1
00:01:00,000 --> 00:01:10,000
‫<font color="#96dcd2"><i><b><font color="#96ffee">⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡</font></b></i></font>

2
00:01:22,000 --> 00:01:26,000
<font color="#ff9632"><i><b>‫[ مارشال ها ]
‫[ فصل دوم : قسمت سوم ]</b></i></font>

3
00:01:29,000 --> 00:01:30,500
‫لعنتی، کایو.

4
00:01:31,500 --> 00:01:37,000
‫چند دوز دیگه از این، و شاید لازم نبود
‫فردا شب رو با تزریق سم بگذرونم.

5
00:01:37,265 --> 00:01:39,933
‫آره، اولین جلسه شیمی درمانی خیلی سخته.

6
00:01:41,500 --> 00:01:43,000
‫بذار همراهت بیام.

7
00:01:44,000 --> 00:01:46,000
‫من هفته بدی رو پشت سر گذاشتم.

8
00:01:46,000 --> 00:01:49,000
‫بیخیال، میتونم از پس نشستن
‫روی صندلی به تنهایی بر بیام.

9
00:01:49,500 --> 00:01:53,500
‫اونقدر اونجاها با مونیکا وقت گذروندم
‫که میدونم چقدر میتونن روح فرسا باشن.

10
00:01:53,500 --> 00:01:56,000
‫هی رفیق، گوش کن.
‫پیشنهادت رو تحسین میکنم، باشه؟

11
00:01:56,317 --> 00:01:59,119
‫ولی اولویتت باید مسائل خونه باشه.

12
00:01:59,220 --> 00:02:01,322
‫اوضاع چطور پیش رفته؟

13
00:02:01,500 --> 00:02:05,500
‫چند تا سوراخ دیگه برای وصله کردن،
‫یه آبگرمکن سوراخ سوراخ.

14
00:02:05,959 --> 00:02:07,595
‫آره، منظورم تیت بود.

15
00:02:07,661 --> 00:02:09,863
‫آره، میدونم.

16
00:02:09,963 --> 00:02:12,700
‫آسیب کلبه راحت تر ارزیابی میشه.

17
00:02:12,800 --> 00:02:16,504
‫خب، مثل هر مشکلی برنامه رو بچین،
‫طبق برنامه انجامش بده.

18
00:02:35,489 --> 00:02:37,491
‫نمیدونستم به تیراندازی علاقه داره.

19
00:02:37,625 --> 00:02:38,992
‫نداره.

20
00:02:39,000 --> 00:02:41,000
‫به اون هدفی که داره شلیک میکنه بگو، رفیق.

21
00:02:41,000 --> 00:02:42,000
‫نگاهش کن.

22
00:02:42,162 --> 00:02:44,164
‫بعضی از حرکت های تو رو داره، مرد.

23
00:02:44,298 --> 00:02:46,099
‫از همین میترسم.

24
00:02:48,001 --> 00:02:50,771
‫هی، من یه دور دیگه میزنم باشه؟

25
00:02:50,838 --> 00:02:52,773
‫میدونی، قدرت شفابخش طبیعت و این حرف ها.

26
00:03:03,183 --> 00:03:06,186
‫هی، داری چیکار میکنی؟

27
00:03:06,320 --> 00:03:08,021
‫تمرکز روی مگسک جلو.

28
00:03:08,121 --> 00:03:10,724
‫باید دست از گوش دادن
‫به پادکست های نیروی دریایی برداری.

29
00:03:12,500 --> 00:03:16,000
‫یه بار بهم گفتی من تنها کسی هستم
‫که میتونم از خودم محافظت کنم، پس...

30
00:03:16,000 --> 00:03:18,500
‫پس داری توی سرکارگر بافنده تیر خالی میکنی؟

31
00:03:18,500 --> 00:03:19,700
‫برای همین به اینجا اومدی؟

32
00:03:19,867 --> 00:03:21,469
‫هی، رفیق.

33
00:03:21,500 --> 00:03:28,000
‫ببین، هر اتفاقی که برات افتاده،
‫اگه احساس ترس یا عصبانیت میکنی...

34
00:03:28,108 --> 00:03:30,210
‫هر چی شده همونجا میمونه.

35
00:03:35,649 --> 00:03:37,084
‫یالا.

36
00:03:55,500 --> 00:03:59,500
‫بهترین بازجویی کننده ای که میشناسم
‫نمیتونست از صاحبخونه‌ش تخفیف بگیره؟

37
00:04:00,500 --> 00:04:03,500
‫خب، جایی که توش بودم موقتیه.

38
00:04:03,500 --> 00:04:05,100
‫حالا که قراره مدت طولانی اینجا باشم...

39
00:04:05,100 --> 00:04:07,000
‫زندگی کردن توی اداره فایده نداره.

40
00:04:09,000 --> 00:04:12,500
‫- منظورت چیه؟
‫- اولین نفری که میاد، آخرین نفری که میره.

41
00:04:12,920 --> 00:04:16,189
‫وقتی ترجیح میدی سر کار باشی
‫تا اینکه به خونه بری...

42
00:04:16,500 --> 00:04:18,000
‫یه چیزی باید تغییر کنه.

43
00:04:18,500 --> 00:04:25,000
‫حرفش شد، یکی از کامپیوترها روی
‫پایگاه داده پلیس نیویورک باز مونده بود.

44
00:04:26,099 --> 00:04:27,668
‫چند تا پرونده قدیمی.

45
00:04:27,768 --> 00:04:30,838
‫آره، داشتم در مورد قتل پدرم تحقیق میکردم.

46
00:04:31,000 --> 00:04:35,000
‫اینکه هفته پیش پلیس ها کشته شدن
‫مطمئناً اوضاع رو به هم ریخته...

47
00:04:35,000 --> 00:04:40,000
‫ولی استفاده از امکانات مارشال ها
‫برای یه کار شخصی...

48
00:04:40,000 --> 00:04:41,600
‫- میتونه برات دردسر بشه.
‫- آره...

49
00:04:41,600 --> 00:04:43,600
‫- فقط دارم وقتم رو پر میکنم.
‫- خب، لعنتی...

50
00:04:43,751 --> 00:04:48,456
‫چرا تمام اون انرژی رو برای
‫کار دیگه ای استفاده نمیکنی، میدونی؟

51
00:04:48,556 --> 00:04:49,957
‫کال الان به ما نیاز داره.

52
00:04:50,057 --> 00:04:51,558
‫بنده خدا کلی مشغله داره.

53
00:04:51,625 --> 00:04:56,163
‫از بحث خارج نشیم، «انبار مجلل توی زیرزمین».

54
00:04:56,930 --> 00:04:59,633
‫بریم بررسیش کنیم.

55
00:05:16,850 --> 00:05:18,519
‫چی شده؟

56
00:05:19,553 --> 00:05:23,290
‫فقط از اینجا خوشم نمیاد، میتونیم بریم.

57
00:05:28,000 --> 00:05:31,500
‫بروکن راک تحت تهاجم نظامیه،
‫و گذاشتی این اتفاق بیفته، رئیس.

58
00:05:31,832 --> 00:05:33,200
‫اوهوم.

59
00:05:33,300 --> 00:05:36,000
‫تهاجم نظامی؟
‫آزمایش پهپادهای نیروی هوایی...

60
00:05:36,000 --> 00:05:39,500
‫روی زمینیه که ۲۰۰ ساله‌ به عنوان خاک ما
‫به رسمیت شناخته نشده، آقای وایتبر.

61
00:05:39,500 --> 00:05:42,000
‫اون ابزارهای جنگی که با سر و صدا
‫روی آسمون ما پرواز میکنن...

62
00:05:42,000 --> 00:05:44,500
‫دام ها رو رم دادن،
‫و باعث صدمه و حتی تلفاتشون شدن.

63
00:05:44,500 --> 00:05:46,500
‫تکنولوژی ای که دارن مستقر میکنن
‫باعث قطعی برق شده.

64
00:05:46,500 --> 00:05:48,500
‫دولت مدت هاست که از آزمایش های نظامی...

65
00:05:48,500 --> 00:05:51,300
‫به عنوان ابزاری برای بیرون روندن مردم ما
‫از سرزمین هامون استفاده کرده.

66
00:05:51,300 --> 00:05:52,500
‫دست های من بسته‌ست.

67
00:05:52,500 --> 00:05:54,000
‫این آزمایش ها خارج از مرز ماست.

68
00:05:54,000 --> 00:05:55,500
‫درست مثل معدن خاک های کمیاب...

69
00:05:55,500 --> 00:05:58,100
‫ولی وقتی پای پس زدن شغل های بالقوه
‫و درآمد برای مردم وسط اومد...

70
00:05:58,100 --> 00:06:00,000
‫دست هات تبدیل به سلاح شد.

71
00:06:00,000 --> 00:06:02,000
‫و حالا فدرال ها دارن
‫به خاطرش ما رو تنبیه میکنن.

72
00:06:02,200 --> 00:06:04,500
‫میدونستیم محافظت از
‫آب هامون هزینه ای داره.

73
00:06:04,598 --> 00:06:06,967
‫بحران مسکن، فقر، بیکاری.

74
00:06:07,034 --> 00:06:09,369
‫همون داستان همیشگی تحت رهبری شما، رئیس.

75
00:06:09,500 --> 00:06:13,000
‫بروکن راک برای احیای دوباره‌ش
‫به یه محرک اقتصادی قابل قبول نیاز داره.

76
00:06:14,675 --> 00:06:17,878
‫آه، میفهمم.

77
00:06:17,978 --> 00:06:21,549
‫اینا همش مقدمه ای برای
‫طرح مسخره شماست...

78
00:06:21,649 --> 00:06:24,251
‫طرحی که این شورا تا حالا پنج بار ردش کرده.

79
00:06:24,500 --> 00:06:28,500
‫تعاونی مزارع ماریجوانا شغل ایجاد میکنه،
‫کشاورزی یاد میده، منبع درآمد میاره...

80
00:06:28,500 --> 00:06:31,500
‫که وابسته به دولتی نیست که همین الان
‫داره خونه هامون رو بمباران میکنه.

81
00:06:31,500 --> 00:06:33,000
‫ماریجوانای تفریحی قانونیه.

82
00:06:33,427 --> 00:06:35,596
‫باید سهم‌مون رو از بازار برداریم.

83
00:06:36,630 --> 00:06:41,234
‫معاون، قانونی یا غیرقانونی،
‫مشکلاتی به بار میاره که بهشون نیازی نداریم.

84
00:06:42,269 --> 00:06:43,437
‫ختم جلسه.

85
00:06:46,840 --> 00:06:49,076
‫مردم بیرون دیگه بهت اعتماد ندارن، رئیس.

86
00:06:50,511 --> 00:06:52,312
‫میتونم توی جمع خودمون برگردونمشون.

87
00:06:53,313 --> 00:06:54,915
‫از وقتی که گذاشتی ممنونم.

88
00:07:02,000 --> 00:07:04,500
‫وقتی کسی مجبور نیست
‫مسئولیت تصمیمش رو به عهده بگیره...

89
00:07:04,500 --> 00:07:06,000
‫همه پاسخ درست رو میدونن.

90
00:07:06,000 --> 00:07:08,000
‫پیدا کردن پاسخ های درست
‫توی منطقه خیلی سخته.

91
00:07:15,000 --> 00:07:16,500
‫اونجا رو نگاه کن.

92
00:07:35,000 --> 00:07:36,000
‫سلام.

93
00:07:36,256 --> 00:07:38,826
‫ببخشید که دیشب هم نتونستم به بولت بیام.

94
00:07:38,959 --> 00:07:42,730
‫- سلام، برکستون بهتر شده؟
‫- یکم، آره.

95
00:07:42,796 --> 00:07:44,498
‫این خوبه، مگه نه؟

96
00:07:44,500 --> 00:07:46,500
‫ببین، هر چقدر هم که بخوام
‫از دست جرد خلاص بشم...

97
00:07:46,500 --> 00:07:49,500
‫پسرمون به هر دوی ما نیاز داره.

98
00:07:49,500 --> 00:07:54,500
‫هی، خدا میدونه مدی هم توی خونه
‫به همچین ثباتی نیاز داشت، میفهمم.

99
00:07:54,500 --> 00:07:58,000
‫ماچا مقادیر زیادی ای جی سی جی داره.

100
00:07:58,000 --> 00:08:01,000
‫قراره به کند شدن رشد تومور کمک کنه.

101
00:08:03,000 --> 00:08:04,000
‫ممنونم.

102
00:08:05,000 --> 00:08:06,000
‫صبح همگی بخیر.

103
00:08:06,000 --> 00:08:08,500
‫هی، در مورد این سقوط پهپاد
‫توی بروکن راک شنیدی؟

104
00:08:08,500 --> 00:08:10,000
‫این ویدیو دست به دست میشه.

105
00:08:10,000 --> 00:08:12,826
‫مردی ۷۰ سال هر روز توی
‫اون خونه از خواب بیدار میشد.

106
00:08:13,000 --> 00:08:16,500
‫- هیچ شانس و عذر و بهونه ای نداشت.
‫- یه پهپاد باعث این حجم از ویرانی شده؟

107
00:08:16,500 --> 00:08:19,000
‫با استاندارد نظامی،
‫به یه مخزن پروپان برخورد کرد.

108
00:08:19,000 --> 00:08:20,000
‫میشناختیش؟

109
00:08:20,000 --> 00:08:21,600
‫برای نصف اهالی منطقه مثل عمو چارلی بود.

110
00:08:21,600 --> 00:08:24,000
‫صدای فریادش بلندترین تشویق
‫تمام مسابقات فوتبال دبیرستانم بود.

111
00:08:24,000 --> 00:08:27,000
‫ولی ارتش چرا باید یکی از اونا رو
‫بالای سر بروکن راک پرواز بده؟

112
00:08:27,174 --> 00:08:30,277
‫آزمایش های هسته ای،
‫معدن کاوی اورانیوم، سلاح های بیولوژیک.

113
00:08:30,300 --> 00:08:33,500
‫ارتش آمریکا مدت هاست از زمین های قبیله ای
‫به عنوان سایت های آزمایش استفاده میکنه.

114
00:08:33,500 --> 00:08:37,000
‫جنگ پهپادی قدم بعدی تکامل نبرده،
‫پس آزمایش یه شر ضروری میشه.

115
00:08:38,000 --> 00:08:41,000
‫ضروری برای ترور کردن کل یه جامعه؟

116
00:08:41,100 --> 00:08:42,800
‫لطفاً بگو طرف یه فراری تحت تعقیبه.

117
00:08:42,800 --> 00:08:45,000
‫به یکم سرگرمی برای فاصله گرفتن
‫از این اوضاع نیاز دارم.

118
00:08:45,000 --> 00:08:46,000
‫خب، این گیفورده و...

119
00:08:46,000 --> 00:08:48,500
‫به نظر میرسه سقوط اون پهپاد
‫حالا دیگه مشکل مارشال هاست.

120
00:08:48,762 --> 00:08:52,199
‫متأسفم، مایلز.
‫هی، میشه لطفاً کیسی رو تلفنی پیدا کنی؟

121
00:08:57,500 --> 00:09:00,500
‫میشه دوباره برام توضیح بدی چرا
‫گیفورد میخواد من وارد این ماجرا بشم؟

122
00:09:00,500 --> 00:09:05,000
‫اون فکر میکنه ارتباطت با بروکن راک و ارتش،
‫تو رو به عنوان رابط مناسب میکنه.

123
00:09:05,500 --> 00:09:07,500
‫این هم عنوانی بود که
‫تا حالا بهم نچسبونده بودن.

124
00:09:07,500 --> 00:09:11,500
‫تلاش کردم بهش بگم نیروهای سیل
‫و آدم های سوسول به هم نمیخورن، پس...

125
00:09:11,518 --> 00:09:12,986
‫فکر کنم رسیدن.

126
00:09:13,053 --> 00:09:14,655
‫هی، سرهنگ بروکس.

127
00:09:14,722 --> 00:09:17,691
‫معاون کلانتر کالوین.
‫این معاون کلانتر داتنه.

128
00:09:17,758 --> 00:09:19,392
‫ممنون که با وجود فرصت کم پذیرای ما شدید.

129
00:09:19,500 --> 00:09:23,000
‫این گوین اشره، مدیر عامل هورس ایویانکس.

130
00:09:23,000 --> 00:09:25,300
‫هورس داره نسل بعدی
‫دفاعی رو توسعه میده...

131
00:09:25,365 --> 00:09:27,167
‫یعنی پهپادهای نظارتی رو، اینجا برای ما.

132
00:09:27,935 --> 00:09:30,337
‫شما واقعاً توی این زمینه پیشتاز هستید، هان؟

133
00:09:30,403 --> 00:09:34,274
‫اگه یه روز گاوم گم بشه، میدونم کجا بیام.

134
00:09:35,843 --> 00:09:38,846
‫مارشال ایالات متحده، گیفورد،
‫بهم اطمینان داد که این یه تیم نخبه‌ست...

135
00:09:39,000 --> 00:09:40,700
‫که توسط دو مأمور سابق
‫نیروی سیل رهبری میشه.

136
00:09:40,700 --> 00:09:41,700
‫اوه، خیلی خب.

137
00:09:42,000 --> 00:09:43,800
‫خب، فکر کنم شاید ما هم توی یه تیم هستیم.

138
00:09:43,800 --> 00:09:46,800
‫جنگیدن یکم با بخشی از
‫ماشین جنگی بودن فرق داره.

139
00:09:46,800 --> 00:09:48,000
‫تازه، ما حالا مارشال هستیم.

140
00:09:48,000 --> 00:09:51,000
‫یکم نامشخصه که چطور میتونیم
‫توی مشکل پهپادتون بهتون کمک کنیم.

141
00:09:51,290 --> 00:09:54,227
‫مهم نیست، فقط میلیون ها دلار تحقیق
‫و توسعه توی یه لحظه به باد رفت، همین!

142
00:09:54,500 --> 00:09:57,000
‫مطمئنم اون پیرمردی که کشته شد
‫از خسارت شما ناراحته.

143
00:09:57,000 --> 00:09:58,500
‫خب، اون مرد به این دلیل کشته شد که...

144
00:09:58,500 --> 00:10:01,000
‫یه گروه از تروریست های داخلی
‫منطقه خودش، اون رو سرنگون کردن.

145
00:10:01,201 --> 00:10:02,936
‫اوه، جدی؟
‫مدرکی دارید؟

146
00:10:03,036 --> 00:10:04,371
‫آره.

147
00:10:04,500 --> 00:10:06,000
‫پر از تمام اثبات هایی که نیاز دارید.

148
00:10:06,000 --> 00:10:09,500
‫همین سه نفر از قبیله، یک هفته پیش
‫به یکی از پهپادهای ما شلیک کردن.

149
00:10:09,500 --> 00:10:12,000
‫اون ویدیو اونجا هست،
‫همراه با مدارکی از اونا در حال...

150
00:10:12,000 --> 00:10:15,500
‫آزار کارمندهام و تلاش برای
‫ورود غیرمجاز به مرکز آزمایش ما.

151
00:10:15,500 --> 00:10:18,000
‫ویدیو برای صدور حکم توسط قاضی کافی بود...

152
00:10:18,000 --> 00:10:20,000
‫ولی ارتش نمیتونه شهروندهای
‫خودمون رو دستگیر کنه.

153
00:10:20,500 --> 00:10:23,500
‫عملیات مارشال های ایالات متحده
‫توی بروکن راک وضعیت حساسیه.

154
00:10:24,000 --> 00:10:27,000
‫به ما گفتن که یگان شما
‫رابطه ویژه ای با این منطقه داره.

155
00:10:27,160 --> 00:10:29,830
‫این رابطه بر اساس انجام
‫کارهای کثیف ارتش ساخته نشده.

156
00:10:30,500 --> 00:10:32,000
‫کلی پول در خطره...

157
00:10:32,000 --> 00:10:34,000
‫علاوه بر این، مسئله امنیت ملی هم در میونه.

158
00:10:34,034 --> 00:10:36,303
‫به نظرم شاید اینا از پس این کار بر نمیان.

159
00:10:37,437 --> 00:10:40,540
‫معاون کالوین، میتونی این رو مدیریت کنی؟

160
00:10:40,640 --> 00:10:43,176
‫ما دستورش رو متوجه شدیم،
‫و راهی برای اجرای اون پیدا میکنیم...

161
00:10:43,310 --> 00:10:45,412
‫بدون اینکه تخریب بیشتری به بار بیاریم.

162
00:10:57,000 --> 00:10:59,000
‫هی بچه ها، چی دستگیرتون شد؟

163
00:10:59,000 --> 00:11:00,700
‫مارشال ها توی منطقه بومی ها دستبند میزنن؟

164
00:11:00,700 --> 00:11:02,700
‫تاریخ داره تکرار میشه، تاریخ بد.

165
00:11:03,000 --> 00:11:05,000
‫آره خب، ما داریم تلاش میکنیم
‫از اون جلوگیری کنیم.

166
00:11:05,000 --> 00:11:08,000
‫به خاطر همینه که همین الان کیسی رو
‫فرستادم با رین واتر صحبت کنه.

167
00:11:08,000 --> 00:11:09,500
‫خیلی خب، پرونده مظنون ها.

168
00:11:09,500 --> 00:11:14,500
‫برادرهای متیو و کودا نش رو داریم
‫به همراه هم خونه‌شون، جیکوب گرین.

169
00:11:14,500 --> 00:11:18,500
‫همگی توی دهه بیست زندگیشون،
‫و به شدت برای حقوق بومی ها فعال هستن...

170
00:11:18,500 --> 00:11:22,000
‫و خیلی صریح
‫با آزمایش های نظامی مخالفت میکنن.

171
00:11:22,000 --> 00:11:25,000
‫خانواده های نش و گرین هر دوشون
‫شجره نامه بزرگی توی بروکن راک دارن.

172
00:11:25,000 --> 00:11:28,200
‫اگه بهشون حمله کنیم،
‫کلی شاخ و برگ به سمتمون کشیده میشه.

173
00:11:28,200 --> 00:11:31,000
‫آره، ولی همه سابقه دارن.
‫منظورم تجمع غیرقانونیه...

174
00:11:31,124 --> 00:11:34,127
‫تجاوز به ملک فدرال، اخلال در نظم عمومی...

175
00:11:34,227 --> 00:11:36,964
‫همه اتهامات واهی برای ساکت کردن معترض ها.

176
00:11:37,030 --> 00:11:38,932
‫واقعاً مشکلی نداریم که مزدور ارتش بشیم؟

177
00:11:39,000 --> 00:11:42,500
‫بچه ها موافقم، ولی این یارو اشر،
‫خط مستقیم به کاخ سفید داره...

178
00:11:42,500 --> 00:11:44,500
‫پس اگه گند بزنیم باید تاوان سنگینی پس بدیم.

179
00:11:44,500 --> 00:11:48,000
‫به علاوه، این بچه های بروکن راک،
‫چندان هم بی گناه نیستن، مایلز.

180
00:11:48,500 --> 00:11:51,500
‫پنج تا مارشال لازم نیست تا سه تا
‫معترض صلح طلب رو دستگیر کنن.

181
00:11:51,611 --> 00:11:53,446
‫من به کار پشت ميز برمیگردم.

182
00:11:55,500 --> 00:11:59,500
‫آره، پس بدون زره سنگین
‫و اسلحه بلند میریم، درسته؟

183
00:11:59,920 --> 00:12:02,422
‫دقیقاً مثل وقتی که
‫احضاریه ابلاغ میکنیم، باشه؟

184
00:12:03,000 --> 00:12:05,500
‫هی، میدونم کلی کار سرت ریخته.

185
00:12:05,500 --> 00:12:08,000
‫فقط گفتم شاید کاری
‫از دست من برای کمک بر بیاد.

186
00:12:08,000 --> 00:12:10,200
‫لطفاً، تو یکی دیگه نه.
‫بین کیسی و بل...

187
00:12:10,200 --> 00:12:12,400
‫به اندازه کافی به این لوس بازی های
‫بی مورد رسیدگی شده.

188
00:12:12,565 --> 00:12:14,334
‫میخوای کمکم کنی؟

189
00:12:14,434 --> 00:12:17,037
‫معاون مارشال کیتل رو با خودت همراه کن.
‫این کاریه که میتونی بکنی.

190
00:12:26,000 --> 00:12:29,500
‫میدونی که بخشی از کار حاضر شدنه،
‫حتی وقتی حوصله‌ش رو نداری.

191
00:12:31,885 --> 00:12:34,121
‫بالاخره حس میکنم دارم
‫توی بروکن راک جا میفتم.

192
00:12:34,254 --> 00:12:37,324
‫اگه توی این یکی همکاری کنم،
‫همه چی خراب میشه.

193
00:12:39,559 --> 00:12:42,129
‫وقتی بچه بودم، چند نفر توی ساختمونمون...

194
00:12:42,229 --> 00:12:45,098
‫به ناحق توسط چند تا پلیس
‫فاسد خیابونی دستگیر شدن.

195
00:12:45,198 --> 00:12:48,368
‫کل محله جمع شدن، نزدیک بود شورش بشه.

196
00:12:49,702 --> 00:12:50,838
‫چطور آروم شد؟

197
00:12:50,938 --> 00:12:52,439
‫پدرم.

198
00:12:52,500 --> 00:12:58,000
‫اون پل ارتباطی بین همسایه ها و پلیس بود،
‫و نذاشت یه اتفاق بد به فاجعه تبدیل بشه.

199
00:13:17,500 --> 00:13:19,500
‫تریلری که این بچه ها توش
‫زندگی میکنن همینجاست...

200
00:13:19,500 --> 00:13:22,000
‫زیاد دور از جایی نیست که
‫پهپاد عمو چارلی رو کشت.

201
00:13:22,000 --> 00:13:24,000
‫مونیکا این طرف ها توی
‫مناطق پایین دست فامیل داشت.

202
00:13:24,000 --> 00:13:26,000
‫آدم های خوب، بد شانس.

203
00:13:26,300 --> 00:13:28,000
‫خب اونا مجرم خشن نیستن، پس...

204
00:13:28,000 --> 00:13:31,500
‫فقط میخوایم کار رو سریع و آروم انجام بدیم،
‫تا لونه زنبور رو تحریک نکنیم.

205
00:13:33,113 --> 00:13:36,149
‫دیگه کار از کار گذشته.

206
00:13:40,620 --> 00:13:41,788
‫بهشون خبر دادی؟

207
00:13:41,889 --> 00:13:44,091
‫فکر میکنی دلم میخواد بقیه بدونن اینجا هستم؟

208
00:13:44,992 --> 00:13:48,461
‫ما اومدیم حکم اجرا کنیم.
‫کاری که باید رو انجام میدیم.

209
00:13:49,496 --> 00:13:53,165
‫داست کلاد، فکر میکردم دهنت
‫برای کنگره اونقدر خوب کار میکنه...

210
00:13:53,300 --> 00:13:55,635
‫که بتونی عقل رو به همکارهات بفهمونی.

211
00:13:55,702 --> 00:13:57,270
‫هیچکس از این وضع خوشحال نیست، شین.

212
00:13:57,500 --> 00:13:59,700
‫ما میریم تا یه حکم رو
‫توی اون آدرس اجرا کنیم.

213
00:13:59,700 --> 00:14:02,200
‫کار رو تموم میکنیم
‫و بعد از سر و راه شما کنار میریم.

214
00:14:02,200 --> 00:14:04,800
‫اگه ساکنی از بروکن راک رو بازداشت کنید،
‫منم شما رو بازداشت میکنم.

215
00:14:04,800 --> 00:14:05,900
‫ما مأمور فدرال هستیم.

216
00:14:05,900 --> 00:14:07,500
‫با اجازه رئیس شورا اینجا هستیم.

217
00:14:07,500 --> 00:14:09,200
‫خب، رئیس از طرف همه ما حرف نمیزنه.

218
00:14:09,200 --> 00:14:11,200
‫میدونم داری کاری رو میکنی
‫که فکر میکنی درسته، جو...

219
00:14:11,200 --> 00:14:13,300
‫ولی اگه دخالت کنی،
‫فدرال ها فشار رو بیشتر میکنن...

220
00:14:13,300 --> 00:14:14,900
‫و دردسر بیشتری برای منطقه درست میکنن.

221
00:14:19,159 --> 00:14:20,327
‫ببخشید.

222
00:14:24,000 --> 00:14:28,500
‫کیسی و مایلز، چرا همینجا نمیمونید
‫و از پشت مراقبمون باشید، خب؟

223
00:14:36,500 --> 00:14:38,000
‫مأمورهای فدرال.

224
00:14:38,500 --> 00:14:40,500
‫حکم داریم، وارد میشیم.

225
00:14:53,826 --> 00:14:55,428
‫کاملاً شبیه کارهای رئیسه.

226
00:14:55,528 --> 00:14:57,197
‫خیلی دیر و خیلی کم.

227
00:14:57,264 --> 00:15:01,468
‫برای عکس تبلیغاتی با سه نفر
‫از بروکن راک به اینجا اومدی؟

228
00:15:01,500 --> 00:15:04,500
‫از همین الان داری با اسم یه قهرمان محلی
‫ازشون سوءاستفاده میکنی؟

229
00:15:04,500 --> 00:15:08,500
‫شک داشتم این تجمع بیشتر
‫به نفع من باشه تا مأمورهای فدرال.

230
00:15:08,675 --> 00:15:10,043
‫ممنون که این رو تأیید کردی.

231
00:15:10,143 --> 00:15:11,744
‫اومدی به فدرال ها خوش آمد بگی، رئیس؟

232
00:15:11,844 --> 00:15:15,015
‫- وقت بازنشستگیته، رین واتر.
‫- تو طرفدار کی هستی؟

233
00:15:15,082 --> 00:15:16,883
‫هی، کایو.

234
00:15:19,000 --> 00:15:20,000
‫هیچکس اونجا نیست.

235
00:15:20,000 --> 00:15:22,000
‫شاید تمام اهالی شهر دارن
‫به مخفی شدنشون کمک میکنن.

236
00:15:22,000 --> 00:15:24,500
‫آره، میدونم فکر میکنی
‫این بچه ها بی گناه هستن، مایلز...

237
00:15:24,500 --> 00:15:28,500
‫- ولی چرا فرار کردن؟
‫- شاید قرن ها اذیت ظالمانه دنبالشون باشه.

238
00:15:28,500 --> 00:15:30,000
‫بیخیال، این رو آماده توی چنته داشتی.

239
00:15:30,000 --> 00:15:32,500
‫واقعاً قراره منطقه رو زیر و رو کنیم
‫تا اینا رو پیدا کنیم؟

240
00:15:32,599 --> 00:15:33,967
‫نه، به پایگاه برمیگردیم.

241
00:15:34,101 --> 00:15:37,137
‫میذاریم بخش فنی
‫این لپ تاپ خراب رو بررسی کنه.

242
00:15:38,938 --> 00:15:40,974
‫رئیس باهاتون حرف داره.

243
00:15:46,500 --> 00:15:48,000
‫مدام یه بوفالو می‌بینم.

244
00:15:48,000 --> 00:15:50,200
‫الان فصلشون نیست که توی دره باشن.

245
00:15:50,200 --> 00:15:52,200
‫میدونم، و فقط هم یکیه.

246
00:15:52,452 --> 00:15:54,021
‫داره تعقیبت میکنه؟

247
00:15:55,488 --> 00:15:57,224
‫مطمئن نیستم اصلاً واقعی باشه.

248
00:15:58,025 --> 00:16:00,793
‫بوفالو نماد خودگذشتگیه...

249
00:16:00,893 --> 00:16:04,664
‫ولی تو همه چیزت رو از دست دادی، به جز تیت.

250
00:16:06,633 --> 00:16:09,836
‫بوفالو ممکنه اینجا باشه تا وادارت کنه
‫با شرمندگیت روبرو بشی.

251
00:16:09,969 --> 00:16:11,871
‫ترغیبت کنه دست به کار بشی.

252
00:16:13,840 --> 00:16:15,742
‫این لارنس گرینه.

253
00:16:15,842 --> 00:16:18,578
‫پسرش جیکوب یکی از جوون هاییه
‫که دنبالشون بودی.

254
00:16:18,645 --> 00:16:20,480
‫پسرم، اون بچه خوبیه.

255
00:16:20,580 --> 00:16:23,683
‫محافظت از زمینمون یکی از معدود
‫فرصت هایی بود که اون داشت...

256
00:16:23,783 --> 00:16:25,718
‫تا احساس کنه تأثیرگذار باشه.

257
00:16:26,500 --> 00:16:27,600
‫چه کاری از دست ما ساخته‌ست؟

258
00:16:27,600 --> 00:16:29,200
‫این کاریه که لارنس میتونه براتون بکنه.

259
00:16:29,200 --> 00:16:30,500
‫چیزی هست که باید بشنوید.

260
00:16:30,657 --> 00:16:32,259
‫چند روزیه از جیکوب خبری نشده.

261
00:16:32,359 --> 00:16:35,162
‫شماره ای رو که چند ساعت پیش
‫به من زنگ زد نمیشناختم.

262
00:16:35,295 --> 00:16:36,929
‫اون این رو جا گذاشته.

263
00:16:37,000 --> 00:16:38,700
‫بابا، به کمک احتیاج دارم.
‫نمیخوام فرار کنم.

264
00:16:38,700 --> 00:16:40,700
‫- نمیدونم چیکار کنم.
‫- هی، داری چیکار میکنی؟

265
00:16:40,767 --> 00:16:43,036
‫داری با کی حرف میزنی؟
‫دیوونه شدی؟

266
00:16:43,170 --> 00:16:44,337
‫اونا برادرهای نش هستن؟

267
00:16:44,500 --> 00:16:45,900
‫به نظر میرسه از جیکوب عصبانی هستن.

268
00:16:45,900 --> 00:16:47,900
‫از این فکر که چند نفر
‫به پسرم حمله کنن خوشم نمیاد.

269
00:16:47,900 --> 00:16:48,900
‫خب، چرا پیش ما اومدی؟

270
00:16:48,900 --> 00:16:50,900
‫این پهپاد فقط اوضاع رو متشنج تر کرده.

271
00:16:50,900 --> 00:16:52,800
‫به همین دلیله که برخی از
‫افسرهای قبیله ای من...

272
00:16:52,800 --> 00:16:55,000
‫ترجیح میدن به جای کمک،
‫توی تحقیقات شما سنگ اندازی کنن.

273
00:16:55,000 --> 00:16:59,500
‫ترس من اینه که اگه این کار رو بکنن،
‫این باد مخالف به یه گردباد تبدیل بشه.

274
00:16:59,619 --> 00:17:01,354
‫من اهل سیاست نیستم.

275
00:17:01,500 --> 00:17:03,000
‫فقط میخوام پسرم سالم برگرده.

276
00:17:03,000 --> 00:17:04,000
‫آره.

277
00:17:04,500 --> 00:17:08,500
‫وقتی فرزندی فریاد کمک سر میده،
‫پدر با ارزش راهی برای نجات اون پیدا میکنه.

278
00:17:13,200 --> 00:17:15,968
‫من به شما دو نفر اعتماد دارم
‫که کار درست رو انجام بدید.

279
00:17:19,000 --> 00:17:23,000
‫آندره آ میگه جیکوب با پدرش
‫از خط ثابت این خونه تماس گرفته.

280
00:17:23,009 --> 00:17:24,377
‫لبه جنوبی منطقه سرخ پوستی.

281
00:17:24,500 --> 00:17:26,000
‫تلاش میکنن اینجا دور از دسترس بمونن.

282
00:17:26,000 --> 00:17:27,800
‫صاحبخونه از دوست های خانوادگی نش هاست.

283
00:17:27,800 --> 00:17:29,000
‫اون الان از شهر بیرون رفته.

284
00:17:29,000 --> 00:17:30,600
‫قسم خورد که نمیدونسته اونا اینجا هستن.

285
00:17:32,819 --> 00:17:35,555
‫بچه ها مایلز کیتل، از مأمورهای فدرال.

286
00:17:35,655 --> 00:17:37,624
‫باید باهاتون صحبت کنم.

287
00:17:45,031 --> 00:17:46,733
‫با تو.

288
00:17:49,000 --> 00:17:50,800
‫و سه شانزدهم این طرف.
‫این رو می‌بینید؟

289
00:17:50,837 --> 00:17:52,038
‫مارشال های ایالات متحده.

290
00:17:52,105 --> 00:17:53,740
‫- بیاید بیرون!
‫- برو.

291
00:18:25,905 --> 00:18:27,507
‫این جیکوب گرینه.

292
00:18:35,500 --> 00:18:37,500
‫محاله خانواده نش جیکوب رو کشته باشن.

293
00:18:37,500 --> 00:18:41,000
‫اثر انگشتشون همه جا توی خونه ای
‫که اون پیدا شد بود، و کیسی گفت که...

294
00:18:41,000 --> 00:18:44,000
‫توی اون تماس تلفنی عصبانی به نظر میرسیدن،
‫اینکه جیکوب درخواست کمک کرده بوده.

295
00:18:44,000 --> 00:18:45,500
‫آره، ابزار، انگیزه، فرصت.

296
00:18:45,658 --> 00:18:48,328
‫رد کردن اتهامات نیروی هوایی
‫بعد از این سخت تر شده.

297
00:18:48,500 --> 00:18:49,500
‫اصلاً منطقی نیست.

298
00:18:49,500 --> 00:18:51,000
‫اونا تصمیم گرفتن در برن، درسته؟

299
00:18:51,000 --> 00:18:52,500
‫نمیذاریم بیشتر از این جلو برن.

300
00:18:52,500 --> 00:18:54,000
‫حالا این یه پرونده قتله...

301
00:18:54,000 --> 00:18:55,200
‫پس میتونیم گردن بقیه بندازیمش؟

302
00:18:55,200 --> 00:18:57,000
‫اولویت وزارت دفاع گرفتن پاسخ درباره پهپاده.

303
00:18:57,000 --> 00:18:59,200
‫متخصص ها دارن روی کامپیوتری
‫که پیدا کردیم کار میکنن...

304
00:18:59,200 --> 00:19:02,200
‫توی خونه برادرها، شاید بتونه یه چیزهایی رو
‫درباره همه این ماجرا روشن کنه.

305
00:19:02,375 --> 00:19:04,010
‫خب، حواس جمع میمونیم.

306
00:19:04,977 --> 00:19:06,646
‫و فردا دوباره سراغ این موضوع میریم.

307
00:19:06,779 --> 00:19:08,281
‫بخوابید، بچه ها.

308
00:19:08,381 --> 00:19:09,849
‫شب بخیر.

309
00:19:19,326 --> 00:19:20,660
‫هی.

310
00:19:22,795 --> 00:19:24,964
‫این با پست اومد.

311
00:19:26,999 --> 00:19:29,436
‫دانشگاه کرست وود، اون طرف های میسولا.

312
00:19:29,500 --> 00:19:31,500
‫فکر کردم سر میز غذا درباره کار حرف نمیزنیم.

313
00:19:31,538 --> 00:19:33,673
‫خب، این کار نیست.

314
00:19:33,773 --> 00:19:35,342
‫آینده توئه.

315
00:19:37,143 --> 00:19:39,912
‫داری ۱۸ ساله میشی، بهش فکری کردی؟

316
00:19:41,814 --> 00:19:43,550
‫اوم...

317
00:19:43,650 --> 00:19:46,453
‫بیشتر تمرکزم روی اینه که سیدنی رو
‫به جشن فارغ التحصیلی ببرم یا نه.

318
00:19:48,988 --> 00:19:50,223
‫خب...

319
00:19:52,000 --> 00:19:53,500
‫مادرت میخواست به دانشگاه بری.

320
00:19:53,500 --> 00:19:56,000
‫رؤیاش این بود که زندگی ای
‫فراتر از این مزرعه داشته باشی.

321
00:19:56,000 --> 00:19:58,000
‫واقعاً میخوای با این چیزها
‫بهم عذاب وجدان بدی؟

322
00:19:59,198 --> 00:20:01,368
‫اگه حرف از خواسته مامان باشه...

323
00:20:01,501 --> 00:20:04,070
‫واقعاً فکر میکنی اون میخواست
‫تو به آدم های قبیله‌ش شلیک کنی؟

324
00:20:10,500 --> 00:20:14,000
‫فکر میکنم خیلی چیزها هست که
‫توی این مدت بهشون افتخار نمیکرد...

325
00:20:14,013 --> 00:20:16,182
‫برای همین دارم سعی میکنم
‫اوضاعت رو رو به راه کنم.

326
00:20:16,283 --> 00:20:18,251
‫مدام بهت میگم حالم خوبه.

327
00:20:26,893 --> 00:20:28,261
‫هی، میدونی...

328
00:20:30,000 --> 00:20:33,000
‫با همه این چیزهایی که گذروندیم،
‫فکر کنم شاید به استراحت نیاز داشته باشیم.

329
00:20:34,500 --> 00:20:38,500
‫چطوره این آخر هفته برای ماهیگیری
‫به رودخونه گالاتین بریم، مثل قدیم ها؟

330
00:20:40,673 --> 00:20:43,009
‫واقعاً فکر میکنی دلم میخواد
‫به یه رودخونه نزدیک بشم؟

331
00:21:11,000 --> 00:21:15,500
‫- حالت چطوره؟ روز مهمیه.
‫- خب، مگه اینکه نتونیم نش ها رو پیدا کنیم.

332
00:21:15,500 --> 00:21:20,000
‫تبلتم رو پر از برنامه های تلویزیونی کردم،
‫یه دست ورق هم هست.

333
00:21:20,000 --> 00:21:23,500
‫میدونی، مطمئن نبودم اسکربل سفریه،
‫یعنی، خیلی زیاده یا نه.

334
00:21:23,500 --> 00:21:25,500
‫- داری درباره چی حرف میزنی؟
‫- تفریحات...

335
00:21:25,500 --> 00:21:28,000
‫برای اینکه ما امشب توی
‫شیمی درمانی انجام بدیم.

336
00:21:28,254 --> 00:21:29,254
‫ما؟

337
00:21:29,322 --> 00:21:30,990
‫- آره.
‫- ببین، من پسرت نیستم...

338
00:21:31,123 --> 00:21:34,293
‫و نیازی ندارم مثل هلیکوپتر
‫دور و برم بگردی، باشه؟

339
00:21:36,896 --> 00:21:39,131
‫«یکی یعنی هیچ» چی؟

340
00:21:39,231 --> 00:21:43,970
‫مسائل بزرگ تری داری،
‫و من نیازی به دایه بازی ندارم.

341
00:21:46,138 --> 00:21:48,441
‫خبر تازه ای از برادرهای نش نشد؟

342
00:21:48,508 --> 00:21:52,812
‫هیچ فعالیتی روی تلفن های همراه
‫یا کارت های اعتباری نبوده.

343
00:21:52,912 --> 00:21:55,948
‫هیچ رد یا سرنخی نیست،
‫ولی بچه های تحلیل شواهد دیجیتالمون...

344
00:21:56,015 --> 00:21:57,750
‫بالاخره لپ تاپ رو هک کردن...

345
00:21:57,817 --> 00:22:00,152
‫معلوم شد مال کودا نشه.
‫اینجا رو نگاه کنید.

346
00:22:04,591 --> 00:22:08,327
‫خانواده نش تمام این ویدیوهای
‫پهپادها رو ضبط کردن؟ برای چی؟

347
00:22:08,428 --> 00:22:11,263
‫به نظر میرسه مخاطبی داشتن.
‫فیلم ها آپلود شدن به...

348
00:22:11,330 --> 00:22:14,133
‫یه سایت اشتراک فایل، برای یه کاربر ناشناس.

349
00:22:14,200 --> 00:22:16,500
‫این پهپادها فناوری فوق سری هستن...

350
00:22:16,500 --> 00:22:21,500
‫چیزی که خیلی ها از ارتش های خارجی گرفته
‫تا شرکت های رقیب...

351
00:22:21,500 --> 00:22:23,200
‫خیلی دوست دارن به اون دست پیدا کنن.

352
00:22:23,342 --> 00:22:24,711
‫و بابتش یه ثروت پرداخت کنن.

353
00:22:24,844 --> 00:22:26,844
‫هر کسی که توی طرف دیگه
‫این اشتراک فایل بوده...

354
00:22:26,879 --> 00:22:29,716
‫نگاه خیلی خوبی به بعضی
‫سخت افزارهای ممنوعه انداخته.

355
00:22:30,000 --> 00:22:34,000
‫خب، شاید خانواده نش میخواستن
‫جیکوب رو از این سود باد آورده کنار بذارن.

356
00:22:34,000 --> 00:22:35,000
‫جاسوسی؟

357
00:22:36,000 --> 00:22:38,000
‫تروریسم داخلی و قتل کافی نیست...

358
00:22:38,000 --> 00:22:41,000
‫- که به اینا بچسبونیم؟
‫- خب، من فقط داشتم شواهد رو دنبال میکردم.

359
00:22:41,000 --> 00:22:43,200
‫هیچکدوم از اتهاماتی که به اونا میزنی
‫درست به نظر نمیرسه.

360
00:22:43,663 --> 00:22:46,733
‫پس چرا دوستشون مرده
‫روی کف آشپزخانه رها شده بود؟

361
00:22:49,469 --> 00:22:51,871
‫نمیدونم، همه یه چیزی رو مخفی میکنن.

362
00:22:54,641 --> 00:22:56,142
‫من تقاضای صبوری دارم.

363
00:22:56,242 --> 00:22:59,712
‫همه ما دل شکسته هستیم
‫و به دنبال پاسخ میگردیم.

364
00:23:05,500 --> 00:23:08,500
‫این حتی بدترین شکم پاره شدنی هم نیست
‫که امروز صبح تحمل کردم.

365
00:23:08,500 --> 00:23:12,000
‫اینکه جوونی اینطور کشته بشه،
‫باید خشم زیادی به پا کنه.

366
00:23:12,058 --> 00:23:13,960
‫نباید متوجه تو باشه.

367
00:23:15,227 --> 00:23:17,263
‫جیکوب یه گردنبند پرنده
‫رعد و برق به تن داشت.

368
00:23:17,363 --> 00:23:19,566
‫فکر کردم شاید بخوای اون رو به پدرش بدی.

369
00:23:23,736 --> 00:23:26,939
‫این فکر که جیکوب توسط
‫دوست هاش کشته شده...

370
00:23:27,000 --> 00:23:29,500
‫اینکه یکی از خانواده های خودمون
‫این کار رو با یکی دیگه کرده...

371
00:23:29,576 --> 00:23:30,977
‫اون تو هست؟!

372
00:23:31,077 --> 00:23:34,113
‫هی نمیتونی بری تو، نگهبان!

373
00:23:34,881 --> 00:23:36,449
‫گفتی ازش محافظت میکنی.

374
00:23:36,549 --> 00:23:39,018
‫و اون گفت اگه پیش تو بریم،
‫میدونی چطور کمکش کنی.

375
00:23:39,118 --> 00:23:41,454
‫توی چشم هام نگاه کردید.
‫شما دروغگو هستید.

376
00:23:41,554 --> 00:23:43,222
‫حرف هات رو زدی، لارنس.

377
00:23:43,500 --> 00:23:46,500
‫گذاشتی خانواده نش پسرم رو ببرن،
‫و هنوز اینجا نشستی؟

378
00:23:46,793 --> 00:23:48,795
‫خب، یکی باید دست به کار بشه!

379
00:23:51,764 --> 00:23:53,399
‫بروکن راک گرسنگی رو میشناسه.

380
00:23:53,466 --> 00:23:55,301
‫ما درد از دست دادن رو میشناسیم.

381
00:23:57,570 --> 00:24:00,206
‫ولی تفرقه رو نمیشناسیم.

382
00:24:01,000 --> 00:24:06,000
‫دسته بندی ها، ناآرامی، خشونت،
‫و حالا یه خصومت خانوادگی چند نسلی.

383
00:24:06,500 --> 00:24:08,000
‫اگه توی این مسیر بمونیم...

384
00:24:08,000 --> 00:24:11,500
‫و شروع به از هم پاشیدن کنیم
‫مثل ناواهو و پاین ریج قبل از ما.

385
00:24:12,000 --> 00:24:15,500
‫تو همیشه این جامعه رو کنار هم نگه داشتی،
‫حتی در مواجهه با فاجعه.

386
00:24:15,500 --> 00:24:19,000
‫دارم تلاش میکنم نگهش دارم،
‫ولی همه چی داره از دست میره.

387
00:24:20,500 --> 00:24:25,000
‫باور اونا به من،
‫یقین من به اینکه چه چیزی به صلاحشونه.

388
00:24:25,998 --> 00:24:27,934
‫اگه خون ریزی بیشتری رخ بده...

389
00:24:28,034 --> 00:24:31,270
‫این آزمایش نظامی ممکنه آتیشی
‫توی منطقه به پا کرده باشه...

390
00:24:31,337 --> 00:24:33,172
‫که قابل خاموش کردن نیست.

391
00:24:38,645 --> 00:24:41,848
‫هی، با رین واتر چطور پیش رفت؟

392
00:24:42,000 --> 00:24:46,500
‫خب، به نظر میرسه خانواده جیکوب گرین
‫به دنبال انتقامی از خانواده نش هستن.

393
00:24:47,000 --> 00:24:49,500
‫- خب، امیدوارم فقط در حد حرف باشه.
‫- آره، خصومت خونی...

394
00:24:49,500 --> 00:24:51,500
‫چیزی که من درباره‌ش میدونم.

395
00:24:51,500 --> 00:24:55,000
‫خب، خواستن انتقام به این معنی نیست
‫که از عهده انجامش بر میان.

396
00:24:55,500 --> 00:24:59,500
‫آره، گرین چند مأموریت توی عراق رفت،
‫و پسر دیگه‌ش هم که نظامی بوده.

397
00:24:59,500 --> 00:25:03,000
‫و پاداش خدمتشون اینه که ارتش توی
‫خونه خودشون هم عذابشون میده.

398
00:25:03,000 --> 00:25:05,500
‫آره، وزارت دفاع استعدادی توی
‫به بار آوردن تلفات جانبی داره.

399
00:25:05,538 --> 00:25:09,408
‫همونطور که با هر ویزیت پزشک به یادم میاد.

400
00:25:10,500 --> 00:25:12,500
‫سرطانت مربوط به دوران خدمتت
‫توی نیروی دریاییه؟

401
00:25:12,500 --> 00:25:14,100
‫دکتر میگه از گودال های سوزوندن زباله‌ست.

402
00:25:14,100 --> 00:25:18,000
‫آمار سرطان ریه جهش داشته که با سابقه
‫خدمتم توی افغانستان همخونی داره.

403
00:25:18,000 --> 00:25:21,000
‫و فکر میکردیم شیطان های توی سرمون
‫تنها هدیه‌مون باشن، مگه نه؟

404
00:25:21,000 --> 00:25:22,000
‫هوم.

405
00:25:22,000 --> 00:25:25,500
‫حداقل این آسیب، میدونی،
‫قابل شناسایی و برطرف کردنه.

406
00:25:25,500 --> 00:25:31,000
‫خیلی راحت تر از اینه که
‫با زخم های نامرئی بجنگی.

407
00:25:31,500 --> 00:25:35,500
‫اون زخم های نامرئی،
‫واقعاً درخواست کمک رو سخت میکنن.

408
00:25:36,000 --> 00:25:38,000
‫برای همینه که نمیتونی
‫تیت رو سرزنش کنی، رفیق...

409
00:25:38,000 --> 00:25:40,500
‫که نمیتونه بهت بگه چی نیاز داره، هوم.

410
00:25:40,500 --> 00:25:43,000
‫آره، خوبه که همه توی
‫پذیرش کمک انقدر عالی هستیم...

411
00:25:43,000 --> 00:25:44,700
‫با توجه به بقیه چیزهایی که آزارمون میده.

412
00:25:44,877 --> 00:25:48,280
‫آره، حرف دل رو زدی.

413
00:25:48,500 --> 00:25:50,000
‫هی، همین الان یه گزارش ناشناس رسید.

414
00:25:50,000 --> 00:25:53,000
‫یکی خانواده نش رو توی مرکز
‫اجتماعی قدیمی بروکن راک دیده.

415
00:25:53,000 --> 00:25:57,000
‫اگه بپیچه، ممکنه پای انتقام جویی محلی رو
‫وسط بکشه، یه جنگ داخلی راه بندازه.

416
00:25:57,023 --> 00:25:58,791
‫بیاید قبل از شروع، متوقفش کنیم.

417
00:26:03,000 --> 00:26:04,500
‫بچگی هام اینجا تمرین طبل میرفتم.

418
00:26:04,500 --> 00:26:06,000
‫حالا دارم به اینجا حمله میکنم.

419
00:26:06,000 --> 00:26:08,000
‫به خاطر حفظ یکپارچگی این جامعه.

420
00:26:08,000 --> 00:26:10,000
‫پشت اون دری که داریم میریم توش چی هست؟

421
00:26:10,000 --> 00:26:12,000
‫مجموعه ای از اتاق ها که
‫حالا همشون خالی هستن.

422
00:26:12,000 --> 00:26:15,000
‫نقاط ورود توی اضلاع شمال،
‫جنوب و شرق ساختمون هست.

423
00:26:15,241 --> 00:26:17,376
‫جای ایده آلی برای قایم شدن برادرهای نش.

424
00:26:17,476 --> 00:26:19,979
‫بروکن راک دیگه طاقت
‫خون ریزی بیشتر رو نداره.

425
00:26:20,079 --> 00:26:21,480
‫باید برادرها رو زنده دستگیر کنیم.

426
00:26:21,500 --> 00:26:23,500
‫سلاح ها آماده، مظنون ها زنده.
‫بچه ها، یالا.

427
00:26:54,781 --> 00:26:56,282
‫پناه بگیرید!

428
00:26:56,348 --> 00:26:57,784
‫چی می‌بینی؟

429
00:26:58,685 --> 00:27:00,386
‫حداقل دو تا تیرانداز.

430
00:27:15,501 --> 00:27:16,669
‫پناه بگیرید!

431
00:27:23,642 --> 00:27:26,445
‫- هی، همه حالشون خوبه؟
‫- این لعنتی ها کی بودن؟

432
00:27:26,545 --> 00:27:29,215
‫امکان نداره برادرهای نش همینطوری
‫مثل نینجاها به جونمون افتاده باشن.

433
00:27:29,500 --> 00:27:32,500
‫بعیده خانواده جیکوب گرین
‫اون مدل تجهیزات تاکتیکی رو داشته باشن.

434
00:27:32,500 --> 00:27:34,500
‫یه راه برای فهمیدن این داریم
‫که با کی طرف هستیم.

435
00:27:45,865 --> 00:27:49,335
‫تیراندازها هر کی که باشن،
‫چطور یه قدم از ما جلوتر هستن؟

436
00:27:49,500 --> 00:27:51,500
‫فدرال ها پیدا بشن، کل بومی ها باخبر میشن.

437
00:27:51,500 --> 00:27:54,200
‫ببینید، شاید نش ها هنوز اینجا باشن،
‫پس دو نفرتون با من، بزنید بریم.

438
00:27:59,500 --> 00:28:03,000
‫اگه من داشتم برای نجات جونم فرار میکردم،
‫توی اون جنگل پناه میگرفتم.

439
00:28:03,149 --> 00:28:04,717
‫برو جلو.

440
00:28:08,387 --> 00:28:10,056
‫مارشال های آمریکا، تکون نخور!

441
00:28:10,156 --> 00:28:12,591
‫کمک، لطفاً.

442
00:28:16,062 --> 00:28:17,529
‫این متیو نشه.

443
00:28:17,596 --> 00:28:19,265
‫بهش شلیک شده.

444
00:28:19,398 --> 00:28:21,233
‫جای زخم گلوله روی شونه راست.

445
00:28:21,500 --> 00:28:22,500
‫به اورژانس نیاز دارم.

446
00:28:22,500 --> 00:28:25,000
‫آره، به نظر میاد کودا
‫با شروع درگیری فرار کرده.

447
00:28:25,000 --> 00:28:28,000
‫هی کیسی، مایلز.
‫یه مظنون این داخل افتاده.

448
00:28:28,407 --> 00:28:30,342
‫کودا رو گم کردیم.

449
00:28:30,500 --> 00:28:31,500
‫مفهومه.

450
00:28:31,500 --> 00:28:33,500
‫وای، این بچه داره خون ریزی میکنه.
‫آمبولانس لازمه.

451
00:28:33,545 --> 00:28:35,915
‫ما توی حومه منطقه حفاظت شده هستیم.
‫کمک خیلی دوره.

452
00:28:37,000 --> 00:28:38,500
‫من میرم به مایلز و کیسی کمک کنم.

453
00:28:38,500 --> 00:28:41,000
‫شماها به سمت اورژانس برید
‫و به متیو برسید، باشه؟

454
00:28:41,000 --> 00:28:42,500
‫نه، یکی از ما رو با خودت ببر.

455
00:28:42,500 --> 00:28:45,000
‫الان وقت این نیست که بخوای نگران من باشی.

456
00:28:45,000 --> 00:28:48,000
‫ما دو تا تیرانداز ناشناس اون بیرون داریم،
‫و کودا نش هم احتمالاً مسلحه.

457
00:28:48,000 --> 00:28:50,200
‫به هر اسلحه ای که میتونیم
‫برای درگیری بیاریم نیاز داری.

458
00:28:50,696 --> 00:28:54,100
‫هی دره، مطمئن شو زنده بمونه.

459
00:28:55,500 --> 00:28:58,000
‫نه، زود باش.
‫متیو، با من بمون.

460
00:28:58,000 --> 00:29:00,000
‫برادرم حالش خوب میشه؟

461
00:29:00,000 --> 00:29:01,200
‫داریم تمام تلاشمون رو میکنیم.

462
00:29:01,200 --> 00:29:04,200
‫اگه فراری نبودی،
‫میتونستم خیلی بیشتر ازت محافظت کنم.

463
00:29:04,200 --> 00:29:05,200
‫ما کار اشتباهی نکردیم.

464
00:29:06,412 --> 00:29:09,048
‫اون پهپادی که عمو چارلی رو کشت،
‫از آسمون سقوط کرد.

465
00:29:09,115 --> 00:29:11,550
‫داری میگی مرگش فقط یه تصادف بوده؟

466
00:29:11,617 --> 00:29:12,952
‫محاله.

467
00:29:13,000 --> 00:29:15,200
‫دولت ادعا کرد داره پهپادهای
‫شناسایی رو آزمایش میکنه...

468
00:29:15,200 --> 00:29:16,200
‫ولی اون یکی مسلح بود.

469
00:29:16,455 --> 00:29:19,591
‫درست قبل از برخورد منفجر شد.

470
00:29:20,392 --> 00:29:21,994
‫اونا عمو چارلی رو کشتن.

471
00:29:30,500 --> 00:29:34,500
‫متیو ادعا میکنه پهپادی که سقوط کرده
‫مسلح بوده، و اینا همه یه سرپوش گذریه.

472
00:29:34,640 --> 00:29:36,542
‫راست باشه یا نه، کودا هنوز در خطره.

473
00:29:38,144 --> 00:29:40,246
‫هی، خون.

474
00:29:40,312 --> 00:29:41,613
‫از این طرف.

475
00:29:47,353 --> 00:29:50,322
‫بخشی از ماستمالی کردنه.
‫ماشین جنگی داره دنبال کودا میگرده.

476
00:29:50,500 --> 00:29:52,500
‫به خاطر همینه که اول ما باید بهش برسیم.

477
00:29:52,500 --> 00:29:56,000
‫دو تا تیرانداز با یه چشم توی آسمون
‫کار سختی برای غلبه کردنه.

478
00:29:56,000 --> 00:29:58,500
‫کال، پهپاد داره کودا رو تعقیب میکنه.

479
00:29:58,500 --> 00:30:00,100
‫تیراندازها رو به سمت اون یا ما میکشونه.

480
00:30:00,332 --> 00:30:01,332
‫آره، فهمیدم.

481
00:30:01,333 --> 00:30:02,869
‫اگه این عملیات خودسرانه و مخفیه...

482
00:30:03,000 --> 00:30:06,000
‫شاید کسی رو به جای هدایت از راه دور
‫اینجا روی زمین گذاشته باشن.

483
00:30:06,000 --> 00:30:07,000
‫به جستجو ادامه میدیم.

484
00:30:09,375 --> 00:30:12,511
‫ردش داره محو میشه، هیچ خونی نیست.

485
00:30:14,680 --> 00:30:17,950
‫از این طرفه، تو این منطقه رو میشناسی.

486
00:30:18,017 --> 00:30:19,385
‫اگه میخواستی قایم بشی، کجا میرفتی؟

487
00:30:19,485 --> 00:30:20,953
‫جلوتر یه پناهگاه چوبی افتاده هست.

488
00:30:21,053 --> 00:30:24,090
‫بچگی ها اونجا بازی میکردیم.
‫کودا باید بشناستش.

489
00:30:31,931 --> 00:30:33,866
‫همینجاست.

490
00:30:41,640 --> 00:30:44,243
‫- مارشال های آمریکا.
‫- کودا.

491
00:30:44,343 --> 00:30:47,746
‫برادرت پیش ماست، اومدیم کمکت کنیم.

492
00:30:54,000 --> 00:30:56,000
‫اگه این یه جور مخفی کاریه،
‫پس چرا به کسی نگفتی؟

493
00:30:56,000 --> 00:30:58,500
‫ارتش خودت داره تعقیبت میکنه.
‫به کی میتونی اعتماد کنی؟

494
00:30:58,500 --> 00:31:03,500
‫داشتیم همه چی رو مستند میکردیم،
‫ذخیره‌شون میکردیم که تحویل...

495
00:31:03,500 --> 00:31:05,500
‫درست مطمئن نبودیم به کی...

496
00:31:05,500 --> 00:31:08,000
‫ولی بعضی از مردهای نیروی هوایی
‫و لباس شخصی های هورس...

497
00:31:08,000 --> 00:31:09,900
‫ما رو سر صحنه سقوط دیدن
‫که داشتیم فیلم میگرفتیم.

498
00:31:09,900 --> 00:31:11,100
‫فیلم صحنه سقوط، آپلودش کردی؟

499
00:31:11,100 --> 00:31:12,500
‫نه، اصلاً وقت نشد.

500
00:31:12,704 --> 00:31:15,041
‫هنوز روی گوشیمه.

501
00:31:16,875 --> 00:31:18,210
‫مسلح نیست.

502
00:31:18,277 --> 00:31:20,346
‫آره، ولی دور زد.
‫ما رو پیدا کرد.

503
00:31:20,412 --> 00:31:22,081
‫اصلاً نمیخواستم این اتفاق ها بیفته.

504
00:31:22,181 --> 00:31:24,216
‫فقط میخواستم از منطقه محافظت کنم.

505
00:31:25,500 --> 00:31:29,000
‫زیاد طول نمیکشه که
‫تیراندازها ما رو اینجا پیدا کنن.

506
00:31:29,388 --> 00:31:31,190
‫کاپشن و کلاهت رو بهم بده.

507
00:31:40,000 --> 00:31:41,000
‫مطمئنی؟

508
00:31:41,000 --> 00:31:42,600
‫فقط چون هوام رو داری.

509
00:31:42,600 --> 00:31:44,400
‫- داری چیکار میکنی؟
‫- داره برامون وقت میخره...

510
00:31:44,403 --> 00:31:46,405
‫تک تیرانداز رو از رومون برمیداره.

511
00:32:06,492 --> 00:32:09,128
‫- همینجا بمون.
‫- آره، باشه.

512
00:32:26,500 --> 00:32:28,100
‫باید این پهپاد رو از روی سرمون برداریم.

513
00:32:28,100 --> 00:32:30,000
‫مسلح نیست،
‫ولی بهشون اجازه میده ردمون رو بزنن.

514
00:32:30,000 --> 00:32:32,000
‫هنوز داریم میگردیم.

515
00:32:42,761 --> 00:32:44,596
‫آره خودشه، تنظیمات از راه دور.

516
00:32:44,696 --> 00:32:46,065
‫من بیرون میکشمشون.

517
00:32:46,165 --> 00:32:48,000
‫تو یه پسری داری که باید پیشش برگردی.

518
00:32:48,100 --> 00:32:50,202
‫نیازی به کمک ندارم.

519
00:33:06,785 --> 00:33:09,155
‫مارشال های آمریکا!

520
00:33:11,323 --> 00:33:12,824
‫اپراتور پهپاد از پا در اومد.

521
00:33:12,891 --> 00:33:14,626
‫تک تیراندازها حالا کور شدن.

522
00:33:33,500 --> 00:33:35,500
‫مایلز، اینجا یه محدوده خالی از سکنه دارم.

523
00:33:35,500 --> 00:33:37,000
‫میتونی آتیش پوششی بهم بدی؟

524
00:33:37,000 --> 00:33:38,000
‫فهمیدم.

525
00:34:07,279 --> 00:34:09,281
‫دو تا تیرانداز کاملاً از پا در اومدن.

526
00:34:09,415 --> 00:34:10,949
‫همه جا امنه.

527
00:34:19,291 --> 00:34:21,960
‫دلم میخواد باور کنم که
‫با ارتش خودمون توی جنگ نبودیم.

528
00:34:22,060 --> 00:34:24,963
‫هورس ایویانکس، دستیار شخصیه اشر.

529
00:34:25,000 --> 00:34:27,500
‫این همه کار برای اینکه پول های کثیف
‫همینطور جریان داشته باشه.

530
00:34:27,500 --> 00:34:29,500
‫مجتمع نظامی-صنعتی چندان بویی نبرده.

531
00:34:30,902 --> 00:34:33,272
‫توی اون عملیات انحرافی که
‫انجام دادی خیلی چیزها بود.

532
00:34:33,371 --> 00:34:35,407
‫این رو برای برادرهام انجام دادم.

533
00:34:35,507 --> 00:34:37,243
‫همشون.

534
00:34:39,500 --> 00:34:43,500
‫امروز رفقا، دو نفر رو نجات دادیم،
‫سه جوون رو تبرئه کردیم...

535
00:34:43,900 --> 00:34:46,000
‫و جلوی یه شورش رو توی بروکن راک گرفتیم.

536
00:34:46,000 --> 00:34:50,500
‫کسی دیگه تعجب نمیکنه که چرا اشر خودش
‫تفنگدار استخدام کرده بود ولی پیش ما اومد؟

537
00:34:50,500 --> 00:34:53,500
‫چون نیروی هوایی واقعاً باور کرده بود
‫که پهپاد سقوط کرده.

538
00:34:53,592 --> 00:34:55,494
‫منظورم اینه که، اشر مجبور بود همراهی کنه.

539
00:34:55,500 --> 00:35:00,500
‫پس، اون تماس سرمایه گذار کار اون بود که
‫میخواست نذاره بروکن راک سه رو بگیریم.

540
00:35:01,000 --> 00:35:05,000
‫اون میدونست اونا ویدیویی دارن که ثابت میکرد
‫غیرقانونی پهپادهای مسلح رو آزمایش میکنن.

541
00:35:05,000 --> 00:35:09,000
‫آره خب، حالا کودا ویدیو رو به دفتر تحقیقات
‫نیروی هوایی فرستاده، پس دست اونه.

542
00:35:09,074 --> 00:35:10,842
‫امیدوارم عدالت اجرا بشه.

543
00:35:11,000 --> 00:35:13,000
‫کارتون عالی بود، بچه ها.
‫منم سراغ کار خودم برم.

544
00:35:13,000 --> 00:35:14,000
‫هی.

545
00:35:18,500 --> 00:35:22,000
‫مطمئنی کاری از دستمون بر نمیاد؟

546
00:35:22,000 --> 00:35:25,000
‫ببین، من حوصله ندارم دوباره
‫این بحث رو پیش بکشم، باشه؟

547
00:35:25,357 --> 00:35:27,893
‫هی، این مبارزه منه.

548
00:35:30,000 --> 00:35:37,000
‫خب، عجب کار بزرگی کردی،
‫جون متیو رو نجات دادی.

549
00:35:37,336 --> 00:35:38,570
‫به نظر تعجب کردی.

550
00:35:38,670 --> 00:35:40,506
‫اتاق تاریک، تهدیدهای ناشناخته.

551
00:35:40,606 --> 00:35:44,510
‫نگران بودم مثل اون زیرزمین ترس برت داره.

552
00:35:47,313 --> 00:35:50,316
‫بل، من حالم خوبه.

553
00:35:51,483 --> 00:35:52,918
‫باشه.

554
00:35:54,000 --> 00:35:57,000
‫گوین اشر، مدیر عامل هورس ایویانکس،
‫امروز دستگیر شد...

555
00:35:57,189 --> 00:35:59,858
‫هه، به نظر میاد کار اشر ساخته‌ست.

556
00:35:59,991 --> 00:36:02,494
‫قسم میخوردم وزارت دفاع
‫این رو ماست مالی کنه.

557
00:36:02,500 --> 00:36:07,500
‫شما دو نفر نذاشتید یه فاجعه
‫به روز رستاخیز بروکن راک تبدیل بشه.

558
00:36:07,533 --> 00:36:10,902
‫و حالا آزمایش کردن نزدیک
‫زمین های ما ممنوع شده.

559
00:36:11,002 --> 00:36:12,738
‫عجب لطف بزرگی از طرف دولت.

560
00:36:13,000 --> 00:36:14,000
‫خب، به لطف شما...

561
00:36:14,000 --> 00:36:17,500
‫مردهایی که پشت مردم ما وایسادن
‫به حق قهرمان شناخته میشن.

562
00:36:18,544 --> 00:36:21,313
‫اگه بروکن راک همچنان به قهرمان ها
‫و شهیدها نیاز داشته باشه...

563
00:36:21,413 --> 00:36:25,351
‫یعنی یه جای کار عمیقاً لنگه
‫و باید تغییر کنه.

564
00:36:27,085 --> 00:36:28,454
‫رئیس رین واتر.

565
00:36:35,500 --> 00:36:37,500
‫ممنون که برای پسرم عدالت رو اجرا کردید.

566
00:36:37,500 --> 00:36:40,000
‫فقط متأسفم که زودتر نتونستیم بهش برسیم.

567
00:36:40,000 --> 00:36:44,500
‫به لطف شما، میدونم کی جونش رو گرفت،
‫و میدونم که اون پسر خوبیه.

568
00:36:49,508 --> 00:36:51,443
‫از اینکه عزیزت رو از دست دادی خیلی متأسفم.

569
00:36:52,544 --> 00:36:54,480
‫ممنونم، رئیس.

570
00:37:00,919 --> 00:37:03,422
‫به نظر میرسه قبیله یادشه
‫چطور براشون جنگیدی.

571
00:37:03,522 --> 00:37:04,890
‫خب، لارنس که یادشه.

572
00:37:05,000 --> 00:37:07,000
‫خانواده نش هنوز من رو
‫برای اون اتفاق مقصر میدونن.

573
00:37:07,025 --> 00:37:09,194
‫مایلز درباره تغییر حق داره.

574
00:37:09,295 --> 00:37:10,796
‫باید به راه های دیگه فکر کنم.

575
00:37:10,896 --> 00:37:14,933
‫چشمم رو به دیدگاه های دیگه
‫برای آینده بروکن راک باز کنم.

576
00:37:15,000 --> 00:37:17,000
‫دیدگاه های دیگه؟

577
00:37:17,000 --> 00:37:19,000
‫من به یکی از اعضای قبیله اجازه دادم که...

578
00:37:19,000 --> 00:37:22,000
‫میخواد یه تعاونی پرورش ماریجوانا
‫روی زمین هامون راه بندازه.

579
00:37:22,000 --> 00:37:23,000
‫مزرعه علف؟

580
00:37:23,000 --> 00:37:25,500
‫آره، استدلالش اینه که
‫زندگی تازه ای به جامعه میاره.

581
00:37:25,711 --> 00:37:27,946
‫شغل، امید.

582
00:37:28,000 --> 00:37:30,200
‫- به حرف هاش باور داری؟
‫- چیزی که من بهش باور دارم...

583
00:37:30,500 --> 00:37:35,000
‫اینه که اگه کار تازه
‫و چشمگیری امتحان نکنم...

584
00:37:35,421 --> 00:37:39,791
‫شاید کسایی که برام خیلی عزیز هستن
‫برای همیشه از دستم برن.

585
00:38:14,292 --> 00:38:16,328
‫بیا اینجا.

586
00:40:17,382 --> 00:40:19,417
‫هر چقدر میخوای با من بجنگ.

587
00:40:24,590 --> 00:40:29,360
‫این رو به تنهایی تحمل نمیکنی، پیتر کالوین.

588
00:40:52,851 --> 00:40:53,985
‫هی.

589
00:40:55,120 --> 00:40:59,090
‫چرا نمیری بالا بخوابی؟
‫باید ساعت ۷ بیدار بشیم.

590
00:40:59,190 --> 00:41:00,959
‫بهت گفتم، نمیخوام به ماهیگیری برم.

591
00:41:01,059 --> 00:41:02,494
‫ماهیگیری نه.

592
00:41:04,863 --> 00:41:06,932
‫- پیش یه روان درمانگر می‌برمت.
‫- چی؟

593
00:41:07,032 --> 00:41:08,366
‫جدی میگی؟

594
00:41:08,500 --> 00:41:14,000
‫این آخرین جاییه که پدرم من رو می‌برد،
‫آخرین جاییه که خودم میرفتم، برای همین...

595
00:41:14,000 --> 00:41:16,000
‫امیدوارم این باعث بشه
‫جای درستی برای تو باشه.

596
00:41:16,000 --> 00:41:18,600
‫- نیازی به روانشناس ندارم.
‫- میدونم زیاده روی به نظر میرسه پسرم...

597
00:41:18,600 --> 00:41:20,500
‫ولی کمک گرفتن از بیرون
‫بهترین چیز برای توئه.

598
00:41:20,500 --> 00:41:22,000
‫- من نمیرم.
‫- لعنتی، تیت.

599
00:41:22,000 --> 00:41:24,000
‫توی این یکی نمیتونی ازم سرپیچی کنی.
‫برو بخواب.

600
00:41:30,000 --> 00:41:40,000
‫<font color="#96dcd2"><i><b><font color="#96ffee">⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡</font></b></i></font>

