رو ناراحت نکن.

186
00:16:02,095 --> 00:16:04,464
‫میفهمم که اوضاع رو برای
‫تو و جرد پیچیده تر میکرد.

187
00:16:04,564 --> 00:16:06,399
‫همه چی رو به راهه.

188
00:16:06,499 --> 00:16:10,503
‫تا جایی که به من مربوط میشه،
‫اون فراموش شده، ولی...

189
00:16:10,603 --> 00:16:12,839
‫برکستون...

190
00:16:12,939 --> 00:16:16,009
‫اون زخم روی صورتم رو دید و...

191
00:16:17,144 --> 00:16:18,845
‫قاطی کرد.

192
00:16:19,612 --> 00:16:21,681
‫رها کردنش اصلاً گزینه مناسبی نبود.

193
00:16:21,781 --> 00:16:24,983
‫آره، منم همین تصمیم رو میگرفتم مگه نه؟

194
00:16:25,000 --> 00:16:26,500
‫میدونی، در واقع...

195
00:16:26,500 --> 00:16:28,000
‫من احتمالاً همین تصمیم رو نمیگرفتم...

196
00:16:28,000 --> 00:16:30,500
‫و به همین خاطر برکستون
‫خیلی شانس آورده که تو رو داره.

197
00:16:33,660 --> 00:16:36,029
‫خب، دکتر سندلر چی گفت؟

198
00:16:36,129 --> 00:16:37,829
‫پروتکل همون روند همیشگیه.

199
00:16:37,830 --> 00:16:41,867
‫شیمی درمانی و پرتو درمانی به دنبالش...

200
00:16:41,868 --> 00:16:44,371
‫یه جراحی نسبتاً تهاجمی.

201
00:16:44,471 --> 00:16:46,173
‫برنامه داری، حالا باید اجراش کنی.

202
00:16:46,273 --> 00:16:47,540
‫اوهوم.

203
00:16:47,640 --> 00:16:51,078
‫و تنها کاری که مونده، در جریان گذاشتن تیمه.

204
00:16:52,000 --> 00:16:56,500
‫چرا؟ مگه تا وقتی برای جراحی به مرخصی برم،
‫روی کارشون تأثیری نداره، درسته؟

205
00:16:56,500 --> 00:16:58,000
‫اون تا دو ماه دیگه اتفاق نمیفته.

206
00:16:58,000 --> 00:17:03,000
‫درسته، مگه اینکه عوارض جانبیش
‫قبل از اون زمین گیرت کنه.

207
00:17:03,123 --> 00:17:05,692
‫برای همین دارم آب میخورم
‫تا اثرات بدش رو کم کنم.

208
00:17:05,792 --> 00:17:07,427
‫اوهوم.

209
00:17:08,395 --> 00:17:12,399
‫همسایه های پلامر همشون به درد نخور هستن.

210
00:17:12,499 --> 00:17:15,802
‫کسایی که بیانیه مینویسن معمولاً
‫از مهمونی های محله دوری میکنن.

211
00:17:15,902 --> 00:17:18,238
‫یعنی کتاب قطوری توی کمپ ایست قایم کردی؟

212
00:17:20,006 --> 00:17:22,075
‫هی، همه چی درباره تیت رو به راهه؟

213
00:17:23,243 --> 00:17:24,710
‫خودش که اینطور میگه.

214
00:17:24,711 --> 00:17:26,979
‫باور کردنش سخته،
‫با توجه به چیزهایی که کشیده.

215
00:17:27,080 --> 00:17:29,749
‫بعضی وقت ها زمان می‌بره
‫تا ضربه روحی اثر بذاره.

216
00:17:29,849 --> 00:17:33,253
‫میدونم وقتی کوچیک تر بود هم
‫یه همچین اتفاقی براش افتاده بود.

217
00:17:34,087 --> 00:17:36,756
‫اون دفعه واکنشش به تعویق نیفتاد.

218
00:17:36,856 --> 00:17:38,391
‫ماه ها زیر تختش قایم شده بود.

219
00:17:38,491 --> 00:17:41,094
‫چطور بهش کمک کردی کنار بیاد؟

220
00:17:41,228 --> 00:17:43,896
‫اصلاً دخالت نکردم.

221
00:17:44,697 --> 00:17:46,566
‫مونیکا کمکش کرد از پسش بر بیاد.

222
00:17:46,666 --> 00:17:49,436
‫خب، تکامل یا مرگ توی دی اِن اِی توئه مگه نه؟

223
00:17:49,569 --> 00:17:51,438
‫تیت دست آدم مطمئنیه.

224
00:17:56,000 --> 00:17:58,000
‫بیانیه پلامر بیشتر از ۳۰۰ صفحه‌ست.

225
00:17:58,044 --> 00:18:00,913
‫پر از گلایه‌ست، ولی جزئیات کمی داره.

226
00:18:01,000 --> 00:18:04,500
‫هدف اصلیش اینه که میخواد از هر کسی
‫توی دستگاه قضایی انتقام بگیره...

227
00:18:04,500 --> 00:18:06,500
‫که یه جورایی طردش کرده...

228
00:18:06,500 --> 00:18:09,500
‫- ولی اسم کسی رو نمی‌بره.
‫- سابقه کاریش چطوره؟

229
00:18:09,500 --> 00:18:15,000
‫گشت بزرگراه مونتانا، بعد هم نیم دوجین
‫شغل دیگه توی بخش اجرای قانون...

230
00:18:15,000 --> 00:18:18,500
‫دور و بر ایالت قبل از کلانتری گالاتین.

231
00:18:19,000 --> 00:18:20,500
‫اون از همشون اخراج شد.

232
00:18:20,500 --> 00:18:23,000
‫باشه، خب بذار اسم ها رو پیدا کنیم...

233
00:18:23,000 --> 00:18:25,000
‫از هر کسی که تا حالا
‫گزارش بدی علیه پلامر داده.

234
00:18:25,000 --> 00:18:26,500
‫و باید خبر رو پخش کنیم.

235
00:18:26,500 --> 00:18:28,000
‫شاید دنبال انتقام باشه، میدونی؟

236
00:18:28,107 --> 00:18:30,443
‫هری؟ نمیدونستم داری به شهر میای.

237
00:18:30,500 --> 00:18:34,000
‫گفتم سر بزنم و به معاون کروز بگم
‫چقدر خوشحالم که موندگار شده.

238
00:18:34,000 --> 00:18:38,000
‫بد شانسی آوردی مرد، چون دره و کیسی
‫رفتن بیرون تا یه مظنون رو پیدا کنن.

239
00:18:38,000 --> 00:18:40,000
‫چی؟ حکم همین امروز صبح؟

240
00:18:40,000 --> 00:18:41,500
‫هنوز تأیید نشده؟

241
00:18:41,500 --> 00:18:45,500
‫مأمورهای کلانتر گالاتین دارن به یه تماس
‫درباره یه خودروی مشکوک پاسخ میدن...

242
00:18:45,500 --> 00:18:47,700
‫- که شبیه ماشین پلامره.
‫- پلیس با ماشین خودش...

243
00:18:47,700 --> 00:18:49,600
‫توی کامیون خودش نمیرفت،
‫اگه میدونست که دارن شکارش میکنن.

244
00:18:49,600 --> 00:18:52,500
‫وایسا، اسم اون مأمورهایی
‫که اعزام شدن رو داریم؟

245
00:18:52,500 --> 00:18:55,000
‫کایل هیوستد و شریل لاندیرگن.

246
00:18:55,000 --> 00:18:57,000
‫چیز خاصی هست که باید بدونم؟

247
00:18:57,000 --> 00:18:59,500
‫هیوستد همون شکایت داخلی رو کرد
‫که باعث اخراج پلامر شد.

248
00:18:59,500 --> 00:19:01,500
‫کسی که اخراجش کرده،
‫همینطوری پیداش کرده؟

249
00:19:01,500 --> 00:19:03,000
‫آره، شاید دارن تله میذارن.

250
00:19:03,000 --> 00:19:05,100
‫خیلی خب، به مأمورها هشدار بده
‫منتظر نیروی کمکی بمونن.

251
00:19:05,100 --> 00:19:07,100
‫اون موقعیت رو همین الان
‫برای کیسی و آندره آ بفرست.

252
00:19:16,823 --> 00:19:19,326
‫فکر میکردم فقط اسب ها رم میکنن.

253
00:19:22,500 --> 00:19:25,500
‫هیچکس نتونسته با هیوستد
‫یا لاندریگن ارتباط رادیویی بگیره.

254
00:19:26,500 --> 00:19:30,000
‫اوه، اگه پلامر اونا رو به داخل کشونده باشه،
‫احتمالاً داره امواجشون رو مختل میکنه.

255
00:19:37,176 --> 00:19:39,111
‫هیچ اثری از کامیون پلامر نیست.

256
00:19:50,056 --> 00:19:51,858
‫معاون لاندریگن، صدای من رو میشنوی؟

257
00:19:53,526 --> 00:19:56,296
‫حالش اصلاً خوب نیست، ولی ضربان داره.

258
00:19:58,500 --> 00:20:02,000
‫کد ۱۰-۳۳، افسرهای توی خیابون
‫مکسول ۴۵۸۳ هدف قرار گرفتن...

259
00:20:02,000 --> 00:20:04,000
‫یک نفر توی درگیری کشته شد.

260
00:20:06,500 --> 00:20:09,000
‫امروز یکی از بهترین های
‫مونتانا رو از دست دادیم...

261
00:20:09,000 --> 00:20:14,000
‫که حین محافظت از جامعه‌ش،
‫با اقدامی بزدلانه از پا در اومد.

262
00:20:15,114 --> 00:20:19,486
‫معاون کایل هیوستد
‫جهنم خودش رو پشت سر گذاشته...

263
00:20:19,586 --> 00:20:23,456
‫و با وجود اینکه شاید اون رو نمیشناختیم،
‫بهش مدیون هستیم.

264
00:20:24,791 --> 00:20:27,360
‫پس، بیاید این حرومزاده رو پیدا کنیم.

265
00:20:28,194 --> 00:20:31,029
‫خیلی خب، یالا بچه ها.

266
00:20:33,000 --> 00:20:37,000
‫وین پلامر، معاون سابق کلانتر شهر گالاتین،
‫سند مفصلی به اکشن نیوز فرستاده...

267
00:20:37,000 --> 00:20:40,500
‫که مدعیه حمله‌ش رو توجیه میکنه.

268
00:20:40,807 --> 00:20:42,375
‫بیانیه‌ش رو برای رسانه ها فرستاده؟

269
00:20:42,500 --> 00:20:45,000
‫میخواد کارهای خودش رو
‫عقلانی جلوه بده، میفهمی؟

270
00:20:45,000 --> 00:20:47,000
‫- نقش آدم مظلوم رو بازی میکنه.
‫- یعنی میگی...

271
00:20:47,000 --> 00:20:49,500
‫اتفاقی خواستی برگه جلب
‫این روانی رو ببری بهش ابلاغ کنی...

272
00:20:49,500 --> 00:20:52,000
‫اون هم همون روزی که میخواسته
‫انتقام کورکورانه‌ش رو بگیره؟

273
00:20:52,000 --> 00:20:53,500
‫شاید واقعاً...

274
00:20:53,500 --> 00:20:57,000
‫داشته دوربین های امنیتی رو می‌پاییده.
‫یا کی میدونه، مثلاً...

275
00:20:57,000 --> 00:21:01,000
‫یه آشنا توی پلیس بهش خبر داده بوده
‫و فهمیده یا الان وقتشه یا هیچ وقت دیگه.

276
00:21:01,000 --> 00:21:02,500
‫باشه، ولی خب چرا الان؟
‫درسته؟

277
00:21:02,500 --> 00:21:04,500
‫چون کلانتر سه سال پیش
‫این یارو رو اخراج کرده بود.

278
00:21:04,500 --> 00:21:09,000
‫توی بیانیه‌ش یه جمله ای درباره
‫جلوگیری از نسلی دیگه از بی عدالتی بود.

279
00:21:09,000 --> 00:21:11,800
‫آره، خب گوش کنید.
‫باید دنیای اون رو زیر و رو کنیم، فهمیدید؟

280
00:21:11,800 --> 00:21:14,500
‫و باید به جستجو برای پیدا کردن
‫هر هدف احتمالی دیگه ای ادامه بدیم...

281
00:21:14,500 --> 00:21:17,000
‫مبادا لازم باشه بهشون هشدار بدیم
‫توی خونه بمونن.

282
00:21:17,000 --> 00:21:20,500
‫خیلی خب، موفق باشی نیروی انتظامی رو
‫بتونی متقاعد کنی بیخیال بشن، وقتی...

283
00:21:20,500 --> 00:21:22,000
‫یه پلیس کش فراریه.

284
00:21:23,516 --> 00:21:24,984
‫سلام.

285
00:21:25,084 --> 00:21:26,718
‫هیوستد یه دختر داره.

286
00:21:26,719 --> 00:21:30,289
‫بدترین ترس بچه هر پلیسی به حقیقت پیوست.

287
00:21:32,000 --> 00:21:36,000
‫وقتی کسی به خاطر انجام وظیفه‌ش کشته میشه،
‫اون چاقو یکم عمیق تر زخم میزنه.

288
00:21:36,496 --> 00:21:38,431
‫هی، رفقا.

289
00:21:39,500 --> 00:21:43,500
‫همین الان شنیدم، معاون لاندریگن
‫به لطف تلاش های شما زنده میمونه.

290
00:21:43,500 --> 00:21:47,500
‫خب، اگه ۳۰ ثانیه زودتر رسیده بودیم،
‫میتونستیم جفتشون رو نجات بدیم.

291
00:21:47,500 --> 00:21:51,500
‫به نظر میاد پلامر کارش تموم نشده،
‫پس شانس جبران داریم.

292
00:21:52,345 --> 00:21:53,746
‫سرنخی از انگیزه پیدا کردید؟

293
00:21:53,846 --> 00:21:55,348
‫پلامر پسری به اسم بون داره.

294
00:21:55,500 --> 00:21:58,000
‫چهار ماه پیش از آکادمی آموزشی رد صلاحیت شد.

295
00:21:58,000 --> 00:22:00,000
‫دقیقاً هم زمان با وقتیه که پدرش ناپدید شد.

296
00:22:00,000 --> 00:22:04,000
‫خب، اگه داره این کار رو برای بچه‌ش میکنه،
‫شاید پسرش جواب هایی داشته باشه.

297
00:22:15,134 --> 00:22:17,102
‫بون پلامر؟

298
00:22:17,103 --> 00:22:18,538
‫بله، قربان.

299
00:22:18,638 --> 00:22:21,641
‫مارشال های معاون، کالوین و داتن.

300
00:22:21,774 --> 00:22:24,777
‫برای بابام اینجا هستید؟
‫اخبار رو دیدم.

301
00:22:25,812 --> 00:22:27,013
‫به نظر نمیاد تعجب کرده باشی.

302
00:22:27,113 --> 00:22:28,980
‫آره، میدونستم دشمن برای خودش تراشیده.

303
00:22:28,981 --> 00:22:30,983
‫فقط هیچ وقت فکر نمیکردم سراغشون بره.

304
00:22:31,083 --> 00:22:32,885
‫به نظرت چی باعث شد کنترلش رو از دست بده؟

305
00:22:35,087 --> 00:22:39,058
‫اون پلیس خوبی بود که
‫نشانش رو ازش گرفته بودن.

306
00:22:39,158 --> 00:22:40,793
‫پدر خوبی هم بود؟

307
00:22:42,929 --> 00:22:45,465
‫منظورم اینه که مادرم وقتی هفت سالم بود رفت.

308
00:22:46,500 --> 00:22:48,100
‫تا جایی که میتونست تلاشش رو کرد، مگه نه؟

309
00:22:48,100 --> 00:22:49,600
‫هی، بذار یه چیزی ازت بپرسم.

310
00:22:50,500 --> 00:22:55,000
‫فکر نمیکنی رد شدنت از آکادمی آموزشی
‫نقشی توی تحریک کردنش داشت؟

311
00:22:55,341 --> 00:22:59,746
‫پدرم سال ها وقت گذاشت تا من رو
‫برای محافظت و خدمت کردن آماده کنه.

312
00:22:59,846 --> 00:23:02,281
‫برای همین، خب خیلی ناراحت شد...

313
00:23:02,381 --> 00:23:04,984
‫وقتی کلانتر نلسون به کار من
‫قبل از اینکه شروع بشه، پایان داد.

314
00:23:05,117 --> 00:23:06,719
‫رؤیای اون رو خراب کرد.

315
00:23:06,819 --> 00:23:08,154
‫رؤیای خودت چی؟

316
00:23:08,254 --> 00:23:10,857
‫پدر اهل این نیست که ازم بپرسه چی میخوام.

317
00:23:10,957 --> 00:23:12,892
‫هی، پدرت دست به کارهای خطرناکی زده.

318
00:23:14,293 --> 00:23:16,596
‫فکر میکنی بتونی آرومش کنی؟

319
00:23:17,497 --> 00:23:18,831
‫آره...

320
00:23:18,965 --> 00:23:21,167
‫فقط یه مدته جواب تماس هام رو نمیده.

321
00:23:21,500 --> 00:23:26,000
‫گفت باید فاصله بگیره تا من رو
‫از هر صدمه دیگه ای دور نگه داره.

322
00:23:26,500 --> 00:23:30,500
‫هر چقدر هم که برام عزیزه، خلاص شدن
‫از زیر سایه‌ش حس خوبی داشت، پس...

323
00:23:34,000 --> 00:23:38,500
‫پلامر یه شرکت با مسئولیت محدود قدیمی داره
‫که تا ماه پیش غیرفعال بود.

324
00:23:38,651 --> 00:23:40,052
‫چجور کسب و کاری؟

325
00:23:40,186 --> 00:23:42,588
‫موضوع فعالیت کلیش
‫خرید و فروش وسایل کلکسیونیه.

326
00:23:42,589 --> 00:23:45,825
‫اون یه بیوک لاکراس، شورولت مالیبو
‫و فورد فیوژن خریده.

327
00:23:45,925 --> 00:23:48,760
‫چندان هم وسایل کلکسیونی نیستن.

328
00:23:48,761 --> 00:23:50,930
‫از اون دست ماشین هایی که
‫هیچکس نگاهشون نمیندازه.

329
00:23:51,063 --> 00:23:54,166
‫چی میشه اگه پلامر از اونا به عنوان
‫ماشین های فرار استفاده کنه؟

330
00:23:54,266 --> 00:23:56,936
‫نوعی تاکتیک اطلاعاتی که
‫از یه پلیس انتظار داری.

331
00:23:58,304 --> 00:23:59,739
‫چه کشف خوبی.

332
00:23:59,839 --> 00:24:01,474
‫امیدوارم خیلی هم خوب نباشه.

333
00:24:01,574 --> 00:24:05,277
‫نمیخوام کال فکر کنه حضورم
‫پشت میز ارزش بیشتری داره.

334
00:24:05,500 --> 00:24:06,500
‫خیلی خب.

335
00:24:06,500 --> 00:24:10,000
‫ماشین های اضافه ای که مایلز پیدا کرده بود
‫با داده های ایست بازرسی بررسی کردیم.

336
00:24:10,382 --> 00:24:11,751
‫هیچکدومشون رد نشده بودن.

337
00:24:13,219 --> 00:24:16,955
‫این یعنی پلامر احتمالاً هنوز هم
‫با میل خودش توی همون منطقه‌ست.

338
00:24:17,000 --> 00:24:20,500
‫آره، و تا اینجا سوابق ده سال
‫گذشته‌ش رو زیر و رو کردیم.

339
00:24:20,500 --> 00:24:23,500
‫هنوز داریم روی فهرست
‫دشمن های احتمالیش کار میکنیم.

340
00:24:25,064 --> 00:24:27,767
‫سرپرست سابق پلامر از اداره پلیس بوت...

341
00:24:27,900 --> 00:24:31,303
‫امروز صبح موقع پیاده روی توی طبیعت
‫با همسرش، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.

342
00:24:31,403 --> 00:24:34,140
‫- یعنی به اون شلیک نشده؟
‫- مأمور دیگه ای هم کشته شده؟ چه کسی؟

343
00:24:34,240 --> 00:24:37,309
‫فرانک وینسلو، کاپیتان بازنشسته.

344
00:24:37,500 --> 00:24:39,500
‫اول به نظر میرسید یه اتفاق تصادفیه...

345
00:24:39,500 --> 00:24:44,000
‫ولی بعد متوجه شدیم وینسلو
‫سال ۲۰۱۱ پلامر رو اخراج کرده بود.

346
00:24:44,450 --> 00:24:47,486
‫اون داره اسم ها رو از لیستش خط میزنه.

347
00:24:47,500 --> 00:24:52,000
‫بون باید حدس میزد که نابودی آینده‌ش
‫وین رو تحریک میکنه، اینطور نیست؟

348
00:24:52,000 --> 00:24:54,500
‫منظورم اینه که اون باید میدونست
‫پدرش چه نقشه ای داره، درسته؟

349
00:24:54,500 --> 00:24:57,000
‫یا اینکه پلامر فهمید بون
‫در تیررس اون گرفتار شده...

350
00:24:57,000 --> 00:24:59,000
‫و میخواست شروع تازه ای برای پسرش بسازه.

351
00:24:59,000 --> 00:25:00,500
‫پلامر دوباره ضربه زد.

352
00:25:01,500 --> 00:25:03,603
‫این دیوونگی باید تمام بشه.

353
00:25:03,703 --> 00:25:06,238
‫اون طبق نقشه ما پیش میره.
‫یه قدم از ما جلوتره.

354
00:25:06,500 --> 00:25:08,500
‫خب، باید سریع به اون برسید.

355
00:25:08,500 --> 00:25:11,500
‫حالا دارم برای انتقال محترمانه
‫به پزشکی قانونی میرم...

356
00:25:11,811 --> 00:25:12,812
‫زمین، بخواب زمین!

357
00:25:16,282 --> 00:25:18,084
‫تیرانداز کجاست؟

358
00:25:21,487 --> 00:25:23,823
‫داره فرار میکنه.

359
00:25:28,695 --> 00:25:29,962
‫اون بیرون چه اتفاقی افتاد؟

360
00:25:30,000 --> 00:25:31,200
‫پلامر به سمت ما تیراندازی کرد.

361
00:25:31,200 --> 00:25:32,600
‫کال و کیسی برای تعقیبش رفتن.

362
00:25:32,600 --> 00:25:34,500
‫احتمالاً خوشش نیومده از پسرش بازجویی کنیم.

363
00:25:34,500 --> 00:25:37,000
‫خب، نباید پسره رو به جرم همدستی بگیریم؟

364
00:25:37,000 --> 00:25:39,500
‫نه، احتمالاً از دور مراقب پسرش بوده.

365
00:25:39,500 --> 00:25:43,000
‫به هر حال، تمام نیروهامون باید
‫روی پیدا کردن پلامر متمرکز بشه.

366
00:25:43,000 --> 00:25:46,000
‫خب، کلانتر شاید بهتره بازداشت کردن...

367
00:25:46,000 --> 00:25:48,800
‫مراسم انتقال رو وقتی که
‫یه تیرانداز فراریه، تجدید نظر کنه.

368
00:25:48,800 --> 00:25:51,200
‫هیچ وظیفه ای مهم تر از تجلیل
‫از یه قهرمان سقوط کرده نیست...

369
00:25:51,200 --> 00:25:53,300
‫و هیچ آدم روانی ای با تفنگ
‫نمیتونه جلوی اون رو بگیره.

370
00:25:54,320 --> 00:25:56,455
‫ولی...

371
00:25:56,555 --> 00:25:58,557
‫امروز پلیس های خوب
‫به اندازه کافی کشته شدن.

372
00:25:59,500 --> 00:26:01,000
‫حواستون اون بیرون به پشت سرتون باشه.

373
00:26:04,600 --> 00:26:07,000
‫دوربین ترافیکی بیوک پلامر رو نشون داد
‫که در حال دور شدن...

374
00:26:07,000 --> 00:26:09,400
‫از اون مخفیگاه تک تیراندازه.
‫داریم موقعیتش رو ردیابی میکنیم.

375
00:26:09,400 --> 00:26:11,800
‫طناب دار داره تنگ تر میشه.
‫بیاید بریم به تعقیبش ملحق بشیم.

376
00:26:11,838 --> 00:26:13,505
‫مایلز، تو پشت بی سیم هستی.

377
00:26:14,000 --> 00:26:16,500
‫- آره، چه خبر مایلز؟
‫- پلاک خوان...

378
00:26:16,500 --> 00:26:19,200
‫پلامر رو در حال رفتن به سمت جنوب
‫روی خیابون ویلسون، تقاطع مین دیده.

379
00:26:19,200 --> 00:26:21,200
‫باشه ببینید، اون باید هنوز هم
‫توی همین منطقه باشه.

380
00:26:21,200 --> 00:26:23,100
‫ما به این جستجوی شبکه ای ادامه میدیم.

381
00:26:23,115 --> 00:26:24,651
‫متوجه شدیم.

382
00:26:29,789 --> 00:26:31,123
‫هی.

383
00:26:37,500 --> 00:26:39,000
‫آره، هی همگی.

384
00:26:39,000 --> 00:26:41,000
‫ما همین الان داریم
‫یه بیوک لاکراس سفید رو می‌بینیم.

385
00:26:41,067 --> 00:26:43,102
‫الان برای همه یه پین میفرستم.

386
00:26:43,235 --> 00:26:46,939
‫حواستون رو جمع کنید،
‫ممکنه تله دیگه ای پهن کرده باشه.

387
00:26:55,915 --> 00:26:58,017
‫پاکه.

388
00:27:02,488 --> 00:27:04,356
‫کاپوت ماشین هنوز داغه.
‫باید همینجاها باشه.

389
00:27:08,795 --> 00:27:11,997
‫وای، همه وسایلشون رو آوردن مگه نه؟

390
00:27:12,000 --> 00:27:13,000
‫لازمش میشه.

391
00:27:13,000 --> 00:27:15,200
‫به اون بسته ای که گروه عملیات ویژه
‫فرستاده بود وصل شدیم.

392
00:27:15,200 --> 00:27:18,100
‫فکر میکنی پلامر ماشین رو ول کرده
‫چون حس کرده کارش تمومه؟

393
00:27:18,170 --> 00:27:20,606
‫خب، کل روز داشتیم با هم
‫موش و گربه بازی میکردیم.

394
00:27:20,707 --> 00:27:21,974
‫احتمالاً بخشی از نقشه‌شه.

395
00:27:22,074 --> 00:27:23,542
‫پس الان هدفش کیه؟

396
00:27:23,642 --> 00:27:25,912
‫کال، یه چیزی هست که باید بشنوی.

397
00:27:26,000 --> 00:27:27,500
‫آره، بگو مایلز.

398
00:27:27,500 --> 00:27:30,500
‫اون اولین مأموریتی که پلامر ۱۸ سال پیش
‫با گشت بزرگراه مونتانا داشت؟

399
00:27:30,500 --> 00:27:33,000
‫به این خاطر به هم ریخت که
‫بعد از پرت شدن از یه تمرین مشترک...

400
00:27:33,000 --> 00:27:36,000
‫با کلانتری فلت هد، ماشینش چرخید.

401
00:27:36,155 --> 00:27:38,624
‫وایسا، مگه گیفورد کلانتر فلت هد نبود؟

402
00:27:38,725 --> 00:27:41,694
‫امضای اون پای دستور اخراج پلامره.

403
00:27:42,500 --> 00:27:44,500
‫پس شما دو نفر هدف های اون محوطه نبودید.

404
00:27:44,500 --> 00:27:45,500
‫گیفورد بود.

405
00:27:45,500 --> 00:27:48,000
‫پزشکی قانونی فقط دو بلوک اون طرف تره.

406
00:27:48,000 --> 00:27:51,000
‫احتمالاً کلانتر نلسون اونجاست.
‫هدف های دیگه هم همینطور.

407
00:27:51,003 --> 00:27:53,372
‫آره، احتمالاً داره همه رو به یه جا میاره.

408
00:27:53,505 --> 00:27:55,373
‫فقط به صندوق صوتی هری وصل میشم.

409
00:27:55,400 --> 00:27:57,000
‫احتمالاً بی صدا کرده، از روی احترام.

410
00:27:57,000 --> 00:28:00,000
‫باید منطقه رو پاکسازی کنیم
‫تا از فاجعه تلفات جمعی جلوگیری کنیم.

411
00:28:00,000 --> 00:28:02,500
‫خیلی خب، گوش کنید.
‫دره و کیسی، سراغ اون انتقال محترمانه برید.

412
00:28:02,500 --> 00:28:04,100
‫بل و من این ساختمون ها رو بررسی میکنیم.

413
00:28:04,100 --> 00:28:06,700
‫امیدوارم بتونم مایلز رو به خط
‫ثابت پزشکی قانونی برسونم، باشه؟

414
00:28:06,700 --> 00:28:08,700
‫بیاید پخش بشم، یالا.

415
00:28:17,500 --> 00:28:19,500
‫- هی، برید کنار!
‫- عقب بمونید!

416
00:28:19,500 --> 00:28:21,000
‫همه، برید کنار!
‫اون اینجاست!

417
00:28:21,000 --> 00:28:22,000
‫پناه بگیرید!

418
00:28:31,010 --> 00:28:33,846
‫حالم خوبه، حالم خوبه.

419
00:28:40,500 --> 00:28:44,000
‫اونجا، اون پنجره باز رو توی طبقه آخر،
‫پشت ساختمون می‌بینی؟

420
00:28:46,000 --> 00:28:47,000
‫بریم.

421
00:28:47,126 --> 00:28:49,028
‫برو، برو!

422
00:28:52,500 --> 00:28:54,000
‫تیرانداز دوم هم وجود داره.

423
00:28:54,000 --> 00:28:57,000
‫کیسی و دری، یه تیرانداز فعال دیگه داریم.

424
00:28:57,369 --> 00:28:58,670
‫میتونید بهمون ملحق بشید؟

425
00:28:58,771 --> 00:29:00,773
‫صدات رو نمیشنوم.
‫احتمالاً بی سیم ها قطع شدن.

426
00:29:06,245 --> 00:29:07,880
‫تیرانداز کال و بل رو زمین گیر کرده.

427
00:29:07,980 --> 00:29:10,248
‫اون پسره‌ست، باید حرکت کنیم.

428
00:29:10,249 --> 00:29:11,583
‫امنیت همه رو حفظ کن.

429
00:29:11,683 --> 00:29:13,185
‫متوجه شدم.

430
00:29:18,624 --> 00:29:19,859
‫دنبالم کن.

431
00:29:31,603 --> 00:29:33,605
‫من شلیک میکنم، تو حرکت کن.

432
00:29:52,992 --> 00:29:54,260
‫پوششش بده.

433
00:29:56,863 --> 00:29:58,730
‫بریم.

434
00:30:10,076 --> 00:30:12,244
‫هی، داری اون قول رو به برکستون نگه میداری.

435
00:30:12,378 --> 00:30:15,614
‫فقط بریم پلامر رو پیدا کنیم و تمومش کنیم.

436
00:30:29,195 --> 00:30:30,562
‫وایسا.

437
00:30:31,363 --> 00:30:33,365
‫شاید تله گذاری شده باشه.

438
00:30:44,543 --> 00:30:46,946
‫به اون مین های چسبی نیاز دارم.

439
00:30:58,925 --> 00:31:01,961
‫پلامر، اون اسلحه رو بذار زمین!

440
00:31:12,604 --> 00:31:14,473
‫داره جاش رو عوض میکنه.

441
00:31:16,308 --> 00:31:18,344
‫بون، اسلحه‌ت رو بنداز زمین!

442
00:31:19,278 --> 00:31:21,647
‫تفنگ رو بذار زمین.

443
00:31:23,983 --> 00:31:25,451
‫بابا، اونا میخوان تسلیم بشم.

444
00:31:25,500 --> 00:31:27,000
‫سیستم ارتباطی رو مختل کردی، یادته؟

445
00:31:27,000 --> 00:31:28,500
‫نه، روی فرکانس دیگه ای هستیم.

446
00:31:28,500 --> 00:31:30,500
‫تنها دلیلی که جواب نمیده اینه که مُرده.

447
00:31:30,722 --> 00:31:34,326
‫اون مُرده، چون یه پلیس رو کشته.

448
00:31:41,733 --> 00:31:42,968
‫بابا؟

449
00:31:42,969 --> 00:31:44,770
‫اون بی عیب نبود.

450
00:31:44,870 --> 00:31:47,039
‫با این حال دوستش داشتی.

451
00:31:48,707 --> 00:31:51,677
‫وفاداری به خانواده هیچ شرمی نداره.

452
00:31:52,500 --> 00:31:56,000
‫فقط چون تو رو از جهنم گذروند
‫معنیش این نیست که باید شیطان بشی.

453
00:31:58,250 --> 00:32:00,686
‫بذار امروز میراث اون باشه، نه تو.

454
00:32:10,329 --> 00:32:11,730
‫متاسفم.

455
00:32:14,133 --> 00:32:17,536
‫متأسفم.
‫متأسفم، متاسفم.

456
00:32:18,500 --> 00:32:21,500
‫منظورم اینه که هر چی فکر میکنم،
‫هری، نمیتونم درک کنم...

457
00:32:21,640 --> 00:32:25,011
‫چرا بهمون از گذشته‌ت با پلامر نگفتی.

458
00:32:25,844 --> 00:32:27,879
‫خب...

459
00:32:28,000 --> 00:32:30,500
‫اعتراف به اینکه خون برادرهام
‫دست هام رو آلوده کرده...

460
00:32:30,500 --> 00:32:32,200
‫فقط تمرکز رو از تعقیب و گریز منحرف میکرد.

461
00:32:32,200 --> 00:32:34,500
‫منظورت چیه که دست هات
‫به خون آلوده‌ست؟ چرا؟

462
00:32:34,653 --> 00:32:37,456
‫چون ۲۰ سال پیش یارو رو اخراج کردی؟
‫بیخیال.

463
00:32:37,556 --> 00:32:38,690
‫نه.

464
00:32:44,500 --> 00:32:48,000
‫من همون کسی هستم که درخواست
‫اون بچه رو توی آکادمی رد کردم.

465
00:32:49,868 --> 00:32:52,304
‫خب، این اتفاق قبل از اون افتاد
‫که داتن به من ثابت کنه...

466
00:32:52,404 --> 00:32:55,607
‫سیب مسموم همیشه از درخت مسموم نمیفته.

467
00:32:57,500 --> 00:32:59,500
‫منظورم اینه که اگه
‫این اطلاعات رو داشتم، هری...

468
00:32:59,500 --> 00:33:03,500
‫تیم من میتونست خیلی ها رو
‫از خطر دور نگه داره، از جمله تو رو.

469
00:33:04,000 --> 00:33:06,000
‫من به کلانتر نلسون هشدار دادم...

470
00:33:06,500 --> 00:33:10,500
‫ولی اون کوتاه نمیومد، اون هم وقتی داشت
‫از یکی از افراد خودش تقدیر میکرد.

471
00:33:12,224 --> 00:33:14,392
‫مراسم پایان خدمت، اون چیز مقدسیه.

472
00:33:14,393 --> 00:33:18,896
‫دقیقاً مثل اعتماد بین هم تیمی ها، درسته؟

473
00:33:18,897 --> 00:33:20,566
‫درسته.

474
00:33:25,000 --> 00:33:31,000
‫میدونم که نگفتن حقیقتم به تو،
‫تیم رو در خطر انداخت.

475
00:33:36,948 --> 00:33:39,451
‫از این به بعد، شفاف سازی کامل.

476
00:33:53,332 --> 00:33:54,766
‫کار عجیبی کردی...

477
00:33:54,900 --> 00:33:57,669
‫که بون رو متقاعد کردی
‫راه پدرش رو ادامه نده.

478
00:33:57,769 --> 00:34:00,939
‫خب، اون خودش اون انتخاب رو کرد.
‫سرنوشتش رو عوض کرد.

479
00:34:02,074 --> 00:34:03,109
‫اوضاع چطوره؟

480
00:34:03,242 --> 00:34:06,312
‫میدونم امروز احتمالاً برات
‫یادآور خاطرات بدی بود.

481
00:34:06,412 --> 00:34:07,779
‫حالم خوبه.

482
00:34:08,000 --> 00:34:13,500
‫فقط فکر کردم کشته شدن پلیس ها در حین
‫انجام وظیفه ممکنه یاد پدرت رو زنده کنه.

483
00:34:17,289 --> 00:34:20,226
‫آره، صدای نی انبان من رو به گذشته برد.

484
00:34:22,000 --> 00:34:26,500
‫متوقف کردن پلامر ترازو رو متعادل نمیکنه،
‫ولی شروع خوبیه.

485
00:34:26,732 --> 00:34:29,135
‫مایه تأسفه که نزدیک بود
‫بون رو هم با خودش به فنا بده.

486
00:34:30,000 --> 00:34:32,500
‫خدای من، این احتمالاً باعث شده
‫حس بهتری نسبت به تیت داشته باشی.

487
00:34:34,000 --> 00:34:38,000
‫یا اینکه فقط اثبات میکنه چقدر یه پدر
‫میتونه روی پسرش تأثیر منفی بذاره.

488
00:34:42,000 --> 00:34:46,000
‫هی، کایو و دره.
‫فقط میخوام باهاتون حرف بزنم.

489
00:34:52,258 --> 00:34:54,460
‫ببینید، اوم...

490
00:34:54,560 --> 00:34:57,229
‫به خاطر اینکه همه چی رو روشن کنم...

491
00:34:59,331 --> 00:35:01,167
‫اوم، من...

492
00:35:01,500 --> 00:35:07,500
‫سفرم به سالت لیک سیتی در روز گذشته
‫برای دیدن یه متخصص سرطان بود.

493
00:35:11,277 --> 00:35:13,612
‫- سرطان؟
‫- آره، من یه...

494
00:35:13,712 --> 00:35:15,347
‫به نوع نادر از سرطان ریه مبتلا شدم.

495
00:35:15,447 --> 00:35:18,884
‫بهش تومور پانکوست میگن، و...

496
00:35:19,000 --> 00:35:21,000
‫باید چند جلسه‌ پرتو درمانی برم...

497
00:35:21,000 --> 00:35:23,500
‫میدونید، چند جلسه‌ شیمی درمانی
‫طی یکی دو ماه آینده...

498
00:35:23,522 --> 00:35:24,689
‫ولی ببینید، هی، هی، هی.

499
00:35:24,690 --> 00:35:27,525
‫هیچ تأثیری روی کار نمیذاره، باشه؟

500
00:35:27,526 --> 00:35:30,262
‫تا وقتی که، اوم...

501
00:35:30,362 --> 00:35:31,930
‫جراحی کنم.

502
00:35:33,332 --> 00:35:34,766
‫باشه؟
‫وقتی که، تومور کوچیک بشه.

503
00:35:35,000 --> 00:35:40,500
‫باشه؟ و ببینید، تنها چیزی که ازتون میخوام
‫اینه که رفتار خاصی باهام نکنید.

504
00:35:41,707 --> 00:35:43,309
‫فقط کار عادی، رفقا.

505
00:35:43,409 --> 00:35:45,811
‫حواسمون بهت هست، رئیس.

506
00:35:47,513 --> 00:35:49,181
‫خیلی خب.

507
00:35:49,281 --> 00:35:51,783
‫بیاید بریم یه آبجویی بزنیم، مگه نه؟

508
00:35:53,319 --> 00:35:54,686
‫هی.

509
00:35:55,854 --> 00:35:57,356
‫هر چی بخوای، برادر.

510
00:35:57,456 --> 00:35:59,691
‫این مبارزه ایه که باهاش آشنایی دارم.

511
00:36:06,000 --> 00:36:11,500
‫باشه، خب الکل هنوز برات ممنوعه.
‫حتی بعد از روزی که داشتیم.

512
00:36:11,500 --> 00:36:15,000
‫داری فقط از جیب دخترم پول برمیداری، میدونی.

513
00:36:15,274 --> 00:36:17,909
‫تازه متوجه شدم مدی هنوز
‫درباره تشخیصت چیزی نگفته.

514
00:36:18,000 --> 00:36:19,500
‫چون هنوز بهش نگفتم، باشه؟

515
00:36:19,500 --> 00:36:21,500
‫و فهمیدم که رو راست بودن بهترین سیاسته.

516
00:36:21,500 --> 00:36:26,000
‫فقط خوشحالم که همتون رو اونجا داشتم،
‫اگه، پیامدی پیش بیاد.

517
00:36:28,220 --> 00:36:30,456
‫آه، برنامه عوض شد؟

518
00:36:33,000 --> 00:36:34,000
‫آره.

519
00:36:45,371 --> 00:36:48,274
‫فکر میکردم برکستون توی تخت خواب باشه.

520
00:36:48,407 --> 00:36:51,977
‫نمیخواست بخوابه، اصرار کرد دنبالت بیایم.

521
00:36:52,077 --> 00:36:55,980
‫این همه ماجرا برای چند تا خار چوب.

522
00:36:56,000 --> 00:37:01,500
‫در واقع، اون اخبار رو توی خونه دید و وقتی
‫عبارت «پلیس کش» رو شنید، از کوره در رفت.

523
00:37:02,254 --> 00:37:03,889
‫چرا اصلاً اجازه دادی که اون...

524
00:37:03,989 --> 00:37:05,557
‫- اخبار رو ببینه؟ من...
‫- من...

525
00:37:07,959 --> 00:37:10,661
‫مامانی؟
‫حالت خوبه؟

526
00:37:13,098 --> 00:37:15,132
‫هی، عزیزم.

527
00:37:15,133 --> 00:37:16,602
‫معلومه که حالم خوبه.

528
00:37:16,702 --> 00:37:20,406
‫میشه امشب توی اتاق من بخوابید؟

529
00:37:21,740 --> 00:37:24,643
‫عزیزم، یه مهمونی شبانه سه نفره میخوای؟

530
00:37:25,977 --> 00:37:28,514
‫من، تو...

531
00:37:28,614 --> 00:37:29,981
‫و موسی؟

532
00:37:32,150 --> 00:37:33,919
‫حتماً، رفیق.

533
00:37:38,690 --> 00:37:42,661
‫ببین، هیچکدوم‌مون نمیدونیم
‫چطور با این قضیه کنار بیایم.

534
00:37:42,761 --> 00:37:46,097
‫ولی براش بهتره که...

535
00:37:47,165 --> 00:37:49,868
‫راهی برای همکاری با هم پیدا کنیم.

536
00:38:27,373 --> 00:38:30,409
‫وایسا، مطمئنی مدی امشب شیفتشه؟

537
00:38:30,500 --> 00:38:31,500
‫هی.

538
00:38:31,577 --> 00:38:33,379
‫- هی.
‫- اوه.

539
00:38:34,480 --> 00:38:36,615
‫اوه، از صبح دلم پیچ میخوره.

540
00:38:36,715 --> 00:38:38,617
‫- سخت بود، ولی همه چی رو به راهه.
‫- آره.

541
00:38:38,717 --> 00:38:40,452
‫هیچ اتفاقی برامون نمیفته، مدی.

542
00:38:45,123 --> 00:38:48,226
‫فقط خوشحالم که دیگه نباید نگران باشم...

543
00:38:48,360 --> 00:38:49,728
‫برای امشب.

544
00:38:49,828 --> 00:38:51,563
‫امشب نوشیدنی ها مهمون من.

545
00:38:55,567 --> 00:38:58,003
‫بار سنگین این کار روی دوششه.

546
00:38:58,500 --> 00:39:00,500
‫شاید خبر سرطان تو حواسش رو پرت کنه...

547
00:39:00,500 --> 00:39:02,000
‫- یه جوری پوششم رو بده.
‫- بهم گوش کن.

548
00:39:02,000 --> 00:39:05,500
‫اون نیازی نداره این رو هم به تمام چیزهای
‫دیگه ای که داره تحمل میکنه، اضافه کنه رفیق.

549
00:39:05,500 --> 00:39:07,000
‫بیخیال.
‫هی، تو نمیتونی بهش بگی مایلز.

550
00:39:07,212 --> 00:39:10,416
‫مگه تو همونی نبودی که من رو
‫از دیوار کشیدن منع میکردی؟

551
00:39:10,549 --> 00:39:13,419
‫من یه عمره این دختر رو توی زحمت انداختم.

552
00:39:13,519 --> 00:39:16,755
‫میخوای به دوست دخترم دروغ بگم؟
‫به دخترت؟

553
00:39:16,855 --> 00:39:19,458
‫باشه، وقتی موقعیت مناسب تر شد
‫بهش میگم، باشه؟

554
00:39:19,591 --> 00:39:22,794
‫بیخیال رفیق.
‫لطفاً، لطفاً.

555
00:39:24,563 --> 00:39:26,565
‫اگه توی کار پشت میز حوصله‌م سر بره چی؟

556
00:39:27,933 --> 00:39:30,502
‫حواست نباشه و راه حلت لو بره؟

557
00:39:32,037 --> 00:39:34,372
‫پس داری به باج خواهی متوسل میشی؟

558
00:39:35,273 --> 00:39:38,243
‫این؟ این رو دارم برای تو انجام میدم.

559
00:39:41,212 --> 00:39:43,313
‫اگه چیزی از آشپزخونه میخواید بهم بگید.

560
00:39:43,314 --> 00:39:44,949
‫- هی، ممنون.
‫- هوم.

561
00:39:44,950 --> 00:39:48,119
‫و فردا توی خط کار می‌بینمت مایلز.

562
00:39:57,262 --> 00:40:00,198
‫بعد از این همه شرارتی که
‫شنیدم امروز دنبالش بودی...

563
00:40:00,298 --> 00:40:04,069
‫امیدوارم این خونه بیشتر شبیه پناهگاهت باشه.

564
00:40:04,970 --> 00:40:07,405
‫- کار خوبی انجام میدی، تروی.
‫- عمو راست میگفت...

565
00:40:07,506 --> 00:40:10,642
‫زور بازو به کار اومد، با توجه به اینکه
‫چقدر اینجا گندکاری شده بود.

566
00:40:10,742 --> 00:40:13,712
‫داشتم به تروی میگفتم باید
‫یه سرویس نظافت جرم و جنایت راه بندازه.

567
00:40:15,000 --> 00:40:19,500
‫خیلی بیشتر از بتونه چوب و رنگ
‫لازم میشه تا اینجا پاکسازی بشه.

568
00:40:21,286 --> 00:40:24,089
‫خب، ما قراره خونه‌ت رو تمیز کنیم.

569
00:40:25,957 --> 00:40:29,027
‫اینجا رو از انرژی منفی پاک کنیم.

570
00:40:29,928 --> 00:40:32,497
‫این ساختمون رو تطهیر میکنه.

571
00:40:32,498 --> 00:40:35,833
‫همچنین برای آدم های داخلشه.

572
00:40:35,834 --> 00:40:39,137
‫خوبه، ما به یکم شفا نیاز داریم.

573
00:40:43,274 --> 00:40:45,043
‫بمون و یاد بگیر.

574
00:40:54,000 --> 00:40:58,000
‫مطمئن نیستم آدم کافی ای توی
‫مونتانا باشه تا انرژی اینجا رو عوض کنه.

575
00:40:58,223 --> 00:41:02,093
‫خب، تو خیلی تلاش کردی تا بعد از
‫رفتن مونیکا اون رو تغییر بدی.

576
00:41:02,894 --> 00:41:04,796
‫بازم میشه تغییرش داد.

577
00:41:05,597 --> 00:41:08,065
‫ولی رنگ و خاک اره ممکنه دردسرساز بشن.

578
00:41:08,066 --> 00:41:11,503
‫تیت همیشه توی بروکن راک استقبال میشه
‫اگه آرامش بخواد.

579
00:41:12,303 --> 00:41:15,740
‫خب، من باید مراقبش باشم...

580
00:41:15,741 --> 00:41:18,109
‫مطمئن بشم بفهمه چجور مردی میخواد بشه.

581
00:41:18,209 --> 00:41:22,147
‫خب، قدم های تو به نظر
‫ارزش دنبال کردن رو دارن.

582
00:41:24,082 --> 00:41:27,719
‫نه، هیچ مردی از خانواده داتن
‫نباید مثل پدرش بشه.

583
00:41:29,154 --> 00:41:30,856
‫من پدرت رو میشناختم.

584
00:41:31,790 --> 00:41:33,358
‫تو اون نیستی، کیسی.

585
00:41:34,159 --> 00:41:36,494
‫نگرانی هات برای تیت اثبات همینه.

586
00:41:39,500 --> 00:41:44,500
‫دنبال این تضمین هستی که
‫تیت سالم و سلامت فرار کنه...

587
00:41:44,500 --> 00:41:48,000
‫از تمام اون مرگ و ویرانی که توش نقش داشته.

588
00:41:48,000 --> 00:41:50,000
‫هیچکس نمیتونه این رو بهت بده.

589
00:41:50,000 --> 00:41:55,500
‫تنها کاری که میتونی بکنی اینه که به مسیری
‫که فکر میکنی براش بهترینه راهنماییش کنی.

590
00:42:00,000 --> 00:42:10,000
‫<font color="#96dcd2"><i><b><font color="#96ffee">⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡</font></b></i></font>

